Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Frasier S02E18 The Club 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 18 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 196 lines.

یه تماس دیگه هم وقت داریم، راز.

سید از برمِرتون روی خط سه‌ست.

سلام سید. در خدمتم.

«سلام، دکتر کرین.

من از حرف زدن تلفنی با کسایی که نمی‌شناسم می‌ترسم.

دست و پامو گم می‌کنم.

این در دنیای پر سرعت و رقابتی امروز، یه نقص جدّیه.»

سید، داری متنی رو که می‌خونی؟

اِم...

«بله.

تنها راهی که می‌تونم راحت تلفنی ارتباط برقرار کنم،

اینه که هر چی می‌خوام بگم رو از قبل بنویسم.»

خب، اگه کسی ازت یه سوالی بپرسه که پیش‌بینیشو نکردی چی؟

«ممنون دکتر کرین، به خاطر نظرات روشنگرتون.

خداحافظ.»

صبر کن، سید!

سید، اگه داری گوش می‌دی، عدم اعتماد به نفس تو ریشه داره

تو ترسِت از اشتباه کردن.

برای غلبه بر این، باید تمرین کنی.

اگه خیلی روش کار کنی، یه روز تو هم می‌تونی به دست بیاری

اون تسلط و اعتماد به نفسی رو که همه‌مون... آرزو داریم

داشته باشیم.

دکتر فرِیزِر کرین هستم و برای شما آرزوی سلامت روانی دارم.

برنامه خوبی بود، فریزر.

ممنون، راز.

تق‌تق. اوه. تو اینجا چکار می‌کنی؟

اومدم ببینم دوست داری هفته دیگه بریم ناهار کلوپ امپایر؟

عضوشو می‌شناسی؟ نه. ولی شاید بشناسی.

چه خوابی دیدی؟

همون قیافه از خود راضی رو داری

که وقتی اون ضبط «گوتِردامِرونگ» فلاکستاد مال سال ۱۹۳۲ رو

تو سطل حراج پیدا کردی داشتی.

فکر می‌کنی الان از خود راضیم؟ صبر کن تا هفته دیگه.

اگه همه چی خوب پیش بره، یقه کتم زیر وزن یه سنجاق عضویت طلایی آویزون میشه.

با اون همه پولدار متکبر و خون آبی قاطی میشی

که حتی حاضر نیستن واسه تُف کردن رو سر بقیه ماها از خیابون رد بشن.

بهش چشم نزن. هنوز وارد نشدم.

هنوز مهمونی کوکتل هست که توش اعضای احتمالی رو غربال می‌کنن.

اونا می‌تونن خیلی خسته‌کننده باشن.

چطور این اتفاق افتاد؟ اوه، اعتبارشو مدیون ماریس هستم.

اون پنج سال رو صرف ایجاد روابط درست کرد

تا اینکه این هفته اقبال بهمون رو آورد.

قاضی کلمنتس پیر سکته کرد و هان، یه جای خالی باز شد.

این به اصطلاح "یه بخت و اقبال" معنای جدیدی میده.

بهتر هم میشه.

دو تا جای خالی هست، پس شانس من دو برابر شده.

ادگار ون کورتلند هم تو اون رسوایی وام‌های پس‌انداز متهم شده.

فریزر، فکر می‌کنم زمان من فرا رسیده.

خیلی برات خوشحالم. این از بزرگواری توئه.

مخصوصاً با دونستن اینکه تو همیشه آرزوی عضویت داشتی.

یه آدم سطح پایین‌تر حسادت می‌کرد.

تو که نیستی، مگه نه؟ ابداً.

راستی گفتم یه آسمان‌نما هم دارن؟ خب؟

فکر می‌کنم کارم اینجا تموم شد.

پس نایلز داره میره کلوپ امپایر؟

اینطور که پیداست.

خوش به حالش.

اون لیاقت داره تو اون سالن ناهارخوری خصوصی غذا بخوره.

و وال استریت ژورنال رو تو اون کتابخونه معروف با چوب ماهون بخونه.

داره از درونت می‌خورَتت، مگه نه؟ مثل یه باکتری گوشتخوار.

اگه اون عضو بشه، منم باید بشم.

اگه من کسی رو بشناسم که خیلی بالاست و می‌تونه تو رو به اون مهمونی دعوت کنه چی؟

اوه، سر به سرم نذار.

آقای استریکلند، لطفاً. راز هستم.

والتر استریکلند جونیور؟ سینیور.

چطور یه همچین آدم مهمی رو می‌شناسی؟

هر چی کمتر بدونی، راحت‌تری.

اوف. کفشای راحت‌تری لازم دارم.

سگام دارن منو می‌کشن.

بله؟ سگام. پاهام.

تو انگلیس بهشون چی می‌گین؟

ما اعضای بدنمون رو با اسم‌های صحیحشون صدا می‌زنیم.

جز عمو هارولد.

اون اعضای بدنشو به اسم خانواده سلطنتی نامگذاری کرده بود.

روی پاهای ملکه راه می‌رفت و روی دوشس کنت می‌نشست.

آدم خیلی شوخ‌طبعی بود.

یعنی تا وقتی که عمه کِیت مچشو گرفت

که داشت "شاهزاده ولز" رو به یه پیشخدمت معرفی می‌کرد.

تقریباً تموم شدی؟ بله، شدم.

خوش‌تیپ‌ترین میان‌تنه رو تو کلوپ خواهی داشت.

ممنون. امیدوارم دوست‌دخترم هم همین نظر رو داشته باشه.

کی رو می‌بری؟

دکتر سوزان اندرسون.

به اندازه نون تست بدون کره خسته‌کننده‌ست، ولی یه پزشک نابغه‌ست.

و روابط اجتماعی خیلی خوبی داره.

آهان.

نایلز یکم ازت شاکی نیست که داری تو مهمونی اون خودتو قاطی می‌کنی؟

آره، اولش بود، ولی قانعش کردم

که می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم.

اگه با هم کار کنیم، می‌تونیم هر دو تا جای خالی رو تضمین کنیم.

وای، تو و نایلز از بچگی همین‌طور بودین.

اگه یکی از شما چیزی داشته باشه، اون یکی هم باید داشته باشه.

من مجبور شدم دو تا عود بالیایی، دو تا کیت دکوپاژ،

دو تا شلوار لدرهوزن بخرم.

وقتی اسباب‌کشی کردی، یه حراج گاراژی خجالت‌آور بود.

سلام، نایلز. آماده‌ای بریم؟

نه. منتظر سوزانم. اون تو بیمارستانه.

ماریس کجاست؟

تو مرسدسه داره خنده‌های پرشور و بانشاطشو تمرین می‌کنه.

بیا استراتژیمون رو مرور کنیم. اوه، آره.

من برای هر کدوم از اعضای کمیته یه فیش اطلاعاتی آماده کردم.

بفرمایید. اوهوم.

«روابط دوران مدرسه، وابستگی‌های کاری، سرگرمی‌ها، معشوقه‌ها.»

بله. هوم.

اوه، اوه، اوه. در مورد رقیبامون هم تحقیق کردم.

فکر نکنم لازم باشه نگران باشیم. یکیشون با بلیط اکونومی سفر می‌کنه.

اوه، خب.

تقریباً کارمون تمومه. بله.

مگر اینکه...

همین الان یه فکر وحشتناک به سرم زد. هوم؟

اگه یه کاندیدای دیگه درباره اسرار پنهان ما تحقیق کرده باشه چی؟

اوه!

لعنتی!

بدتر از این نمیشه.

من اینقدر مطمئن نیستم.

فکر نکنم کمیته خیلی از این خوشش بیاد...

...از دستگیری‌ات به خاطر یه حرکت ناشایست مقابل پرزیدنت نیکسون تو گردهمایی انتخاباتی.

من جوان و پرشور بودم و عاشق یه آنارشیست شده بودم.

اون در مقایسه با اقدام به خودکشی تو ناچیزه.

اون یه اقدام واقعی نبود.

من فقط رفتم روی اون لبه تا توجه لیلیث رو جلب کنم.

شاید من و ماریس بهتره بدون تو بریم.

نمی‌تونیم بذاریم بقیه نامزدها از ما جلو بیفتن.

اوه. ایده خوبیه. اونجا می‌بینمتون.

خداحافظ بابا. موفق باشی.

الو؟

اوه، سوزان. وای خدای من! منتظرت بودم.

تو ماشینی؟

اوه، نه. هنوز تو بیمارستانی؟ البته که می‌فهمم.

از اولش که قبول کردی بیای واقعاً لطف داشتی.

فردا بهت زنگ میزنم.

عمراً!

سر کار گذاشتت، آره؟ این فاجعه‌ست.

خب، تنها برو.

من برای دو نفر تایید کردم.

مثل یه بازنده به نظر میام که نتونست یه قرار جور کنه.

صبر کن. نگران چی هستیم؟

ما سیندرلای خودمون رو همین زیر سقف داریم.

این آخرین باره که سعی می‌کنم بدون دستکش پلاستیکی ملات رو تمیز کنم.

انقدر زیر ناخونام کثیفه انگار داشتم یه خوک رو کرم‌کشی می‌کردم.

بهم اعتماد کن، لهجه انگلیسیش همه چیز رو حل می‌کنه.

اوه. اوه بله.

دقیقاً همونیه که همیشه تصورش رو می‌کردم و حتی بیشتر.

اون بو چیه، دکتر کرین؟

این بوی قدرته.

اوه، دافنی. من رو فرژیه صدا کن.

نمی‌خوام مردم بدونن تو برای من کار می‌کنی.

اگه پرسیدن، بگو شش ماهه که داریم با هم قرار میذاریم.

باشه، فرژیه.

چیز دیگه‌ای هست، فرژیه؟

عاشق همیم، یا این فقط یه چیز فیزیکیه، فرژیه؟

اوه. بس کن.

اوه، نایلز. نایلز. شکار چطوره؟

درخشان!

دافنی!

عصر بخیر، دکتر کرین. اینجا چیکار می‌کنی؟

فرژیه منو همه جا می‌بره، نه عزیزم؟

فکر کنم برم چند تا پیش‌غذا رو امتحان کنم.

یه دقیقه دیگه برمی‌گردم، عزیزم.

«عزیزم»؟ «گلم»؟ قرار من بهم خورد.

دافنی اومده جایگزینش. فکر نمی‌کنی که من با دافنی قرار میذارم؟

تو یه مردی، و اون یه الهه است...

...که اتاق خوابش فقط 41 قدم با اتاق خواب خودت فاصله داره.

در یک موضوع کاملاً بی‌ربط، ماریس کجاست؟

آخرین بار که دیدمش، داشت از زن یه کاندیدای دیگه عذرخواهی می‌کرد.

ماریس یه ظرف گوشت خرچنگ رو روی یقه باز لباس اون زن ریخته بود.

اتفاقه دیگه، پیش میاد.

تا وقتی که پیش‌غذاها رو همینطور بیارن، بله پیش میاد.

وای خدای من. این چرم رو لمس کن.

اوه. من پودینگ سفت‌تر از این هم خوردم.

اوه. فرژیه، کنت اسپنسر.

بله، مطمئنم که عضو Phi Beta Kappa بودن در ییل خیلی راضی‌کننده بود...

...ولی مطمئناً اگه نارنجی و مشکی پرینستون رو می‌پوشیدی خوشحال‌تر می‌بودی.

هر آدم مهمی که به جایی رسیده رفته پرینستون.

ببخشید، من کنت اسپنسر هستم. نتونستم نشنیده بگیرم حرفاتون رو.

اتفاقاً، من به پرینستون رفتم.

نه!

چقدر احتمالش کمه!

من دکتر فرژیه کرین هستم. ایشون برادرم دکتر نایلز کرین، روانپزشک برجسته هستند.

اوه. برادرم خیلی لطف داره.

او وقتی برجسته بود که برجستگی من تازه داشت قریب‌الوقوع می‌شد.

بفرمایید. این خاویار رو امتحان کن، فرژیه. ممنون.

ببخشید که طول کشید ولی جذاب‌ترین آقا رو ملاقات کردم.

ادگار ون کورتلند.

فکر کردم عضویتش رو تو رسوایی پس‌انداز و وام از دست داده بود.

تبرئه شد و عضویتش در باشگاه اعاده شد.

اوه، بی‌گناه بود. نه، فقط تبرئه شد.

اوه. اوه.

پس یعنی فقط یه عضویت هست؟

بله. ولی نگران نباشید.

اگه یکی از شما انتخاب بشه، می‌تونید اون یکی رو به عنوان مهمان بیارید.

اگه فقط یکی از ما می‌تونه با عضویت افتخار پیدا کنه، امیدوارم اون تو باشی.

چه حس نجیبانه ای. می‌دونم چقدر براش مهمه.

نمی‌تونیم ریسک یه اقدام به خودکشی جنجالی دیگه رو بکنیم.

خیلی بامزه‌ای نایلز...

...با استفاده از شوخی برای آروم کردن یه موقعیت پر تنش.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left