Frasier

Frasier

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 5

Informações de lançamento

Frasier S05E02 The Gift Horse 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 2 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-11-25
Downloads: 24
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

اوه، صبح بخیر، راز. صبح بخیر.

اممم.

هوم.

اون دیگه چی بود؟

اوه، لعنتی. اون که اینجا نیست. کی؟

اون پسره که ماه پیش ولَم کرد یادت میاد؟

فکر کردم دقیقاً پشت سرمه.

فقط می‌خواستم منو با یه پسر دیگه ببینه.

تا بفهمه چقدر دیگه ازش خلاص شدم.

فکر خوبیه، راز. اگه این جواب نداد چرا ازدواج نمی‌کنیم؟

و بچه دار شیم؟ اون دیگه حسابی حالشو می‌گیره.

احتمالاً یادته. استن؟

استن، همون...

همون دلال مغرور سهام که هی منو "فریزر" صدا می‌کرد؟

آه، آره.

وای خدا. خودشه.

اوه. یه لحظه حسابی گرم بودیم و بعدش دیگه زنگ نزد.

خیلی تحقیرآمیزه وقتی یکی باهات طوری رفتار می‌کنه که انگار اصلاً وجود نداری.

چطور ممکنه کسی تفاوت رو نشنوه؟

بین "فریژر" و "فریزر"؟

آره، همینم بیشتر از همه منو کلافه می‌کرد.

یه اسپرسو دوبل بیرون‌بر، لطفاً.

اوه، اوه، راز. تقریباً فراموش کرده بودم.

اِم، اینم دعوتنامه جشن تولد بابام.

اوه. شری داره برگزارش می‌کنه، و...

پس لطفاً این شعر فاخر رو ببخشید، ولی...

"بیایید و بپرید و برقصی، مارتی کرین شصت و پنج ساله میشه."

بله.

وای خدای من، اینجاست.

هوم؟ لطفاً.

اوه، خیلی خب.

سلام.

سلام، نایلز.

اِم، می‌دونی، این اون چیزی نیست که به نظر میاد.

دوست‌پسر سابقش... اوه، بس کن.

لطفاً، لطفاً، هیچ توضیحی لازم نیست.

فکر کنم تو جلسه بعدی باشگاه "راز رو نبوسیده‌ها"ی سیاتل...

فقط من و اسقف اعظم خواهیم بود.

پول حق عضویت باشگاه رو بهت می‌بخشم. اوه، عالیه.

همه بهتر از ماریس می‌بوسند.

برای دکتر کرین هم یه دونه از همین لطفاً؟

ممنون.

متاسفم که دیر کردم. داشتم برای هدیه بابا خرید می‌کردم.

اشکالی نداره. خودم هم امروز صبح یه کم این کارو کردم.

یه کیف پول چرمی عالی با یه جاکلیدی ست پیدا کردم.

اوه، خب، آفرین، فریژر.

بله، و ۲۰ دلار هم کمتر از سقف بودجه‌ای بود که توافق کرده بودیم.

چقدر خوشحالم که امسال توافق کردیم خودمونو کنترل کنیم.

اوه خدا، منم همینطور.

بالاخره مسابقه سالانه‌مون رو تموم کنیم.

تا ببینیم کی می‌تونه گرون‌ترین هدیه رو برای بابا بگیره.

فکر کنم رقابت یه کم، اِم...

بهترین کلمه براش چیه؟

افراطی. اِم، نه، نه.

بچه‌گانه. اِم...

پر زرق و برق. سخیف.

فاحش. بس کن. باروک.

خب، تو چی براش گرفتی؟

اوه، اِم، فقط یه کم، اِم، آبجو.

که از سقف بودجه بالاتر نرفتیم، درسته؟

اوه، یه کم فانتزی‌تر از این حرفاست.

عضویت در یک باشگاه آبجوئه.

هر ماه یه جعبه از یه آبجوسازی کوچک متفاوت تحویل می‌دن.

من اون باشگاه‌ها رو بررسی کردم.

اونا نسبتاً گرونن. اوه، نه واقعاً. دقیقاً تو سقفمونم.

شاید با مالیات و هزینه ارسال یه ذره ازش بیشتر شده باشم.

چقدر بیشتر؟ فقط صد دلار بیشتر.

اون یه قطره نیست، اون یه بارون سیل‌آساست.

اون یه چکه است. اون یه سیلابه.

اون یه... و بس کن.

فقط ۱۰۰ دلار تو اون کیف پولت بذار، دیگه سر به سر میشیم.

می‌دونی، راستش من نیازی ندارم عشق بابا رو بخرم.

تو صلاح دیدی توافقمون رو زیر پا بذاری، باشه.

من یه هدیه دارم. تو یه هدیه داری.

باشه. بچه ننه.

هر چقدر می‌خوای زل بزن.

نمی‌تونی حواسمو از روزنامه‌ام پرت کنی.

می‌بینی؟ تلاش‌هات بیهوده‌ست.

من حتی نمی‌تونم ببینمت.

این خیلی ناسالم به نظر میاد.

شری نمی‌خواد تو جشن بابا غیر از گوشت چیز دیگه‌ای سرو کنه؟

شری می‌گه بابا و رفیقای قدیمیش اینو بیشتر از همه دوست دارن.

با نوشیدنی‌ها، سوسیس کوکتل سرو می‌کنه.

برای پیش‌غذا، ترکیب سوسیس داریم.

و برای غذای اصلی، می‌تونی بین کباب لقمه و کوفته‌قلقلی انتخاب کنی.

فکر می‌کنم این بادکنک‌های رنگارنگ برای آنژیوپلاستی بین وعده‌های غذا باشه.

همه چی رو گرفتی؟ اوه، آره، فکر می‌کنم همینطوره.

خبر خوب.

یه نفر رو پیدا کردم که می‌تونه یه کپی دقیق بسازه.

از نشان پلیس قدیمی مارتی با شش پوند سوسیس جگر.

اوه. چقدر یادآور اون چکش پنیر خامه‌ایه.

که به تارگود مارشال در ۸۰ سالگیش دادن.

شری، ما نمی‌تونیم از این عکس استفاده کنیم.

خیلی خجالت‌آوره.

دقیقاً به همین دلیله که داریم ازش استفاده می‌کنیم.

کل جشن رو با عکس‌های قدیمی مارتی از زمان پلیس بودنش تزیین می‌کنم.

خب، نمی‌تونیم از این یکی عکس من تو سردخونه استفاده کنیم. خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

حق با توئه. اوه.

اصلاً یادم رفته بود فر کرده بودی. وای خدا.

وای خدا، نمی‌تونم صبر کنم تا دوباره این پسره رو ببینم.

میکی دوگان

با هم تو گشت اسب‌سوار بودیم

او، نگاه کن تو رو

روی اسبت چقدر بزرگ و خوش‌تیپ به نظر میای

اوه خدای من! این عکس کِی گرفته شده؟ روز اول آوریل؟

آه بله، بله، این توضیح میده که چرا اسب‌هاتون سوتین پوشیدن

آره. اوه خدا، چقدر اون اسب رو دوست داشتم

آگیدس پیر و من هشت سال با هم بودیم

بهترین همکارم بود

اوه، بهتره بریم. باشه

مارتی، اون سوتینی که اندازه یه اسب باشه رو از کجا پیدا کردی؟

آه، میکی از خونه آورده بود

می دوگان خیلی چیزا بود، ولی ریزنقش نبود

تو مهمونی نشونش میدم بهت

عزیزم، اگه اون سوتین مال اونه، خودم میتونم پیداش کنم

خب، ام... شری، نایلز؟ اوه، نه، ممنون. من جلسه دارم

آه

دکتر کرین، پدرتون رفتن؟ بله، رفتن

خوبه. پس من کادوشو کادوپیچ می‌کنم. خوب تو این جعبه جا میشن

عالیه دافنه. برو. یه دقیقه صبر کن

اون جعبه برای چیزی که براش گرفتی زیادی بزرگه

نه، نیست. ام... دافنه

دوربینت دقیقاً اینجا جا میشه

تو گفتی براش کیف پول و جاسوئیچی گرفتی

اوه، نه، دوباره شروع شد

هر سال همین مسخره‌بازی‌هاست

خب، امسال نه. ما واقعاً روی سقف خرید توافق کرده بودیم

تا اینکه یکی دیگه ازش فراتر رفت

باشه، باشه، اتهام وارده قبول

هر دومون یه بار توافق رو نقض کردیم

حالا دیگه بذار تمومش کنیم قبل از اینکه این جنون از کنترل خارج بشه

خب، اگه نظر منو بخوای، کادوهای شما عالی همدیگه رو تکمیل می‌کنن

ام... دافنه

دوربینت و بلیط‌های فوتبال تو

بلیط‌ها؟

بلیط‌های فصلی سیهاوکس

باورم نمیشه. تو از قبل یه کادوی بهتر از مال من داشتی

بازم نیاز دیدی که قضیه رو یه پله بالاتر ببری

فقط به خاطر اینکه می‌دونستم تو قرار بود اون کیف پول رو ارتقا بدی، که همین کارو هم کردی

خیلی خب، دیگه بسه. من تسلیمم. دست از رقابت می‌کشم

اوه، و چرا باید باورت کنم؟

چون این رسید دوربین‌دوچشمیه

این باید بهت ثابت کنه که هیچ قصدی برای پس دادنشون ندارم

که یه کادوی بهتر بگیرم

بفرما

خب، این خیلی بزرگی شما رو میرسونه

برای جلسه‌ام دیرم شده

اگه تسلی خاطریه، راستش مطمئن نیستم که اون بلیط‌ها چقدر خوبن

امیدوار بودم بتونم جایگاه‌های جلویی رو گیر بیارم

اما فقط تونستم جایگاه‌های خیلی عقب، نزدیک خط پنجاه یارد رو پیدا کنم

خب، من خیلی به شما افتخار می‌کنم، دکتر کرین

وراجی نکن دافنه. چسب رو بیار

خب، بشکه آبجو تا ساعت ۶ اینجا خواهد بود

من گروه موسیقی رو هم تأیید کردم، کیک رو سفارش دادم، کارت‌های مهمان رو پر کردم

دستمال‌های ککتل بامزه رو برداشتم

و تقریباً کارم با مرکز میزا تموم شده

اوه، این مهمونی حسابی منو خسته می‌کنه

سلام، دافنه، شری

نایلز

یه لاته دابل لطفا. ممنون

فریزر با شماست؟

نه، رفته برای پدرتون خرید کنه

اون شغال

چی؟

اون دیگه چی بود؟

دعوای برادری. نپرس

یادم رفت بهت بگم

یه عکس فوق‌العاده از مارتی پیدا کردم که داره یه پسری رو دستگیر می‌کنه

اندازه طبیعی بزرگش کردم

بعد صورت اون تبهکار رو بریدم تا مردم بتونن سرشون رو توش بکنن

و یه عکس یادگاری داشته باشن از مارتی که داره حقوقشون رو بهشون میگه

مگه عاشقش نمیشی؟

بستگی داره. باید خودم برم برش دارم؟

تا ساعت ۵. تو یه فرشته‌ای

سلام خانم‌ها. اوه، فریزر

دکتر کرین. چیزی پیدا کردید؟

بله، پیدا کردم. بیشتر بعد از ظهر وقتم رو گرفت

اما بالاخره چیزی رو پیدا کردم که فکر می‌کنم عالیه

اوه، نایلز قهوه‌اش رو یادش رفت

نایلز اینجا بود؟ بله

اما می‌دونید، وقتی اشاره کردم که شما برای پدرتون بیرون بودید

مثل گلوله از اینجا در رفت. اون کرم کوچولو

دکتر کرین، حالتون خوبه؟

نه، نیستم

تمام شهر رو گشتم تا یه کادو پیدا کنم

هیچی بهتر از چیزی که نایلز براش گرفته نیست

برادرتون چی براش گرفته؟

نمی‌دونم

مطمئنم چیزیه که هر پدری عاشقش میشه

میدونی بهترین چیز در مورد ۶۵ ساله شدن چیه؟

همه می‌خوان مهمونت کنن شام

آقای کرین، دکمه بالایی پیراهنتون باز مونده

اوه، آره، چون دوک منو میبره هاپز اولد هایدلبرگ

میدونی، اگه الان بازش نکنم، ممکنه بپره و به یکی آسیب بزنه

خوش بگذره بابا. اوه، آره، خوش میگذره

آره، باید بگم این تولد رو خیلی دوست دارم

آه، آره؟ یهو پول من دیگه ارزشی نداره

دیشب، اد فلاناگان به افتخار من به کل بار یه دور نوشیدنی مهمون داد

اد فلاناگان کیه؟ منم همینو پرسیدم

به هر حال، امشب چیکار می‌کنی، فریز؟

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left