Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Frasier S08E15 Hooping Cranes 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 15 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

رز، چه افتخاری نصیب ما شده؟

یه پیک اینو بعد از اینکه شما رفتید براتون آورد

نوشته شده "شخصی و محرمانه". فکر کردم شاید مهم باشه

من قبلاً امتحان کردم. بی‌خیال.

کاش چند تا مغز روشن‌تر تو اداره داشتیم.

آره، خب، یه مغز روشن‌تر اینو اعتراف نمی‌کرد.

بذار ببینم.

"دکتر کرین عزیز، چهار تا بلیت بازی سونیکس امشب پیوست شده..."

"...به عنوان تشکر از نصیحت‌های شما تو برنامه امروز."

"با احترام، آلن از ارلمونت."

این بازی عالی میشه!

پدرتو ببر، یه شب پسرونه خوش بگذرونید.

نایلز و من که خودمون یه شب پسرونه داشتیم.

قراره بریم اجرای بهاری گروه مجلسی شمال غرب رو ببینیم.

بعد از اون هم یه شام دیرهنگام تو رستوران لوسیگار وُلانت.

اوه.

حالا دو تا استریپر هم بندازی توش، بازم حوصله‌سربر به نظر میاد.

فکر کن می‌خواستم این بلیت‌های بسکتبال رو بهت پیشنهاد بدم.

خب، به هر حال نمی‌تونم استفاده‌شون کنم.

با یه پسر فرانسوی، ژان پیر، قرار دارم.

پس تمومه، آره؟ دیگه آمریکایی نمونده؟

خیلی خنده‌دار بود.

می‌دونی، امیدوارم خوب پیش بره چون اون اصلاً انگلیسی صحبت نمی‌کنه.

و تنها فرانسه‌ای که من بلدم 'بله' و 'نه' هست.

حدس می‌زنم فقط از یکیشون استفاده کنی.

قبل از اینکه خیلی زرنگ‌بازی دربیاری...

...تو خودت اونی هستی که داری با برادرش میری بیرون.

قرار خوبی داشته باشی، رز.

بابا، یه چیزی اینجا دارم که فکر می‌کنم شاید بهش علاقه‌مند باشی.

وای! بلیت سونیکس؟ آره!

این چطوره؟

مثل اینکه یه عذرخواهی بهت بدهکارم. عذرخواهی؟

اکتبر گذشته گفتی که با هم میریم یه بازی.

اما فکر کردم فقط حرف بود.

گوش کن، بابا، من قصدم بود... مهم نیست چقدر طول کشید.

تو به قولت عمل کردی. این مهمه.

خوشحالم می‌بینم انقدر هیجان‌زده‌ای. کی هیجان‌زده نمی‌شد؟

نگاه کن کجا نشستیم. فریژر، تو بهترینی!

گوش کن بابا، یه چیزی هست که باید بدونی.

تو پول خوراکی‌ها رو میدی. باشه.

خب، بهتره راه بیفتیم. دو تا بلیت دیگه برای کیه؟

خب، معلومه برای نایلز و دافنی هستن.

اما من خیلی وقت پیش برنامه‌ریزی کردم.

انتظار نداشتم دافنی بره برای مدرک کارشناسی ارشدش...

...توی آکادمی چاقی.

می‌دونی، بابا...

چرا من نایلز رو راه نمی‌دم و تو بعدش میری آماده بشی، باشه؟

من آماده‌ام.

نمی‌خوای انگشت فومی بزرگت رو برداری؟

نه، دفعه پیش پنیر ناچو روش ریخت.

یه کم بو گرفته.

این قراره خیلی خوش بگذره.

اوه، سلام. یه لحظه فکر کردم رفتی.

بلیت‌ها رو گرفتی؟ همین‌جاست! آماده رفتنیم.

بابا هم با ما میاد؟ آره، هر سه تامون.

خب، بهتره بجنبیم.

دوست دارم زودتر برسیم، بازیکن‌ها رو ببینم گرم کنن.

هی، منم همینطور. چه غافلگیریه این!

آره. فقط صبر کن.

فریژر: اینجاییم، ردیف ۴.

بهت بگم چی؟ چرا بابا رو بین خودمون نمی‌ذاریم بشینه؟

خب، باشه. ایده خوبیه.

گوینده: حالا وارد بازی برای تیم سونیکس می‌شود، شماره ۳۱، ریک بری.

این مثل اون سفرای جاده‌ای خانوادگیه که بابا همیشه مارو به زور می‌برد.

صندلی‌های ناراحت، کف چسبناک... تهدید پنهان خشونت.

اصلاً چطور از اونا جون سالم به در می‌بردیم؟

بیشتر با بازی. آره.

پیدا کردن شماره پلاک ماشین‌ها، من جاسوس بازی، بالا آوردن.

نه، نایلز، اونقدر که یه فعالیت بود، یه بازی نبود.

گوینده: گل!

هی، بچه‌ها. اوه، سلام بابا.

بلیت دیگه رو فروختم.

خوبه. در ازاش چی گرفتی؟

این سه تا نوشیدنی خنک و یه هات‌داگ چیلی که نرسید.

ممنون. عالیه، چیز زیادی رو از دست ندادم.

من با چشم کوچیکم چیزی رو می‌بینم...

...که با حرف V شروع میشه.

ولگردها. نه.

ویِتِلز. نه.

سوسیس وینا.

کجا سوسیس وینا می‌بینی؟

فکر کردم شاید اون دست‌فروش... دست‌فروش، دست‌فروش.

عالیه، نایلز. نوبت توئه.

من با چشم کوچیکم چیزی رو می‌بینم...

بسه دیگه؟ دارم سعی می‌کنم بازی رو ببینم.

بابا، ما داریم فقط جاسوس بازی می‌کنیم. می‌دونم، و حواسمو پرت می‌کنه.

ما همیشه تو تعطیلات خانوادگی این کارو می‌کردیم.

اون موقع هم حواس‌پرتی بود.

پس بس کنید وگرنه مثل سفر خانوادگی‌مون به آریزونا میشه.

یعنی صندلیت رو برمی‌گردونی...

...و تقریباً استادیوم رو می‌ندازی تو گرند کنیون؟

بابا، بهت بگم چی؟ چرا جاتو با من عوض نمی‌کنی؟

و اینطوری دیگه مزاحمت نمیشیم. باشه، خوبه.

بیاید. بریم. باشه.

اون خانمیه که بلیت منو خرید.

می‌بینم که واسه خودت یه کم کف‌دار گرفتی.

خودت که می‌دونی.

نمیشه بازی سونیکس رو بدون یکی دو تا آبجو دید.

...مخصوصاً این فصل. منظورمو متوجهی؟

آره. گل گفتی.

چشم چشم!

یالا، بیکر!

اون تیکه گوشت رو از اونجا بردار و یه کم دفاع کن!

درسته. بذارش سر جاش.

آره!

جاتو باهام عوض کن.

یالا، بجنبید! یه کم حرکت توپ ببینیم!

می‌گم نه.

عمراً اگه اینو تا هر وقت که طول بکشه تحمل کنم.

می‌دونم. بابا، بابا، متاسفم.

پام داره یه کم خشک می‌شه.

اشکال نداره جاتو باهام عوض کنی تا بتونم پامو دراز کنم؟

پای خشک، ها؟

حتماً اون گلوله‌ای بود که بهت شلیک شد...

وقتی داشتی یه سرقت رو متوقف می‌کردی.

آه، نه، صبر کن، اون که من بودم.

بابا؟

آه، باشه، باشه. این آخرین باریه که جا به جا می‌شم.

باشه، ببخشید.

تو برو اونجا و من از اینجا رد می‌شم.

فریزیر: وایسا. پام خیلی حساسه.

بله.

اوه، خب، این بهتره.

نایلز، پاهای من خیلی بلندتر از مال توئه.

خب که چی؟ پس من باید تو اون صندلی بشینم.

خب، من عوض نمی‌کنم. از اول مال من بود.

خب، من هنوز هم عوض نمی‌کنم.

چشم چشم با چشم کوچیکم... پس من بازی نمی‌کنم.

باشه. باشه.

حالا داری چی کار می‌کنی؟

دارم جلوی خشکی لبام رو می‌گیرم. اینجا خیلی خشکه.

من بالم لب ندارم.

من دارم.

جاتو باهام عوض کن.

شرافت من فروشی نیست.

خود دانی.

اوه، نایلز.

این مرطوب‌کننده‌های چرب و غلیظ چقدر دلنشین و آرامش‌بخشند.

آه، باشه. صندلی مال تو.

ممنون. حالا اون چیزو بده به من.

گوینده: خانم‌ها و آقایان، شماره صندلی‌هاتون رو چک کنید.

در نیمه بازی، یک تماشاگر خوش‌شانس...

قرار است شوت نیمه زمین کابل نورث‌وست را بزند.

حاضرید؟

اگه تو قسمت ۱۰۱، ردیف ۴، صندلی ۲ نشسته‌اید...

تبریک می‌گم.

فریزیر: موفق باشی، نایلز. ممنون. ممنون.

عالیه، نایلز. ببخشید. ممنون، بابا.

بیاین، از این طرف.

حالا، باید این فرم رضایت‌نامه رو امضا کنی.

چرا؟ چی می‌شه؟ ببین، هیچی.

فقط برای اینکه بتونیم تصویرت رو تو تلویزیون نشون بدیم.

باشه. باشه. بفرمایید.

عالیه.

عالیه. حالا باید اینو بپوشی.

باشه، بفرمایید. بذار اینو بازش کنم.

حتماً.

حالت خوبه؟ اوه...

راستش، زیاد بسکتبال بازی نکردم...

و شاید یه کم استرس دارم.

نگران نباش. هیچ‌کس اون شوت رو نمی‌زنه.

این آرامش‌بخشه، فقط من مطمئن نیستم که اصلاً بتونم توپ رو اونقدر دور قل بدم.

اوه خدای من. اون دیگه چی بود؟

چیزی نیست. فقط نیمه بازیه.

خدا رو شکر که جامون رو عوض کردیم. یعنی، اون می‌تونست من باشم اون پایین.

نایلز بیچاره. منظورت چیه؟

هر مردی رویای چنین شانسی رو داره.

رویا باشه یا نه، بابا، بالاخره اون قراره اون شوت رو بزنه.

تو که می‌دونی نایلز چطور پرتاب می‌کنه.

آره، تو هم که پیت مراویچ هستی.

نمی‌دونم یعنی چی.

یعنی، به جای انتقاد ازش، می‌تونی یه کم بیشتر حمایتش کنی.

چون هر اتفاقی که اون پایین بیفته...

اون هنوز برادر تو و پسر منه.

شروع شد.

آبجوی اون رو بده به من. لازمش دارم.

گوینده: خانم‌ها و آقایان...

اینجا برای زدن شوت نیمه زمین کابل نورث‌وست...

از همین سیاتل، نایلز کرین!

بفرمایید، نایلز. موفق باشی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left