180 baris pertama.
ممنون. ممنون برادر رینولدز
بابت قصیده افتتاحیتون
و اجازه بدید به خاطر نبوغتون بهتون تبریک بگم
در قافیهپردازی "ساوینیون" با "تای وان آن".
قربان
و حالا، به عنوان کُرکمستر قبلی
افتخار دارم که شال مسئولیت رو اهدا کنم
به کُرکمستر تازه انتخابشده
یعنی خودم
ممنون. ممنون. ممنون از حمایتتون
منو به فروتنی وامیداره و فقط امیدوارم بتونم در حدش باشم
در حد مثال درخشانِ پیشینیانم
و البته مثال رقیبم
برادر کرینِ دیگه که با سخاوتمندی تمام کنار کشید
بعد از اون چهارمین بازشماری. عه
اینجاست؟
فکر کنم نه. خب، مطمئنم روحش اینجاست
اگه اجازه بدید، چند کلمهای رو سر هم کردم
تا بگم این لحظه برای من چه معنایی داره
ببخشید. هنوز شروع نکن. اوه خدای من. خیلی متاسفم که دیر کردم
میدونید، بیرون بارون سیلآسا میباره
سلام، فریژر. اوه، سلام
همونطور که چوبپنبه از شراب محافظت میکنه
منم به عنوان کُرکمستر امیدوارم از باشگاه شراب محافظت کنم
از نیروهای اکسیداسیون استعاری
اوه خدای من، نایلز، وسط سخنرانی افتتاحیت هستی؟
خیلی متاسفم. اشکال نداره. اشکال نداره
فقط اینکه منم یه اعلامیه خودم دارم
بله، خب، بحثهای جدید تموم شد، برادر کرین
من پیشنهاد میکنم بحثهای جدید رو از سر بگیریم. تایید شد
رد شد. فریژر: اعتراض دارم
وقتی یک پیشنهاد تایید شد، باید رایگیری بشه
فقط کسب و کار جدیدت رو بهمون بگو
برای نادیده گرفتن روال، باید حد نصاب باشه
باشه. برای رایگیری اقدام کنید
تایید شد. همه موافقید؟
همه: بله. پیشنهاد تصویب شد. یادداشت کنید
یادداشت شد، کُرکمستر. نایلز: ممنون
ادامه بده
یادمه قبلاً میومدیم اینجا مشروب بخوریم
بفرمایید. کُرکمستر
اعضای کابینه شراب
برادران و خواهران محترم، امشب با قلبی سنگین اینجا اومدم
میبینید، من از باشگاه شراب استعفا میدم
چی؟ رینولدز: اوه نه
این که ربطی به برنده شدن من در انتخابات نداره، داره؟
نه، نه، البته که نه، نایلز. نمیتونستم از این شادتر باشم برات
میبینید، یک فرصت فوقالعاده بهم داده شده
تا چیزهایی که اینجا یاد گرفتم رو به مخاطبان خیلی بیشتری انتقال بدم
از هفته آینده
من در KACL یه بخش جدید به نام "کنج شراب" رو اجرا خواهم کرد
درست بعد از "گزارش رستوران" گیل چسترون
ممنون. نمیتونید هر دو رو انجام بدید؟
اوه، خب، نه. متأسفانه، نه
میبینید، مثل این پنیر کممبر
من وقتی بهترینم که خودم رو خیلی پخش نکنم
اما این به هیچ وجه خداحافظی نیست
لطفاً، از تک تک شما دعوت میکنم به برنامهام زنگ بزنید
تا بتونید به من کمک کنید سیاتل رو جذب کنیم
به بحثهای گاهی عجیب و غریب اما همیشه روشنفکرانهمون
نوع بحثهامون
اما من به اندازه کافی از وقت نایلز رو گرفتم
بالاخره، امشب شب اونه
اون به عنوان کُرکمستر این باشگاه عالی انتخاب شده
ممنون، فریژر
فکر کردم داشتی برای یه سخنرانی طولانی خداحافظی جا خوش میکردی
تایید شد. همه موافقید؟
همه: بله. خب، اگه اصرار دارید
هفت سال پیش بود، شبی درست مثل امشب
مردی رؤیایی داشت
خب، راز، این یه نوع برنامه خیلی متفاوته
که قراره اجرا کنیم، پس روش کار رو متوجه شدی؟
چی اینقدر سخته؟
تو یه مدت حرف میزنی، من تماسها رو بررسی میکنم، تو جواب میدی، من هم علاقهمند به نظر میام
اوه، قسمت سختش رو فهمیدم. اوه، هاها، خیلی بامزهای
این لیست اعضای باشگاه شرابه
اگه اتفاقی هر کدوم از این اسمها زنگ زدن
وصلشون کن و کمربندت رو ببند
برای یک سمپوزیوم تمام عیار و آزادانه
هی، مرد رنسانس من اینجاست. اوه، کنی
اگه با تراپی نمیتونی مشکلاتشون رو حل کنی، با مشروب حلشون کن
بله، خب، بهتره اینو تو تبلیغاتمون نگه نداریم، چطوره؟
هه. دیر شده. فریژر: اوه
کنی
و در آخر، هیچ نقد و بررسی از "لو پتی اوزو"
بدون حرفی درباره دکوراسیونش کامل نمیشه
افتضاح
بعد از این پیامها برمیگردم
و ما قطع شدیم
سلام، لنس
فریژر اینجاست، و اینم راز
اون تهیهکننده برنامه خواهد بود. سلام
راز: سلام. اوه خدای من، چه جالب نیست؟
بله، خب، فریژر میخواد که من بخش برنامه اونو تهیه کنم
ما باید سطح صدا رو تنظیم کنیم تا با طنین صدای ایشون مطابقت داشته باشه
ای وای، ای وای، این چقدر ریزبین نیست؟
در واقع، این ایده من بود
منظورم همون بود
گوش کن، گیل، امیدوارم از اینکه من این بخش رو اجرا میکنم ناراحت نشی
اوه، فکرش رو هم نکن. من غرق در شادیام
به همون اندازه که شما خوشحال میشدید
اگه یکی ۱۵ دقیقه آخر برنامهتون رو میدزدید.
هی گیل، قضیه لنس چیه؟
اوه، رز، نکنه همین حالا هم عاشقش شدی؟
خب، اون قطعاً برای خانمها جذابه.
نه، من که... واقعاً؟
خب، خودش اینجوری ادعا میکنه.
البته، من تا حالا ندیدمش که با یه زن باشه.
خب، بین خودمون باشه، من همیشه فکر میکردم اون اونجوری نیست.
کدومجوری؟
و برگشتیم.
معمولاً این موقع، بخش آخر برنامهم رو در مورد غذا اجرا میکردم.
برای برنامه «همه چیز سبک و خوردنی» که مناسب افراد کالریشماره.
اما ظاهراً سلامتی قراره به حاشیه بره.
در مقابل افکار پراکنده یک روانپزشک رادیویی در مورد شراب.
پس بدون مقدمه بیشتر...
تقدیم میکنم، «گوشه شراب» با مجری شما، دکتر فریزر کرین.
متشکرم گیل، برای این معرفی بزرگوارانه.
و سلام به شما سیاتل. به «گوشه شراب» خوش آمدید.
امیدوارم شما هم به اندازه من برای این برنامه جدید هیجانزده باشید.
من خودم را به عنوان یک راهنما، اگر مایل باشید، تقدیم میکنم.
تا شما را از هزارتوی سالهای ساخت شراب و لیستهای شراب عبور دهم.
از کاخها و شرابخانهها، و شما را، امیدوارم...
به سطح کاملاً جدیدی از پیچیدگی و ظرافت برسانم.
خلاصه لیندا...
سالی که روی بطری نوشته شده، تاریخ انقضا نیست.
پس اون شراب سال ۱۹۹۷ باید کاملاً سالم و قابل نوشیدن باشه.
دیگه کی، رز؟ ده ثانیه وقت داریم، فریزر.
در این صورت، من فریزر کرین هستم...
و به شما یادآوری میکنم که یک شراب عالی مثل یک زن فوقالعاده است...
همیشه مستکننده، همیشه غافلگیرکننده، و هر چه کهنهتر میشود، بهتر.
آه، واقعاً به این باور داری؟ اوه، کی اهمیت میده، رز؟
من ده دقیقه پیش خودم هم دیگه به حرفای خودم گوش نمیکردم.
مطمئنی کسی از باشگاه شراب زنگ نزد؟
کاملاً مطمئنم. ناراحت نباش. کلی تماسگیرنده دیگه داشتی.
فقط من امید داشتم که بتونم تحریک کنم...
همون نوع بحثهای پرشوری رو که تو باشگاه شراب داریم.
بحثهای بیقید و بند و بدون محدودیت.
که گاهی تا ساعات اولیه صبح طول میکشید.
و حتی به خیابونها هم کشیده میشد.
اوه رز، اون موقع ما عاشق شراب بودیم.
هورا، فریزر!
مطمئنم هر کی که گوش میداد، همین الان داره به جون بطری میافته.
خب، من و لنس داریم میریم برای شبگردی مردونه.
دختراتون رو قایم کنید!
بابا، بهم بگو اگه فکر میکنی این برای شنوندگانم زیادی پیچیدهست.
"این گوهر دلپذیر، آغشته شده با آن حضور تأملبرانگیز...
...تقریباً خطرناک وانیل."
نه، زیادی پیچیده نیست.
مگه اینکه بخوای بفهمن اصلاً چی داری میگی!
چی؟ فکر نمیکنی واضحه که از شراب لذت بردم؟
من فکر نمیکنم اصلاً معلومه داری در مورد شراب حرف میزنی.
خدای من، این هم از درمانگر جدید. آه، چه شانسی دارم!
اوه، حالا، مؤدب باش، بابا.
فقط تا وقتی دافنه برگرده. تو هیچ تصوری نداری چقدر سخته...
یه درمانگر پیدا کنی که آشپزی هم بلد باشه.
اسمش فردریکا است. اوه.
آلمانی به نظر میاد. خودت میدونی یعنی چی.
احتمالاً به خاطر استفاده از استروئید از تیم پرتاب وزنه اخراج شده بود.
بابا، آلمانیها هرگز کسی رو به خاطر اون از تیم بیرون نکردن.
آه. سلام. سلام، من فردریکا هستم.
بفرمایید داخل؟ بگذارید کیفتان را بگیرم.
من دکتر فریزر کرین هستم و ایشون پدرم، مارتین.
بفرمایید، اجازه بدید کتتون رو بگیرم. از ملاقات با شما خوشوقتم.
گوش کنید، پدرم خب، یه کم ورزشهاش رو بیخیال شده.
اوه، خب، این طبیعت انسانه، دکتر کرین.
مردم به دلایل زیادی از ورزششون غافل میشن.
تعطیلات، سفر، بیماری، کمبود وقت، مرگ.
و فقط یکی از این بهانهها رو قبول میکنم.
اونم تعطیلاته.
آه، فقط داشتم سر به سرت میذاشتم. اوه. خب، شوخی خوبی بود.
نگران بودم که از اون مدل گروهبانهای خشک و نظامیطور باشی.
تشک ورزشت رو بهم نشون بده.
این دفعه داری با پای دیگه من شوخی میکنی، ها؟
حالا!
خب، اهم.
آه، بله.
"اما قابل تشخیص...
...فقط برای کامِ آموزشدیده...
...رگهای از بنفشه است...
No comments yet. Be the first to leave one.