Néro the Assassin

Néro the Assassin (Néro)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Nero S01E04 The Inquisitor 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Nero 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-19
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هاوروال هنوز خیلی راهه؟

پس هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست.

اوه، خفه شو!

گردنبندت که آروم‌آروم نمی‌کشه‌ت.

دقیقاً همینه.

با اسب زودتر به سگور می‌رسیم.

ممنونم شاهدخت. حالا خیلی بهترم.

گفتم فکر خوبی نیست.

هاوروال.

چی شده؟

توبه‌کارها.

باز کنید!

نزدیک بمون، پرلا.

چی می‌خواید؟ بیایم تو.

سروان لوتار لامارتین.

هیچ‌کس نمی‌تونه بیاد تو.

دستورات کنت.

گفتم دور شید. کسی وارد نمی‌شه.

حتی فرمانروای آینده‌تون؟ من هورتنس د روشه‌مورت هستم.

قرار است با شاهزاده سگور ازدواج کنم.

توبه‌کارها به ما حمله کردن. شک دارم همسرم با این امتناع شما کنار بیاد.

اینجا منتظر بمونید. کنت داره میاد.

باید بریم.

دوستان عزیز.

علیاحضرت.

به هاوروال خوش آمدید.

تریستان دورفری، کنت هاوروال و پسرعموی دوم شاهزاده.

که یعنی از طریق ازدواج فامیل می‌شیم.

خوشبختم.

خوشبختم؟ آره جون خودت.

نزدیک بود راهمون ندن.

ببخشید، اطلاع نداشتم.

چی شده؟

توبه‌کارها.

البته.

اونا هم به ما حمله کردن.

ما برای یورش تلاش کردیم اما خیلی دیر بود.

کاری از دستمون برنمی‌اومد.

یه نبرد وحشتناک.

اما شاید خیری توش بود. به لطف اونا تونستیم همدیگه رو ببینیم.

کشته‌هاتون رو دفن نمی‌کنید؟

همه چیز به وقتش.

توبه‌کارها ممکنه هنوز حمله کنن.

و اونا؟

فراری‌ها.

این جنگه قربان.

جایی برای بزدل‌ها نیست.

هنوز اسب دارید؟

البته.

می‌تونید امشب برای عروسی‌تون به سگور برید.

راستی، تبریک می‌گم. ما اینجا می‌مونیم.

اگه توبه‌کارها نزدیک باشن اینجا امن‌تره.

من از شاهزاده درخواست می‌کنم با ارتشش بیاد.

خانه من خانه شماست، علیاحضرت.

آدلم شما رو به کبوترخانه می‌بره.

و هر چی برای نوشتن به شاهزاده نیاز دارید فراهم می‌کنه.

ممنونم سرورم.

ببخشید، علیاحضرت، اما من...

من یه فوریت پزشکی دارم که باید در سگور بهش رسیدگی کنم.

روستا رو دیدی؟

و تو می‌خوای بری؟

زنجیرش چی؟ اگه به سگور نرسیم می‌میره.

حق با اونه. می‌تونه صبر کنه.

شاهزاده کی می‌رسه؟

به زودی.

قول می‌دم.

پدرت خوب می‌شه.

و بعد چی؟

تو سگور می‌مونه؟

نمی‌دونم، پرلا.

می‌خوای تو انجامش بدی؟

حالت چطوره؟

تا قبل از اینکه تو بیای خوب بودم.

چی شده؟ برو کنار.

اون چیه؟

حالا دیگه کمتر خوبم.

به نظرت سربازها مضطرب نبودن؟

خیلی. انگار یه چیزی رو دارن مخفی می‌کنن.

اونا نجنگیدن.

اونا دروازه‌ها رو بستن و کاری برای جلوگیری از غارت نکردن.

از کجا می‌دونی؟

هیچ اثری از جنگ نیست.

و سربازها...

هیچ زخمی ندارن.

مردهای به دار آویخته.

اونا فراری نیستن.

اونا می‌خواستن اقدام کنن.

ساکت می‌مونیم. حتی یک کلمه هم به بقیه نمی‌گیم.

ما معرفی نشدیم.

من هورتنس د روشه‌مورت هستم.

و شما؟

اوفلی، بانوی من.

اوفلی.

می‌دونی، اوفلی، ما هم با توبه‌کارها روبه‌رو شدیم.

با دیدن کاری که اینجا کردن، فکر می‌کنم ما خوش‌شانس بودیم.

وقتی حمله کردن شما تو روستا بودید؟

خانواده‌تون رو از دست دادید؟

متاسفم. قصد فضولی نداشتم.

اونا رو تو میدون جمع کردن و قتل‌عام کردن.

نمی‌خوای موهات رو درست کنی؟

بلدی؟

من حرفه‌ای هستم.

باید با پرلا حرف بزنی.

باهاش حرف می‌زنم.

داره بهت وابسته میشه.

فکر نمی‌کنم خوب باشه که بهت وابسته بشه.

چرا؟

تو یه قاتلی که فقط به پول و زن‌های بدنام فکر می‌کنه.

این کمی ساده‌انگارانه است.

واقعاً نه.

تازه، این حقیقت نداره. درسته؟

پس می‌خوای مراقبش باشی و پدر خوبی بشی؟

چرا که نه؟

حتی خودت هم اینو باور نداری.

حقیقت رو بهش بگو.

انجام شد؟ آره.

خیلی داغونه.

خواهش می‌کنم.

ممنونم، سرورم.

بابت همه‌ اینها، برای اینکه ما رو پناه دادی.

یک حمام، یک وعده غذا و یک لباس

این‌ها فقط چیزهای ناچیزی هستند

ولی در این دوران پر آشوب، همین‌ها تمام چیزی است که داریم

باید انسانیت خودمان را به خودمان یادآوری کنیم

دنیا دارد از هم می‌پاشد. تاریک‌فکری دارد ریشه می‌دواند

باید سدی محکم در برابر توحش باشیم

مشکلی هست، عالی‌جناب؟

نه

نه، مرا ببخشید

فقط اینکه...

افراد زیادی را دیدیم که گرسنگی می‌کشیدند

خودتان را محروم کردن، عدالت را برای آن‌ها به ارمغان نمی‌آورد

خوب گفتید

ولی حس می‌کنم هنوز آشفته هستید

خدمتکارتان درباره حمله صحبت کرد

بیچاره‌ها

بله؟

گفت در میدان جمع شده بودند و قتل‌عام شدند

معذرت می‌خواهم. نباید در مورد آن صحبت می‌کرد

اوه، نه. من از او خواستم

به حرف من گوش کن.

اگه سؤالی داری، از خودم بپرس. بهتر از اینه که از افرادم بپرسی.

مشکلی هست؟

نه، هیچی. یه مزاحم تو روستا.

ولی نگران نباش.

افراد من رسیدگی می‌کنن.

ما هم باهاشون میریم.

فکر می‌کنی سربازای من از پس یه مزاحم برنمیان؟

فقط محض احتیاط.

یکی دنبالمونه. یه زن تک‌چشم.

خطرناکه.

اینجا چکار می‌کنی؟

جواب بده.

کی هستی؟

حرف بزن!

ببرینش سیاهچال.

اون زن تک‌چشم نبود.

شاید مرده باشه.

این ماه‌هاست که داره می‌سوزه.

وقتی اسقف بهت پول بده و زنجیرت رو برداره، چی کار می‌کنی؟

تو بهترین فاحشه‌خونه شهر جشن می‌گیریم.

شوخی می‌کنم.

نه، من...

من دنبال کار می‌گردم.

یه مزدور برای لامارتین. یا جای دیگه.

پس من چی؟

تو چی؟

وقتی اسقف اعظم رو ببینم، چی سرم میاد؟

فکر کنم می‌ذارنت تو یه پرورشگاه خوب.

من یتیم نیستم.

می‌دونم نیستی.

تو نیاز به زمان داری تا بزرگ شی.

بعداً میام بهت سر می‌زنم.

تو منو نمی‌خوای.

من یه قاتلم، پرلا.

پس من تو پرورشگاه می‌مونم.

در حالی که تو با پولی که از من گیرت اومده، راحت زندگی می‌کنی.

آره.

باشه، تو بردی. نصفش می‌کنیم.

ولی نصف نصف نه، چون زیادی کوچیکی.

۷۰-۳۰. معامله‌ی خوبیه، پرلا!

هی!

به من گفتند که شما مایل به اعتراف هستید.

گوش می‌کنم، فرزندم.

"آن‌گاه که زمانش فرا رسد،

شیطان جسم آخرین نواده‌اش را تسخیر خواهد کرد،

و او را به مسیح تاریکی مبدل خواهد ساخت،

که جهان را غرق خواهد کرد

در آخرالزمان."

سریر مقدس مرا فرستاده.

کدام‌یک از شماست؟

او آن کودک است.

ادامه بده. حرکت کن.

روشوموگ

معادن شما با یک‌بیستم مالیات خواهند خورد.

خبری از دخترتان نشد؟

باید در راه توقف کرده باشد اما مطمئنم به‌زودی اینجا خواهد بود.

والاحضرت اسقف اعظم درخواست ملاقات دارند.

ایشان حضور شما را نیز درخواست می‌کنند، کنسول.

این دیگر چیست؟

Néro the Assassin subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left