Mistari 200 ya kwanza.
این اخبار هم اکنون بدست مون رسیده
مقامات کشته شدن 81 نفر رو در انفجار اخیر
که در کنسولگری مجارستان رخ داد رو تایید کردن
بسیاری از مجروحان حادثه برای درمان
به نزدیک ترین بیمارستان منتقل شدند
هی مَرد، خیلی سریع سعی کردم خودم رو برسونم چه خبر شده؟
اونا اشتباه فکر میکنن
حمله؟ - آره، اونا ادعا میکنن که -
این یه حمله تروریستی ـه ولی من بهت میگم
اونا اشتباه فکر میکنن این کار تایبریس کوواک ـه
تایبریس کوواک
اون پشت بمبگذاری های کرواسی بوده
فکر میکردم اون مُرده - آره منم همینطور -
واحد دلتای من دوازده سال دنبالش بود
اون آدم بدیه، مَرد بدترین بدترین ها
فکر میکردم کُشتمش
ولی هیچوقت جسدش رو پیدا نکردی، مگه نه؟
آره، و بعدش این رو ببین
...بعد
...یکی این عکس رو برام...
فرستاده
خب آره، این قطعا تایبریس کوواک ـه
ولی این رو از چه کسی گرفتی؟
نمیدونم، اولش فکر میکردم
یکی میخواسته سَر به سَرم بذاره
یه عکس مال ده سال پیش رو برام میفرسته
و بعدش فهمیدم یک نفر از توی کشور این رو فرستاده
که تایید میکنه کوواک زنده اس
این عکس مال چند روز پیش ـه
این جدیده؟ - آره -
پس اون هنوز زنده اس؟
ولی هنوز نمیفهمم جریان چیه
باشه باشه
دولت آمریکا اطلاعات موثقی داره که
کوواک داره حملات تروریستی علیه
اروپا و آمریکا برنامه ریزی میکنه
اون کشورها برای شکارش یک گروه عملیاتی تشکیل میدن
این بزرگترین عملیات بعد از یازدهم سپتامبر هست
و اونا میخوان تو جزئی از اون گروه باشی
اونا میخوان من فرماندهی عملیات رو بر عهده بگیرم
من تا 48 ساعت دیگه برای انجام وظیفه باید حاضری بزنم
خیله خب، من رو عضو اون گروه کن
نه - بیخیال، فینیکس رو هم درگیر این ماجرا کن -
نه نه رفیق، متاسفم
نمیتونم این کار رو بکنم
بالاتر از اختیارات منه این یه گروه جمع و جوره
هرکشور مامور های خودش رو جوری دست چین میکنه
که قبلا دنبال کوواک بوده باشن
اونا، اونا افرادی رو میخوان که قبلا
با این یارو کلنجار رفته باشن، میدونی چی میگم؟
و این حرفم رو خوب گوش کن
واقعا به اینجا بودنت نیازه
فینیکس بهت نیاز داره
آره، نه، میفهمم چی میگی
فقط یجورایی تصورش سخته که تو دیگه پیشمون نباشی
بقیه چی گفتن؟
هنوز بهشون چیزی نگفتم
میخواستم اول به تو بگم
...تو، من رو به اینجا دعوت کردی تا
با یه دوست خوب خداحافظی کنم...
po0ya.Ef ترجمه و زیرنویس از @Macgyverfans ما رو در تلگرام دنبال کنید
جایی در آمریکای جنوبی
...البته ما فکر میکنیم....
ماتیلدا وبر
امیدوارم سفر راحتی رو سپری کرده باشی
چهار ساعت سوار یه ماشین شاسی بلندی که همش تکون تکون میخورد و کولر نداشت
خودت چی فکر میکنی؟
و تو شاید بخوای
برای رفقات اسپری خوش بو کننده بزنی
اونی که سمت چپ من وایساده کمی بوی گند میداد
عذرخواهی میکنم - برای خودت نگه اش دار -
چرا من اینجام؟
به لطفت نیاز دارم
و چرا من باید بهت لطف کنم؟
برید بیرون
بخاطر چیزی که بجاش میگیری
خب گوش میدم
ازت میخوام یه سفر امن به آمریکا برام فراهم کنی
تا بتونم توی عروسی دخترم شرکت کنم
آلونزو
تو رئیس یک عملیات گسترده جنایی هستی
هفت سال در لیست تحت تعقیب ترین افراد اینترپل
و پنج سال در لیست اف بی آی بودی
چه چیزی ممکنه بخوای در ازاش بدی که ارزش ریسک کردن برای
دادن مجوز برگشتت به آمریکا رو داشته باشه؟
خودم
میدونم سخت باور میکنی درک میکنم
منم اگه جای تو بودم همینطور بودم
ولی جدی هستم از فرار کردن خسته شدم
فقط توی همین شش ماه گذشته
خیلی سخت تونستم دوبار از گلوله یک آدمکش فرار کنم
وقتشه
فقط خودت کافی نیستی
برای اینکه با اینکار موافقت کنم
اطلاعاتی راجب پوئبلا کارتل
البرکات و ان پی او میخوام
تو باید همه مشتری هات
و کل سازمانت رو تسلیم کنی
و من این کار رو عملی میکنم
ولی بدون اونا؟
جواب منفیه
مشکلی نیست
معامله جوره؟
چرا من؟
ساده اس
بین همه مامورای فدرالی که باهاشون سر و کار داشتم
میدونم که تو تنها فردی هستی که پای حرفت میمونی
و در حالیکه این درسته باید بهت یادآوری کنم
که من برای دولت آمریکا کار میکنم
اون با تروریست ها مذاکره نمیکنه
ولی اون با یک پدر که
فقط میخواد دخترش رو تا پای جایگاه عقد راهی کنه مذاکره میکنه؟
...خب
معامله جوره؟
موسسه فینیکس
جایی در لس آنجلس
هی، چه بلایی سَر شما اومده؟
تو اینطوری نبودی که لحظه آخر شب بازی رو بپیچونی
میدونی، بحث کردن دو نفر زیاد جنجالی نیست
آره شرمنده ام
دکمه پاپ کورن ماکروفرم خراب شده بود
برای همین مجبور شدم به مک بگم بیاد یه نگاهی بهش بندازه
...باشه، اون
پذیرفتنی ـه، درسته؟
بچه ها، شما قوانین رو میدونید
راجب شب بازی توی محل کار حرف نمیزنیم
جک
این یارو رو میشناسی؟ - آره -
اون شیطان خوشتیپ آلونزو اولورا ست
درسته
برای شماهایی که با آلونزو آشنایی ندارین
اون رئیس خانواده تبه کاری اولورا ست
هفده سال پیش وقتی پدرش فوت شد جای اون رو گرفت
و مسئول تبدیل شدن
اون عملیات های جنایتکارانه از حالت متوسط
به یک امپراطوری جهانی هست
پس اون مثل اهریمن استارباکسی هست
اگه استارباکس
بجای ماکیاتو، اسلحه های غیرقانونی بفروشه اونوقت آره
فینیکس یه فرصت کمیاب پیدا کرده که
آلونزو رو توی هلفدونی بندازه
با کامیلا اولورا آشنا بشید تنها بچه آلونزو
دوازده سال پیش، آلونزو برای اینکه دستگیر نشه
از آمریکا فرار و دخترش رو اینجا رها کرد
پس این یارو تنها دخترش برای اینکه
زندانی نشه ترک کرده؟
این زننده اس
شاید ولی رها کردن کامیلا این فرصت رو بهش داد
که در خارج از محدود اثرات آلونزو بزرگ بشه
تا اونجایی که اطلاعات داریم
اون هیچ اثری در تجارت خانوادگی شون نداره
کاملا مطمئنم که اینکار رو از قصد انجام داده
بهترین پدر دنیا
درواقع، دخترش ممکنه اینطوری فکر کنه
اون دو نفر رابطه خیلی صمیمی دارن
که باعث میشه به دلیل اینجا بودنمون برسیم
کامیلا کوچولو بزرگ شده
عاشق شده و فردا شب در
پبل بیچ ازدواج میکنه
هنوز نمیفهمم اینا چه ارتباطی بهم دارن
چطور ازدواج کردن کامیلا باعث میشه بتونیم آلونزو رو دستگیر کنیم؟
چون باباجون میخواد توی عروسی دخترش شرکت کنه
انقدر مشتاقه که حاضره خودش رو تسلیم کنه
بر علیه کل سازمانش شهادت بده
و مدارک کافی برای
از پای در آوردن کل سازمانش رو بده
و چه چیزی تو رو قانع کرده که
اون مجرم عوضی میذاره بعد از دوازده سال
ما گیرش بندازیم؟
نه، فکر میکنم اون سعی میکنه که به کشوره برگرده
و بعدش فرار کنه، من میگم معامله نکنیم
جک یه نکته ای توی حرفاش داره منظورم اینکه آخرین چیزی که بهش نیاز داریم
اینکه بذاریم این یارو در خاک آمریکا آزادانه برای خودش بچرخه
باشه. نظرات شما شنیده شد
شنیده شد
این یعنی تو قبلا
پیشنهاد این یارو رو قبول کردی؟
آره همینطوره
هی ببینید، نگرانی شما قابل درک ـه
موافقت با شرایط آلونزو
ریسک مشخصی داره
و اگه تصمیم بگیره پای حرفش توی معامله نمونه چی؟
بعد همه تقصیرش گردن من میوفته - خیله خب -
ولی حذف کردن کل سازمان آلونزو
جایزه بزرگیه
برای همین من حاضرم ریسک کنم
خب ما کنار توئیم، متی
نقشه چیه؟ - ممنون، مک -
آلونزو موافقت کرده روز بعد از عروسی
خودش و مدارک رو تحویل بده
که تا جاییکه برام مهمه
میشه ساعت 12:01 دقیقه بامداد
من توی این قضیه روی شانس حساب نمیکنم
باید مطمئن بشیم که پای معامله اش میمونه
بنظر قراره یه عروسی رو بهم بریزیم
پبل بیچ، کالیفرنیا
مکانی فوق العاده برای مراسم عروسی
یا گلف
...خب
جریان چیه، جک؟
No comments yet. Be the first to leave one.