House of David

House of David

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

House of David S02E04 Road to Atonement 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 House of David 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-16
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در خانه داوود

من این نبرد رو بردم

باید دوباره من رو مسح کنی

این کار رو نمی‌تونم انجام بدم

داوود عاشق منه. دلیل خوبی وجود نداره که بخواد داوود با تو ازدواج کنه

خواهرت راست می‌گه. اون انتخاب بهتریه

از اسرائیل برو بیرون. پیدات می‌کنم و می‌کشمت

ایشبعل با دینه ازدواج می‌کنه. دختر یاحیرِ دان

ما به مراسم نیاز نداریم. با هم می‌تونیم یه شانس دوباره داشته باشیم

کسی رو که سموئیل مسح می‌کنه، باید همراه با تمام اهل خونه‌اش کشته بشه

تو و فرزندت نام یسی رو آلوده می‌کنید

مادرت، دشمنِ ذاتیِ قوم ما بود

من عجولانه گرفتمش. غیرقانونی ازدواج کردم

انگشتر مهر من رو برداشتی. قانونم رو تغییر دادی!

تو من و خانواده‌مون رو تا خیمه عبادت همراهی نمی‌کنی

اَدریئل خبر مهمی آورده

دیدم سموئیل به بیت‌لحم اومد

می‌دونم کیو مسح کرده

چقدر بزرگه، مادر؟ خیمه عبادت

بزرگ‌تر از هر چیزی که تا حالا دیدی

فقط صبر کن

صحنه‌ی خیلی تماشاییه، داوود

مقدس‌ترین جای سرزمین در مقدس‌ترین روز سال

آیا خدا امروز ما رو تماشا می‌کنه؟

خدا هر روز ما رو تماشا می‌کنه

مخصوصاً تو، ناتانائیل

به خاطر همینه که اینقدر می‌خنده. الیاب

همینه؟

آره

خیمه عبادت

جایی که روح خدا سکونت داره

داوود؟

همه دارن آماده میشن که برن

حالت خوبه؟

آره

دارم دنبال صدای مادرم تو باد می‌گردم

می‌خواستم بهش بگم

چی بهش بگی؟

من دارم میرم خیمه عبادت

بچگی با هم نرفتید؟

هیچوقت اجازه نداشت

منم همینطور

بیا. برمی‌گردیم خونه

نه

نه، به خاطر من نه. تو برو

نه. هیچکدوم از ما دیگه اجازه نداریم

این تصمیم بزرگان قومه

ریاکارها. الیاب

این به خاطر داووده. الیاب، ساکت

حالا تو یه مهمان محترمی

هوم؟ تو قهرمان پادشاهی

بیا

بریم

همه چیز خوبه، پادشاه من؟

همه چیز خوب نیست

یه خائن بین ماست

لعنت به سموئیل

این خون به گردن اونه

اون مسح شده؟

خب، خیالت راحت

این تهدید برطرف میشه

اول خانواده‌اش، بعد خودِ مسح شده

یوآب انجامش میده

فکر می‌کردم یه نفر دیگه رو برای این کار بفرستم

نه

یوآب، اونیه که من بهش اعتماد دارم

البته

کار قبل از اینکه به خیمه عبادت برسیم، انجام میشه

پدر از دیدنت در خیمه عبادت افتخار می‌کرد

به هر دوی ما افتخار می‌کرد

راستش، من با تو نمیام

تازه شنیدم که با یوآب به یه مأموریت فرستاده میشم

حالا؟

چرا؟

خب، به من نگفت

حتماً مهمه

می‌خواستم اینو با هم تجربه کنیم

اَه، شاید چیزی بود که قرار نبود هرگز ببینمش

باید هر روز اینو تمیز کنی

قول میدی؟

سارا

میکال. کمی استراحت کن

خانواده‌ام مدیون توئه

خدمت کردن باعث افتخاره

تو کاری بیشتر از خدمت انجام میدی

به خاطر تو، برادرم زنده‌ست

خب، خوشحالم که مهارت‌هام مفید بود

من یوناثان رو خوب می‌شناسم

احساساتش نسبت به تو عمیق‌تر از قدردانیه

مردها اغلب وقتی درمانشون می‌کنم، گیج میشن

این یه حس محبت و احترام نسبت به شفادهنده‌ست

هوم

اگه از من بپرسی

به نظر میاد احساسات متقابله

ما تازه همدیگه رو دیدیم

پس... پس با ما بیا

به خیمه عبادت؟

اگه بری، هیچوقت نمی‌فهمی چی می‌تونست بشه

پس میای؟

آره؟ باشه

پسرم چطوره؟

شمسون چطوره؟

برادر

به ما ملحق می‌شی؟

خواهرت فکر می‌کنه هنوز مریضی

هیچ‌وقت حالم از این بدتر نبوده

خب، پس فکر می‌کنم وظیفه‌ام حکم می‌کنه

بذار برات یه اسب بگیریم

خواهش می‌کنم، برادر

راه طولانیه

معنیش این نیست که باید حرف بزنیم

از نظر من مشکلی نیست

شاید ترجیح می‌دی با کالسکه بیای؟

حالا تو همسر یک شاهزاده‌ای

چقدر زود ازدواج کردی در حالی که خیلی کم درباره من می‌دونی

کمکی برای سوار شدن می‌خوای، شاهزاده من؟

الان دیگه برای پشیمون شدن دیره

چرا مادر نیومده؟

پدر

اون همیشه با ما در خیمه عبادت بوده

و امسال، نخواهد بود

اُریا، من باید رهبری کنم، اما نمی‌دونم باید از کدوم راه بریم

اون دیدبان جلوتر از ستون رو می‌بینی؟ آره

اونو تو دید نگه دار و فقط اسبش رو دنبال کن

ممنونم

فرمانده جدیدمون داره راهنمایی می‌خواد، ها؟

باید نگران باشیم؟

یادم بنداز، اواز، چند تا غول کشتی؟

حداقل میگی داریم کجا میریم؟

کریات یعاریمه؟

نه، داریم به سمت جنوب میریم

یهودا؟

دقیقاً کجا؟ کدوم روستا؟

و چرا؟ اِلیاب

حقیقت رو وقتی زمانش برسه می‌فهمی

امم، می‌خوای یه کم؟ من دوستش ندارم

داوود

پادشاه من

ممنونم برای این افتخار بزرگ

این کمترین کاری بود که می‌تونستم برای کسی به این وفاداری بکنم

حسودیم میشه بهت

که همه اینا رو برای اولین باره تجربه می‌کنی

روز کفاره زمانی برای توبه است

برای چیزهایی که ما رو از خدا دور می‌کنه

و برای پیامدهایی که انتخاب‌هامون باعث شدن

این مراسمیه که هم آغاز و هم پایان خیلی چیزها رو رقم می‌زنه

خودت خواهی دید

فرمانده ما خواننده هم هست، ها؟

بهشون اهمیت نده

جلب اعتمادشون زمان می‌بره

می‌دونی، من سال‌هاست که چوپانم و گله‌های پدرم رو هدایت می‌کنم

و اونا همیشه با وفاداری زیادی منو دنبال کردن

خب، آدما که گوسفند نیستن

سرباز بودن یعنی روبرو شدن با درد

و سختی

و احتمال مرگ هر روز

پس یک رهبر باید بهشون هدفی بزرگ‌تر از خودشون بده

امم

بهش می‌رسی، داوود

بالاخره

ما خدمتکار داریم که به اسب‌ها رسیدگی کنن

فکر می‌کنی تا الان باید اینو فهمیده باشه، ولی خب، می‌چال رو که می‌شناسی

آره، می‌شناسمش

خواستم بهت بگم پدرم رو متقاعد کردم

که به خانواده‌ات صد راس گوسفند بده

و پدرت، اون در یهودا احیا میشه

و ازش استقبال میشه که با بقیه عبادت کنه

همه گناهان گذشته پاک میشن... هوم

پس

تا سال دیگه بتونه به ما ملحق بشه

این هدیه منه به تو

ممنونم

اما عشق من خریدنی نیست، میراب

شاید بشه به دستش آورد؟

قبلاً به دست اومده بود

نگاه کن، داوود

می‌دونم من اون کسی نیستم که انتخاب کردی، اما من اینو به انتخاب درست تبدیل می‌کنم

می‌دونی با خواهرت چیکار کردی؟

من چیکار کردم؟

داوود، من هیچ‌وقت انتخاب نشدم، هیچ‌وقت

نادیده گرفته میشم

بهم بی‌توجهی میشه

فکر می‌کنم تو می‌دونی چه حسی داره

اینکه خانواده‌ات فراموشت کنن، که راهی نداشته باشی

اما حالا به خودت نگاه کن

اون غول رو کشتی و همه چیز رو زیر و رو کردی

تو راه خودت رو پیدا کردی و من هم دوست دارم راه خودم رو پیدا کنم

چون من هم به اندازه می‌چال حق دارم آینده‌ای داشته باشم

و حقیقت اینه که، من و تو، ما

ما همون چیزی هستیم که این پادشاهی بهش نیاز داره

و به همین دلیله که پدرم این انتخاب رو کرده و نظرش رو عوض نمی‌کنه

حالا، مجبور نیستی دوستش داشته باشی

و واقعاً، مجبور نیستی عاشقم باشی

اما چشم‌های ملت به ماست

پس، لطفاً فقط منو خجالت‌زده نکن

کمک!

کمک!

اونجا!

چی شده؟

مردان مسلح. فلسطینی‌ها.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left