House of David

House of David

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

House of David S02E01 A Tale of Two Swords 1080p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 House of David 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در خاندان داوود

این عصر پادشاهان است. ما اولین سلسله‌ی اسرائیل هستیم

پدر، چرا مرا در این تپه‌ها نگه داشته‌اید؟ چرا مرا به سپاه شاه نمی‌فرستید؟

داوود، تو یک شبانی

تو مرد خون و خونریزی نیستی. من یک رزم‌آورم

سموئیل، امشب جشن می‌گیریم

تو تخت پادشاهی اسرائیل را برای شکوه خودت منحرف ساختی

پس به دست قدرتی منحرف و عذاب خودت سپرده خواهی شد

سموئیل!

حالا کجا می‌رویم؟ برای پیدا کردن یک پادشاه

او را تعقیب کنید. کسی را که مسح می‌کند، نزد من بیاورید

داوود، خداوند لشکریان تو را برگزیده است

به عنوان چه کسی؟ پادشاه اسرائیل

او باید همراه با تمام اهل خانه‌اش کشته شود

این چیست؟ یک احضاریه است

برای داوود است

ملکه‌ی من، چرا او اینجاست؟

مشتاقم نوازندگی شما را بشنوم

از حضورتان خوشحالم

میکال دختر پادشاه است

اگر من جزئی از این خانواده شوم، دیگر خونی ریخته نخواهد شد

پادشاهان از نسب‌ها محافظت کرده و تهدیدها را برطرف می‌سازند

حیاتِ تمامی ما در اینجا در خطر است

پادشاه در حال از دست دادن خویشتن است. هر روز کمتر او را می‌شناسم

سموئیل!

کسانی هستند که همچنان خداوندانِ دیگر را می‌پرستند

من به یاریِ شما محتاجم

درودها از خاندان شائول

جالوت!

اجازه دهید با پادشاه ایشان نبرد کنم

فلیسطی‌ها گرد آمده‌اند

آنان کوهستان را همچون شن‌های ساحل پوشانده‌اند

و آنان یک غول دارند. چه؟

پادشاه شما کجاست؟

او فقط یک انسان است، پدر. آیا چنین است؟

پدر!

از کجا بدانیم این تنها یک انتقام کور نیست؟

در حالی که شائول پدر شما را در میدان نبرد به قتل رسانده است

ما باید کاری انجام دهیم

آیا می‌دانید اِلاه در کدام سمت است؟ من آن را خواهم یافت

من آذوقه را بر الاغ بار کرده‌ام. از شما می‌خواهم که آنها را ببرید

کجا؟ به میدان نبرد.

این غول کیست که به مبارزه با سپاهیان خدای زنده برخاسته است؟

ما باید بقای تخت و تاج خود را تضمین کنیم.

شما باید مرا پادشاه تاج‌گذاری کنید.

آیا نبی سموئیل به دیدار خاندان شما آمد؟

آری.

اگر هیچ‌یک از شما با این غول نبرد نمی‌کند، پس من خواهم کرد.

با همان روحیه‌ای با او بجنگید که به این تالار آورده‌اید.

می‌گویند که همانند آن یافت نمی‌شد.

شمشیر جالوت.

متولد شده در آتش، قدرتی بی‌همتا دارد

برای آنان که می‌توانند مهارش کنند.

با من بجنگید!

این شیوه نبرد کردن در جنگ‌ها را دگرگون خواهد ساخت.

خودِ جهان را نیز تغییر خواهد داد.

پیش بتازید!

آنان که قدرت آن را به دست گیرند، فاتح ملت‌ها خواهند شد

دشمنان خویش را نابود سازند.

درست همان‌گونه که فلسطینیان در پی نابودی ما بودند.

در آرزوی تسلط بر عصر نوین پیش رو، و اعلام مالکیت بر آن

عصر آهن

این است آنچه بر زبان می‌آورند

ولیکن من حقیقت را می‌دانم

قدرت شمشیر تنها به دست کسی است که آن را به کار می‌گیرد

داوود!

باید نزد داوود برویم! پیش به سوی جلو!

راه پیشروی از کدام سوست؟

اِلیاب!

به ما قدرت ببخش و ما را محافظت نما

ای نگهبان، اسب و زره مرا حاضر کن!

بشتابید!

یُوناتان! از شاهزاده محافظت کن!

یُوناتان!

حلقه‌ای دفاعی تشکیل دهید!

این درّه را نگاه دارید!

باید پیشروی نماییم. خیر!

این موضع را حفظ کنید!

من باید داوود را بیابم! شاهزاده من، صبر کنید!

شمشیر را به من ده

نه.

شائول، پادشاه بزرگ سلحشور. نه.

من برگزیده‌ام. من برای این کار ساخته شده‌ام.

پدر.

پدر.

چه می‌کنید؟ شما نباید به آنجا بروید.

حالم خوب است، بیتی.

پدر.

شما خود مرا از ظلمت هدایت کردید.

اکنون، من باید این لشکر را رهبری کنم.

شما همین‌جا بمانید.

مراقب باشید نگهبانان مستقر شوند.

از آنان حراست کنید!

ای پروردگار،

این سرزمین را به ما ببخش!

باید برادرم را پیدا کنم.

نتانائیل، نزدیک بمان.

داوود!

مردانی را به آن یال بفرستید.

پیامبر را ساکت کنید، آنگاه آن‌ها نمی‌توانند پیروز شوند. با من بیایید!

به پیش! لیاقت خویش را نشان دهید!

الیاب!

داوود!

از تو، خداوندا، بابت این هدیه سپاسگزارم

آنچه امروز انجام می‌دهم

به نام تو انجام می‌دهم

این از برنز خالص است

قوی‌ترین فلز روی زمین

از ذوب شمشیرهای مغلوب‌شده فلسطینیان ساخته شده است

آن را می‌پسندی؟

نیک است. زیرا آن را برای شما ساختم

این شمشیر یک پادشاه است، همانند شمشیر خود من

بر آن تاریخ قوم ما و نیایشی به درگاه خداوند حک شده است

شما آن را با ایمان به کار خواهید برد، برای محافظت از قوم ما و شکست دشمنانمان

زیرا روزی شما جنگاوری بزرگ خواهید شد

پادشاها، وقت آن است

با من بیایید

مائوخ

دوران سلطنت تو به پایان رسیده است

ای قوم من

جَت دیگر اسرائیل را آزار نخواهد داد

من قلعه‌ام را در جایی بنا خواهم کرد که روزگاری سنگر شما ایستاده بود

پدر!

نه!

خداوند با ماست!

داوود!

یُوناتان!

حالت خوب است؟ بله

خوب است. نزدیک بمان. پایین بخواب! تیر!

شما قبلاً هرگز نجنگیده‌اید؟

نه، پیش از امروز خیر

قانون اول، آرامش خود را حفظ کن. چشم‌هایت بالا باشد

و وقتی حمله می‌کنی، ضربه بزن، شمشیر نکش

به یاد داشته باش، خداوند وقتی این غول را کشتی با تو بود

و او هنوز... حرکت کن!

نزدیک بمان... بسیار خب

سپر بالا باشد، مراقب تیرها باش. آها

برویم

تیرها!

من فکری دارم

آن‌ها پیروز خواهند شد، مگر نه؟

پدر همیشه پیروز است. بله، البته

پس چرا نگران به نظر می‌آیید؟

میکال، بس کن. تو داری مرا مضطرب می‌کنی

میراب، آنجا بمان

چیست؟

فکر می‌کردم اینجا در امان هستیم

آن ارتش دیگر است. ما محاصره شده‌ایم

آن‌ها نگهبانان ما را کشته‌اند

میراب، اینجا خیمه پادشاه است

اینجا اولین جایی است که آن‌ها خواهند آمد. باید برویم

نمی‌توانیم

باید همین حالا حرکت کنیم

یک خنجر بردار

حالا، حالا

شائول

آجاج؟

شائول

این هرج و مرج است

یوآب، آن چیست؟

به پیش! به پیش!

ولیعهد من!

داوود

اَبنِر. داوود را از میدان نبرد خارج کن و سپس پیشروی کنید

بالاخره!

من می‌توانم با شما بجنگم

ما آن‌ها را تا جَت تعقیب می‌کنیم

خداوند با ماست

بله، ولیعهد من

صف را حفظ کنید!

کجا می‌روی؟ می‌روم پدرم را پیدا کنم

من با تو می‌آیم. نه!

شما کار خود را انجام داده‌اید. بگذار من با تو بجنگم، یوناتان

امروز نه! برو! همین حالا بیا

برادرانم را دیده‌اید؟

الیاب! الیاب!

ناتانیل! نزدیک بمان

اَبیناداب! صبر کن! صبر کن! نه، نه! تو با ما بمان!

کجایی؟ نمی‌توانم ببینم

برخیز! صبر کن! نه، صبر کن!

الیاب! الیاب! الیاب!

هرگز از جنگیدن دست بر ندار، برادر. هرگز!

شمشیرت را بردار و به سمت داوود برو. برو، ناتانیل! برو!

آجاج! برگرد!

باید برویم. عجله کن

بسیار خب، برو، برو

چیست؟ پایین بمان، پایین بمان

آن‌ها غول‌های بیشتری دارند

به درّه حمله کنید!

تا آنجا که می‌توانید، قبایل را جمع کنید

به آن‌ها بگویید به محض علامت من پیشروی خواهیم کرد. برو!

راه باز کنید. راه باز کنید

عبور کن

داوود!

الیاب!

تو زنده‌ای؟ بله، هستم

شکر خدا را

بله. و یوناتان. من جانم را مدیون او هستم

من باید با شما می‌بودم، برادر. اکنون شما اینجا هستید

الیاب!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left