Mistari 200 ya kwanza.
دیگه ازت نمیپرسم
نقشه کجاست؟
ببین، تو قبلا گفتی که
دیگه نمیپرسی
دفعه آخری که پرسیدی
تو باهوشتر از دوستت بنظر میای
من هرگز همچین حرفی رو نمیزنم
منظورم اینکه هرکسی نقاط ضعف و قوت خاص خودش رو داره
خفه شو، نقشه کجاست؟
باشه باشه، صبرکن آروم باش
بذار یک سوال بهتری ازت بپرسم
یک لحظه پیش چند تا نارنجک به جلیقه ات وصل بود؟
چون من شمردم سه تا بود
ولی الان فقط دوتا رو میبینم
چیزی که دوست خیلی باهوشم سعی میکنه بگه اینکه
بذار ما بریم وگرنه هیچکس از این اتاق زنده بیرون نمیره
دقیقا درسته
هی آفرین بوزر، حالا پین رو بذارش سرجاش
و بذار بریم...داری چکار میکنی؟ - اوه نه -
فکر کنم پین رو گم کردم - تو چی؟ -
آره گم شده
فکر کنم افتاده توی درین
ولی تو میتونی یه فکری کنی، درسته؟ - ...آه -
منظورت از "آه" چیه؟
چیه؟
اَه، بهش دست نزن، میدونم
ولی چوب یک ماده تطبیق پذیره
قدرت کششی بالایی داره
یعنی سخته که تیکه اش کرد
و قدرت فشار بالایی داره
پس وقتی بهش فشار وارد کنی نمیشکه
این جدا جواب میده؟
احتمالا نه، چون چوب
قدرت مقاومت برشی بالایی نداره
که توانایی یک ماده برای مقاومت در برابر
دو نیرویی هست که در خلاف جهت فشار وارد میکنن
مثل قیچی یا میشه گفت سوئیچ ماشه نارنجک
چقدر سریع میتونی به در برسی؟
گزینه دیگه ای هم دارم؟
کل روز دستت رو روی اون نگه داری
ولی دستم همین الانش گرفتگی پیدا کرده
و تو این رو میدونی که خانواده ام سابقه التهاب مفصل رو دارن
پس این تنها گزینه ماست
این باید برامون چند ثانیه بیشتر زمان بخره
حالا، بندازش انتهای اتاق
و بعدش سریع میدویم سریع
باشه، با شماره سه
!یک، دو، سه
po0ya.Ef ترجمه و زیرنویس از @Macgyverfans ما رو در تلگرام دنبال کنید
مک؟ مک؟ اینجایی؟
مک، چه غلطی میکنی؟
داشتم برای خودمون شام می پختم - این قرار بود غذا باشه؟ -
من هیچوقت سَر در نمیارم کسی که
میتونه با گیره کاغذی یه بمب رو خنثی کنه
چطور نمیتونه یه غذای ساده بپزه
آره خب، ما هر کدوم مون نقاط ضعف و قوت خاص خودمون رو داریم
غیر از اینه؟
نه نه
خب حالا چرا امروز آشپز شدی؟
میدونم هفته پیش برات آسون نبود
با توجه به اینکه لیینا برای اینکه پیش تو نقل مکان کنه دودل شد
خب من فکر کردم یه غذای خوب خونگی میتونه مغزت رو از اون مسئله خالی کنه
ممنون مک ولی من خوبم
صادقانه میتونم بگم بعد از کمی تفکر
این بهترین تصمیم بود
اون بالاخره قبول میکنه
متی در اتاق جنگ بهمون نیاز داره
خب، بیا یکم این رو جمع و جور کنیم بعدش بریم
چطوره کاری نکنیم؟ فقط بذار همونطوری باشه
میدونی...ولش کن - مطمئنی؟ -
آره مطمئنم - باشه -
باشه - مطمئنم زیر اون سوخته ها -
چیزای خوبی وجود داره - مطمئنم داری اشتباه میزنی -
موسسه فینیکس
جایی در لس آنجلس
این بوی سوختنی مال چیه؟
شام ـه
میدونین، بعضی وقتا فکر میکنم
که لازمه شما دو نفر 24ساعته زیر نظر باشید
یکم ترسناک ـه که این یک گزینه اس
فقط یک تماس لازمه
خب امروز چی داریم؟
این تصاویر دوربین های نظارتی شرکت گاوصندوق وستوود هست
در داخل یکی از خصوصی ترین و امن ترین گاوصندوق هاشون در کالیفرنیا
این تصاویر مال دو ساعت پیش ـه
چهار نفری که ماسک گربه ای زدن
گروهی از سارقان هستن که مسئول
چندین سرقت اموال گرانبها در سال پیش بودن
امروز اونا سعی کردن پنج میلیون دلار بصورت شمش طلا رو به سرقت ببرن
...اون زنی که ماسک زده
اون رهبرشون ـه، شارلوت کول
معلوم شده که شارلوت یک زندگی کاملا دو قطبی و متفاوت داره
در طول روز، اون یک همسر و مادر دو فرزنده
کسی که بازاریاب شرکت پزشکی لس آنجلس ـه
در طول شب بطور پنهانی بصورت سارق حرفه ای کار میکنه
خب، پوشش قوی ـه
چه کسی شک میکنه که یک مادر جوان یک گروه از سارقان رو رهبری کنه؟
و یک کار که در قسمت فروش داره یعنی کسی تعجب نمیکنه که این انقدر سفر میره
اگه شارلوت و گروهش به دام افتادن
ما رو برای چه کاری لازم داری؟ - ازتون میخوام که تبدیل به اونا بشین -
بیست و چهار ساعت پیش یک جنایتکار که فقط با نام "فنس" شناخته میشه
با شارلوت تماس گرفته تا اون و گروهش رو برای کاری استخدام کنه
فنس هدف خیلی باارزشی ـه
اون این افتخار رو داره که در
لیست آرزوهای همه سرویس های اطلاعاتی هست
این عجیبه که من تا حالا اسمی ازش نشنیدم؟
میدونین، من دقیقا همین فکر رو میکردم
ولی نمیخواستم چیزی بگم - درواقع نه -
اولویت اول فنس این بود که هویت اش مخفی بمونه
ما هیچ عکسی، هیچ پیام ضبط شده ای و هیچی در کل ازش نداریم
تنها چیزی که میدونیم اینکه اون سارق های حرفه ای رو استخدام میکنه
برای اینکه اشیای ارزشمند رو به سرقت ببرن
بعد اون سودش رو به چندین گروه تروریستی منتقل میکنه
تو میخوای به محل ملاقات شارلوت با فنس بریم
درسته. میخوام شما شکل دزد ها رو به خودتون بگیرید
و رایلی هم به عنوان رهبر گروه تون شارلوت کول جدید
صبرکن، فنس میدونه گروه ماسک گربه ای چه شکلی هستن؟
هیچکس نمیدونه اونا چه شکلی ان بجز ما
پس ما به این ملاقات میریم و فنس رو دستگیر میکنیم
نه، شما به این ملاقات میرید
و هر کاری که فنس بهتون پیشنهاد داد رو قبول میکنید
بعدش کار رو به سرانجام میرسونید
کلای سرقتی رو تحویل میدید
و لحظه ای که اون رو تحویل گرفت ما وارد عمل میشیم و بهش دستبند میزنیم
تو اهرمی میخوای تا باهاش فنس رو تحت فشار بذاری تا
هرچیزی راجب تامین مالی گروه تروریستی میدونه رو بگه - درسته -
ما فنس رو از پای در میاریم و چه کسی میدونه اون چند نفر
ار دشمنان آمریکا رو با خودش پایین میکشه؟
...ما میدونیم اون میخواد اونا براش
منظورم اینکه ما براش بدزدیم؟ - نمیدونیم. ممکنه هرچیزی باشه -
فلزات گرانبها، وسایل الکتریکی ماشین های تجملی و سوپر اسپورت
ما هنوز نمیدونیم - محل ملاقات کجاست؟ -
خب، این اولین چیزی هست که باید بفهمیم
شارلوت کول، ما باید یک پیشنهاد اینجا اومدیم
محل ملاقاتت با فنس رو بهمون بده
و در عوض، تو و گروهت رو فقط به مدت 48 ساعت اینجا نگه میداریم
بعدش سوابق تون رو پاک میکنیم
و شما رو به زندگی عادی تون برمیگردونیم
مثل یک شهروند خوب و شریف
که دیگه هرگز قانونی رو زیر پا نمیگذاره
هیچوقت
ما این رو به عنوان سفر کوچکی که مسیر زندگیت رو عوض میکنه در نظر میگیریم
این هویج ـه
چماق چیه؟
از دادن محل ملاقات امتناع کن
و تو در یک سوراخ تاریک محو میشی
جایی که هیچ ساعت و تقویمی وجود نداره
که سال هایی رو که اونجا سپری میکنی رو حساب کنی
تصمیم با توئه
پنج ثانیه وقت داری از الان شروع شد
با توجه به اینکه قدرت دست شماست
و من طرفدار سوراخ تاریک نیستم
چطوره که این رو انتخاب رو براتون ساده تر کنم؟
زبل خانم
جایی در خارج از لس آنجلس
قرار بود شما چهار نفر باشید
اون نتونست کارش رو توی گروه به خوبی انجام بده
راهمون از هم جدا شد
باور دارم که اون دهنش قرص ـه
دیگه نمیتونه حرف بزنه
شارلوت کول
شهرت شما بی نظیره - همچنین شما -
خب، پس نحوه ای که من کارم رو پیش میبرم
برای شما تعجب آور نیست شرایط من قابل مذاکره نیستن
ما فقط یکبار با همدیگه کار میکنیم
من جزئیات کار رو به شما میدم شما انجامش میدید
وقتی که اون کالاها بدستم رسید
پول شما پرداخت میشه، راهمون از هم جدا میشه و دیگه هیچوقت با هم حرف نمیزنیم
مگه اینکه شما بهم دلیلی
برای ادامه گفتگو بدین. واضحه؟
من که مشکلی ندارم
خب اون کالا چیه؟
یک کیف هست که بصورت قاچاقی برای فروش غیر قانونی
وارد شرکت غول تکنولوژی سیلور وال روسیه شده
در دفتر مسکو اون شرکت
میخوام به اون کیف دست پیدا کنم قبل از اینکه دست کس دیگه ای بهش برسه
من شما رو استخدام کردم
چون قبل یک بار دیگه هم وارد سیلور وال شده بودین، درسته؟
من داخلش بودم
چیزی هست که بتونید راجبش بهمون بگید؟
چیزای خیلی زیادی هست
اما من راز های کاری رو با کسی در میون نمیذارم - منصفانه اس -
فردا ساعت چهار بعد از ظهر به فروش میرسه
در یک آزمایشگاه امن زیرزمینی
در بخش تحقیق و توسعه
چهار بعد از ظهر فردا در مسکو؟
مشکل زمانی وجود خواهد داشت؟
بستگی به شرابط کار داره
من الان بهتون گفتم
شما بنظر چندتا جزئیات اساسی رو فراموش کردین
گروهت کارش درسته
جای خالی رو پر میکنن - من حواسم به جای خالی هست -
چی توی کیف هست؟
یک بمب کثیف
اتمی؟
بوووم
ما الماس ها، جواهرات طلا، اوراقه قرضه رو میدزدیم
ما تا حالا همچین چیزی رو دزدیدیم
تا حالا ندزدیدین و نخواهید دزدید کلا دوتا مسئله جداس
شما در کدوم بخش هستین؟
No comments yet. Be the first to leave one.