Frasier

Frasier

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 10

Informations sur la version

Frasier S10E06 Star Mitzvah 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 6 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publié le: 2025-11-24
Téléchargements: 27
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 182 premières lignes.

خب، رسیدیم

پرونده آ، اسلاید شماره ۱، تصویر ۱ از سوژه فردریک جی. کرین

مامان

اینم تو، فقط یک ساعت بعد از اینکه با هزار مکافات از رحم ناسازگارم بیرون کشیده شدی

اه!

می‌دونی، اگه دوست داری، هنوز وقت هست که این رو توی ویدئوی بر میتسوات بذاری

ممنون، ولی من فقط می‌خوام این قضیه تموم شه

با کمترین تحقیر ممکن

اوه، اینو ببین، کلاه بیمارستانت

همون پنبه شانه‌خورده‌ای که کوچولوی تو رو پیچیده بود

ها؟

حالت خوبه؟

معلومه که خوبم

کاملاً طبیعیه که یه بهم‌ریختگی احساسی وجود داشته باشه

ناشی از تغییر قریب‌الوقوع تو رابطه‌مون

می‌دونستم که پیش میاد. ولی انتظار چنین ترن هوایی رو نداشتم

تموم شد

این لیست مهمونات؟

اوه، نمی‌دونستم اینقدر دوست داری مهمون دعوت کنی

من حتی بعضی از اینا رو نمی‌شناسم

و چرا جرمی برمن رو دعوت کردی؟

فکر کردم گفتی اون بزرگترین اُمل کلاسه؟

اونقدرام بد نیست

تازه، هر چی بیشتر مهمون دعوت کنی، کادوهای بیشتری می‌گیری

فردریک، بر میتسوا یه مراسم بلوغه

نه فرصتی برای اینکه کادو جمع کنی

ببخشید. حق با شماست. سعی می‌کنم کمش کنم

هی دکتر. کنی

نمی‌تونم بهت بگم چقدر خوشحال شدم که فردی من رو به بر میتسواش دعوت کرده

اون؟ آره

چه بچه فوق‌العاده‌ای

اون پسرتونه، درسته؟ بله

خبر نداشتم شما دو تا همدیگه رو دیدین. ندیدیم

آه، حدس می‌زنم احتمالاً سهم خودش رو از قصه‌های کنی شنیده

هو! اوه، بله

از کی؟

ای بچه شیطون! خب...

خب، به نظر میاد حسابی خوش می‌گذره

اما اگه یکی رو پیدا نکنم که باهام تا بوستون رانندگی کنه و تو راه تو یه چادر شریک بشیم،

نمی‌تونم از پس هزینه‌ش بر بیام

هوم

رانندگی باحالی میشه، شرط می‌بندم. هوم

فکر کنم بتونم یه چیزی براش بفرستم

فکر کنم خوشش بیاد. ممنون، کنی

هی، دکتر کرین. هوم؟

مازل توف

هی، فرژیه. سلام رُز

فردی چقدر نازه

اون یه دعوتنامه برای بر میتسواش برام فرستاد

بله

ظاهراً مردم ایالت واشینگتن حسابی روش تاثیر گذاشتن

باورت میشه فردی دیگه سیزده سالشه؟

به زور می‌تونم بهش فکر کنم بدون اینکه بغض گلومو بگیره

این پسر منه، رُز

اون کله‌کچل شیرین‌زبونی که همین‌جا تو گودی دستم جا می‌شد

"کله‌کچل شیرین‌زبون."

خیلی بامزه‌س

من یه دوست پسر داشتم که به مال خودش می‌گفت

عجیبه که یه پسر رو با دینی غیر از دین خودت بزرگ کنی؟

اصلاً نه، رُز

این ایمانی هست که عشق، دلسوزی، وظیفه، تحصیلات و هنر رو ترویج می‌کنه

همه‌شون ارزش‌هایی هستن که من براشون خیلی احترام قائلم

و با اینکه من نقش نسبتاً کوچیکی تو رشد معنویش داشتم

اون منو مفتخر کرده و ازم خواسته چند کلمه‌ای صحبت کنم

برای اینکه به حال و هوای مراسم بخوره، می‌خوام سعی کنم سخنرانی رو به عبری یاد بگیرم

سلام، دکتر کرین. اوه، سلام نول

سلام رُز

تو قبلاً هرگز اون ژاکت رو سه‌شنبه‌ها نپوشیده بودی

من ازت خواستم وقتی باهام حرف می‌زنی دستاتو از جیبت در بیاری

پس فکر نمی‌کنم بتونم به بر میتسوا بیام

عالیه

اوه، البته که منظورم طعنه‌آمیز بود، نول

عالیه. نمی‌آی. فوق‌العاده‌س

آره، ببخشید

شنیدم گفتی می‌خوای عبری یاد بگیری؟

آه، نه یاد گرفتنش. اون لذت رو گذاشتم واسه بازنشستگی

ولی یه سخنرانی آماده کردم و دوست دارم به عبری بگم

خب، اگه بخوای می‌تونم ترجمه‌ش کنم و بهت یاد بدم چطور بگی

می‌تونی؟ واقعاً؟ اوه، نول، ممنونم

البته، در عوضش یه چیزی ازت انتظار دارم

حتماً. هر چی دوست داری. عالیه

کنوانسیون استار ترک سیاتل همین آخر هفته‌س

و همه کاپیتان‌های اِنترپرایز حضور پیدا می‌کنن

برای تکمیل کلکسیونم به امضای اسکات باکولا احتیاج دارم

نول، این کاری نیست که خودت بتونی انجام بدی؟

اوه، کاش می‌تونستم

ولی حکم ممنوعیت نزدیک شدن ویلیام شاتنر علیه من هنوز پا برجاست

خیلی احمقانه‌س

اون حتی یه فیزر واقعی هم نبود

نول، هیچ دوستی نداری که بتونه این کارو برات انجام بده؟

به من اعتماد کن

تو دنیای امضا گرفتن از استار ترک، هیچ دوستی وجود نداره

فهمیدم. خب، پس انجام شده بدون

اوه! خیلی ممنونم

حالا، حتماً اون رو توی این کاور بدون اسید نگه دار

تا زمان امضای اصلی

و اگه مجبور شدی بهش دست بزنی، از این دستکش‌های کتان استفاده کن

باشه

قول می‌دم بمب بر میتسوا میشی

تعجب نکن اگه تو هم جذب خوشگذرونی‌های کنوانسیون بشی

آره، سعی می‌کنم زیاده‌روی نکنم.

بازم ممنون، دکتر کرین.

نوئل، از کجا می‌دونستی که این کارو می‌کنم؟

منظورت چیه؟

باید می‌دونستی که من این کارو برات انجام می‌دم.

وگرنه عکس اسکات باکولا رو با خودت نمی‌کشیدی، نه؟

درسته.

هی نایلز، زود باش. چی؟

بابا! این چیه؟

شمیربلاد-۷ایکس‌کی قدیمی و خوب من.

کورکننده‌ترین، پر سر و صداترین دوربین ۱۵ پوندی...

...که تا حالا توی شوروی سابق تولید شده.

باورت می‌شه؟

یه جوری ته انبار جا مونده بود.

ولی من و ادی درست به موقع برای مراسم بار میتزوا پیداش کردیم.

بوی پلاستیک سوخته از چی میاد؟

آه، یعنی فلاشش داره کار می‌کنه.

فکر می‌کردم اون فلاش چشم‌سوز یعنی فلاش داره کار می‌کنه.

همیشه نه.

هنوزم شب جشن دبیرستانیم یادمه. اوه.

بابا می‌خواست یه عکس خوب از من و مارگارت کوور از نزدیک بگیره.

متاسفانه زیادی نزدیک شد و گرمای فلاش...

...آبکاری طلای گردنبند مارگارت رو سوزوند و به پوستش چسبوند.

تو قبلاً هیچ‌وقت از مارگارت کوور نگفته بودی.

نگفتم؟ مارگارت کوور...

ریزه‌میزه، موخرمایی... آب‌طلاکاری شده.

خدای من، اون فلش و ناله‌ی قدیمی! آره.

بابا پیداش کرد. آره، چه خوب شد.

هنوز که ناامیدم نکرده.

آه، خب، به جز اون یه روز شکرگزاری...

...که فلاش لیلیث رو اینقدر محو کرد که فقط موها و چشماش معلوم بود.

اون تقصیر دوربین نبود.

پوست بی‌رنگ و روش حتی باتجربه‌ترین عکاس‌ها رو هم به مشکل انداخته.

دَف، سه‌پایه کجاست؟ ممکنه برای عکس‌های دسته‌جمعی لازمش داشته باشم.

فکر کنم ته کمدت باشه. بیا، کمکت می‌کنم دنبالش بگردی.

شری، فریزر؟ لطفا، نایلز.

خبر خوبی دارم. ها؟

دو تا بلیت برای نمایشگاه اودو فریتزنهیم توی موزه برای فردا دارم.

گذشته از اون، یه دعوت‌نامه هم برای ناهار با خود هنرمند بعد از نمایشگاه دارم.

وای، جدی میگی؟ نایلز، ناهار با یه استاد دادا!

آه، خیلی دوست دارم بیام. ولی نمی‌تونم.

برنامه‌های دیگه دارم.

به نوئل شمپ‌اسکای قول دادم که یه لطفی در حقش بکنم.

و باید به قولم وفا کنم.

گرچه شاید بتونم برم نمایشگاه...

...زود از ناهار بیام و بازم به تعهدم عمل کنم.

آه، بله، البته که می‌تونی. بله، حق با توئه نایلز.

اوم.

می‌دونی، توی نمایشگاه فریتزنهیم توی بوستون بود...

...که فردی برای اولین بار کلمه "دادا" رو گفت.

یادمه از غرور لبریز شدم، با خودم فکر می‌کردم که شاید اون یه نابغه تاریخ هنره.

ولی خب، لیلیث با اشاره به این نکته که...

...احتمالاً منظورش فقط من بودم، شور و شوقم رو از بین برد.

فریز، خبر خوب. سه‌پایه رو پیدا کردم.

آه. عالیه.

سخته بزرگ شدن بچه‌هات رو ببینی.

خب، اون...

اون هنوز یه بچه‌ست. فقط ۱۳ سالشه.

خب.

زود می‌گذره.

لیلیث چطوری باهاش کنار میاد؟

خب، فکر می‌کنم برای اون هم یه تجربه شیرین و تلخه.

نمی‌تونم مطمئن باشم. اون همیشه در بیان احساساتش خیلی محتاط بوده.

آه. نه همیشه، فریزر. من دیدم که اون چطور خیلی احساساتی می‌شه.

مطمئنم که تو دیدی، آقای همه‌کاره.

این یعنی چی؟

هیچی.

چی رو داری قایم می‌کنی؟ آه...

ام... چند سال پیش...

در یه مستی کامل...

مستِ مست. آره.

یه برنامه‌ریزی نشده، و فوری پشیمان‌کننده...

شبِ یک... بیشتر...

با لیلیث.

یه شبی؟

بیشتر از این حرفا.

لیلیث؟

خب، بعد از ماریس بود. و خیلی قبل از تو.

در واقع، وقتی بهش فکر می‌کنی، خیلی خنده‌داره.

و یادت باشه، من مست بودم.

باید می‌بودی، مگه نه؟

آه، ببخشید، فریزر.

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left