Frasier

Frasier

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 8

릴리스 정보

Frasier S08E24 The Cranes Go Caribbean 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 24 Frasier زیرنویس فارسی سریال

태그

bluray
게시일: 2025-11-24
다운로드: 30
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 186줄입니다.

نایلز، گوش کن، وقتی کلیر رسید

می‌تونی یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

البته. من قصد دارم ازش بخوام

آخر هفته آینده باهام بره بلیز.

اوه! بلیزِ فوق‌العاده!

شک نکنید!

ببینیم از اکوادور چی درمیاد.

شاید بعداً. صبر کن، آخر هفته آینده؟

خیلی زوده. امیدوارم کلیر وقت داشته باشه.

لانا در گوشی بهم گفت که کلیر از قبل بوی سفر به مشامش رسیده

و خیلی مشتاقه که بره، پس فقط مونده که من ازش بخوام

و وقتی گفت بله، خودمو غافلگیر نشون بدم. وای!

پس حسودیت شد؟

ممکنه حسودیم شده باشه، ولی اتفاقاً خودم برای آخر هفته آینده برنامه دارم.

می‌دونی، من و دافنی داریم اولین سالگرد با هم بودنمون رو جشن می‌گیریم.

نایلز، عالیه. چه خوب! خب، چی تدارک دیدی؟

یه آخر هفته تنها تو آپارتمانم. اوهوم.

ببین، ما به ساحل یا غروب آفتاب احتیاجی نداریم.

فقط یه وان ساده ویکتوریایی پر از شامپاین.

ما و یه زیرپایی ضد لغزش.

رمانتیک و در عین حال محتاطانه. خیلی خوبه. ممنون، ممنون.

اینجا جاییه که دارم کلیر رو می‌برم. به نظرت خوشش میاد؟

محوطه سرسبز، سواحل شنی سفید.

این هتل محشره. عاشقش میشه.

نایلز، من هم جسارت کردم و برای خودم خریدم.

یه چمدون جدید از مائوریسیو. مایلید ببینید؟

نایلز: مائوریسیو؟ سعی کن جلوم رو بگیری. از حسادت سبز شدم.

اوه!

دافنی: اوه، سلام کلیر. سلام دافنی.

خیلی خوشحال به نظر میای. چی؟ چرا؟

خب، انگار نایلز می‌خواد غافلگیرم کنه

با یه سفر خاص برای سالگردمون.

چه بامزه!

می‌دونی، فریژر... دافنی: من خیلی هیجان‌زده‌ام.

ما تازه شروع کردیم به با هم سفر رفتن.

می‌خواستیم صبر کنیم تا همدیگه رو بهتر بشناسیم.

واقعاً؟ دافنی: آره، می‌دونم.

قدیمی به نظر میاد.

ولی هیچ چیز بدتر از سرعت بالا تو رابطه نیست.

فریژر: سلام کلیر. سلام.

کلیر: سلام.

من تازه داشتم به کلیر در مورد برنامه‌های سالگردمون می‌گفتم.

آه بله. هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه.

درسته. خونه.

کلیر، گوش کن.

می‌دونم این یهویی داره گفته میشه.

ولی نظرت چیه آخر هفته آینده با من بری بلیز؟

فوق‌العاده به نظر میاد، فریژر. فکر می‌کردم اینو بگی.

فقط...

فکر می‌کنی شاید برای ما زوده که با هم سفر بریم؟

نمی‌دونم. تو چی؟

نمی‌دونم.

خب، دوست ندارم قبل از اینکه آماده باشیم سفر بریم.

پس داری میگی ما آماده نیستیم؟

نمی‌دونم. تو آماده‌ای؟

نمی‌دونم.

من فقط نمی‌خوام رابطه‌مون رو به خطر بندازم.

به خطر میفته؟

نمی‌دونم.

خب، اگه نمی‌دونیم شاید باید صبر کنیم.

باشه. تو بهتر می‌دونی.

خب، نایلز. اوهوم.

در مورد آخر هفته سالگردمون. اوهوم.

دارم سعی می‌کنم بفهمم چی بیارم.

آپارتمانت اون آخر هفته گرمه یا غیرمعمولیه سرده؟

خب، من ترموستات رو روی ۷۱ ثابت نگه می‌دارم.

ولی در حد یکی دو درجه انعطاف‌پذیرم.

اسنورکلینگ می‌کنیم؟

خب، دافنی، داری خجالت‌زده‌ام می‌کنی.

اوه نایلز، بس کن. من از سفر به بلیز خبر دارم.

متاسفم. حرف زدنت با برادرت رو شنیدم.

همچین برنامه رمانتیکی فقط از تو برمیاد.

اوه، اون نه... اوه، بس کن این فیلم بازی کردن رو!

یه وان پر از شامپاین. بابا ول کن!

ما این کارو تو دبیرستان انجام می‌دادیم.

خب، معلوم شد که من بالاخره به بلیز نمی‌رم.

کلیر فکر می‌کنه شاید برای ما زوده که با هم سفر بریم.

یا من اینطور فکر می‌کنم.

یادم نیست کی آخرین بار حرف زد.

خب، واقعاً متاسفم. حتماً داغون شدی.

خب...

میتونم رزروهات رو بردارم؟

ببخشید؟

خب، من تصمیم گرفتم برای سالگردمون با دافنی سفر برم.

چرا که نه؟

حداقل یکی از ما باید رمانتیک‌ترین هفته زندگیش رو داشته باشه.

ممنون، فریژر. فقط ای کاش تو می‌رفتی.

فکر می‌کنی می‌تونم چمدون جدیدت رو قرض بگیرم؟

دیگه شورش رو درآوردی. اوهوم.

خب، رسمی شد.

نایلز آخر هفته آینده منو می‌بره سفر.

خیلی هیجان‌زده‌ام. هر سفر بهتر از قبل میشه.

چون صبر کردی. گمونم.

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، باورم نمیشه اینقدر طولانی صبر کردیم. تمام خوشی‌هایی که از دست دادیم.

بیا قبول کنیم، وقتی آدم درستش باشه دیگه دلیلی برای صبر کردن نیست.

خب، ما اینجاییم، کلیر.

ممنون. بله.

فریژر، در مورد بلیز... نه، نه، کلیر.

ما تصمیممون رو گرفتیم و فکر می‌کنم تصمیم خوبیه.

شاید برای سفر رفتن خیلی هم زود نیست.

بگو

شاید داریم خودمون رو از یه سفر فوق‌العاده محروم می‌کنیم؟

خب، اگه از همه زوایا بهش نگاه کنیم، میشه واقعاً یه استدلال قوی براش پیدا کرد.

بریم! من که چمدونمو بستم.

من باید برم. باشه. باشه.

فکر کردم داریم ناهار می‌خوریم.

اگه قراره بریم بلیز، یه خریدایی دارم.

فریژر: منظورت از "اگه" چیه؟

یعنی چی؟

برو خرید کن دیگه. آه!

بای. فریژر: بای‌بای.

نایلز، متاسفم.

بالاخره مشخص شد که من و کِلِر داریم میریم بلیز.

تو و دافنه باید یه جای دیگه برید.

صبر کن. دافنه دلش بلیز می‌خواد.

این که "کرِین‌ها میرن کارائیب" نیست. من می‌خوام با کِلِر تنها باشم.

هی رفقا. فریژر: اوه، سلام بابا.

هی رفقا. آریل، بیا به فریژر و نایلز سلام کن.

سلام کن. سلام.

سلام کن. سلام.

سلام کن. اشکالی نداره، راز. کافیه.

آریل تازه عضو گروه سگ‌های مارتین تو پارک شده.

اِدی معرفش بود. آه، خب.

و آریل سنجاب‌ها رو کشف کرد.

من فهمیدم تنها زنی نیستم که از سگم برای آشنایی با مردا استفاده می‌کنه.

ظاهراً ما گروهی هم شکار می‌کنیم. بیا، بریم یه کم آب بخوریم.

هی، فریژر. یه لطف کوچیک ازت می‌خوام.

من و دوک آخر هفته بعد میریم سفر ماهیگیری.

می‌خوام اِدی رو نگه داری.

راستش، من آخر هفته بعد برنامه دارم، بابا.

کجا میری؟ بلیز.

آره، اون بروشوری که اونجا افتاده بود رو دیدم.

ماهیگیریش محشره.

ناگفته نمونه سواحل شنی و زمین‌های سرسبزش.

بله، بابا، می‌شناسمش. اونجاییه که دارم کِلِر رو می‌برم.

و من با دافنه میرم. خب،

اگه اون میره، منم میرم.

عالیه.

جهنم و ضرر؟ هر چی بیشتر، بهتر.

اوه، راستی، ممنون که من و کِلِر رو تا فرودگاه می‌رسونی.

فریژر، لطفاً، شوخی می‌کنی؟

به خاطر تو، کربیِ من تو تاریخ نمره B گرفت. یه B!

بله، برای هر دومون خوب تموم شد.

برای یه بار هم که شده، یکی دیگه نمره گرفت و من دختری رو به دست آوردم.

خدایا، امیدوارم کِلِر بیرون منتظر باشه.

این ترافیک افتضاحه.

نمی‌دونستم سیگار می‌کشی.

نمی‌کشم.

با این طرز رانندگیت، من که به هر حال قرار نیست مرگ طبیعی بمیرم.

اونو بده به من.

مشکلی با رانندگیم هست؟ نه. نه، خوبه.

فقط دلم می‌خواست یه لاین انتخاب می‌کردی، همین.

غر بزن، غر بزن، غر بزن. تو واقعاً تو این کار ماهری.

این یعنی چی؟

یعنی اینکه هیچوقت هیچی برات به اندازه کافی خوب نیست.

از همه چیز شکایت می‌کنی.

این حقیقت نداره.

بیخیال، فریژر. من با تو بیرون رفتم.

شراب بد شده، نقره‌ها کدر شده،

سرویس‌دهی خیلی کنده، پنیر آبکیه.

باشه، پنیر کاممبر بود. اگه چیزی هم بود، به اندازه کافی آبکی نبود.

بله، ممکنه من استانداردهای بالایی داشته باشم،

اما چیزی که تو به عنوان عیب‌جویی توصیف می‌کنی،

من به عنوان سرسختی‌ام برای نپذیرفتن حد وسط می‌بینم.

خواهش می‌کنم، این نیوپورت از تو بیشتر سرشار از لذته.

حقیقتش اینه، فریژر، تو بلد نیستی شاد باشی.

این مسخره‌س. قبول کن. می‌دونی که حق با منه.

می‌خوای ببینی من شادم؟

بیشتر از نصف طول یه ماشین بین ما و اون ماشین تورس فاصله بذار.

حداقل هر کی صندلی منو تو هواپیما بگیره خوشحال میشه.

دکتر کرِین؟ دکتر کرِین؟

متوجه شدم اتاقتون رضایت‌بخش نیست.

بله، من یه سوئیت رو به اقیانوس رزرو کرده بودم.

و در عوض، یه اتاق تک‌نفره بهم دادن که رو به یه اتوبوس متروکه بود.

حالا، قربان، لازم نیست داد بزنید.

متاسفم.

می‌بینید، گوشام یه جایی بالای خواهاکا کیپ شده.

و هنوز باز نشده.

حالا، اگه می‌تونستم فقط اتاقی که رزرو کرده بودم رو بگیرم.

متاسفم، اتاقتون رو به کس دیگه‌ای دادیم.

ساعت تحویل اتاق ۳ بعد از ظهره و ما هیچ خبری از شما نداشتیم.

بذار ببینم.

ساعت ۳ بعد از ظهر، من و دوست‌دخترم،

تازه از هواپیمای تأخیردارمون توی پونتا گوردا پیاده شده بودیم،

چون خلبان باید یه سری محصول کشاورزی رو سم‌پاشی می‌کرد.

می‌تونستم موقعی که با تراکتور داشتم می‌رفتم به پرواز بعدی زنگ بزنم،

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left