The first 198 lines.
میدونی امشب کجا بریم؟ فرنیز فیش اند چیپس.
بابا، ما نایلز رو میبریم بیرون که حالش بهتر بشه، نه اینکه کلسترولش رو بالا ببریم!
اوه، بیخیال. اون غذاهای فرانسوی که شماها میخورید پر از کره و پنیره.
ولی حداقل توسط یه خانمی که پای یه سرخکن وایساده آماده نشده،
و سوتینش هم پر از خمیر سرخکردنی باشه.
هی، اون نایلز نیست؟ کجا؟
داره اون هاچبک قدیمی رو میرونه.
نه، نایلز هیچوقت سوار چیزی که اسمش هاچبک باشه نمیشه.
هرچند، شبیهش هست.
خدای من، داره فرار میکنه!
خب، بگیرش آقای موتور دوازده سیلندر مهندسی آلمانی!
الو؟
فرژیه: نایلز، داری چه کاری میکنی؟
خب، من دارم میرم تو پارکینگ خودم.
تو راهی؟ - چی داری میگی؟
داری تو خیابون "سکند اونیو" میری. سوار اون چیز قرمز کوچولویی.
نه، حتماً منو با کس دیگهای اشتباه گرفتی.
وقتی رسیدی میبینمت.
داره فرار میکنه! همین الان سر پیچ به راست پیچید.
نایلز: الو؟ فرژیه: نایلز؟
واسه چی داری فرار میکنی؟ میبینم که خودتی.
نه، منو با کس دیگهای اشتباه گرفتی.
این مسخرهس! من صدای بوق ماشین خودمو از تو گوشی میشنوم.
ممکنه ارتباط قطع بشه. دارم سوار آسانسورم میشم.
وقتی رسیدی میبینمت...
چشه این؟ مِریس ماشینش رو پس گرفته.
حتماً فقط همین رو تونسته بخره.
فقط خجالت میکشه اعتراف کنه.
الو؟ نایلز، روم قطع نکن.
ما میدونیم چی شده. درست پشت سرتیم.
میترسیدم این اتفاق بیفته.
از ترس خشکم زده بود که یکی از آشناها منو با این ماشین خجالتآور ببینه.
شبیه یه کالسکه شهربازیه که از ریل خارج شده،
با این تفاوت که این یکی هیچ امکانات ایمنی نداره.
اوه، داری الکی نگران میشی.
چه جور آدمی آدم رو بر اساس ماشینی که سوار میشه قضاوت میکنه؟
میتزی گیل.
آره، ممکنه. اون یه بنتلی سواره.
داره سر چهارراه پارک میکنه. منو میبینه!
همه خوبن؟
نایلز: بابا، سریع بیا. کمک میخوام.
اوه، خدای من، چی شده؟
باید بیای اینجا و وانمود کنی که این ماشین توئه.
آخ. اوه، شونهم داره از درد میمیره.
به فرمون خوردی؟
نه، تمام هفته دارم بدون فرمان هیدرولیک پارک دوبل میکنم.
بذار برات یه آسپرین بیارم. - ممنون.
بالا رو بگرد، تو حموم کنار اتاق مطالعه.
به هم ریختگی رو ببخشید.
مجبور شدم نظافتچی رو هفتهای دو بار بکنم.
آره، انگار بمب ترکیده.
حدس میزنم وضعیت مالیت یه کم متزلزل شده.
اوه، آره. از وقتی تلاش مِریس رو برای برگردوندنم رد کردم...
خیلی کینهتوز شده.
همه حسابها رو بلوکه کرده. شری؟
ممنون.
حقوقم حتی هزینههای وکیلم رو هم پوشش نمیده.
وکیلات بهت چی میگن؟
خب، بیشترش اینه که حقوقم حتی هزینههای وکیلم رو هم پوشش نمیده.
میدونی، نایلز...
اگه این محاصره قراره ادامه پیدا کنه، ممکنه مجبور بشی کمربندتو سفت کنی.
شاید بهتره یه لیست از خرجهات تهیه کنیم.
نایلز: باشه. بفرما.
ممنون. اوه، نه با اون خودکار!
نه، اون یه زمانی مال نوئل کاوارد بوده.
همین الان خریدمش. محشره.
ولی اگه قراره صرفهجویی کنی...
شاید مجبور بشی از خودکارهای تزئینی عتیقه چشمپوشی کنی.
میشه قبل از اینکه هر تصمیم جدی بگیریم، لیست منو بررسی کنیم؟
خیلی خب. این اجارهمه.
این بیمهمه. اینقدر اجاره میدی؟
خب، اون شامل خبرنامه ساختمون هم میشه.
این ظالمانهس.
مارتین: نایلز، اونجایی؟
بله، بابا. نمیتونی منو به خاطر بازار مسکن سرزنش کنی.
این یه آپارتمان سادهس.
من تو یه اتاقیام که کلی کتاب داره ولی حموم نداره.
نایلز: اوه، اون کتابخونهس، نه اتاق مطالعه.
برو پایین راهرو، سمت چپ.
خب، این آپارتمان سادهی تو ورشکستت میکنه.
باید اعتراف کنی که برای یه نفر یه کم بزرگه.
یادت نره که من یه حیوون خونگی دارم.
داری به من میگی پرندهت هم اتاق مطالعه میخواد هم کتابخونه؟
باشه، خودکار نوئل کاوارد رو پس میدم.
ولی این خونهی منه.
این یه نیاز اساسیه.
باشه، آسپرین رو پیدا کردم ولی دوباره گم شدم.
من تو یه اتاق آبیام با رولهای بزرگ کاغذ.
اون اتاق کادو پیچیه.
دنبال پلهها بگرد.
تنها پلههایی که پیدا کردم میرن بالا.
تو طبقه سوم داری؟
عملاً یه فضای کوچیکه که فقط میشه توش خزید.
از در سمت چپ برو بیرون.
اینجوری به من نگاه نکن. من باید یه سرپناه داشته باشم.
نایلز، تو سه تا سقف بالای سرت داری!
محض رضای خدا به خودت بیا!
به اعداد نگاه کن. اونا دروغ نمیگن.
هیچ انتخابی نداری.
الان دیگه موندم. چطوری بیام پایین؟
یه قفسه کتاب جلومو گرفته
اون قفسه کتاب یه در مخفیه. چطور بازش کنم؟
"خانم دالووی" رو از تهش فشار بده. چی؟
اون کتاب زرده که تو قفسه پایینه. آهان، باشه
فریزر، از بچگی...
از کنار این ساختمون رد میشدم و همیشه با خودم میگفتم...
چه جور آدمایی تو یه همچین جای باشکوهی زندگی میکنن
میدونم، نایلز
بعد از اینکه ماریس منو ول کرد، اومدن اینجا...
ثابت کرد که من یه شکستخورده کامل نیستم
اینو میفهمم
و من چاره دیگهای ندارم، مگه نه؟
متاسفم
میدونی، شاید بهتره نقل مکان کنی...
قبل از اینکه اجاره یه ماه دیگه هم بیفته گردنت
میتونی تا وقتی که یه جایی پیدا کنی، پیش من بمونی
ممنونم
بفرما. خودت میتونی یه لیوان آب برداری
این آسپرین تاریخ انقضاش گذشته. خب، وقتی من پیداش کردم که نگذشته بود
دافنه: آه، من تمیز میکنم. لازم نیست
هر شب تو داری شام درست میکنی
دیگه اصلا حس نمیکنم آشپزخونه منه
معلومه که آشپزخونه توئه. نه، نه، اون اونجا نمیره
میدونم شاید یکم گستاخانه باشه از طرف من...
که آشپزخونهتو از نو بچینم، ولی قول میدم...
خیلی بیشتر...
کاربرپسندتر باشه
شیشه بوورل من کجاست؟ نه، من نبودم
آهان، اون خمیر گوشت؟ خب، انداختمش دور. بوی گند میداد
خب، قرار بود همین بو رو بده! انگلیسیه دیگه
خب، من دیگه میرم بخوابم
من و راز فردا یه جلسه صبحونه خیلی مهم داریم...
با یه کارفرمای احتمالی
و نمیتونم مثل تو تا دیروقت بیدار بمونم و کار کنم، بابا
بابا؟ چی؟ آه، باشه، یه زیرلیوانی برمیدارم
فریزر: نه
چت شده؟ سر شام به زور خودتو بیدار نگه داشته بودی
تو هم اگه با نایلز هماتاق بودی، همین شکلی میشدی
تمام شب، هی بلند میشه و پایین میره، رختخوابشو جابجا میکنه و مرتب میکنه
اگه واقعا اذیتت میکنه، تخت تاشویشو میارم تو اتاق خودم
حداقل یکی از ما تو این خانواده میتونست بهش ترحم نشون بده
موفق باشی. دیشب بلند شدم رفتم دستشویی...
وقتی برگشتم، تخت منو مرتب کرده بود
خیلی طول میکشه؟ نایلز: تقریبا تموم شد
فقط برای این میپرسم که من و راز...
فردا صبح این مصاحبه کاری مهم رو داریم
دوست دارم خوب استراحت کرده باشم
بیست دقیقه است تو اونجایی. نه، نبودم
الان شدم
باید این لایهبردار صورت جدید و فوقالعاده رو امتحان کنی
انگار ده سال جوونتر میشی
من که به همون نیم ساعت پیش هم راضیم
این خیلی خوش میگذره!
مثل وقتی که بچه بودیم با هم تو یه اتاق میخوابیم
اوه بله. همه چی الان یادم میاد
فقط میخوام یه بار دیگه بهت بگم...
چقدر ازت ممنونم که منو پناه دادی
هر برادری تو جایگاه تو اینقدر دست و دلباز نیست
این حرفا چیه نایلز. تو اصلا باعث دردسر نیستی
اوه عزیزم، صدای اون بارون تمام شب بیدار نگه میدارتم
فریزر: عجیبه که از اونجا تو "مرکز کنترل" میتونی بشنویش
اگه پنجره رو ببندم مشکلی نداری؟ ابدا
آه. خیلی بهتر شد
چی میگی؟ این فقط صدای بیشتر بارونه
این خیلی بیشتر از بارونه
این صدای کامل جنگلهای بارانی آمازونه
اذیتت میکنه؟ نه
فقط بگیر بخواب
اوه، به خاطر خدا، نایلز!
باشه، باشه. میذارم رو صدای "جویبار پر سروصدا"
اگه به خاطر اون مصاحبه استرس داری...
میتونم یکی از تمرینات تنفسیمو بهت نشون بدم
نه، نه، فقط یه خواب کافیه
شب بخیر. شب بخیر
اوه، به خاطر خدا، نایلز!
چه بلایی سرمون اومد؟
نایلز: مگه واضح نیست؟ فیوزت پریده
فریزر: تو هنوز هیچی ندیدی
نایلز: آخ!
راز: میدونم که داره میاد. حتما آدرسو اشتباه رفته
میدونستم باید یه جایی رو انتخاب میکردم که قبلا رفته باشه
متاسفم، فکر کنم باید برم. اوه، لطفا نرو
بذار فقط با موبایلش تماس بگیرم. خیلی خب
سلام، فریزر، منم راز
صدات افتضاحه. کجایی؟
اورژانس؟
وای خدای من! آپاندیسش ترکیده
نه، نه، نه، عذرخواهی نکن
تقصیر تو نیست. فقط یه وقت دیگه براش تعیین میکنیم
من خیلی متاسفم که دیر کردم
همیشگی منو لطفا
موبایلم رو لطفا
آقای دراپر، که نمیرید، درسته؟
من یه جلسه دیگه دارم و دوست ندارم مردم رو منتظر نگه دارم
میکشمت. راز، لطفا، خیلی متاسفم
کجا بودی؟ تقصیر نایلزه
دیشب تا دیروقت منو بیدار نگه داشت. نتونستم با زنگ ساعتم بیدار شم
اون هنوز اونجا چیکار میکنه؟ هنوز جایی پیدا نکرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.