The first 200 lines.
میدونی نایلز، فکر کنم میخوام یه مهمونی شام برگزار کنم.
افتخار میدی میزبان مشترک باشیم؟
چه فکر قشنگی. به چه مناسبت؟
راستش، دیشب این ایده به ذهنم رسید
وقتی جین و هولیس اشبای رو توی سمفونی دیدیم.
میخوام بیشتر باهاشون آشنا شم.
منم همینطور. چه زوج دوستداشتنیای هستن.
اونا یاد ماریس و من رو میندازن، وقتی خوشبخت بودیم.
واقعاً؟ من اون روز حتماً مریض بودم.
آه، خب، راُز. ممنون.
این لباسشوییه شماست؟ نه، مال دافنه است.
آلیس روی لباسش بالا آورد برای همین دادم بردن خشکشویی.
مجبور شدم براش یه جفت کفش نو هم بخرم و ماشینش رو هم برق بندازم.
من تا حالا یه بچه به این مریضی ندیده بودم.
هی، راُز. محشر شدی.
ممنون. چقدر وقت داریم؟
بیست دقیقه. باید برم لباس عوض کنم. کجا میری؟
دافنه توی کنسولگری بریتانیا دوست داره.
اونا یه مهمونی بزرگ دارن و دافنه برای ما دعوتنامه گرفت.
کی میدونه؟ شاید یه لرد انگلیسی رو ملاقات کنی که تو رو یه بانو کنه.
فکر کنم در این مرحله دیگه خودِ خدا باید کاری کنه که اون بانو بشه.
خب، بذارین یه تاریخی برای مهمونیمون انتخاب کنیم. دفترچهات همراهته؟
نایلز: اممم.
فریژر: بذار ببینم.
اولی، اه، خوب نیست. نه، باشگاه شراب.
اه، دومی هم نه. جمعآوری کمک برای کتابخونه.
سومی نه. چهارم، پنجم یا ششم؟
نه، نه، نه، نه.
نه، نه، نه.
اوه، یازدهم چطوره؟ نه، بلیط کنسرت.
اوه، واقعاً؟ من این رو علامت نزدم. بله، دارم با یکی قرار میرم.
خب، چه عالی! یازدهم...
"منتظر تماسِ ناامیدانه و لحظه آخری باش
از "ف."
هفته بعد چی؟ هوم. نه. نه. اوه. اوه!
نوزدهم رو دارم. نوزدهم رو دارم!
پس نوزدهم شد. هوررا!
هی بچهها. چه خبر؟ هی بابا.
خب، راستش، بعد از یک نبردِ غیرمعمولاً طولانی با دفترچههای قرار،
نایلز و من یه شب مورد توافق رو برای
یک مهمانی شام صمیمی انتخاب کردیم.
داریم یه مهمونی شام میگیریم.
اوه، خوبه. هر شبی به جز نوزدهم.
خب، نوزدهم چشه؟
اون شب بازی پوکر من اینجاست.
نمیتونی کنسلش کنی؟ مارتین: نه!
همیشه سومین شنبه ماهه، و همه میان.
میدونی، جیمی یه بار عروسی دخترش رو عقب انداخت
فقط برای اینکه اینجا باشه.
و اگه دخترش رو میدیدین، میفهمیدین چقدر این کار خطرناک بود.
بابا، میدونی اگه تاریخ دیگهای جور بود، ما ازت نمیخواستیم.
اگه تاریخ دیگهای جور بود.
واقعاً از من انتظار دارین که بازیام رو ول کنم
فقط برای اینکه شما یکی از اون مهمونیهای شام صمیمیتون رو داشته باشین؟
میدونستم که اون میدونه منظورش چیه.
بابا، لطفاً، حداقل نمیتونی چند تا زنگ بزنی؟
ببین، یه چیزی بهت میگم.
اگه بتونی روزش رو عوض کنی، من اون شب ضررات رو جبران میکنم.
خب، باشه، سعی میکنم. اما، میدونی این رفقا زندگیهای پرمشغلهای دارن.
همیشه نمیتونم باهاشون در تماس باشم.
اممم، آره، امیدوارم اون پیست مسابقه سگها سیستم صوتی داشته باشه.
باشه نایلز، برگردیم به مهمونیمون.
حالا، نظری در مورد یه کترینگ داری؟
خب، کورنل ایوانز. منظورم اینه که گرونه، اما بهترینه.
اوه، رزروش کنیم. اوه، عالیه!
اوه. اوه، ببخشید بابا، نمیدونستم شما روی خط هستین.
نایلز: اوه، خدای من. فریژر: خدایا.
خب، ما داریم میریم مهمونی. منتظرمون نمونین.
نایلز: اوه، دافنه، صبر کن، صبر کن، صبر کن.
صبر کن، یه چیزی پشت لباست هست.
اوه خدای من! مثل وایتکس یا یه همچین چیزیه.
حتماً خشکشویی این کارو کرده.
من دیدمش. چیزی نیست. شما دیدینش؟
نگران نباش. اصلاً معلوم نیست. دکتر کرین متوجهاش شد.
چون اون همیشه داره به راُزِ شما نگاه میکنه.
خب، من الان نمیتونم برم. چرا؟
این تنها لباس رسمیه که دارم.
صبر کن. بقیه لباسهای خشکشوییام توی ماشینه.
شرط میبندم یه چیزی پیدا میکنم که بتونی بپوشی. الان برمیگردم.
میدونی دافنه، شرط میبندم میتونستم اون رو برات پاک کنم.
نه، خشکشویی خرابش کرده. خودش لعنتیش رو درست میکنه.
خب، احتمالاً فقط نایلز میتونست این کارو کنه.
بله، ممکنه با کورنل صحبت کنم، لطفاً؟ بله، البته، منتظر میمونم.
نایلز: جدی میگم. اگه فقط یه مسواک و یه ذره از ابزار جواهرفروشی داشتم...
نایلز!
چقدر میخواد من رو پشت خط نگه داره؟
اوه، هی، راُز چیزی پیدا کردی که--؟
راُز: هیس. الان نمیتونم حرف بزنم.
فریژر: سلام، کورنل؟ بله، فریژر کرین هستم.
ببینین، امیدوارم که نوزدهم رو رزرو نکرده باشین.
اوه، خدایا.
بله، البته که میفهمم.
آره، شما هم همینطور. باشه. خداحافظ.
لعنت. مگه میشه؟
تنها تاریخی که آزاده یازدهمه. لعنت به اون بلیطهای کنسرت.
اوه، میدونی کی ممکنه وقت داشته باشه؟ تایلر ویلکینز.
مگه اون با کورنل کار نمیکنه؟ اوه، خدای من، نه. دشمنان خونی.
داشتن یه مهمونی غذای دریایی رو کترینگ میکردن که کورنل از کوره دررفت.
چون تایلر به جای ماهی تن (آهی)، ماهی مائیمائی سفارش داده بود.
البته تایلر تقصیر رو گردن لکنت کورنل انداخت.
و از اون موقع با هم حرف نزدن
تایلر؟ نایلز کرین هستم
بله، داشتم فکر میکردم شما برای نوزدهم آزاد هستین؟
عالیه. اِم، شام برای ده نفر
محشره. بعداً بهتون زنگ میزنم، راجع به منو صحبت میکنیم
ممنون. خدانگهدار
این عالیه. خب
ما خودت رو داریم، من رو
و اشبیهای فوقالعاده رو. نایلز: مم
این یعنی شش تا صندلی دیگه برای پر کردن داریم
ما باید برکینها رو داشته باشیم. این که جای فکر نداره
از لحاظ فنی، اون دو تا جای فکر ندارن. برکینها رو فراموش کن
دیگه کی؟ خب، صبر کن یه لحظه
نمیتونی همینطوری از رو من رد بشی. من برکینها رو میخوام
خب، من نمیخوام. خب، من میخوام
باشه، باشه
هر کدوم حق داریم، مثلاً سه تا مهمون رو وتو کنیم
اینجوری هر کدوممون حق رای برابر داریم
منصفانه است. خب. اینم سه تا برای تو
و سه تا برای من
و فقط برای شروع وتو. خداحافظ، برکینها
باشه. خب، اِم، جان و کارول پیترسون چی؟
همه دوسشون دارن. همه نه. وتو!
چرا؟ نه، نه، نه
ما هرگز وتو رو زیر سوال نمیبریم. فقط به خواستهاش تن میدیم
باشه. نینا و آرچ دانکن
دانکنهای دائمالخمر؟ عقلت رو از دست دادی--؟
صبر کن یه لحظه
تو از دانکنها متنفری. میخوای یه حق وتو رو هدر بدم
این دیوونگیه. من عاشق دانکنها هستم
واقعاً؟ ممهم
خب، پس شاید من در موردشون اشتباه قضاوت کردم
بسیار خب، نایلز. پس دانکنها
نینا و آرچ... اوه، بس کن. اونا افتضاحن
وتو
ولپرتها چی؟ اوه، من ولپرتها رو دوست دارم
بالاخره. اوه، گوردونها؟
من گوردونها رو دوست دارم. حالا راه افتادیم
دِفالکوها چطور؟ وتو. اون یه آدم خنگه
وایتنیها چطور؟ اوه، وتو. اون یه خِنگه
کرامولها؟ وتو
ببین، اگه قراره
صبر کن یه لحظه. حق وتو دیگه نداری
این یه انجیر خشکِ پیره
میسی کرامول هم همینه. من اونو تو مهمونیم نمیخوام
متاسفم. قانون قانونه. کرامولها دعوتن
لیست مهمونا تکمیله. حالا، بیا شروع کنیم به همه زنگ بزنیم
بله، شروع میکنیم با مهمونای افتخاریمون، اشبیها
اوه، بله. فریزیر: خب، بفرما
سلام، هالیس. فریزیر کرین هستم
گوش کن، من و نایلز قصد داریم نوزدهم یه مهمونی شام داشته باشیم
اوه. اونا نوزدهم دارن میرن آفریقا
اوه، واقعاً حیف شد
ما تقریباً شب رو بر اساس شما برنامهریزی کرده بودیم
اوه. اونا یازدهم آزادن
فایده نداره. ما اون کنسرت رو داریم. من اینو از تو نپرسیدم
یازدهم باید عالی باشه
اوه، نه، نه، اونا یه مشکل دارن
اوه، خب، مشکلی نیست. اونا دقیقاً نفر بعدی بودن که میخواستیم زنگ بزنیم
ما مطلقاً عاشق دانکنها هستیم. باشه، پس اون موقع میبینمتون
دانکنهای دائمالخمر نه
متاسفم، اونا یازدهم با اشبیها برنامه دارن، پس اونا هم دعوتن
باشه. من حق وتوم رو پس میخوام
وتو، یک بار که انداخته بشه، نمیتونه... اوه، خفه شو
به هر حال، اشبیها ارزشش رو دارن
اوه، میدونی چیه؟ و یه مزیت دیگه هم هست
از اونجایی که برنامههامون رو برای یازدهم عوض میکنیم، کرنل میتونه کترینگ کنه
سریع. تو به کرنل زنگ بزن
من به تایلر زنگ میزنم و میگم کنسل میکنیم
اِم، تایلر؟ دوباره نایلز کرین هستم. بله، گوش کنید، اِم
معلوم شد که ما اصلاً شما رو برای نوزدهم نیاز نخواهیم داشت
فریزیر: کرنل، لطفا. نه، ما به کس دیگه ای نمیریم
کرنل؟ این فکر رو از کجا آوردی؟
کرنل، لطفا. دوباره فریزیر کرین هستم. ممنون
اِم، گوش کنید ما برنامههای مهمونیمون رو عوض کردیم
و معلوم شد که ترجیح میدیم یازدهم باشه
ما مهمونی رو کاملاً کنسل میکنیم. نه، نه، دلیلی برای ناراحتی نیست
کدوم به کدومه؟
این مال منه. بوی ادکلن خودم رو میشنوم
سلام، کرنل. تایلر، البته، شمایی که ما میخوایم
بله، همونطور که داشتم میگفتم ما فقط داشتیم عوض میکردیم...
نایلز: سلام، تایلر. فریزیر: کرنل
نایلز: وقتی بشنوی خندهات میگیره... بامزهترین چیزه
نایلز: سلام؟ سلام؟
خب، به لطف حس بویایی قویت
هر دو تا کترینگچی رو از دست دادیم
فکر کنم همیشه میتونیم کیکی پرایس رو بگیریم
هنوز سر کاره؟ اوه. آره، اتهامات رو پس گرفتن
بعد از اینکه با دانکنها تماس گرفتم، بهش زنگ میزنم
خدای من، امیدوارم قبل از ساعت خوشگذرونی بتونم پیداشون کنم
سلام، نینا؟ خیلی دیره
فریزیر کرین هستم
من و نایلز اشبیها و چند نفر دیگه رو برای شام داریم
و امیدوار بودیم که شما هم یازدهم بتونین به ما ملحق بشین
گریه نکن، نینا، لطفا
آره، خب منم همیشه دوستت داشتم
چی؟ یواکیم؟
یواکیم داره از آرژانتین میاد
دوست داری اونم به ما ملحق بشه. خب... نایلز: یواکیم؟
یواکیم خوارز. او رهبر ارکستر فیلارمونیک بوئنوس آیرس هست
No comments yet. Be the first to leave one.