Frasier

Frasier

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 8

릴리스 정보

Frasier S08E08 Mary Christmas 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 8 Frasier زیرنویس فارسی سریال

태그

bluray
게시일: 2025-11-24
다운로드: 24
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 195줄입니다.

یه دقیقه وقت داریم تا بریم اخبار.

مثل اینکه تام از فریمونت روی خط یکه.

بفرمایید تام.

نمی‌خوام حرفامو تو یه دقیقه جا بدم.

بعد از اخبار صحبت می‌کنم.

خب، چرا همین الان مشكلتونو بهم نمی‌گید؟

و بعد وقتی برگشتیم من بهتون جواب میدم؟

نه، صبر می‌کنم.

بسیار خب.

راز، دیگه کی رو داریم؟ برایان از تلفن ماشینش روی خطه.

آه.

بفرمایید برایان، گوش می‌کنم.

برای چی؟ سی ثانیه؟ منم صبر می‌کنم.

باشه پس. فکر کنم خودم از این وقت استفاده کنم.

"یالا، یالا، راه بیفتیم

به رژه کریسمس سیاتل همین شنبه،

پخش زنده از شبکه ۶ تلویزیون

و با اجرای کلی کرکلند از برنامه "کلی و کل" شبکه ۶."

می‌دونید، باید بگم کلی کرکلند واقعاً یه گنجه.

خالص و دلنشینه.

و خب، به همون اندازه که آفتاب دوست‌داشتنیه، اونم دوست‌داشتنیه.

بلافاصله برمی‌گردیم.

خوبی؟ ها؟ خب، البته. چرا؟

ترسیدم با اون همه چاپلوسی که کردی، شُشت پاره شده باشه!

خیلی خنده‌داری، راز.

می‌دونی، کلی امسال دنبال یه همکار مجری جدید برای رژه‌ست.

امیدوار بودم که من باشم.

از بچگی اون رژه رو تماشا می‌کردم.

و این شانس منه که جزئی از اون بشم.

اون این کارو با شوهرشم کرد. فکر کنم نشنیدی.

آخه فهمیده که کَل با دختر برگه‌خوانش رابطه داشته.

چطوری مچشو گرفت؟

یه نامه عاشقانه غول‌پیکر تو جیبش پیدا کرد؟

هی، فریزر، حدس بزن کیه.

مری توماس، خب...

سلام مری. راز، مری رو یادت میاد؟

اون و من سال پیش برای مدت کوتاهی تو برنامم همکار بودیم.

البته که یادمه.

من همیشه برنامتونو از KAZW گوش می‌دادم.

خب، خیلی ممنونم.

و فقط به خاطر همین، اینم یه نسخه از کتاب جدیدم.

و فریزر، اینم یکی برای تو. اوه، خب...

"نان ذرت برای روح، به قلم دکتر مری."

می‌بینم هنوز خودتو دکتر معرفی می‌کنی.

ولی حالا واقعیه. جلد داخلی رو بخون.

"دکتر مری هزاران شنونده رادیویی سیاتل رو شفا داده...

و فارغ‌التحصیل ممتاز مدرسه سخت زندگیه."

بله.

خب، مری، بدم میاد سر چیزایی مثل اعتبارنامه و از این قبیل بحث کنم.

اوه، اینجا انگار انجمن پزشکی آمریکاست.

خب، این فوق‌العاده نیست؟ دکتر مری داره برمی‌گرده به KACL.

اوه، هی، تبریک می‌گم! ممنونم، ممنونم!

بله، واقعاً تبریک می‌گم. حتماً اون بخشنامه به دست من نرسیده.

اون تو رتبه‌بندی‌ها اونقدر عالی بود که مجبور شدیم برش گردونیم.

فکر می‌کردم دکترا قسم می‌خورن که به کسی آسیب نرسونن.

شما داشتید ما رو نابود می‌کردید.

تو چقدر بانمکی! یه بوس بهم بده.

امیدوارم خوب باشی.

دفعه پیش از اینکه با هم کار کنید خیلی راضی نبودی.

این دفعه برنامه‌هامون جداست. قرار نیست میکروفون مشترک داشته باشیم که.

میکروفون مشترک نخواهیم داشت، مگه نه؟ البته که نه!

ما شیفت صبحگاهی رو دادیم به مری.

اوه. خب.

شیفتی که بیشترین شنونده و بهترین گروه جمعیتی رو داره.

ولی نگران نباش، من هر روز برنامه‌تو تبلیغ می‌کنم.

این زن سخاوتمند نیست؟

یه بوس بهم بده. نه عزیزم، تو سهم خودتو گرفتی.

ولی اینم یه کتاب برای تو. و کریسمس مبارک به همه.

کریسمس مبارک.

چه مرگته؟

اوه. نایلز. سلام.

امیدوارم حضور ذهن داشته باشی که هدایای منو آورده باشی.

از پارسال این جمله رو نشنیده بودم.

ولی خب کریسمس فصل حرف‌های کهنه‌ست.

این همه غذا برای چیه؟

خب، کلی کرکلند داره میاد. دارم سعی می‌کنم تاثیر خوبی بذارم.

می‌دونی، دارم تمام تلاشمو می‌کنم که با دلربایی اون شغل رژه رو به دست بیارم.

تو و این رژه چه داستانی دارید؟

اوه، نایلز، یادت نمیاد وقتی بچه بودیم؟

روی کاناپه می‌نشستیم، کاکائوهامونو بغل می‌کردیم.

و تا دیروقت بیدار می‌موندیم تا مجری‌های تعطیلاتمونو تماشا کنیم.

باب ورنون و گروهبان میشل.

اون خانم راهنمایی رانندگی. اون خانم راهنمایی رانندگی.

اوه، سال‌ها بود بهشون فکر نکرده بودم.

می‌دونی، برای من همیشه اون شروع رسمی کریسمس بود.

و حالا این شانس منه که فصل رو آغاز کنم.

برای یک نسل کاملاً جدید.

عاشق گروهبان میشل بودم. آره.

هر وقت خلاف چراغ قرمز رد میشم، حس می‌کنم دارم ناامیدش می‌کنم.

خیلی خب، این بوی گند چیه؟ اوه، اوه، این غذاست.

دارم غذاهایی رو آماده می‌کنم که تو برنامه کلی نمایش داده شدن.

اوه خدای من، اون کاسرول هوبوی منه.

هوبو. بوش همینه.

هی، نایلز. سلام دفنی.

خب، امشب برای شام کجا میریم؟

اوه. خب، انتخاب با شماست. البته، خبرها حاکی از اینه که...

"شِز دو مون" خوشمزه‌ترین فوا گرا (جگر چرب اردک) منطقه هادسن ولی رو داره.

نایلز، داری لوسم می‌کنی.

این همه غذا داره روی هیکلم اثر می‌ذاره.

نه، نه تو، مرغ مگس خوار کوچولوی من. هرگز.

مثل سوفله شکلاتی شیرینی. امشب از اینا بگیریم.

خب، همینه دیگه.

می‌دونستم باید بالانتایمز انبار می‌کردم.

همین که دیگه تولیدش نکردن.

حالا یه دونه قوطی هم پیدا نمی‌کنم.

کریسمس خراب شد.

کریسمس فقط آبجو نیست، آقای کرین.

آره. و کریسمس امسال خیلی خاص‌تره چون من و دافنه با همیم.

خب، درسته. نه مل هست، نه ماریس، نه لیلیث.

شاید این کریسمس به آبجو نیازی نداشته باشم.

اون کلیه. وقت نمایشه. اوه.

آه، کلی. سلام، فریزر.

وای، می‌دونی، از اون موقع ندیدمت.

از راهپیمایی گویندگان علیه زباله.

فکر می‌کنم واقعاً تفاوت ایجاد کردیم. واقعاً هم همین‌طور بود.

حالا، لطفاً بفرمایید تو. می‌خواستم شما رو با برادرم، نایلز، آشنا کنم.

و دوست‌دخترش، دافنه. سلام.

سلام.

بوی کاسرول هوبو میاد؟

آره. چشماتو ببند، انگار زیر یه پل راه‌آهنی.

بله، بفرما.

پس کاسرول هوبو رو می‌شناسی.

خب، من تو برنامه‌م درستش می‌کنم.

می‌دونی، من این همه از دستورالعمل‌های آشپزی‌ام رو از برنامه‌ی تو می‌گیرم.

که یادم رفته کدوم مال منه و کدوم مال توئه.

آه! حالا نگو که اون سالاد چیپس سیب‌زمینیه.

اوه اوه.

این خجالت‌آوره.

پس تو واقعاً از طرفدارای برنامه‌ای، هان؟ آره، اعتراف می‌کنم.

مخصوصاً کارت رو تو رژه کریسمس تحسین می‌کنم.

واقعاً اینو می‌خوای، نه؟ اوه، آره، واقعاً می‌خوام. واقعاً می‌خوام.

باید اعتراف کنم. در واقع، حاضرم همین الان برات تست بدم.

فریزر، نیازی نیست. کلی، کلی، لطفاً، من می‌خوام.

گوش کن، من برنامه رژه رو بررسی کردم.

و به خودم این اجازه رو دادم که چند تا بداهه‌گویی آماده کنم.

اگه اجازه بدید یکی دو تاشو بگم؟

باشه.

بگو ببینم، کلی، تا حالا دیدی ۸۰ تا سگ آبی با ریتم عالی رژه برن؟

اوه، فریزر، همه می‌دونن سگ‌های آبی نمی‌تونن رژه برن.

اوه، چرا می‌تونن.

وقتی که سگ‌های آبی رژه‌رو گروه موسیقی دبیرستان ریورساید باشن.

هی، منو گول زدی!

متاسفم، کلی. اما اون آرایش‌های باورنکردنی چطور؟

اونا اینقدر دقیقن. خب، این منو متعجب نمی‌کنه، فریز.

بالاخره سگ آبی اولین مهندس طبیعته.

شوخی خوبی بود.

خب، سیاتل، ممنون از تماس‌هاتون.

سیاتل، ممنون از تماس‌هاتون.

هی، فریزر، تعطیلات آخر هفته کریسمس چیکار می‌کنی؟

خب، رازی، اگه اصرار داری ازم بازجویی کنی.

فردا شب تو رژه کریسمس سیاتل، مجری همکار خواهم بود.

از کانال ۶، با کلی کرکلند دوست‌داشتنی و با استعداد.

امیدوارم شروع یک سنت تعطیلات جدید باشه.

بهداشت روان خوبی داشته باشید، سیاتل. تو رژه می‌بینمتون.

هی، دکتر. اوه.

کاش اون تبلیغ کوچیک رو نمی‌کردی.

چرا؟ کلی بهم گفت کارو گرفتم. حرفش برای من کافیه.

خبر بدی دارم. می‌دونستم نمی‌تونم به اون زن اعتماد کنم.

تازه بعد از اینکه برای اون مهمونی دهاتی دعوتش کردم خونه‌م.

مسمومیت غذایی گرفته.

چند روز باید بستری باشه.

اوه. خبر بدیه.

من همیشه اهل همکاری هستم. خودم رژه رو اجرا می‌کنم.

پسر، تو واقعاً می‌دونی چطور همیشه رو پا وایمیسی، دکتر.

اما بازم یه مجری همکار خواهی داشت. آها.

هنوز هیچی رسمی نشده ولی چند تا اسم مطرح شده.

اگه چیزی شنیدم، بهت خبر میدم.

خب، به هر حال، تعطیلات خوش بگذره، دوک. آره.

اوه، وایستا، وایستا، تقریباً یادم رفت.

حدس بزن کی امشب مجری رژه کریسمسه.

چه عالی می‌شه.

نه، فریزر مجریه.

باشه. می‌بینمت، دوک. خب، بابا.

چطور به نظر میام؟ خب، یه لبخند کمک می‌کنه.

می‌دونم. فقط قضیه مری یه جورایی ناراحتم کرده.

اون زن تو سیاتل بزرگ شده. اون رژه رو هرگز ندیده.

این کفرآمیزه. خدا، می‌دونی این رویداد، یه رسم بزرگه.

اون با خودش سنت غرور و شکوه رو داره.

و اوقات خوش قدیمی رو.

می‌دونی، بد نیست. فکر کنم می‌تونم باهاش شروع کنم.

هی، فریزر، امشب موفق باشی. ممنون، نایلز.

ما تماشا می‌کنیم.

هی، شاید بتونی تو برنامه بهمون سلام کنی.

به خاطر خدا، دافنه، این یه جور فیلم خانگی نیست.

این رویداد با خودش سنت غرور و شکوه رو داره.

و اوقات خوش قدیمی رو.

اه، نه، خوشم نمیاد.

شاید کمی سایدر برای رژه گرم کنم.

اوه، به نظرم خوبه. بابا؟ فکر کنم.

رژه دیگه بدون بالانتایمز مثل قبل نخواهد بود.

چیزی بدون بالانتایمز برات مثل قبله؟

خب، آره، خیلی چیزا.

نه، واقعاً نه.

کریسمس چند روز دیگه است، اما من و دافنه داشتیم فکر می‌کردیم.

که خوب نیست یکی از کادوهات رو زودتر باز کنی؟

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left