Mistari 200 ya kwanza.
...خیلی وقت پیش
تو مدت زیادی هست که بیرونی،انگس
گرسنه ای؟
اون برنمیگرده،مگه نه؟
نه،فکر نکنم
چرا که نه؟
خب،مطمئنم دلیل خودش رو داره
من کار اشتباهی انجام دادم؟
نه رفیق،این بخاطر تو نیست
یا کاری که تو کرده باشی
پس چرا؟
وقتی مامان مریض شد،تو گفتی
هرچیزی بنابه دلایلی رخ میده
پس الان دلیلش چیه؟
...خب
بابای تو فرد بسیار باهوشی هست
احتمالا باهوش ترین فردی که میشناسیم
شاید غیر از تو
ولی همه اون هوش و ذکاوت یه قیمتی داره
گاهی اوقات فردی مثل بابای تو ممکنه انقدر تمرکز کنه
روی چیزی که فکر میکنه مهمه
که کاملا فراموش کنه که چه چیزی واقعا اهمیت داره
وقتی پدرت این رو متوجه بشه
اون برمیگرده
...تا اونموقع،مهم نیست چه چیزی
مهم نیست کجا میره
چقدر دور بمونه
پدرت هیچوقت دست از دوست داشتنت بر نمیداره
اون گیره کاغذ ـه؟
نمیتونم این بخش رو خم کنم
اوه
این رو امتحان کن
نگه اش دار
برای من خوب بوده برای تو خوب خواهد بود
هروقت که احساس تنهایی کردی
یا مشکلی داشتی که نمیتونستی حلش کنی
از توی جیب ات درش بیار
بهش نگاه کن و بیاد بیار
یک وسیله برای هر شرایطی داری
با این،میتونی هرکاری انجام بدی
میتونم ازش برای پیدا کردنش استفاده کنم؟
میدونی،یادمه یه شعر بچه گانه میگفت
صبر کن،فرانسه بود؟ واضحه که پیدا کردنش آسونه
اینجا چکار میکنی؟
من؟من(به فرانسوی)؟
همون کاری که تو میکنی
این همه راه اومدم که
...لیوان بزرگ و خوب از شاتو
نمیتونم تلفظش کنم و البته یک خانم
واقعنی،اینجا چکار میکنی؟
واقعنی،میتونم همین سوال رو از تو بپرسم
من اجازه چند روز مرخصی رو دارم،مگه نه؟
البته که داری،و چه کسی لذت نمیبره از
یک سفر خوب و آرامش بخش در نصف جهان
برای ردیابی یه پروفسور قدیمی
که بابات 16 سال پیش باهات نامه رد و بدل میکرد؟
کی عاشق این نمیشه؟این...خیلی آرامش بخش ـه
تو من رو از فرودگاه دنبال میکنی،ها؟
من کارم رو انجام میدم،مک من محافظ تو هستم
این رو نفهمیدی؟ - نه وقتی که در مرخصی هستیم،تو نیستی -
آره آره،حتی وقتی در مرخصی هستیم
میدونی چرا؟چون هیچوقت مرخصی نداریم،مَرد
ببین،میدونم میتونی گلیم خودت رو از آب بکشی،مَرد
ولی حداقل باید بهم بگی که میخوای
کشور رو ترک کنی - نه -
چون اونوقت باید بهت گوش میدادم که میگفتی
چقدر دیوانه کننده اس این همه مسیر رو پرواز کردن
فقط برای پیدا کردن یه پروفسور قدیمی که
حتی اگه بابام رو بیاد بیاره
احتمالا کم ترین ایده ای از اینکه
اون کجاست یا اینکه چطور میشه پیداش کرد نداره
اولا:من دقیقا همین رو میگفتم
و دوما:بنظر میاد با من موافقی
میدونم بیهوده اس،جک
ولی اون بابای من پس من باید همه چیز رو امتحان کنم
تو همین الانش دو مرتبه دنیا رو با من گشتی
هیچ نتیجه ای نداشته
تو خیلی بیش از حد تلاش کردی
فقط جالب نیست که ازت بخوام
که یه سفر دیگه باهام بیای - بیخیال -
میدونی که من 100درصد پایه ام
وقتی مسئله پیدا کردن بابات هست
این شامل همه شانس ها
شانس ها کم و زیاد و بن بست ها میشه
ولی تو حداقل باید من رو با خبر کنی،مَرد
یعنی،چطور قراره ازت مراقبت کنم
وقتی نمیدونم در حال حاضر در چه قاره ای هستی؟
ببین،فقط چون نمیتونم بابام رو پیدا کنم
به این معنی نیست تو پدر مسافرتی من هستی
مطمئنی؟
همم؟
من تنها کسی نبودم که از فرودگاه دنبالت بودم
خوشگله...فکر میکنی این کلاه احمقانه
رو از کجا گرفتم،ها؟
اون آشغال اروپایی همه مسیر
رو از اول دنبالت بود
ولی تو انقدر روی پیدا کردن پروفسور پپه له پیو
تمرکز کرده بودی که متوجه حضور اون نشدی
هویتش جعلیه،برای کی کار میکنه؟
بالاخره این سوال رو پرسیدی...مهمونم باش
اون نمیتونه خوب حرف بزنه چون توی صندوق عقب یک ماشین اجاره ای گیر افتاده
و فک ـش از سه ناحیه شکسته
ولی یه امتحانی کن
و یک تفنگ با صدا خفه کن بود
زیر صندلی راننده...چه راحت
برام سواله میخواست باهاش چکار کنه
همم
میدونی،اگه اتفاقی برای تو میوفتاد
در سفر کوچک عملیاتی تو به اینجا
..و میرفتی خودت رو به کشتن میدادی
بعد این مشکل من بود نه تو
مشکلات تو،مشکلات منم هستن
دیگه نیستن
باید این رو خودم به تنهایی انجام بدم
فهمیدنش انقدر برای تو سخته؟
هی،فراموش کن چی پرسیدم
اوه،حالا بهم احمق میگی؟
این رو نگفتم - آره،یه همچین چیزی گفتی -
شاید فقط باید به خونه برگردم
شاید باید اینکار رو کنی
وقتی نمیخوانم میتونم بگم
به امید دیدار
با اجازه و همه اون مزخرفات دیگه
شهر لس آنجلس
سلام جک،دوباره منم
پیام شماره 5ام،در مورد همه چیز
حق با تو بود
پروفسور یک بن بست بود
آره،فقط باهام تماس بگیر
یخچال رو درست کردم
تقریبا بوز،تقریبا
سلام،شما به فرد منحصر به فرد و تنها
جک دالتون تماس گرفتید خوش شانس هستید
بعد از صدای بوق پیام بذارین
و البته به پیش کابوی ها
پیام شماره شش
و بله میدونم
من رو مستقیم به صندوق صوتی ات میفرستی
بنظر میاد برای مدتی خونه خواهم بود
یخچال رو درست میکنم پس
اگه خواستی یه سری بزنی من بهت غذرخواهی بدهکارم
و آبجوی گرمی که اسمت روش نوشته
سلام؟؟؟
باشه باشه با آبجوی گرم گیرم انداختی
حالا در مورد عذرخواهیت
منتظر یه نمونه خوب و واضح هستم
و بدون این بخش ها مزخرف موافق یا مخالفم
...میدونی
چهره ات کاملا گویای
متاسفم هستم باشه
تو اصلا اینجا هستی،مک؟
هی مک،کجایی؟
سلام مکگایور
اوه،چقدر دلم برات تنگ شده بود
بسته بندی و نام گذاری کنین و از همه چیز عکس بگیرید
تا وقتی که بفهمیم دقیقا چه اتفاقی اینجا افتاده
و با کی رو به رو هستیم
هیچ چیزی از قلم نیوفته
منظورم اینکه دوباره
...فکر اون در این خونه
واقعنی فکر میکنی مک دست اونه؟
اون کسی که توی پاریس گرفتی چی؟
نه،اون یارو توی سیاه چالی
در جایی افتاده
با تشکر از دوست قدیمی ام در وزارت دفاع فراسنه
نه،حس..حس عنکبوتی منم
همین رو میگه
کار مرداک ـه
همه دوربین های امنیتی اینجا رو چک کن
میخوای همه ماشین های
ده ساعت گذشته رو ببینم
بی احترامی به حس عنکبوتی ات نشه،جک
ولی اینطور نیست که مرداک اسمش رو روی دیوار نوشته باشه
اون ممکنه اینکار رو کرده باشه
یک چاقوی جیبی که در بیرون بطری شراب هست ماسک
اون چاقوی کوچک مک هست
که داخل اون بطری قرار گرفته که
مک برای پرت کردن مرداک از پنجره به بیرون استفاده کرد
کنار اون ماسک قدیمی که اون
برای اولین بار که بهمون حمله کرد زده بود
واقعا باید اون رو دور بندازم
آره خواهشا اینکار رو بکن
رایلی،رایلی،چیزی پیدا کردی؟
با نهایت سرعت دارم کار میکنم،جک - باشه،فقط -
بجنب فقط یکم سریعتر،لطفا،لطفا
هی
این تقصیر تو نبود
پس تقصیر کی بود؟
تقصیر تو نبود
اوه خوبه هنوز میتونی درد رو احساس کنی
انتخاب دوزش حیله گرانه بود
باید به اندازه کافی بهت میدادم تا سرعتت رو کم کنم
ولی نه اونقدر که از هوش بری
ببین،ازت میخوام یه کاری برام بکنی
مکگایور
اگه اون چیزی که میخوای اینکه مکان کسین کجاست
میتونی فراموشش کنی
اوه میدونم تو لو نمیدی
جایی که پسرم نگه داری میشه
...این کمی نیاز به
No comments yet. Be the first to leave one.