200 baris pertama.
کنی، اینجا که سیرک آماتور نیست
برنامهم همینجوری هم به خاطر رفتن رازر حسابی ضربه خورده
محاله بذارم جاشو با یه تازهکار کامل پر کنی
یادت نمیاد خودت یه جوون خام بودی؟
فقط با یه عالمه استعداد و یه دنیا آرزو تو سرت؟
هنوزم در مورد نوئل حرف میزنیم؟
پنج ثانیه تا شروع برنامه، دکتر کرین
آره
بعد از ظهر بخیر، سیاتل. من دکتر فریژر کرین هستم
قبل از اینکه اولین تماس رو بگیریم، میخوام یادآوری کنم
که تهیهکننده محبوبمون، راز دویل رو از دست میدیم
تا چند هفته دیگه به خاطر یه فرصت شغلی جدید
اینجا KPXY، پیکسی قدرتمند، گفتگوی هیجانانگیز سیاتل. ووهو!
در این فاصله، امروز نوئل شمپاسکای رو با خودمون داریم
یکی از کارمندای KACL که تنها صلاحیتش برای این کار
به نظر میرسه اینه که هیچوقت مرخصی استعلاجی نگرفته
بعد از ظهر بخیر، شنوندههای نزدیک و دور از ستارگان
اولین پرسش ما از سیاره کلاس-اِم میآد که اسمشو گذاشتیم زمین
و به نظر میاد شخصی باشه
آها، اسمش هم گلن هست
بفرمایید گلن، من گوش میکنم
باشه نوئل، خوب بود
ولی باید اسم تماسگیرنده رو به فریژر بگی
از چه شهری تماس میگیرن و چرا تماس گرفتن
نوئل: باشه
میدونی، شاید بیشتر یاد میگرفتم اگه پشتم مینشستی
و دستامو راهنمایی میکردی، مثل اون کاری که تو فیلم گُست کردن
اوه! نه!
نوئل: اوه، سلام جولیا
میشه لطفاً؟ دارم سعی میکنم به نوئل نشون بدم کارم چیه
به خاطر همینه که زانو زده؟
عشق زندگیم!
بلند شو. بذار چند نکته در مورد غربالگری تماسها بهت بگم
اولین اولویتت کسایی هستن که میخوان بپرن
بعدی، آدمای عصبانی
اونا انرژی خوبی دارن و تغییر خوشایندی هستن
از بزرگترین گروهمون، اون آدمای غمگین
قلقش اینه که باید همه این تماسها رو جوری بچینی
که هر بخشش یه برنامه رادیویی باشه که نتونی از دستش بدی
ولی من فکر میکردم فقط به خاطر کار خوب فریژره
اه! همش مربوط به رتبهبندیه
اگه قرار باشه ایستگاه رادیویی تعیین کنه
هر تماس با یه خودکشی خودارضایی تموم میشد
ممنون، راز
حالا که سیاتل فهمید ما اینجا چجوری کار میکنیم
شاید بتونی به نوئل بگی آرنجشو از روی دکمه میکروفون برداره
اوه، راز، میفهمی این آخرین باره که
با هم کارهای اداری انجام میدیم؟
آره، واقعا غمانگیزه
دقیقا شغل جدیدت چیه، راز؟
مدیر برنامه
هوم. اینم یه کاره
بذار یه نصیحت کوچولو بهت بکنم
هرزگی کمتر و برنامههای بیشتر برای آدمای مسن
میدونم مارتین، ولی اونا دنبال این چیزا نیستن
خب، چرا که نه؟ میتونید یه برنامه در مورد نگهداری سگها داشته باشید
یا این یکی چطوره؟ یه برنامه که آدما زنگ بزنن و جوکایی که شنیدن رو بگن
حسابی خندهدار میشه!
فکر کنم اونا دنبال مخاطبای گستردهتری هستن تا فقط شما، بابا
خیلیها به این چیزا علاقه دارن
آره، ولی تبلیغکنندهها دنبال پول جوونا هستن
پول من مگه چشه؟
شما که پولتونو خرج فستفود و آبجو نمیکنید
چرا، میکنم
میدونی، از اینکه جامعه منو دست کم میگیره خسته شدم
فقط به خاطر اینکه یه سالمندم
میدونی، یه روزی ما قیام میکنیم و این کشورو پس میگیریم
از دست شما جوونای از خود راضی، و اصلا هم صحنه قشنگی نخواهد بود
میتونم ایده جوک رو به رئیسم بگم
تو فقط یه کم دیگه وقت خریدی
خب، اینم از این، راز، آخرین فرم درخواست پارکینگ
پایان یک دوران
گوش کن، میدونم کنی برات مهمونی خداحافظی میگیره
ولی من میخواستم یه شام جشن بگیریم، فقط خودمون دو تا، باشه؟
هر شب که آزاد باشی
نایلز و دافنه دارن آلیس رو نگه میدارن. امشب چطوره؟
خب، راستش، من بعداً با جولیا ملاقات دارم
چرا میخوای این کارو بکنی؟
خب، ما اخیراً یه جورایی با هم میگشتیم
تو و جولیا؟
اون یه زنیکه تمام عیاره
خب، راز، اگه وقت میذاشتی تا بشناسیش
میدیدی که اون واقعا آدم بدی نیست
یعنی منظورت اینه که لخت بشناسمش؟
نه
فکر میکنم در موردش اشتباه قضاوت شده
البته، اون خیلی دور خودش دیوار کشیده
ولی حتماً یه چیز خوبی تو درونش هست
اگه انقدر به محافظت نیاز داره
آره، خب، دور زندانها هم دیوار هست
باشه، باشه. نظرت ثبت شد
دور تیمارستانها و بخشهای وبا هم دیوار هست
ممنون، راز. تأسیسات هستهای، مزارع تمساح
خیلی خب، ساکت شو
آلیس: گرفتمت. نایلز: اوه
حالا تو دنبالم کن
اوه. ها ها. اوه
نه، فکر کنم نوبت دافنه است
اوه، نه، من همین الان چهار بار پشت سر هم نوبتم بود
ولی میدونی کی نوبت میخواد؟
تلویزیون. هاها. نایلز: اوه!
دافنه: بفرما. ویدیوت کاملاً آمادهس.
باید همینجوری بچسبونیمش جلوی تلویزیون؟
این یه نوار آموزشیه.
میخواستی براش بیشتر از "یونگ برای جوونا" بخونی؟
به نظر نمیاومد واکنش نشون بده بهش.
شاید این یه لذتی باشه که برای بچه خودمون نگه داریم.
اون وقت کیه؟ کی قراره یه بچه مال خودمون داشته باشیم؟
اوه، نمیدونم. هر وقت آماده باشیم.
آره، همیشه همینو میگیم، ولی از کجا بدونیم کی آمادهایم؟
منظورم اینه که، اگه فقط من بودم، همین الان آمادهام.
واقعاً؟
من فقط حس نمیکنم هنوز کاملاً به اونجا رسیدیم.
چی باید تغییر کنه؟
این بچه شیطون اینجا چیکار میکنه؟
مطمئن شو که سر و صدا نمیکنه. من دارم استراحت میکنم.
شاید بیوریتمهای منه.
دافنه، ممکنه ربطی به زندگی مادرت با ما داشته باشه؟
هاها. خب، من همیشه تو ته ذهنم فکر میکردم
که ما بعد از رفتن اون یه خانواده تشکیل میدیم.
ولی این نباید جلوی ما رو برای باردار شدن بگیره.
وقتی باردار شدیم، نه ماه وقت داریم تا بندازیمش بیرون از خونه.
شوخی میکنی؟
اگه بفهمه یه نوه در راهه، دیگه هیچوقت نمیره.
فکر نکنم بتونم مامان رو تحمل کنم
و حالت تهوع صبحگاهی رو همزمان.
خب، از طرف دیگه
مادربزرگ میتونه تأثیر شگفتانگیزی روی بچه داشته باشه.
آلیس، تو به خاله گرت کمک کن سیگاراشو پیدا کنه
و تو میتونی یکی داشته باشی.
فکر کنم الان وقت خوبیه اگه کسی میخواد بلند شه
و چند کلمه برای راز بگه.
مرد: باشه. میدونم دلتنگش میشم.
واسه همینه که افتخار میکنم اینو بهش تقدیم کنم.
این عکس از ما دو نفر تو آخرین پیکنیک شرکت.
اون بچه چقدر تو قاب قشنگ نمیشه؟ آره.
لذت ببر.
نوبت منه.
راز شیرین من
تو کشتی منی وقتی تو دریا سرگردونم.
زیباترین گل رز من، فانتزی من.
با هر طلوع خورشید، سپاسگزاریمو میفرستم
برای تو، عشق من، بهترین دوست واقعی من.
همه: آخی!
حال به هم زن!
محشر بود، حرومزاده!
باشه، همه بشینین.
بشین نویل، بشین.
خب، همه، بولداگ به کمک میآید!
حالا، نمیخوام بگم راز خیلی سکس داشته
ولی بیشتر از توتعنخآمون روی پشتش وقت گذرونده.
داستان اون یارو تو KACL رو شنیدین
که با راز سکس نداشت؟
منم نشنیدم.
ولی جدّی، فرق راز با یه سگ فحل چیه؟
نه، جدّی، دارم میپرسم.
شماها مزخرفین!
این مراسم تمسخر نیست، بولداگ.
نیست؟
من به یه نفر تو "کارخونه خنده" پنجاه دلار دادم تا برام جوک بنویسه.
کی میاد اینجا؟
باشه، باشه، یه سخنرانی میخواین؟
با آرزوی بهترینها تو کار جدیدت، راز.
اگه یه وقت به یه آدم ورزشی نیاز داشتی، من در خدمتم.
و هیچ مشکلی ندارم که تو رئیسم باشی.
بالاخره، میدونم زیر تو بودن چه حسی داره، مگه نه؟
مراقب باش چی در موردش میگی!
فریزیر: نویل. باشه، بیا.
برو یه قدمی بزن، نویل. آروم شو. برو.
مراقب باشین، آقایون.
واقعاً، این طوری که شما دو تا همیشه دارید رفتار میکنید
مردم شروع میکنن به حرف زدن.
سلام به همگی.
گیل چسترتون اینجاست با یه نوش به افتخار راز دویل.
مرد: آفرین، آفرین.
یه همکار فوقالعاده و یه دوست خوب.
همه: آفرین، آفرین.
البته، منم بلافاصله به جذابیت جنسی راز پی بردم.
اون روی همه ما نرهای توی اصطبل KACL همون تأثیر رو داشت.
اون باعث میشد بخوایم زمین رو پنجه بکشیم
و روی کفلهای قدرتمندمون بلند شیم، با موهای پا که میدرخشیدن.
اِی دودی، مِستی، اِی طوفان، حرکت!
باشه، بار بستهس.
گیل؟
اِ، جولیا، نوبت توئه.
اوه، اِم
اَهِم. خب، من راز رو فقط مدت کوتاهی میشناسم.
ولی میبینم که اون یه عضو ارزشمند این تیمه.
و مطمئنم دلتنگت میشن.
موفق باشی. مرد: آفرین.
فریزیر: خوب گفتی، خوب گفتی. اِ
راز، من این ماجراجویی جدیدت رو با تو جشن میگیرم.
ولی اگه نگم که این یه ضرر بزرگه برام، صادق نبودم.
تو روز اول من تو KACL اونجا بودی.
و منو زیر بال و پر خودت گرفتی.
اون زیر شلوغه.
میکشمت.
فکر نکنم هیچوقت عادت کنم که کس دیگهای رو تو غرفه تو ببینم.
و قطعاً هیچ کس دیگهای نمیتونه جای تو رو تو قلبمون بگیره.
و در حالی که از دوستان جدید استقبال میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.