The first 178 lines.
اوه، چلسی، امشب یه جشن استثنایی در انتظارته
اولین اُپرای تو، و بن هپنر داره نقش تریستان رو میخونه
اوه، این قراره یه تجربه کاملاً جدید برام باشه
چرا؟ تاحالا حوصلهت سر نرفته بود؟
اوه، خدای من. انگار ماشین خاموش کرده
اوه، عالیه. حالا چی؟
باشه، بیا وحشت نکنیم
چلسی، اگه میشه، لطفاً در داشبورد رو باز کن
یه چراغ قوه و یه جعبه ابزار کوچک پیدا میکنی
آها
پشت اونا رو بگرد و گوشی موبایلم رو بده به من
قراره به امداد خودرو زنگ بزنم
تا وقتی اونا برسن، ما اُپرا رو از دست دادیم
میدونی، دوستپسر سابقم کوروتها رو بازسازی میکرد
شاید بتونم یه نگاهی بندازم و ور برم
فکر کنم بتونم کمکت کنم. آدم با هشت تا برادر بزرگ نمیشه
و یه چیزایی در مورد موتور یاد نگیره
یا اهمیت اینکه اولین نفر تو حموم باشی
حالا، حالا خانمها. من و نایلز هم غریبه با ماشین نیستیم
نایلز، بیا یه نگاهی بندازیم. من کاپوت رو بالا میزنم
این که گارانتی رو باطل نمیکنه، میکنه؟
ها ها ها. خیلی خندهداری، نایلز
جای نگرانی نیست، خانمها. بزن بریم
هی، ادی
این پسر منه، ادی. این یکی پسرم، فریژر
اوه، خدای من. بابا، خودت خوب میدونی که ما جا نداریم
تو این خونه برای یه سگ دیگه، چه برسه به یه توله سگ
مبلا رو میجون، مثل دیو حفر میکنن و فرش رو کثیف میکنن
توله مال منه، فریژر
اوه، خب، تبریک میگم. هر کسی باید یکی داشته باشه
آلیس تازه ازم خواهش کرد که یکی داشته باشم
مارتین، خیلی ممنون که کمکم کردی انتخابش کنم
شوخی میکنی؟ خیلی بهم خوش گذشت
خب، اینم قلاده تولگی قدیمی ادی
و برسش
و اولین اسباببازی جویدنیش
اوه، مارتین، باورم نمیشه که همه وسایلشو نگه داشتی
خب، همیشه فکر میکردم اونم یه برادر یا دو تا پیدا میکنه
میدونی، همیشه فکر میکنی که یکی دیگه خواهی داشت
بابا، من گفتم میتونی یه ماهی داشته باشی
روز، میشه لطفاً اینجا کمکم کنی؟
میدونی، مارتین، من به یکی نیاز دارم...
که وقتی سر کارم، کمکم کنه اونو ببرم پیادهروی
تو میتونی مثل پدربزرگش باشی. مارتین: عالی میشه
میدونی، یه جورایی تشنه به نظر میرسه، روز
شاید بخوای یه کم آب براش بیاری. اوه، ایده خوبیه
اوه، نگاه کن، یه توله سگ. اوه!
سلام، نایلز، بیا تو. سلام
نصف صبح طول کشید ولی پیداش کردم
خوبه. مارتین: چی رو پیدا کردی؟
کاتالوگ کلاسهای شبانه
اوه، شما چه کلاسایی دنبال میکنین؟
تعمیرات خودرو
مارتین: نه، جدی؟
نه، نه. خب، ما جدی هستیم، بابا
دیشب وقتی ماشینم خراب شد، من و نایلز احساس بیچارگی کردیم
و قسم خوردم که دیگه هیچوقت اینطوری تحقیر نشم
من بیش از یه کم متقاعد شدم
که به خاطر همین چلسی قرار دوم رو باهام نذاشت
مطمئنم هیچ ربطی به اون نداشت. اگه بخوام حدس بزنم
میگم همه اون گریه و زاری تو اُپرا بود که شانسهاتو از بین برد
اما بن هپنر داشت تریستان رو میخوند!
باید سنگدل باشی که برای پایان غمانگیزش گریه نکنی
هی، هی، هنوز ندیدمش
ایناهاش. "تعمیر و نگهداری اساسی خودرو."
ها ها. فوراً به صندوقدار زنگ میزنم
مارتین: شماها واقعاً میخواین این کارو بکنین؟
فریژر: آره. مارتین: با موتورها ور برین؟
دستاتون پینه بزنه و زیر ناخناتون چرب بشه؟
فریژر: بله، در واقع مشتاقشم، بابا
خب، آفرین بهت، فریژر. تحت تأثیر قرار گرفتم
همانطور که معمایی به نام شکسپیر زمانی نوشت، "من کارگری راستینم
آنچه را میخورم به دست میآورم، آنچه را میپوشم کسب میکنم
به هیچ کس کینه ندارم، به سعادت هیچ کس حسادت نمیورزم."
تو نتونستی بذاری ازش لذت ببرم، مگه نه؟
هی، روز. هی، پدربزرگ
اون موجود کوچولو امروز چطور بود؟ اوه، عالی. همه غذایشو خورد
حداقل بعد از اینکه یه کم آب اضافه کردم این کارو کرد
تا یه جور بافت سسمانند پیدا کنه
تو پارک قدم زدیم
خب، اونا فقط یه بار جوونن، روز
از این روزا لذت ببر
امروز روز شلوغی داشتی، مگه نه؟
نداشتی؟ آره
روز. چیه؟
نباید اینطوری باهاش بازی کنی. چرا که نه؟
اگه بذاری روی تو بایسته، فکر میکنه اون غالبتره
که تو تو رده پایینتر از اونی. اوه، اینو نمیدونستم
نگران نباش. اشتباه رایجیه
به خاطر همینه که من اینجام
خب، پس... تو قراره بذاری همینطوری روی مبل بشینه؟
آره. بامزه به نظر میرسه
خب، باشه، ولی میدونی اگه بذاری روی مبل بشینه...
فکر میکنه با تو برابره
من ادی رو دیدم که روی مبل نشسته بود
ها ها! واقعاً نمیخوایم این تولهسگ رو با ادی مقایسه کنیم، مگه نه؟
من فقط میگم ادی این "قوانین" رو میشکنه.
و هنک آرون هم چوب بیسبالشو کاملاً اشتباه میگرفت
بزرگان همیشه قوانین رو شکستن
اما اول اصول اولیه رو یاد گرفتن
و این همون چیزیه که دارم به فرانکی یاد میدم.
فرانکی؟ تو روی سگ من اسم گذاشتی؟
خب، باید یه اسمی داشته باشه که بهش واکنش نشون بده.
و تو هم خیلی طولش دادی تا یه اسم پیدا کنی.
خب، آلیس دیشب یه اسم انتخاب کرد. آریل، از پری دریایی کوچولو.
آریل؟ اون که اسم دختره.
میدونم، ولی اون دوستش داره پس ما هم بهش پایبندیم.
خب، باشه. نباید زیاد سگو خراب کنه.
چی؟ هیچی، من...
بهتره برم خونه. صبر کن، من باهات میام.
میخوام آریل رو با خودم ببرم تا آلیس رو از پیشدبستانی بیارم.
کجا رفت؟ تو اتاق خوابه.
ROZ آریل؟ آریل؟
وای، لعنتی، دیرم شد. آریل.
فرانکی.
یه کلمه هم نه.
خوبه که دوباره تو کلاسی، نه؟
فوقالعادهست.
میدونی، تقریباً حسودیم میشه به هر کی که اینجا میشینه...
طی روز و یادگیری رو شغل تمام وقتش کرده.
با توجه به کنده کاری روی میزت، انگار اسمش آزیه.
بله، و ظاهراً "حکومت میکنه".
خب، همه. اسم من رندیه.
و اگه میشه بشینید شروع میکنیم.
ما که از قبل نشستهایم، رندی.
به کلاس تعمیر و نگهداری مقدماتی خودرو خوش آمدید.
این قراره یه کلاس خیلی ساده و بیدردسر باشه...
برای کسایی که زیاد از ماشین سر درنمیارن. آره؟
اگه هیچی از ماشین ندونی چی؟
منظورم اینه، مطلقاً هیچی.
خب، رندی، اگه اجازه بدید...
از طرف کلاس میخوام بگم که من حس میکنم...
که همهی ما کمی نگرانیم.
اما با رندی به عنوان رانندهی ما و اشتیاق به عنوان بنزینمون...
این سفر رو با هم به پایان میرسونیم.
به نقل از یه موتور کوچولوی معروف، "فکر میکنم میتونیم."
ممنون.
به هر حال، بیایید از اصول اولیه شروع کنیم.
یه ماشین بنزین رو میسوزونه تا انفجارهای کوچیک و با دقت زمانبندی شده ایجاد کنه...
که انرژیش توسط موتور به حرکت رو به جلو تبدیل میشه.
نشونتون میدم چطور این اتفاق میفته.
پس موتور مثل تیمپانی میمونه.
ارکستر رو به جلو حرکت میده.
رهبر ارکستر رو هدایت میکنه...
نه تیمپانی.
بله، رهبر ارکستر رو هدایت میکنه.
اون بیشتر شبیه فرمونه.
حرکت واقعی رو به جلو، حرکت رو به جلو...
در واقع توسط بخش کوبهای اجرا میشه.
به نظر میاد یه نفر به کلاس ارکستر نیاز داره...
تا ماشین.
که میل لنگ رو به میل بادامک وصل میکنه...
تا سوپاپها با پیستونها هماهنگ باشن.
SHIRLEY آهان.
حالا، همونطور که میتونید تصور کنید، تلرانسها...
هر جزء در سیلندر...
میل بادامک چیه؟ نمیدونم. تو داشتی حرف میزدی...
RANDY زمانبندی غلطه، حتی اگه فقط یه ذره باشه.
آهان، بله، اینجاست.
"میل بادامک سیستمیه که سوپاپها رو باز و بسته میکنه."
پس این اون چیزیه که اینجا نشون میده. آره، آره، خوبه، فهمیدم.
نزدیک بود. تقریباً عقب میافتادیم.
خب، نذاریم دیگه این اتفاق بیفته. موافقی؟
و اگه فقط یه چیز از این دوره یاد بگیرید، باید همین باشه.
خب، میریم سراغ بعدی.
پس اگه تعویض شمعها تموم شد...
میتونید برید و هفته آینده میبینمتون.
نایلز، فقط ما و شرلی موندیم.
SHIRLEY انجامش دادم! انجامش دادم! هورا!
آفرین، شرلی.
خب، استقامت، فریژر. ما اینو انجامش میدیم.
آره، آره. اوه، میشه اون عینکهای مسخره رو برداری؟
خب، متاسفم، برای ایمنیه. هیچ کس دیگه نپوشیده بود.
هیچ کس تو کلاس ورزش هم نمیپوشید.
ولی تامی فریتز قرنیهاش رو خراش داد و بعدش اجباری شدن.
اون آچار رو بده به من. اون آچار رو بده به من.
دارم بهت میگم، دارم بهت میگم زیادی سفته.
بیا، من فقط سعی میکنم شلش کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.