Les 200 premières lignes.
سلام نایلز. فریژر، سریع باش
کارت عضویت موزه رو بده به من. برای چی؟
همین الان شنیدم، بلیطها از امروز به فروش میرن
برای نمایشگاه مجسمههای نیتسوکی ژاپنی قرن چهاردهم
پس شایعات درست بودن. آره، آره
عجله کن، میخوام قبل از اینکه صف تشکیل بشه اونجا باشم
پنج ثانیه
اوه، فقط یه دقیقه بهم فرصت بده، نایلز. سر جات بشین
و برگشتیم
قبل از اینکه آخرین تماسمون رو بگیریم، میخواستم بهتون یادآوری کنم
که بیمارستان مرسی این شنبه فشار خون رو به صورت رایگان چک میکنه
در جزیره ویدبی
فشار خون بالا منجر به سکته، بیماری قلبی و سایر بیماریها میشه
پس همه باید مراقب علائمی مثل تنگی نفس باشیم
ضربان قلب سریع، زودرنجی
اوه، اون کوفتی رو بکُن تو دهنت!
پس بیایید همه با هم متحد بشیم تا به شکست این قاتل خاموش کمک کنیم
راز، کی پشته خطه؟
روی خط چهار مک رو داریم که تازگیها اومده اینجا
از استرالیا و با یه همکارش مشکل داره
سلام، مک. به سیاتل خوش اومدین
گوش میکنم
خب، رفیق، همونطور که اون خانوم گفت
با یه آدم خیلی لات و بیفرهنگ کار میکنم
هی از چیزایی حرف میزنه که هیچکس عین خیالشم نیست
فقط برای اینکه نشون بده چقدر باهوشه
خب، بهتون حق میدم
هیچ چیز آزاردهندهتر از دانش بیفایده و پرمدعا نیست
نصیحت من به شما اینه که خیلی ساده ازش دوری کنید. این ممکنه؟
واقعاً نه، ای کلهپوک لعنتی
تو درست قبل از من روی آنتن بودی!
با "بولداگ" همراه باشید!
خب، اینم یکی به حساب من
یا بهتر بگم، یکی به حساب من و راز، مسئول تلفنهام
که از اجدادشون شنیده شده که یک بار گفتهاند
"اوه، چه اسب چوبی قشنگی. البته که امضاش میکنم."
دکتر فریژر کرین هستم و برای شما آرزوی سلامت روان دارم
مچتو گرفتم!
چند بار باید ازت بخوام دست از این شیطنتهای بچهگانه برداری؟
اوه، یه ذره شوخطبع باش. ببین، جدی میگم
من میرم بالاتر از تو. اوه، بس کن! داری منو میترسونی!
ببین، تو کنه کوچولوی کثیف و حالبههمزن، اگه یه بار دیگه این کارو بکنی
ارتباطتو قطع میکنم و منظورم این نیست که وسط حرفات
بس کن. داری منو میترسونی
باور میکنی چه لودهبازیهای بچهگانهای رو باید تحمل کنم؟
نه. کی فکرشو میکرد از یه ایستگاه
که شعار فعلیش اینه: "وراجی و جواب پس دادن."
آره. اوه، برو پی کارت نایلز
اوه، سلام دکتر کرین
خانم کاستاس، مایلم شما رو با برادرم، دکتر نایلز کرین، آشنا کنم
حال شما چطوره؟ بسیار خوشوقتم
دوست داشتم بمونم و گپ بزنم، اما دارم میرم برای فریژر و خودم بلیط بگیرم
برای نمایشگاه نیتسوکی ژاپنی
حتماً ازش خوشتون میاد. من تو کیوتو دیدمش
فقط حیف که نمیذارن قطعات واقعاً کمیاب از کشور خارج بشن
اوه
همونطور که باغبان ژاپنیام میگه
مواظب حرف زدنت باش
اوه، شما ژاپنی صحبت میکنید. خب...
الان دیگه میرم تا با خفت و خواریم یکی بشم
اِم، کیت، میتونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟ یه خورده عجله دارم
بله، خب، این فقط یه لحظه طول میکشه
من که شدیداً به این شک دارم. اما بفرمایید
بله، خب، سعی کردم خودم با این مشکل کنار بیام
اما بولداگ اصرار داره که برنامهام رو با شوخیهای احمقانهاش قطع کنه
آره، شنیدم. من هشت سال سخت و طاقتفرسا رو نگذروندم
تو هاروارد تا توسط اون احمقِ بچهصفت مسخره بشم
بیشرم. اوه، اون از بیشرم هم گذشته
منظورم اینه که چطور موفق میشی هاروارد رو تو هر مکالمهای جا بدی
مطمئنم یه روزی شما هم از دانشگاه خودتون حرف میزنید، وقتی که اعتبار پیدا کرد
عجب، شما که خوب بلدین چطور درخواست کمک کنید
اوه، متاسفم. واقعاً متاسفم. باشه، باشه!
رسیدگی میکنم
فقط مطمئن شو که میفهمه... تو رفتی هاروارد. میدونم
بهش میگم
هی، کلید این بازی خط دفاعی هاسکیهاست
جک، چطور میتونم اینو با ظرافت بهت بگم؟
تو یه کُندی!
خفه شو!
تو هیچی حالیت نیست
تو کمتر از هیچی حالیت نیست. تو و هیچی میتونین برید سینما
و هیچی هم میتونه یه تیشرت با نوشته "من با احمقم" بپوشه
تو فوقالعادهای، بولداگ!
هی، دمت گرم که حال اون دکتر کرینِ پرحرفو گرفتی. تو بهترینی!
آره، هر چی. ساکت باش
حالا، ببینید
همهتون که دارید این کارتپستالها رو برای بردن بلیط بازی سیهاوکس میفرستید
من واقعاً به یه عکس دیگه از برج اسپیس نیدل نیاز دارم؟
دخترای مایو پوش
کافیه؟
بعد از این برمیگردیم
اِم، هی، اون چیزی که الان گفتم. متاسفم
منظورم "خانمهای مایو پوش" بود
دست از سر به سر گذاشتن فریژر بردار. کافیه؟
خب، میتونم اما این همه خطی که روشن شده رو میبینی؟
همهشون منتظرن بهم بگن چقدر بامزه بود
آیا همه این تماسگیرندهها منتظرن به بولداگ بگن
چقدر شوخی که با فریژر کرد رو دوست دارن؟
همهشون به جز اون یارو روی خط نه. اون فکر میکنه بولداگ افتضاحه
به خاطر کاری که با فریژر کرد؟ نه، فقط به طور کلی
خب، پس از من چی میخوای؟
اگه فکر میکنی من قراره اجازه بدم
که یکی از محترمترین مجریهامون رو علنی روی آنتن مسخره کنی
فقط به خاطر ریتینگ بالاتر، من و تو خیلی خوب با هم کنار میایم.
بیا، اِدی.
تو پاته دوست داری و این از اون خوباشه.
اوه اوه.
دو تا هجا که هر صاحبخونهای عاشق شنیدنشونه وقتی از در میاد تو.
این ربطی به این واقعیت نداره
که داری فوی گراس وارداتیم رو میدی به یه سگ؟
متاسفم، اما وقت رعد و برق آرومش میکنه.
اوه، خب، خدا نکنه ادی حتی ذرهای اذیت بشه.
وقتی نایلز بیاد، شری و تشویقیهای سگ میخوریم.
راستی، دکتر کرین یه کم دیرتر میاد.
پدرت ازش خواسته بود بره دامپزشکی و برای ادی چند تا قرص بگیره.
میدونم. روز سختی داشته.
چرا هیچوقت کسی برای من آرامبخش نمیاره؟
منم اغلب به همین فکر کردم.
الو؟
سلام، دکتر جولیوس ایروینگ هستم.
برای دکتر نایلز کرین تماس گرفتم.
منشیشون گفت ممکنه اونجا باشن.
متاسفم.
منتظرشم، اگه میخواید پیغام بذارید.
اوه، نه نه، چیز مهمی نیست.
چند تا از رفقا اینجا تو باشگاه یه شرطبندی کوچولو داریم سرِ میکادو.
خب، شاید بتونم کمک کنم.
من برادر نایلز هستم، دکتر فریژر کرین، و از شانس خوب...
تو آکسفورد تو یه نسخه تمام مردانه از میکادو بازی میکردم.
مردم هنوز هم ازم میخوان یام-یامم رو ببینن.
حدس نمیزنم شما اتفاقی متن "سه ندیمه کوچک" رو یادتون باشه؟
خب، بذار ببینم.
البته، صدای فالستوم دیگه اون چیزی که قبلا بود نیست، اما...
سه ندیمه کوچک، از مدرسه ما،
شاداب و سرحال، مثل دختر مدرسهای،
لبالب از شادی دخترانه،
سه ندیمه در مدرسه...
بابا، میشه لطفا ساکت باشی؟ دارم یه شرطبندی رو حل میکنم اینجا.
حتما داری.
یه تماسگیرنده با بولداگ شرط بسته بود که نمیتونه تو رو مجبور کنه روی آنتن بخونی.
سایونارا، دکتر!
خب، بابا، خوشحالم که میبینم سرگرم شدی.
پسر خودت علنی تحقیر بشه. اوه، ولش کن. خندهداره.
اون همه رو احمق نشون میده.
بچههای تو تحریریه خبر، هاپر دِیو... اوه، یه دگرگونی معجزهآسا هم نیست
وقتی پای هاپر دِیو وسطه.
مردی که کار اصلیش اینه که از بالا به اتوبان نگاه کنه
و بگه، "شلوغه. شلوغ نیست."
کجا داری میری؟ برمیگردم به ایستگاه!
اوه، فریژر! اینقدر جدی نگیر خودتو.
میدونی، وقتی تو اداره پلیس بودم، همیشه از این شوخیها میکردیم.
روزی که جلیقه ضدگولم رو با یه سوتین توری بزرگ عوض کردن،
فهمیدم که دیگه منم یکی از بچهها شدم.
ممنون، بابا. اینم یه سوالی رو روشن میکنه که سالها ذهنم رو درگیر کرده بود
در مورد شبی که تیر خوردی.
سالِمون؟
این چیزیه که میخوای اسم تیم هاکی تازه تاسیسمون رو بذاری؟ سالِمونهای سیاتل؟
چرا اون دو نمره ضریب هوشیت رو نمیذاریشون رو هم
ببینی میتونی آتیش روشن کنی؟ بزن به چاک!
تو دردسر افتادی.
هی، من روی آنتنم؟
آره، هر چقدر خواستی حرف بزن. نفر بعدی.
هی، بولداگ، تو حرف نداری.
چی میگی اسمشون رو بذاریم بولداگها؟
میخوای مالهکشی کنی، پول بفرست.
صبر کن، صبر کن، صبر کن. یه چیز دیگه به ذهنم رسید.
مارمولکها چطور؟ - از مارمولک بدم میاد. حالبههمزنن.
پوستم رو به خارش میندازن. احمقی. لایق زندگی نیستی.
تو بهترینی، بولداگ. - آره، خفه شو. سی ثانیه دیگه برمیگردم.
بهت هشدار دادم. هی، هی، خونسرد باش.
کیت بهم گفت که سر به سرت بذارم.
گفت برای ریتینگ خوبه.
اگه مشکلی داری، برو با اون حرف بزن. باورت ندارم.
پیت، کیت چی گفت؟
گفت تو یه خوکی. نه، قبلش.
گفت به دکتر گیر بده.
الان میخوام با کیت صحبت کنم!
ایشون نیستن. اوه، خیلی زرنگی.
"ایشون نیستن." انگار با این حرف من میرم.
ایشون نیستن!
سوزان، یه کپی از قراردادم با نانت استوارت میخوام.
یام-یام اینجا چیکار میکنه؟
بیخیال. میتونم حدس بزنم.
تو قول دادی که به مسخرهبازیهای بولداگ پایان میدی
ولی به جاش تشویقش کردی.
ولی، خدای من، داری "گفتگوی حیوانات خانگی با نانت" رو کنسل میکنی؟
شش ساله داره پخش میشه.
آره، ولی تو دو سال گذشته به زور سر پا مونده بود.
ببین، وقتی رفتم با بولداگ حرف بزنم،
خطوط تلفن مثل تایمز اسکوئر روشن شده بودن.
طرفداراش عاشق اینن که اون حالت رو بگیره.
پس میخوای من به خاطر اون کفتارها مورد تمسخر قرار بگیرم!
نه، میخوام تو هم جواب بدی.
اون بهت کنایه میزنه، تو هم با اون لحن طنزآمیزِ
آیویلیگی و "نگاه کن من چقدر واژههای قلمبهسلمبه بلدم" جوابش رو بده.
بامزه میشه. بامزه؟!
بامزه!
من حاضر نیستم وارد یه مبارزه فکری با مردی بشم
که تیشرت مورد علاقهاش نوشته "بازرس سینه سیاتل".
از رقابت میترسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.