Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Frasier S02E03 The Matchmaker 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

وای خدای من! آتیش! آتیش!

ادی! ادی! کجایی پسر؟

بابا، بیدار شو! بابا، اونجایی؟

ادی! ادی اینجا! بابا! بابا، کجایی؟

ادی رو دیدی؟ نه!

چی آتیش گرفته؟ آتیش کجاست؟

ادی! خوبه! چیزی نیست!

آلارم اشتباه بود. اونی که بالای تختم بود زد.

خدا رو شکر.

و نگران ادی نباش.

برگشته تو اتاقم. اوه، این چیز لعنتی چه صدایی میده.

آدم همون بهتره تو آتیش بیدار شه تا با این صدا.

لعنتی چی باعث شد روشن شه؟ کی میدونه؟

داشتم تو آرامش کامل چرت می‌زدم که شروع کرد به داد و فریاد.

بدون هیچ دلیلی.

آهان. اینجا چی داریم؟ ادی؟

تو اتاق دافنه سیگار می‌کشیدی. سگ بد!

می‌دونم، می‌دونم که قانون سیگار نکشیدن داری.

متاسفم.

ولی هر از گاهی یه خورده مضطرب می‌شم.

و یه سیگار می‌تونه خیلی آرامش‌بخش باشه.

اوه، آره، خیلی آرامش‌بخشه.

فقط حدود یه ساعت طول می‌کشه تا ضربان قلبم عادی بشه.

اوه، معلومه. سه صبح.

معلومه که باید شب قبل از یه جلسه صبح زود این اتفاق بیفته.

دافنه، برنمی‌گردی تو تخت؟ نه، یکم همینجا می‌شینم.

یه خورده دلم گرفته.

چیزی هست که بخوای در موردش حرف بزنی؟

نه، نه، تو باید بخوابی.

چیز مهمی نیست.

فقط این حس که زندگیم یه چاه بی‌پایانه.

و من فقط دارم وقت می‌گذرونم در حالی که گل جوونیم داره روی شاخه خشک میشه.

خب، تا وقتی که مطمئنی.

واقعاً دلم می‌خواد بهم بگی.

خب، اگه باید بدونی، مربوط به زندگی عاشقانه‌مه.

واقعاً؟ با کسی قرار می‌ذاشتی؟

فقط وقتی چشمامو می‌بندم و تمرکز می‌کنم.

می‌فهمم. یه کم دچار خشکسالی عاطفی شدی، نه؟

جای تعجب نیست.

وقتای نادری هم که میرم بیرون، معمولاً با پدر توام.

مردم ما رو می‌بینن و فکر می‌کنن یا دخترشم یا دوست‌دخترش.

در هر صورت، انگار خودم یه طلسم ضد پسر دارم.

هوم.

بله، خب، می‌دونم این دوران چقدر می‌تونه کسل‌کننده باشه.

ولی باور کن بالاخره تموم میشن.

یه زمانی تو بوستون یادمه.

داشتم از همون چیزی رد می‌شدم که تو داری رد می‌شی.

فقط یه هفته بعد، یه بارمنِ دوست‌داشتنی رو دیدم.

باکلاس بود، هرچند یکم پرحرف.

دیوانه‌وار عاشق هم شدیم.

نامزد کردیم.

البته که منو سر مراسم ازدواج تنها گذاشت و رفت.

اما نکته اینه که من تسلیم نشدم.

قلب بیچاره و آسیب‌دیده‌م رو برداشتم و تقدیم لیلیث کردم.

اونم گذاشتش تو غذاساز کوچیکش و دکمه پوره رو زد.

برگشتم. و ببین چقدر پیشرفت کردم.

طلاق گرفتم، تنهام و با پدرم زندگی می‌کنم.

می‌دونستم که اینجا پیدات می‌کنم.

می‌دونی، جلسه با مدیر جدید ایستگاه رو از دست دادی.

اوه، نه، کاملاً یادم رفت.

خدایا، قیافه‌ات انگار ازت بیگاری کشیدن و بعد ولت کردن.

بله، خب، تا دیروقت شب با دافنه بیدار بودم.

داشتیم رقابت می‌کردیم ببینیم کدوممون زندگی عاشقانه‌اش بدبختانه‌تره.

از جنبه مثبتش، من بردم.

خب، من مشکلات تو رو می‌دونم.

مشکلات دافنه چین؟ دافنه؟

اوه، اون فقط تو پیدا کردن مرد مشکل داره.

اوه. دیگه هیچی نگو.

نه، راز، راز، نه، خواهش می‌کنم، واقعاً لازم نیست.

لازم نیست یکی از دوست‌پسرهات رو به دافنه اهدا کنی.

خواهش می‌کنم، با کمال میل این کارو می‌کنم.

نه، با این حال، آدم دوست نداره یه مجموعه رو به هم بزنه.

بفرمایید، اسپرسو سه شات و موکا لاته من.

اون شکلات رنده‌شده‌ها به نظرت فرق می‌کنن؟

نه. خب، به نظر من فرق می‌کنن.

فکر کنم به یه مارک داخلی بی‌کیفیت تغییر دادن.

امم-هم، امم-هم، امم-هم.

مثل مومه.

اسون باتمن. مربی ایروبیکه.

فکر نمی‌کنم.

اوه، اوه، این عالیه. گونتر دیتریش.

اوه، خیلی باحاله و مدل فشن‌شوئه.

یه خودشیفته آلمانی؟

چه ترکیب جذابی!

باشه، باشه، باشه، بازم می‌گردم. دنبال چی می‌گردی؟

دارم به فریزر کمک می‌کنم برای دافنه یه مرد پیدا کنه.

چی؟

اینم از این. مربی تنیسه و اسمش بریکه.

خدای من، فریزر. اسون؟ گونتر؟ بریک؟

چرا دافنه رو با روغن بچه چرب نمی‌کنید؟

و پرتش نمی‌کنید اونور دیوار حیاط زندان؟

ببخشیدا، ولی من با همه این پسرا قرار گذاشتم.

فکر می‌کنی این تشبیهات رو از کجا آوردم؟

گوش کن، تو موش‌مرغ کوچولو.

نایلز، تو کاملاً از حدت گذروندی.

و، راز، اون راست می‌گه.

تو و دافنه کاملاً دو جور زن متفاوتید.

در حالی که دافنه خیلی خجالتی و بی‌تجربه‌ست، تو بیشتر، خب...

خیلی بیشتر، خب، به سختی می‌تونی...

کسی رو پیدا کنی که بیشتر... اوه، فهمیدم.

هیچ‌کدوم از مردهایی که تا حالا باهاشون قرار گذاشتم، در حد خانم دافنه نیستن.

داری سعی می‌کنی اینو بگی؟

نه، این چیزیه که سعی دارم نگمش. داری کارمو خیلی سخت می‌کنی.

آه، من رفتم. اوه، راز، لطفاً وایسا.

نه، نمی‌تونم بمونم. منتظرم هستن.

و این پایان آزمایش سامانه پخش اضطراری ماست.

اگه این یه وضعیت اضطراری واقعی بود، رادیوتون توی دستتون آب می‌شد.

بعد از این پیام‌ها برمی‌گردیم.

در آینده لطفاً این غذای نصفه خورده و چندش‌آورت رو از روی کنسول من بردار.

اصلاً، کلاً از جلو چشمم دور شو.

هنوز از دستم عصبانی هستی. می‌فهمم.

اوه، همون حساسیت و دقت‌نظرت که اینقدر بین خانما محبوبت کرده.

اوه.

ببین، راز، متاسفم اگه زودتر بهت توهین کردم، اما راستش اینه که...

نسبت به دافنه حس حمایتگری زیادی دارم.

مردی که من دنبالشم باید خوش‌تیپ، باهوش و موفق باشه.

ببخشید. بله؟

من تام دوران هستم، مدیر جدید ایستگاه. اوه، تام، سلام.

از ملاقاتتون خوش‌وقتم.

خیلی متاسفم که جلسه رو از دست دادم. خواب موندم.

اوه، آره، منم همینطور. تازه من اونجا بودم.

راستی، چه کراوات قشنگی. اوه، ممنونم.

بله، این رو توی لندن از یکی از اون خیاطی‌های سفارشی گرفتم.

درست کنار میدان اسلون بود.

من تازه از لندن اومدم.

پنج سال گذشته رو اونجا برای بی‌بی‌سی کار کردم.

واقعاً؟ آره، من عاشق لندنم.

موزه‌هاش، تئاترش... اوه، آره، من خیلی اهل تئاترم.

هفته‌ای سه تا نمایش.

از ترک کردنش متنفر بودم. خب، می‌تونم تصور کنم. چرا ترکش کردی؟

خب، راستش یه جدایی خیلی بهم ریخته داشتم.

فکر کردم اگه یه قاره بینمون باشه، راحت‌تر می‌خوابم.

آره، این حس رو می‌شناسم.

پس... می‌شه گفت مجردی؟

اوه، بله، اما ناامید نشدم.

خب، شاید جای درستی اومده باشی.

واقعاً؟ بله.

می‌گی خیلی از انگلیسی‌ها خوشت می‌آد؟ اوه، بله، خیلی زیاد.

می‌دونی، فکر کنم همیشه یه نقطه ضعف برای آدم‌ها داشتم.

که یه ذره خاص و عجیب هستن.

واقعاً؟ پانزده ثانیه.

اوه. از ملاقاتتون خوشحال شدم.

منم همینطور، تام.

اوه، راستی، تام، شاید این یه کم دیر باشه.

اما اگه شنبه کاری نداری، چرا برای شام نمی‌آی خونه من؟

هیچی خاصی نیست. اوه، ممنون. خوشحال می‌شم.

عالیه.

سلام سیاتل، برگشتیم. راز، بعد از این کی رو خط داریم؟

جیمز از تاکوما روی خط یک هست.

سلام جیمز، گوش می‌کنم.

خوشحالم که گوش می‌کنید... هی، راز.

اوه، سلام تام.

وای، هر شغلی که قبول می‌کنم همینطوره.

خبرش مثل برق و باد پخش می‌شه.

اوه، چی؟

اوه، می‌دونی به یکی دو نفر می‌گی که همجنس‌گرایی...

و تا چشم به هم بزنی، تو کل ایستگاه پخش شده.

خب، بیخودی که بهش "پخش" نمی‌گن.

حواست نیست.

پسر خوبی به نظر می‌آد. اوه، خوبه.

خب، امیدوارم بیشتر از "خوب" باشه. اون تازه ازم دعوت کرد بریم سر قرار.

فریزر تازه ازت دعوت کرد بری سر قرار؟

ازم دعوت کرد برای شام برم خونش.

می‌خواستم ازت بپرسم شراب خاصی هست که دوست داشته باشه؟

یه چیزی هست که باید درباره فریزر بدونی.

چی؟

اون دیوونه شرابت شاردونِ. ممنون.

اول اجازه می‌گیره؟

اوه، نه، همینجوری سرزده می‌آد تو و می‌گه منو با هر کی خدا می‌دونه جور کرده.

و منم باید از خوشحالی غلت بزنم انگار که سیندرلای لعنتیم.

دافنه، لطفاً آروم باش.

ببین، بهت گفتم، این یه جورچین نیست.

تام حتی نمی‌دونه که تو اینجا خواهی بود. اوه، پس کمینه.

خیلی بهتر شد.

دوستای دخترم توی منچستر همیشه برام قرار می‌ذاشتن.

و همیشه یه آدم قدبلند و دست و پا چلفتی بود که برای لقمه‌ای حاضر بود از این سر میز برسه اون سر.

و هدفش خردل تند کولمن نبود، اگه می‌فهمی منظورم چیه.

یادت باشه که تام فقط یه همکاره که برای یه شام دوستانه کوچیک داره میاد.

اگه یه جرقه‌هایی هم زده بشه، ایرادی نداره.

اما هیچ فشاری نیست. مطلقاً هیچ فشاری نیست.

همین رو می‌پوشی؟

مشکلش چیه؟

یه چیز جذاب‌تر نداری؟

منظورم اینه که چی درباره... اوه، اون لباس دکلته‌ای که داری؟

اصلاً می‌دونی یه سوتین دکلته چقدر ناراحته؟

خب، راستش، به لطف دوران دانشجویی‌م تو انجمن برادری، بله می‌دونم.

تام، بیا تو. سلام فریزر.

خوشحالم دیدمت. اوه، نمی‌دونم...

یه چیزی بهم گفت از شراب شاردون خوشت می‌آد. اوه، خدای من، این مورد علاقه‌مه.

خب، نظرت راجع به اینجا چیه؟ چه منظره محشری داره.

از اتاق خواب حتی بهتره.

چرا فقط با یه نوشیدنی شروع نکنیم؟

اوه.

اوه، چهار نفر؟ کی بهمون ملحق می‌شه؟

اوه، خب، فقط، امم، اعضای کوچیک خانواده‌م.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left