처음 200줄입니다.
نایلز. متاسفم که سرزده اومدم،
اما به کمکت نیاز دارم. البته. شری؟
بفرمایید. همونطور که میدونی، از وقتی اومدم "مونتانا"
دنبال فرصت بودم که مشهورترین مستاجر ساختمونمون رو ببینم،
اسمی بینگ، ملکه گردو.
خب، بالاخره تو باغ تزئینی کنار چاه آرزوها گیرش انداختم،
و از خودم خیلی راضی بودم.
یعنی تا وقتی که ملکه گردو منو به یه مهمونی رقص دعوت کرد. حالا یه مشکل دارم.
بله، زندگی تو تبدیل شده به یه اپرتا.
نه، یه مهمونی رقص خیریه است.
و وقتی میگم "دعوت"، منظورم اینه که بهم اجازه داد یه میز ده نفره بخرم،
به قیمت ۵۰۰۰ دلار. اوه، نه!
تا یکشنبه وقت دارم هشت تا بلیت ۵۰۰ دلاری بفروشم.
دیگه هیچی نگو. اوه.
گرونه، اما اگه برای خیریه است... مرسی، فریژر.
هدف خیلی شایستهایه. باشه.
خب، اینو به اسم کی بنویسم؟ به اسم "اسمرالدا"...
بینگ...
بینالمللی... درسته.
موزه عروسک.
واقعاً یه مشکل داری.
فکر میکردم تو به خودت افتخار میکردی...
به حمایت از هنر. هنر، نایلز. نه صنایع دستی.
بهت گفتم، الان نمیتونم انجامش بدم. شری داره منو میبره بیرون...
برای سومین ماهگردمون و باید یه کت اسپرت جدید بگیرم.
دیگه نمیتونی از ورزشهات بپیچونی. دیروز پیچوندی.
این تنها وقتیه که شری میتونه باهام خرید کنه.
و منم بدون اون نمیتونم برم. هیچ زنی با سلیقه اون تو لباس پوشیدن وجود نداره،
کارمن میراندا هم که از دنیا رفته.
فکر میکنم داشتن یه دوست خانم،
باید باعث بشه بیشتر ورزش کنی، نه کمتر.
نمیخوام بیملاحظه باشم، اما آدمی در وضعیت تو،
که میخواد از بعضی تفریحات خصوصی، به قول معروف، لذت ببره...
باید اقداماتی انجام بده تا مطمئن بشه اون آقای غرغرو و پیر...
به قول معروف، تیم رو ناامید نکنه، اگه منظورم رو میفهمی.
اوه، نگران من نباش.
شاید دیگه پدیده سال نباشم،
اما هنوز تو بازیام.
اوه، سلام مارتین. اوه، ببین، یه استعدادیاب از لیگ اصلی.
بعداً میبینمت. باید برم. باشه، خداحافظ.
خب، راز، این عجیبه. خبر مهم!
گرتی اولسن داره از ایستگاه میره. چی، از برنامه "کیف گرتی"؟
من عاشق اون برنامهام. اوه، لطفا!
اون خانم خانهدارِ موعظهکننده...
خجالتآورترین چیز روی آنتنه.
پس بالاخره بیرونش کردن، آره؟ نه، یه قرارداد تلویزیونی یک میلیون دلاری بسته.
خبر خوبیه برای گرتی و برای اون همه آتئیست...
که از این اثبات جدید نظریهشون استقبال میکنن.
خب، به هر حال، دارن برای شیفت کاری اون آدما رو تست میکنن و...
من میخوام برم سراغش.
منظورت چیه، برنامه خودت؟
اوه، راز، این هیجانانگیزه.
و چه راهی بهتر برای جشن گرفتن یه حرکت شغلی جدید و هیجانانگیز...
تا اینکه این یکشنبه رو تو یه مهمونی رقص اعیانی بگذرونی؟
اوه، بیخیالش شو، نایلز!
راز، باید بگم این کمی غافلگیرکننده است.
هیچ وقت نمیدونستم که تو میخواستی برنامه خودت رو داشته باشی.
خب، تمام دلیلش این بود که من اومدم تو کار رادیو.
تو دانشگاه برنامه خودم رو داشتم و وقتی شروع کردم به کار کردن تو ایستگاه،
یه جورایی تو بخش تهیهکنندگی گیر افتادم.
خب، چه نوع برنامهای تو ذهنت داری؟
فکر کردم در مورد چیزایی صحبت کنم که بلدم. مثلاً، زندگی مجردی تو سیاتل.
قرار گذاشتن، مد، کجا میشه با مردهای تنها آشنا شد.
اگه دنبال یه رویدادی هستی که پر از مردهای مجرده...
این جشن خاص باید دقیقاً... نایلز!
به هر حال، فریژر، امیدوارم تو این مورد ازم حمایت کنی.
خب... نمیخوام از دستت بدم، اما البته که ازت حمایت میکنم.
ممنون، فریژر. تو بهترینی.
خب... خب، گوش کنید.
حالا که همتون اینجایین، دارم یه نوار آماده میکنم.
و میتونم ازتون استفاده کنم تا وانمود کنین تماسگیرنده هستین.
خوشحال میشیم. جالب به نظر میاد.
امشب برمیگردم. باشه.
و دافنه، حداقل به یه تماس پرشور نیاز دارم.
میشه وانمود کنی یه زنی هستی که به رابطه بدون عشق اعتقادی نداره،
اما گاهی اوقات اونقدر هوس میکنه که دلش میخواد به هر کسی که شلوار تنشه بپره؟
خب، سعی میکنم.
و حالا که پای این کارم، میبینم میتونم ادای یه لهجه بریتیش رو دربیارم یا نه.
بعدازظهر بخیر، سیاتل. من راز دویل هستم و این برنامه مسائل عاشقانه است.
امروز داریم با ملوان بازرگانی، استیو بارون، از بلینگام صحبت میکنیم.
به من بگو، استیو، تو یه قرار ایدهآل دنبال چی هستی؟
وقتی من و همکارام تو کشتی، بعد از چندین هفته تو دریا وارد بندر میشیم...
کات!
متاسفم، فریژر، اما صدات مثل یه ملوان بازرگانی نیست.
حرفت درسته. دوباره امتحان میکنیم. باشه.
خب، استیو، تو یه قرار ایدهآل دنبال چی هستی؟
وقتی من و همکارام تو کشتی...
بعد از چندین هفته تو دریا وارد بندر میشیم، اولین کاری که میکنیم اینه که...
میریم سمت حراجیهای عتیقه.
باشه، آقا زرنگ. پس تو خودت نقش استیو رو بازی کن.
نه. بیخیال. بریم سراغ ایده بعدیم. دافنه؟
باشه، تو نقش دوست دختر رو بازی کن تو یه زوج...
که میخواد اوضاع رو تو اتاق خواب هیجانانگیزتر کنه.
نایلز، تو دوست پسرش میشی؟ بله.
باشه. من اینجا با فرد و پتی هستم.
به من بگین، شما دو نفر، چی باعث شد فکر کنین...
که روابط جنسیتون نیاز به یه تکون کوچیک داره؟
همش تقصیر اونه.
فقط به نظر میاد دیگه به من علاقهای نداره.
هر کاری که تونستم کردم تا وسوسهاش کنم. من...
با هیچی جز کفش پاشنه بلند و یه پیشبند شام سرو کردم
بهش زنگ زدم اداره و حرفای شهوانی زدم
و دیشب وقتی اومد خونه، تو تخت دراز کشیده بودم
یه لباسخواب خامه زده شده تنم بود
ولی اصلاً براش مهم بود؟ نه!
و هیچکدوم از اینا تو رو تحریک نکرد، فِرِد؟
فِرِد؟
این که چیزی نیست. باید بقیه چیزایی رو بشنوی که منو تحریک نکردن
ازشون برام بگو، پتی
بریم سر اصل مطلب
پتی، مردا مثل ماهی میمونن
وقتی اولش به قلاب میندازیشون، مثل دیوونهها تقلا میکنن
ولی وقتی بالاخره میکشونیشون بالا، همینجوری با اون نگاه بیروح دراز میکشن
من که اینو میندازمش برگرده. چه نصیحت افتضاحی
نه، نیست. آره، هست
تو اصلاً نمیدونی فِرِد واقعاً در مورد دَفنی... پَتسی چه حسی داره
پتی. پتی
این بیفایدهست. نه، راز، داشتی خیلی خوب پیش میرفتی
نه، افتضاح بودم. مفید نبودم. باهوش نبودم. حتی گستاخ هم نبودم
خب، خب، شاید گستاخ نبودی ولی مطمئناً پررو بودی
اون دیگه مرز گستاخی رو رد میکنه. راز!
سلام آقای کرین. شب عاشقانهتون با شری چطور بود؟
آه، خوب بود. خوب. آره. آره
هی، دَف، نظرت چیه اون تشک ورزشی رو بیاری بیرون؟
یه کم حرکات کششی انجام بدیم، هان؟ آَه
الان نمیتونم. دارم به راز تو نوار آزمونیش کمک میکنم
خب، چقدر طول میکشه؟
اینقدر مشتاق چی هستی؟
آه، متوجه شدم
امشب با شری زیاد نرم و منعطف نبودیم، نه؟
دو تا لگن بود ولی خبری از هورا کشیدن نبود؟
خیلی خندهدار بود. خب، تو هم که خودت رو پاره نکردی
تو بخش عشق و عاشقی هم
تو از زندگی عاشقانه من چی میدونی؟
تو تخت دراز کشیده بودم...
یه لباسخواب خامه زده شده تنم بود
ولی براش مهم بود--؟
اولش طول میکشه تا دستت بیاد
خدای من، باید نوار آزمونی منو میشنیدی
اونقدر بیعرضه بودم که باورکردنی نبود. راست میگی
خب... اوه، منظورم اینه... خب، خودت شنیدیش
خیلی خب، پس میبینی که پشتکار...
یه کپی غیرقانونی ماهها تو ایستگاه دستبهدست میشد
بله، خب، باشه. پس منظورمو فهمیدی دیگه
آره، مردم هنوز تو مهمونیا پخشش میکنن. خب، خیلی خب، راز!
هی، راز، شنیدم داری برای یه کار جدید تلاش میکنی
بله، در واقع همینطوره. و شما واقعاً میتونین با دموم کمکم کنین
من چیکار میکنم؟ فقط یه جواب صادقانه میخوام
میخوام باهاتون در مورد اولین قرار صحبت کنم. باشه؟
مطمئنی بابا بهترین گزینه برای این موضوع خاصه؟
یه نظرسنجی سریع. چند تا مرد کرین اینجا دوستدختر دارن؟
نه، نه. همینجور بالا نگه دارین تا بشمارم
خیلی خب، بفرمایید
حتماً، کمکت میکنم. عالیه
باشه، فریزِر... فقط یه دقیقه. بفرمایید
نوار رو شروع کن. بله
ما اینجا با مارتین هستیم و داریم در مورد اولین قرارها صحبت میکنیم
مارتین، بعضی از ترفندهایی که برای تحت تأثیر قرار دادن خانمها استفاده میکنی رو برام بگو
خب، متأسفم که ناامیدت میکنم، راز، ولی من واقعاً هیچ ترفندی بلد نیستم
یعنی، اگه یه زنی قبول کنه با من بیاد بیرون، من که...
خب، من اونجا نیستم که تحت تأثیرش قرار بدم یا ادای خفن بودن دربیارم
من اونجام چون میخوام بشناسمش. میدونی، چی فکر میکنه
چی دوست داره. تا اگه به اندازه کافی خوششانس بودم که یه قرار دیگه بذاریم
بتونم چیزی رو برنامهریزی کنم که میدونم دوست داره انجام بده
فکر کنم من هنوز یه کم قدیمی یا همچین چیزی هستم
ولی فکر میکنم باید با یه زن مثل یه ملکه رفتار کنی
سر تعظیم فرود بیارین، پسرا. سر تعظیم فرود بیارین
هی، ببه! بولداگ بریسکُو
مشتری مطلقاً مورد علاقه من!
سلام، ببه
و فریزر کرین! داورا رو خبر کنید، مساوی شدیم!
سلام. اوه، خدای من، چه گلهای. همه اینا مال شماست؟
بله. همون لحظه که خبر تستها رو شنیدم
همه کشفیات جدید و داغم رو ریختم تو ون
با ون آوردیشون؟ من بهش میگم...
تور «ستارههای فردای ببه»
رفقا، میخوام شما رو با فریزر کرین آشنا کنم
سلام. دلسوزترین مشتری
که یه ایجنت تا حالا داشته. خب
فریزر، ایشون پروفسور پیت، دایرةالمعارف انسانی هستن
هر چی میخوای ازش بپرس. نمیتونی مچلش کنی
خب، باشه. نظریه فراخود فروید رو توضیح بده
زیگموند فروید، روانپزشک مشهور در وین متولد شد
ولی من اینو نپرسیدم. اون معتقد بود رویاها
معانی پنهان دارن
اون همینجوری از خودش درمیاره
ولی اگه یه بحث سیاسی پر سر و صدا میخوای
با تازه عروس و داماد هنک و هانا فینچ آشنا شو
سلام، هنک. اون یه کشیش باپتیست دستراستیه
اون یه دوجنسگرای خوشگذرونه
تعارض؟ معلومه که آره!
تا حالا چنین استعدادی دیدی؟ خب
خدای من، چقدر رقتانگیزن
فریزر، فریزر! راز
خیلی خوب پیش رفت. اوه، خدای من، خیلی برات خوشحالم
میدونی واقعاً چی گفت؟ گفت «در این لحظه
من نامزدی هستم که باید شکستش داد!» تبریک میگم، راز
این فوقالعادهست. باشه
میخوام برای برنامه آماده بشم. باشه
خیلی هیجانزدهام. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.