Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 10

Release info

Frasier S10E21 The Devil and Dr Phil 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 21 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

بابا، چرا لباست رو نپوشیدی؟ ساعت چهار بعدازظهره.

آه، شب‌کار بودم. ساعت بدنم به هم خورده.

شبا بیکن و تخم‌مرغ می‌خورم و صبح‌ها آبجو.

تو همیشه همین کارو می‌کنی.

آره، ولی الان همیشه خسته‌ام.

باید یه راهی برای تموم کردن این دعوا با رئیست باشه.

مشکل چیه؟ مارتین: می‌خواد با خواهرش قرار بذارم.

و منم این کارو نمی‌کنم، برای همین انداختتم شیفت شب تا تسلیم بشم.

اوه، نمی‌تونه این کارو بکنه. چرا شکایت نمی‌کنی؟

ترجیح می‌دم بین خودمون بمونه. فریژر: آها، فهمیدم.

این زن واقعاً انقدر چندش‌آوره

که حاضری تمام شب‌هات رو فدا کنی

فقط برای اینکه باهاش قرار نذاری؟

خب، بذار اینجوری بگم.

سال‌ها تنباکو جویدن دندونش رو رنگی کرده.

یکی یه کتاب لطیفه‌های یه خطی تو قسمت اشیای گمشده جا گذاشته.

هی فریژ، بازم رفیقت اومد. مرد: پربیننده‌ترین برنامه!

دکتر فیل؟ فیل مک‌گراو، شخصاً.

در مورد استراتژی‌های زندگی صحبت می‌کنم

در تئاتر استیت، جمعه تا یکشنبه.

بیاید به ما بپیوندید. شاید زندگیتون رو تغییر بده.

حالا این شد یه دکتر!

هیچ‌وقت نمی‌دونستم با دکتر فیل رفیقی.

چند سال پیش، ناخودآگاه به هم برمی‌خوردیم

تو سمینارها و کنفرانس‌ها.

اون روان‌درمانگر فوق‌العاده‌ایه.

یه خورده اختلاف داشتیم سر اخلاقیات.

اوه، واقعاً؟ فریژر: اومم.

تو چی کار کردی؟ با یه بیمار خوابیدی؟

اخلاقیات من نه. مال اون.

اون مرد ۲۰۰ دلار تو یه بازی ورق ازم بالا کشید.

اون ازت بالا نکشید. بهش میگن جک تک چشم.

آره، آره، یه چشم داره

ولی چشم دیگه با اشاره اونجاست.

بنابراین بازی باید دوباره انجام می‌شد.

و می‌تونی از نایلز هم در این مورد بپرسی.

از نظر من اون مرد ۲۰۰ دلار به من بدهکاره.

این یارو انقدر از آب کره می‌گیره.

بابا، این کتاب لطیفه‌های یه خطی دقیقاً مال چند سال پیشه؟

چند سال؟ تو از من می‌پرسی چند سال؟

خب، بهت میگم چند سال.

۱۹۵۶.

اوه، فریژر، دافنی همه چی رو در مورد دکتر فیل بهم گفت.

اوه. ها ها. باورم نمیشه می‌شناسیش.

فکر می‌کنی می‌تونی منو پشت صحنه ببری؟

راز، من واقعاً برنامه‌ای برای دیدنش نداشتم.

اوه، حسودی، آره؟

اوه، اشکالی نداره. می‌فهمم.

من قطعاً حسود نیستم. فقط این مرد ۲۰۰ دلار به من بدهکاره.

آره.

ولی می‌دونی کی می‌تونه بهت کمک کنه با حسادتت؟

دکتر فیل!

اون اینجوری میگه:

"پس حسادتت به من تمام زندگیت رو گرفته."

"چه سودی برات داره؟"

بله، و منم می‌گم: "خوبه. پول من، آقا."

آه، لطفاً، لطفاً به خاطر من این کارو بکن، لطفاً.

خب... ها ها.

باشه، باشه. اوه، ممنون.

باشه، تو اداره می‌بینمت. آره، باشه. ها ها.

بفرما. اوه.

یادم نموند سیاه می‌خواستی یا نه،

برای همین هر دو مدل رو آوردم.

خیلی بافکر بودی. ممنون.

نه، بهتره نگهش داری. داری پول هر دو رو میدی.

سلام. اوه، سلام داف. ها ها ها.

نایلز. سلام.

اوه، نایلز. ببین کی اینجاست. نایلز: اومم؟

اوه، چقدر دوست‌داشتنیه!

این زوج رو می‌بینی، چند بار تو پارک دیدیمشون.

انقدر با هم شیرینن.

دوست داریم فکر کنیم وقتی پیر بشیم، اونا ماییم.

ببین نایلز پیر هنوز چطور کتش رو میندازه دور شونه‌های دافنی پیر.

نایلز: بله. فریژر: ها ها.

اووه. اون هنوز یه گربه شیطون کوچولوئه.

و شرط می‌بندم اون هنوزم نصفه شب وول می‌خوره.

بله، متوجه شدم. ممنون.

اوه، نگاه کن، فکر کنم فریژر پیر رو پیدا کردم.

اوه، آره.

فهمیدم.

خب امیدوارم شما دو نفر درک کنید

اگه در آینده تصمیم بگیرم فقط برای خودم شال گردن ببافم.

اوه، بیخیال. ما که فقط شوخی می‌کردیم.

فریژر: بله، می‌دونم. همه برای خنده بود.

نایلز، الان یادم افتاد، من باید... خفه شو.

ببخشید؟

خفه شو.

دکتر فیل. دکتر فیل، این طرف!

راز، خواهش می‌کنم.

حداقل سعی کن خونسرد باشی. باشه.

فیل. فیل.

خب، فریژر کرین، خودتی؟

بله، قطعاً.

آره خودتی. ها ها ها.

خب چطوری؟ خوبم، خوبم.

رابین چطوره؟ اون عالیه.

باورت میشه؟ داریم وارد بیست و هفتمین سال میشیم.

اوه، تبریک می‌گم. و لیلیث چطوره؟

خب ما الان ده ساله که طلاق گرفتیم.

تبریک می‌گم. ها ها ها.

سلام، من رُز دویل هستم. اوه، ببخشید.

تهیه‌کننده فریژر. فقط می‌خوام بگم شما فوق‌العاده‌اید.

به نظرم برنامه‌تون عالیه و شما واقعاً یه مرد خردمندید.

تام هنکس رو می‌شناسید؟

اِم... نه، ولی ممنون از تعریفتون.

همگی بفرمایید تو. اوه، ممنونم. مرسی.

نه، تعارف نکنید.

خب، فریژر، برنامه‌ت چطوره؟

اوه، خیلی خوب پیش میره، ممنونم.

همین پارسال اسپوکین رو هم اضافه کردیم.

و یه ایستگاه تو سنت پاول قبول کرده که براشون نوار بفرستم. (خنده)

باورت میشه بعد از اون همه وقتی که تو سمینارها گذروندیم،

که هر دو مون گوینده رادیو شدیم؟

وای، چه روزای خوبی بود، مگه نه؟

اوه، واقعاً همین‌طور بود.

البته، گاهی اوقات اون تفریح و سرگرمی‌ها، خودشون هیچ تفریحی توش نداشتن.

هنوز داری سر اون ۲۰۰ دلار غر می‌زنی؟

خب، بحث سر اصولشه. آه.

ببین، چرا سر شام در موردش حرف نزنیم؟

خیلی دوست دارم، ولی نمی‌تونم.

من خیلی سرم شلوغه.

حضور در برنامه‌ها و مراسم امضای کتاب و مصاحبه‌ها.

من یه وکیلی دارم که یه بند مشغولم کرده.

در واقع، حلال‌زاده! خودش اومد.

فیل، عزیزم.

اوه.

عالی بود. بیب؟

فریژر.

و رُز هم همین‌طور.

شماها همدیگه رو می‌شناسید؟

اون وکیل منه. و قبلاً وکیل من بود.

فیل، کلی خبرنگار تو اتاق گریم‌ت هستن،

منتظرن باهات حرف بزنن.

در واقع، احتمالاً باید برم.

اما رُز، از آشناییت خیلی خوشحال شدم.

و فریژر، ببین چی میگم، بیا با ایمیل در ارتباط باشیم.

باشه.

مگه محشر نیست؟ اِم...

اون یه کابوییه که تو یه نابغه و یه رویا پیچیده شده،

که اونم تو یه کابوی دیگه پیچیده شده.

باورم نمیشه که من همون وکیل دکتر فیل رو دارم.

در واقع، نداری.

کسی به بزرگی دکتر فیل به تمام توجه من احتیاج داره.

ولی خیالت راحت باشه، یه وکیل داره به خوبی از پس کارهات برمیاد

که من نهایت اعتماد رو بهش دارم.

کیه؟

می‌خوام بگم تیم.

فکر کنم باید یه تلفن بزنم. آره.

خب، بیب... (خنده)

چطور دکتر فیل رو گیر آوردی؟

حدوداً یک سال پیش تو یه بازی خیریه بسکتبال با الاغ همدیگه رو دیدیم.

بسکتبال با الاغ؟

تگزاسه، عزیزم.

واسه اونا مثل سمفونیه.

خلاصه کنم، یه نصیحت بهش کردم،

و آخرش، منو تمام‌وقت استخدام کرد.

خب، تبریک میگم.

نمیتونی تصور کنی این روزها چه ارتباطاتی دارم.

کاش ما هم همین‌طور بودیم.

خب،

فکر کنم آب از سرش گذشته.

گپ زدن خوش گذشت.

ولی فیل داره با طراحان لباس برای مراسم امی مصاحبه می‌کنه. (خنده)

خداحافظ، فریژر.

چه آدم دوروییه، نه؟

اون قبلاً کلک‌بازِ من بود.

بابا، فکر می‌کنی کار درستی کردم که وکیلم رو عوض کردم؟

یعنی، اونی که الان دارم خوبه،

ولی بعد از اینکه دیدم بیب برای فیل چیکار کرده،

نمیتونم از این فکر دست بردارم که شاید خودم رو از دسترسی به دنیایی وسیع‌تر محروم کردم.

بابا، خوبی؟ اوه، ببخشید. من...

چند روزه با کسی حرف نزدم.

حس عجیبی داره.

حتی همین هم داره یه کم ناراحتم میکنه.

بابا، باید شیفت‌های شب رو تموم کنی،

وگرنه شروع می‌کنی به دیدن شبح.

نه، نگران من نباش. من خیلی سرسختم.

ببین، خیلی دوست دارم اینجا بمونم و باهات حرف بزنم،

ولی این همه نور خورشید داره سرگیجه‌م میاره.

چی؟ تو از خورشید خوشت نمیاد؟

ما شیفت شبیا بهش میگیم "توپ ترسناک".

اوه، بیب. سلام، عزیزم.

برخوردم به این جعبه قدیمی یادداشت‌های استراتژی فریژر،

و فکر کردم بیارمشون پیشت.

خدای من، من...

نمیدونستم این همه هست.

و تو فکر می‌کردی من سخت کار نمی‌کردم.

حالا، دلیلی نداره این لحنو داشته باشی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left