처음 191줄입니다.
باشه، باشه، حرف میزنم
فقط بذار این درد تموم شه
اوه، ساکت شو. فقط دارم سعی میکنم خون به جریان بیفته
بیشتر شبیه اینه که بخوای منو به خونریزی بندازی. تحریکم نکن
اوه، خدایا، یه چیزی رو شکوندی
اوه، حیف که دهنِ لعنتیِ خودت نبود!
بیا، تموم شد، بچه لوس
چی، به همین زودی؟
اوه، عالی بود
اوه، احساس میکنم آدم جدیدی هستم
میز جدیدت رو دوست دارم. اوه، تو خیلی مهربونی
برات یه ساندویچ درست کنم؟ اوه، عالی میشه، آره
اوه، راستی، دف...
میدونی، امروز دارن اولین قسمت از سریال راکفورد رو پخش میکنن
اگه واقعاً در مورد شهروند آمریکایی شدن جدی هستی
شاید بهتره ببینیش. آ...
خب، حالا که بازش کردی...
این دزدی نامهست. مزخرفه!
چه خبره؟ فریزیر: هیچی
یه دونه از نامههای کَم وینستون افتاده تو صندوق پست ما
از وقتی صندوقپستهامون رو عوض کردیم، اینجوری شده
حتی بعد از اینکه به پستچی یه درس حسابی دادم
مخصوصاً بعد از اون
فریزیر: یه اشتباه ناخواسته بود
من و کَم تو یه لیستهای پستی مشابهی هستیم
مطمئنم مال منم تو صندوق پست اونه. تازه، چیز شخصیای نیست
فقط یه اطلاعیهست برای یه جایی...
به اسم لا پورت دآرژانت
احتمالاً یه رستوران شیک و پیک دیگه
یا یه لباسفروشی شیک و پیک
نه، نه، نه، این شیک و پیک نیست، بابا
همونطور که بوی مردانهی کاج بلسان گواهشه
معلومه که با مشتریهای خیلی سطح بالا سروکار دارن
اوه، لا پورت دآرژانت؟
یکی تو باشگاه راکت داشت راجع بهش حرف میزد
خیلی، خیلی انحصاریه. آره؟
همینقدر میدونم
یه آدم بیفرهنگ سشوارش رو روشن کرد
قبل از اینکه بتونم بیشتر بشنوم
سلام. نایلز: اوه، دَفنی، دَفنی
یکی از اینا امروز تو پستم بود؟
نه، فکر نمیکنم. نایلز بیچاره
این دیگه چیه؟
اوه، همشون به خاطر یه دعوتنامهی بوگندو که فریزیر دزدیده، اینقدر خودشون رو درگیر کردن
به یه جایی که هیچوقت اسمش رو نشنیدن
اوه!
ولی دقیقاً همین کنجکاوی برانگیزه
یه جای انحصاری تو سیاتل وجود داره...
که هیچکدوم از ما ازش خبر نداریم
میتونه یه گالری هنری باشه یا یه لباسفروشی مردانه جدید
یا یه بوتیک بند کفش ایتالیایی
چی داره میشه؟ یه ماشینیه
داره ازم میخواد کد دسترسی شش رقمیمو وارد کنم. چیکار کنم؟
چرا فقط هرچی دکمهای که کلمهی "از خود راضی" رو میسازه، نمیزنی؟
میدونی، شاید امتحان کردنش ارزش داشته باشه
اوه، رد شد. اوه
جذابیت لا پورت دآرژانت ده برابر شد
برنامهمون اینه
بریم آزمایشگاه کامپیوتر دانشگاه، به یه هکر گرسنه رشوه بدیم
و وقتی به سیستم اصلیشون نفوذ کردن...
لا پورت دآرژانت راز شیرینش رو فاش میکنه
مثل یه عروس خجالتی تو شب عروسیاش
چرا فقط نمیری اونجا و ازشون نپرسی چیکار میکنن؟
باشه، بابا، این طرح B هست
سلام. اِ...
اینجا لا پورت دآرژانته؟ بله، همینجاست
آه، خوبه
راستش، امروز یه نفر ازم دربارهی لا پورت دآرژانت پرسید
و توصیف کردنش برام سخت بود. اِ...
شما بهش چی میگین؟
ما سعی میکنیم جلوی تبلیغات دهان به دهان رو بگیریم
دقیقاً همینو من گفتم
پس، اوه، خب، من اینجام تا از پیشنهادتون استفاده کنم
حتماً. میشه اسمتون رو بفرمایید؟ بله. فریزیر کرین
اسمتون رو پیدا نمیکنم
دکتر فریزیر کرین رو امتحان کنید
شاید برنامهی رادیویی معروف منو شنیده باشید؟
من زیاد اهل رادیو نیستم
متأسفم، دکتر کرین، شما تو لیست نیستین، نمیتونم راهتون بدم
ولی من دعوتنامه دارم. ولی شما تو لیست نیستین
بله، ولی من دعوتنامه دارم. ولی شما تو لیست نیستین
بله، خب، اگه تو لیست بودم که نیازی به دعوتنامه نداشتم
میگفتم تو لیست هستم، پس دعوتنامه بر لیست ارجحیت داره
نه، دعوتنامهها فقط به کسایی داده میشه که تو لیست هستن
آها!
ولی قبول دارین که من یه دعوتنامهی معتبر دارم؟
بله. پس نتیجهاش اینه که من باید تو لیست باشم
ولی شما نیستین
پس چطور دعوتنامه رو گرفتم؟
واقعاً نمیدونم. ممکنه دزدیده باشید
دارید منو به فریبکاری متهم میکنید؟
کَم. کَم وینستون. ها!
اوه، اینجایی
سلام، فریزیر
وقتی منتظرت بودم، تصمیم گرفتم این آقا رو محک بزنم
خوشحالم گزارش بدم که ایشون قوانین رو رعایت میکنه
لا پورت دآرژانت رو مو به مو
به هر حال، من مهمان آقای کَم وینستون هستم اینجا
اِم، اون بهم گفت اینجا ببینمش، دعوتنامه رو بهم داد و منم اینجام
بله، من کَم وینستون هستم و ایشون مهمان من هستن
و ازش خواستم اینجا باهام ملاقات کنه. اوه
بفرمایید، آقای وینستون
به لا پورت دآرژان خوش آمدید
ممنون. امیدوارم هر دو از اقامتتون لذت ببرید
یه لحظه به خدماتمون نگاهی بندازید، منم الان برمیگردم
نایلز، یه اسپای روزانه است
عجب چیزیه، این فوقالعادهست!
میشه اینطوری حرف نزنی؟
این بدترین تقلید صدای کَم وینستونه که تاحالا شنیدم
یکی دیگه هم شنیدی؟ معلومه که نه!
پس بهترینه
حالا باید تا آخر روز اینطوری حرف بزنی
بفرمایید، آقایان، اینم کلیدهای شما
متخصصین زیباییتون بهزودی پیشتون میان
ممنون. اَهِم
ممنون. خوب شد! از صبح منتظرش بودم
اوه، نایلز
ماساژ آیورودا عالی به نظر میرسه
"دو درمانگر همزمان با استفاده از سنگهای داغ
و ترکیبی از روغنهای اساسی که مخصوص دوشای شماست"
فکر کنم من ماساژ سوئدی آروماتراپی رو انتخاب میکنم
اوه، نایلز، این همه چیز رو نگاه کن!
ریسک کن. مرد باش!
"اسکراب نمکی "شارْدونه رُزهیپ"؟"
آها، این بهتر شد
فِرِیزر: اوه، عالیه. نایلز: سلام
از این طرف، بفرمایید. فِرِیزر: ممنون
فِرِیزر، سنگریزههای رودخونه و یه خوشه گندم
فِرِیزر: اووه. اووه
میدونستم قراره خوب باشه، ولی فکر نمیکردم اینقدر خوب باشه!
احساس میکنم فرشتهها ماساژم دادن
نایلز، کاش تو هم امتحان کرده بودی
درمان آبی واسرتانزن
انگار دوباره متولد شدم
هیچوقت تو زندگیم اینقدر خوب نبودم
اینقدر صیقلی شدم که کل بدنم صدا میده
آه، سلام. چطور بود همه چی؟
نایلز: بهشت. فِرِیزر: اوه، نیروانا
خیلی خوشحالم
حالا، اینم ریز صورتحساب خدمات شماست
نایلز: آه
نایلز: اِم. اوه
نیروانا ارزون نیست، ها؟ نه
خب، ارزشش رو داشت، فکر کنم. ها ها
این رو یه قرار ملاقات ثابت کنیم؟
فکر میکنم به خودمون مدیونیم. بله
من خوشحال میشم اینو تنظیم کنم
حالا، من یه چیزی هم آماده کردم
یک سیستم محصولات شخصی "لا پورت دآرژان" برای هر کدومتون
بر اساس توصیههای متخصصین زیباییتون
اوه، نایلز، این چه بوی خوبی میده!
اینو امتحان کن
اسپری ضد استرس اواسط بعدازظهر
فِرِیزر: اومهم
من تاحالا حتی اسم نرمکننده مژه رو هم نشنیده بودم
آه
به همین خاطره که مژههام شکننده بودن
هِی
اون سناتور آوگدِن نیست؟
همونه
اوه، نایلز، این دیگه داره بهتر و بهتر میشه
پوست متعادل و پیشرفت اجتماعی، همه در یک مکان
میرم سلام کنم
متاسفم
اون قسمت فقط مخصوص اعضای سطح طلایی ماست
شما سطح طلایی دارید؟ چطوری میشه عضو شد؟
باید تو لیست باشید
خب، ما تو لیست هستیم
لیست طلایی
فِرِیزر: این مسخرهست!
یعنی چی، من عضو تمام کلوپهای انحصاری این شهر هستم
باید با یکی از اونها عضویت متقابل داشته باشید
متاسفم، اما میتونید
از امکانات فراوان سطح نقرهای لذت ببرید
و دقیقاً چطور باید از این لذت ببریم؟
اینم که کار نمیکنه
تو هیچوقت به من نگفتی که راکفورد همون مَوریک بود
خب، از لحاظ فنی، تو این سریال اون مَوریک نیست. اون راکفورده
با اینکه همه میدونیم اون یواشکی مَوریکه
میفهمم چرا این سریال رو دوست داری. آره
چی داره که آدم دوست نداشته باشه؟
جنایت حل کردن، دخترای خوشگل، تعقیب و گریز ماشین
کت و شلوارهای راحت. آره
بابای راکفورد منو یاد تو میندازه
چی میگی؟ بابای راکفورد؟
دقیقاً عین اونی. بداخلاق، ولی دوستداشتنی
به هیچ وجه! من شبیه راکفوردَم
چطوری به این نتیجه رسیدی؟ خب، بیا دیگه
اون جرم حل میکنه، من جرم حل میکنم
هر دومون با حال و هوای خیابون آشناییم
اون از اون مدل آدمهاست که مردها دلشون میخواد باشن
No comments yet. Be the first to leave one.