Mistari 200 ya kwanza.
قفله
حالا چی؟ - از اینور،بجنب -
ببین،اون دنبال منه،نه تو - ..ولی بوزر -
اگه جدا شیم بلایی سرت نمیاد برو کمک بیار
من ازت جدا نمیشم - باید بری -
بوزر - گوش بده،فقط بهم گوش بده -
اگه از هم جدا نشیم جفتمون میمیریم
دو روز قبل
همینه
تو میتونی اینکارو بکنی
دست ها ثابت
چشمای باز
پر از احساس
...هیچکس نمیتونه - بوزر -
اوه
بوزر،وقتی بهت پیام میدم
و بهت میگم که فورا بیا پیش من
انتظار دارم،چون من رئیستم
!فورا بیای پیش من
ببخشید متی،گوشیم سایلنت بود
من فقط داشتم،آه
نرم افزار یادگیری ربات رو امتحان میکردم
تقریبا داشتم میبردم
دقیقا برعکس
فقط دو دور دیگه مونده بود تا
برای بار صد و سی و هفتم متوالی کشتی هات رو غرق کنم
...نخیر،ایندفعه نزدیک بود - بوزر -
ها؟ - !تمرکز کن -
ببخشید متی
میخوام بفرستمت به یه مرکز فوق سری
برای آموزش های اضافی
چی؟ - ...اون گفت که -
ببندش،مرد حلبی
داری من رو برای کاری تنبیه میکنی؟ - آموزش افراد جدید -
چیزیه که هرکسی در فینیکس مجبوره بگذرونه
که شامل تکنسینای آزمایشگاهی که توی بازی کشتی جنگی مزخرفن هم میشه
...ولی چرا من باید - میدونی چیه؟بیخیال -
میخوای برای بقیه ی عمرت مثل یه قارچ توی زیرزمین
در حال صحبت با یه کنسرو باز کن گنده
گیر بکنی،باشه
نا امیدت نمیکنم متی
اگه بکنی دیگه شغلی نخواهی داشت
جایی در لس آنجلس
برو برو
سلام
سلام،الوود
گمونم برای اینکه دوباره بابا بشم باید تلاش کنم،نه؟
حالا ببینیم چی میشه
خیلی گرم تر از چیزیه که انتظار داشتم
میدونی؟ این،آم،این وقت سال؟
واقعا؟
تق تق
واقعا؟
این یکی از خوباشه
یالا
کی اونجاست؟
کش
کش کیه؟ (تلفظ شبیه بادوم هندی)
نه مرسی. من بادوم زمینی میبرم
بامزه بود
بیخیال
همیشه به این جوکا میخندیدی
وقتی هشت سالم بود
هیچ وقت برای یه جوک خوب تق تق زیادی بزرگ نیستی
من علاقه ای به حرف زدن راجب هوا
یا شنیدن یه جوک مسخره ندارم،باشه؟
فقط بریم سر اصل مطلب
کدوم مطلب؟
برای،آم
فکر میکنی برای چی اینجام،رایلی؟
چیزای همیشگی.میخوای بهم بگی
که رو خودت کار کردی
که،که عوض شدی
که متوجه شدی
تمام زندگیم چه آدم مزخرفی بودی
و حالا میخوای اوضاع رو مرتب کنی
و این دفعه
این دفعه با دفعه ی قبلی و دفعه ی قبلی که اینکارو کردی
فرق داره
تا الان چطور بودم؟
واقعا امیدوارم که این همه راه نیومده باشی
تا فقط یه سخنرانی
درباره ی اینکه چه پدر بی مصرفی بودی بهم بدی
باور کن،الوود،این حرفا قدیمی شده
من دارم تلاش میکنم نتیجه بگیرم
یه برنامه ای هست
یه سری مرحله داره
این خوبه،فکر کنم
..پس،اگر هیچ شانس دیگه ای داری که بهم بدی،میدونی
تا نشونت بدم که اینجام تا بمونم
ولی فقط اگه تو بخوای که بمونم
این نرم افزار خیلی مشکل داره
وقتی طرف مقابل یه دروغگوی با تجربه باشه به راحتی گول میخوره
شاید باید به کد مرکزی دسترسی پیدا کنم
و یه کارایی بکنم - میتونی،آره -
ولی هیچی با چشم آدما برابری نمیکنه
سوژه کیه؟
کس مهمی نیست
یه سری فیلمه که توی کتابخونه ی فینیکس پیدا کردم
دارم برای امتحان کردن نرم افزار ازش استفاده میکنم
تو متوجه طنز موقعیت
برای دروغ گفتن به من هستی،مگه نه؟
امتحانش ضرر نداشت
پس،این جزو خانوادس
احتمال زیاد پدرت
میشه فقط کمکم کنی بفهمم دروغ میگه یا نه؟
حتما
..ببین،کلمه ها فقط کلمه ان و حرفای من قابل اعتماد نیستن
..اینو میدونم.ولی
...اگه میتونی تو وجودت احتمال دادن یه شانس دیگه به من رو پیدا کنی
خب،تمام چیزی که من اینجا میبینم
یه پدره که سعی داره دخترش رو پس بگیره
و محض اطلاع،تا جایی که من میدونم
داره حقیقتو میگه
کیج
به جک نگو
باشه
تو چیو انتخاب میکنی؟
نمیدونم
فکر کنم فقط به چاقوم بچسبم
اوه پسر
بیخیال مرد
این یه آخرالزمان زامبی هاست
اون چاقوی کوچولو هیچ غلطی نمیتونه بکنه
یالا، تو میتونی هرچیزی انتخاب کنی
یه چیز.اون چیه؟
آره، این چاقو منو
از خیلی موقعیتای سخت نجات داده
من ترجیح میدم به چیزی بچسبم که میشناسمش
خب باشه،پس تو چیو انتخاب میکنی؟ - یه شمشیر نوری -
تو باید درباره ی حد و مرزا دقیق تر باشی
چی؟ چراغ علائدین - هی -
رایلی کجاست؟
نمیدونم
فکر کردم گفتی میری بیاریش
رفتم.نتونستم پیداش کنم
چرا داری دروغ میگی؟
من دروغ نمیگم
اینکه میگی دروغ نمیگی
چیزیه که باعث میشه فکر کنم داری دروغ میگی
اگه من راست بگم،این منطقت هیچ مفهومی نداره
حقه ی جدای مخصوص من رو بکار نبر
تو همین الان اعتراف کردی داری دروغ میگی،نه؟
کیج درباره ی یه چیزی دروغ میگه؟
اوه،اینکه رایلی کجاست یا همچین چیزی
نمیدونم،الان یه خورده گیج شدم
ببخشید دیر کردم
سلام
سلام جک
بچه ها
اگه میشه به من توجه کنید
با انزو لمر آشنا شید
یکی دیگه که از دوربینا خوشش نمیاد
لمر دلال بازار سیاه هنریه
که با آثار هنری دزدی کار میکنه
ولی مشکل اصلی کاریه که با سودش انجام میده
سودشو به یه گروه تروریستی میرسونه
هم خوشتیپه هم خلاقانه هزینه های تروریستا رو تامین میکنه
به نظر آدم جذابیه
سازمان های زیادی چند ساله که دنبال این هستن
و چیزی گیر نیوردن
لمر خیلی دقیق و مراقبه
و همه ی کاراش رو از طریق یک نفر انجام میده، مهره
و این آقای مهره کیه؟
مامور یا کارفرما یا همچین چیزیه؟
نه،بیشتر تصدیق دهنده اشه
مهره تک تک آثار هنری رو بررسی میکنه و بعد چیزایی که
برای لمر میفرسته رو انتخاب میکنه به خاطر این میانگیر
لمر تونسته برای سال ها مخفی بمونه.تا الان
جدیدا دو تکه اطلاعات به دستمون رسیده
یک: یه راه برای تماس مستقیم با مهره
و دو: یه راه برای طعمه گذاشتن برای لمر
و بیرون کشیدنش
معلوم شد که لمر یه لیست آرزو از
وسایلی که دوست داره برای کالکشن خصوصیش جمع کنه،داره
باور بر اینه که اگر به مهره مراجعه کنیم
با یکی از این وسیله ها -
اون وقت این یارو لمر به صورت جادویی ظاهر میشه
آفرین جک - آره -
و ما میدونیم که یکی از این وسایل کجاست
اوه،این برج اسبای آبیه
این یه قطعه ی مهم
در جنبش اکپرسیانولیست آلمانه
واقعا؟ چیش مهمه؟ مثل اینه که فقط یه یارویی
یه دسته اسبو آبی کرده
فقط اینکه یه یارویی، فرانز مارکه
تاحالا اسمشو نشنیدم
تعجب برانگیزه،جک
این نقاشی اخیرا تو یه زیرزمین تو آلمان پیدا شده
و در مزایده ای به مبلغ بیست و پنج ملیون دلار
توسط میلیاردر،تودور جنسنز،خریداری شده
این نقاشی الان در گالری شخصیش،در ملک بلژیکیش
قرار داره
خب، از اونجایی که داری اینو بهمون میگی
حدس میزنم تودور پیشنهادتو درباره ی
قرض گرفتن تابلوی فرانتس مارکش،رد کرده
درسته. اون حتی حاظر به فروش هم نشد
که درواقع به نفع ماست
دنیای هنر کوچیکه
اگه یهو از ناکجا با
No comments yet. Be the first to leave one.