The first 200 lines.
خب، فکر کنم وقت برای یه تماس آخر داریم
روز، نفر بعدی کیه؟ الیوت از خط سه تماس گرفته
سلام الیوت، من دارم گوش میکنم
خب، ببینید دکتر کرین، من یه مشکلی دارم
من یه فروشندهام. - یه فروشنده؟
چند سالته؟ چهل و سه
چهل و سه... آره
حالا بذار راستشو بگیم. من ۴۳ سالمه
خب، الیوت، ما که از دیروز به دنیا نیومدیم
واضحه که تو یه نوجوون بیشتر نیستی که داری سعی میکنی به دوستای کوچیکت ثابت کنی
که چقدر باهوشی با این کار که اومدی روی آنتن رادیو
اما میدونی واقعاً داری چهکار میکنی؟
داری وقت کسایی رو میگیری که واقعاً مشکل دارن
هی، من ۴۳ سالمه!
و داشتم میگفتم مشکلم اینه که صدام خیلی جوون به نظر میرسه
که مردم همیشه مسخرهاش میکنن
اوه، خیلی متاسفم الیوت
اون کار از من خیلی بیفکرانه بود
هاه! گرفتمت، دکتر کلهپوک!
بله، در واقع، تو ما رو "گرفتی"، الیوت
اما ما اینقدر هم تو این برنامه خشک و رسمی نیستیم
که نتونیم هر از گاهی به خودمون بخندیم
روز، نمیتونی این کرمهای کوچولوی جوشصورت رو از روی آنتن دور نگه داری؟
خب، اینم از برنامه امروز ما
دکتر کرین بود که از شما خداحافظی میکنه و براتون سلامت روان آرزومنده
آخر هفته خوبی داشته باشی، روز
صبر کن، فریژر، میخوام یه سوال ازت بپرسم
و میخوام یه جواب صادقانه بهم بدی
نه، اون لباس تو رو چاق نشون نمیده
سوال من این نبود!
چرا فکر کردی این بود؟
خب، معمولاً وقتی یه زن سوالش رو با "یه جواب صادقانه میخوام" شروع میکنه،
معمولاً همون سواله
خب، من دیگه اونقدرها هم اعتماد به نفس پایین ندارم. باشه
متاسفم. حق با توئه
سوالت رو بپرس، لطفاً
به نظرت پشت سرم زشته؟
روز، تو کاملاً عقلت رو از دست دادی؟
نه، جدی میگم
میدونی که بلیطهای فصلی بازیهای سیهاوکز رو دارم؟
خب، یه پسر خیلی خوشتیپ هست که درست پشت سرم میشینه
و چند هفته پیش به هم سلام کردیم و لبخند زدیم
اما تا الان هنوز ازم درخواست قرار نکرده
واسه همین داشتم فکر میکردم شاید یه چیزی بود، میدونی
عجیب و غریب درباره پشت سرم
روز، میتونه صدها دلیل وجود داشته باشه که چرا اون ازت درخواست قرار نکرده
ممنون. این خیلی حالم رو بهتر کرد
نه، نه، نه، نه، شاید ازدواج کرده. شاید با یکی دیگه رابطه داره
شاید هم همجنسگراست
یا شاید، فقط شاید، اون اونجاست تا یه بازی فوتبال رو تماشا کنه نه اینکه دنبال دختربازی باشه
باشه، حق با توئه. دارم مسخره بازی درمیارم
معلومه که داری. دوشنبه میبینمت
باشه
دیدم. نظرت چیه؟ خیلی تخته؟
تو بقیه کیک من رو نمیگیری، پس کلاً فراموشش کن
اوم. خیلی هم خوشمزهست
به به، به به
برام مهم نیست، میتونی اونجا بشینی تا کبود شی
تا جایی که به من مربوطه، تو اصلاً وجود نداری. اصلاً اینجا نیستی
اوه، باشه! بیا! چاق شو!
آه، دوباره گولت زد، آره؟ چقدر تو دلرحمی
من نیستم!
خب، وقتی من دارم غذا میخورم هیچوقت گدایی نمیکنه
شاید چیزی که تو میخوری رو دوست نداره
باور کن، اون سختگیر نیست. من دیدم که یه سوسک خورد
ادی!
بیا بریم یه دور دیگه قدم بزنیم
چی؟ فکر کردم امروز صبح قبلاً بردی قدم بزنه
آره، دوبار. بازم باید بره؟
نه، در واقع، من باید برم
این خوب به نظر نرسید
یه آقایی هست که خیلی خوشقیافهست
که توی پارک با لابرادورش فریزبی بازی میکنه
من و ادی امیدواریم دوباره بهشون برخورد کنیم
بیا، ادی. اون داره ناز میکنه
خوشحالم که یکی هست
هی فریژر، چطوره اون توالتت رو درست کنی؟
مدام داره آب میریزه. صداش داره منو دیوونه میکنه
باشه، به یه لولهکش زنگ میزنم. منظورت چیه، به یه لولهکش زنگ میزنی؟
دو تا دست داری. خودت درستش کن
بابا!
من یه دکترم
من تو زندگیم کارهای مهمتری دارم تا اینکه بخوام یه توالت رو تعمیر کنم
سلام نایلز. خبر خوب، فریژر
من تو اسپاست یه پارتیبازی کردم و دارن ما رو جا میدن
برای یه لایهبرداری نمک بعد از ماساژ سوئدیمون
عالیه!
آه، لولهکش رو بیخیال. خودم درستش میکنم
ناخنکارم کنسل کرد
اوه، بابا، تو خودت درست نمیکنی
شرط میبندم اصلاً هیچ ابزاری اینجا نداری
اوه، خب، اینجا اشتباه میکنی. بذار یه چیزی بهت نشون بدم، آقا
بیا
این رو میبینی؟ هر ابزاری برای هر نیازی که فکرش رو بکنی
این رو از هماچر-شلمر گرفتم
آیا این فیروزه کوبیه؟
بله. همچنین در
آبنوس و اونیکس هم هست
اونیکس. اونیکس خیلی خودنمایانه است
فکر نمیکنم اونیکس بخوای. اوه، فکر نمیکنم
برای همین هیچ وقت فیلم خانگی نگرفتم.
شما دو تا میفهمید چقدر لوس و ظریفید؟
وای، شما معنی کلمه "متکی به خود" رو نمیدونید.
خدا رو شکر که یه فاجعه ملی در حال وقوع نیست.
درمانده میشدید.
اوه، اوه، رنده پوست لیمو! بله.
میدونی، نایلز...
در واقع دوست دارم...
اون توالت رو درست کنم فقط برای اینکه به بابا نشون بدم اشتباه میکنه.
فریزر، وقتی مردی با ژنهای برتر به دنیا میآد...
آخرین چالشی که باید با یک توالت داشته باشه...
اینه که یاد بگیره چطور ازش استفاده کنه.
بله، ولی ما دنیای فکری رو فتح کردیم...
اما در دنیای کارای عملی، ما تحت سلطه کارگرها هستیم.
جدی میگی؟ آره.
میتونیم چند تا ابزار قرض بگیریم و خودمون درستش کنیم.
هم تجربه عملی خوبی میشه و هم دهن بابا رو میبنده.
بهش نشون میدیم که از اونی که فکر میکنه، سرسختتریم.
دقیقاً. و هنوز زوده.
میتونیم ماساژ اکالیپتوس رو بذاریم برای پاداشمون.
اوه.
ماریس، میترسم چند ساعتی تاخیر داشته باشم.
بله، من و فریزر تصمیم گرفتیم یک کار تعمیراتی تو خونه انجام بدیم.
بله، دارم با دستام کار میکنم.
بله، یکم عرق کردم.
فکر کنم میتونم پیراهنمو دربیارم.
نایلز، داری چیکار میکنی؟
به نظر میاد از تلاش من برای کار یدی هیجانزده شده.
ماریس، من یه جور آچار دستمه.
اونو بده به من!
سلام ماریس؟ ماریس، نایلز الان مشغوله.
نه، کاری به اینکه چی پوشیدم نداشته باش.
حالا، میشه ادامه بدیم، لطفاً؟ باشه.
خب، اِ... اون مجموعه شیر شناور رو بگیر...
از سوراخ مخزن ردش کن، باشه؟
و زیر مخزن با یه... محکم کن.
مهره قفلکننده. بله، خیلی خوب. مهره قفلکننده.
ببین نایلز، تا امروز حتی نمیدونستی مهره قفلکننده چیه.
اون نایلز دیگه مُرده. حالا بهم بگو "دست به آچار".
میدونی نایلز...
اینجوری با دستامون کار کردن...
یاد اون سنت باشکوه جمعی آمیشها برای ساختن انبار افتادم.
همه مردان روستا دور هم جمع میشدند...
فکرها، عضلهها...
همه به سمت اون یک هدف ساده و در عین حال فوقالعاده.
خیلی خب.
ما آمادهایم سیفون رو بکشیم.
به افتخار کاری که برادران کرین میتونن انجام بدن...
وقتی که اراده کنن.
بکش سیفون رو.
داره کار میکنه! وای خدای من، داره کار میکنه!
ببین، داره از مخزن خالی میشه و میریزه تو کاسه.
تو کاسه و بعد تو مخزن.
اوه، میلیونها بار اینو دیدم اما هیچ وقت اینقدر برام معنی نداشته.
محشره!
فریزر، نباید الان متوقف میشد؟
آدم فکر میکنه آره.
داره سرریز میکنه.
اوه. اوه، اوه، اوه.
اوه، نگاه کن. حالا چی میگه باید چیکار کنیم؟
میگه... اوه، هیچی نمیگه!
حالا اون دوستای آمیشت کجان؟
لولهکش تماس گرفته شده، شراب به درستی خنک شده...
ناگهان دنیای من دوباره معنی پیدا کرده.
روز سختی داشتیم.
درگیر یکم لوله و چینی شدیم.
حالا وقت مونتراشه است.
اِم.
اِم.
وقتی بهش فکر میکنی...
تنها اشتباه امروز ما این بود که سعی کردیم خودمون اون توالت رو درست کنیم.
بله، ما نظم طبیعی چیزها رو به هم زدیم.
اما حالا نظم برقرار شده.
با استخدام یک لولهکش، اون لولهکش حالا میتونه، مثلاً، یک آلبوم دالی پارتون بخره.
خانم پارتون هم میتونه یک تور ملی رو تامین مالی کنه...
که البته به سیاتل هم میاد...
و این امکان رو به یک مروج محلی میده که به اندازه کافی پول دربیاره تا...
پسر نوجوانش که لباس زنونه میپوشه رو برای رواندرمانی ساعتی ۱۵۰ دلار پیش ما بفرسته.
به سلامتی چرخه زندگی!
اوه، حتماً لولهکشه.
خب، میخوای جواب بدی...
یا برای این کار هم میخوای یکی رو استخدام کنی؟
بابا، ما تلاشمون رو کردیم. باشه؟
اوه، تروخدا، من داشتم کاری نمیکردم.
بذار من برم باز کنم.
کسی لولهکش میخواست؟ نه به این زودیها.
دنبال من بیاین.
چه بعدازظهر جذابی!
خب، دافنه، ما لولهکش نیستیم. ما روانپزشکیم.
آره، خب، بعضی کلهها رو نباید دستکاری کرد.
فریزر، باید اینو از اینجا بندازی بیرون.
چی؟
اون مرد لیاقت نداره دست به توالت تو بزنه!
نایلز، باز خودت رو درمان کردی؟
اون دنی کرایزل بود.
کرایزل موذی؟
چطور میتونی مطمئن باشی؟ ۲۵ سال گذشته.
من اونو هر جا ببینم میشناسمش.
اون در تمام طول بچگیم منو اذیت میکرد.
اون که الان تو رو نشناخت.
No comments yet. Be the first to leave one.