Frasier

Frasier

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 10

Informations sur la version

Frasier S10E20 Farewell Nervosa 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 20 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publié le: 2025-11-24
Téléchargements: 29
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 197 premières lignes.

این نه تنها به روند بهبود کمک می‌کنه

بلکه به آدم اعتماد به نفس می‌ده که جلو بره

با وجود ترسی که این نوع ضربه روحی می‌تونه ایجاد کنه

راستش رو بخواین، هرچی از این چسب زخم‌های دارویی جدید بگم کم گفتم

ولی ممنون که پرسیدی، جردن

بعد از این، گزارش بازار سهام با جولیا ویلکاکس رو داریم

سلام، ایوری

چه به موقع!

خوشحالم می‌بینمت، فریژر. سلام

اوه، مواظب باش، مواظب باش، مواظب باش. بریدگی کاغذ

بله، نیم ساعت آخر برنامه‌تون رو دیدم

اوه، راز، بیا یه دوست قدیمی من رو ملاقات کن، اِوری مک‌مَنوس

ایشون راز دویل، تهیه‌کننده منه

از دیدنتون خوشوقتم. منم همینطور

ما توی آکسفورد روبه‌روی هم زندگی می‌کردیم

حالا هم در سیاتل زندگی می‌کنه

یه حسابدار خیلی ماهر که قراره من رو به عنوان مشتریش قبول کنه

خب، مالیات‌های من حسابی نیاز به رسیدگی دارن

فریژر: راز، اون متاهله

می‌دونی چیه، من حدود یک ساعت دیگه برمی‌گردم

تا بهترین‌های این ماه رو بررسی کنم

فریژر، فکر نمی‌کنم یک ساعت کافی باشه

وضعیت مالی‌ات داغونه

هزینه‌هات از کنترل خارج شده

خب، این غیرممکنه. من خیلی محتاطم

پس این قبض ۹۰۰۰ دلاری خاویار ماه گذشته چی می‌شه؟

و قضیه تو و شراب چیه؟

مجبور شدم یه دستیار استخدام کنم فقط برای اینکه رسیدهای شری تو رو بررسی کنه

می‌دونی، من کلاً خودم رو فراموش کردم

آماندا چطوره؟ فکر نمی‌کنم از عروسی اون رو دیده‌باشم

آماندا عالیه. شریک شد. اوه

باشه، همه. نمایش "من یه بازنده بیچاره‌ام" تموم شد

شنونده‌های من بازنده‌های بیچاره نیستن

منظورم شنونده‌های تو نبود

شما جولیا ویلکاکس هستید. بله، خودم هستم

شما "کاربردهای عملی اقتصادسنجی" رو نوشتید

بله، من نوشتم

عاشق اون کتابم. ها

ایوری مک‌مَنوس

اوه، از آشنایی با یه طرفدار خوشحالم، ایوری

یه طرفدار کسیه که از کار شما لذت می‌بره

بله، و می‌دونید به کسی که کار شما رو تحمل نمی‌کنه چی می‌گن؟

در مورد شما، عموم مردم

اون قرار بود بگه "چی؟" و من می‌گفتم "من."

اوه، بیاین بریم از اینجا بیرون

آخ. چرا فقط جایی رو که درد می‌کنه ماساژ میدی؟

پسرای شما من رو استخدام کردن که شکنجه‌تون کنم، برای همین دارم این کار رو می‌کنم

آخ. اوه، اِدی، بابا تو دردسره. حمله کن بهش!

باشه، تموم شد، پیرمرد

و امیدوارم غرغرهات رو خالی کرده باشی

دفعه بعد باید بهترین رفتارت رو داشته باشی

چرا؟

چون آژانس به من مشتری جدید نمی‌ده

تا زمانی که یه ارزیاب من رو سر کارم نبینه

اوه، خدای من، نمی‌خوام مثل یه فک آموزش‌دیده به نمایش گذاشته بشم

لطفا؟ بهت جایزه می‌دم

جایزه، هان؟

باشه

هی، فریژ، سفرت به دفتر حسابدار چطور بود؟

خوب بود

خوب بود. اِم...

چرا همه این چراغ‌ها روشنن؟

خب، راستش رو بهت می‌گم

ایوری یه سری هشدارهای جدی به من داد

وضعیت فاجعه‌بار نیست، ولی...

اگه روشم رو تغییر ندم، ممکنه جدی بشه

اونقدرام که میگی سخت به نظر نمی‌رسه

می‌تونی بلیط بالکن برای اپرا بگیری

و دیگه پول خردت رو دور نندازی. اوه، اون فقط یه بار بود

اگه ناخن‌های اون صندوق‌دار رو دیده بودی، تو هم همین کار رو می‌کردی

منظور اینه که فقط باید یه برنامه پیدا کنم

می‌دونی، شاید یه لاته فکری توی نرووسا حالم رو بهتر کنه

چی؟ تو که تازه یه دستگاه اسپرسوساز کاملا نو

از ایتالیا اینجا برات ارسال شده

بله، خب، منتظر فنجون‌هاش هستم

گذشته از این، نرووسا برای من چیزی فراتر از یه قهوه‌خونه‌ست

پناهگاه منه، خلوتگاه منه برای تفکر

اوه. اوه، همین الان یه ایده برای صرفه‌جویی به ذهنم رسید

دافنه، تو الان عضوی از خانواده‌ای، ولی من هنوز برای درمان بابا بهت کامل پول می‌دم

باشه، به فکر کردن ادامه می‌دم. من رفتم

این اتفاق هر بار که یه حسابدار جدید استخدام می‌کنی میفته

تو اجازه می‌دی ترس اونا روت تاثیر بذاره

اما یادت باشه، کار ایوریه که نگران وضعیت مالی تو باشه، نه تو

بله، البته که همینطوره، البته که همینطوره. اون حرفه‌ایه

خیلی ممنون، نایلز. این واقعا خیلی کمک‌کننده بود

الان حالم بهتره

ببخشید، اِم... سفارش شیرینی شورت‌برد من رو به تارت تَتَن تغییر بدید

ها ها. و یکی هم برای برادرم لطفا. با بستنی

برگشت. هاهاها

آماده‌اید برای ادامه نمایش موسیقی؟

مردم: آره

بِن: عالیه

کاملاً موافقم

متاسفم، جوون، اگه می‌خواستیم موسیقی تو رو بشنویم

می‌رفتیم یکی از کنسرت‌هات تو ایستگاه اتوبوس رو شرکت می‌کردیم

خب، مردم که به نظر میاد دوستش دارن. اینجا، اونا هم دست می‌زنن

و همینقدر کافی بوده که من رو از قفس کت و شلوار دور نگه داره

چی؟ کت و شلوار، رفیق، کت و شلوار

ببخشید، مشکلی هست؟ بله، هست

این آقا داره امکان مکالمه با برادرم رو از من می‌گیره

به نظرم عالیه. فریزیر: آه...

می‌فهمم.

شما دو نفر با هم دوست هستید.

شاید توی دوران جوونیتون با هم برنامه اجرا می‌کردید.

اما اگه مایلید فضای این کافه رو تغییر بدید...

پیشنهاد می‌کنم با صاحبش مشورت کنید.

من صاحبش هستم.

من فرژیه کرین هستم. خوشبختم.

مورین نروزا.

واقعاً؟

خب، خانم نروزا، اتفاقاً من یکی از مشتری‌های پر و پا قرص شما هستم.

در واقع من سالی بیشتر از سه هزار دلار اینجا خرج می‌کنم.

که همین امروز فهمیدم.

فرژیه، مردم دارن نگاهمون می‌کنن.

بیا فردا بعدازظهر که کافه خلوت‌تره، برگردیم.

در واقع، بن از حالا به بعد بعدازظهرها برنامه اجرا می‌کنه.

واقعاً؟ خب، می‌دونید، من در این مورد فکر می‌کنم.

یعنی، هر چند که ما کافه شما رو خیلی دوست داریم...

اگه یه چیزی تو سیاتل پیدا بشه، اون یه قهوه‌فروشی دیگه‌ست.

آره، ولی خیلی‌هاشون نمی‌ذارن تو دستشویی مردونه لباست رو عوض کنی.

از این ایده که این رو ازتون بپرسم، خوشم نمیاد...

اما متأسفانه باید انتخاب کنید. من بن رو انتخاب می‌کنم.

می‌فهمم.

خب...

خداحافظ، نروزا.

یه دهه عالی بود.

اما متأسفانه، قهوه‌تون برای من و برادرم یه کم زیادی تند شده.

بیا، نایلز، بریم. اما من نمی‌خوام برم.

نروزا پناهگاه منه، پیله منه.

بِن: اسم آهنگ بعدی "ولگرد وحشی"ه.

من سال‌های زیادی ولگرد وحشی بودم.

و تمام پولم رو پای ویسکی و آبجو گذاشتم.

و حالا با کلی طلا برمی‌گردم.

دیگه هرگز ولگرد وحشی نمی‌شم.

و نه، ابداً، هرگز. نه، ابداً، هرگز، دیگه نه.

فرژیه: من فرژیه هستم. این برادرم نایلزه.

داریم فکر می‌کنیم اینجا رو پاتوق همیشگیمون کنیم.

آفرین!

دو تا اسپرسو لطفاً.

ببخشید، و اسم شما...؟ استیو.

استیون، فوق‌العاده‌ست!

فقط استیو.

استیو.

مشتاقانه منتظر سال‌ها از این جور شوخی‌های پرانرژی هستم.

اینا راهی پیدا کردن که جذابیت فرودگاه رو بیارن...

به یه مکان تو مرکز شهر.

حالا، نایلز، بیا سعی کنیم مثبت باشیم. شاید اینجا خونه جدیدمون باشه.

آره، این خوبه.

این میشه میز همیشگیمون.

و اونم میشه میز همیشگی ذخیره‌مون.

اوه، شاید بهتره به گشتن ادامه بدیم.

سلام، جولیا.

سلام، فرژیه.

واو، این کیه؟ بدلکارته؟

ایشون برادرم، نایلزه.

نایلز، می‌خوام شما رو با همکارم، جولیا ویلکاکس، آشنا کنم.

حال شما چطوره؟ اوه، خیلی خوب بود، فرژیه.

حتی ندیدم لب‌هات تکون بخوره.

می‌دونی، فکر می‌کردم شما همیشه نروزا می‌ری.

خب، اِ... متأسفانه دیگه نه.

اونا یه خواننده محلی به طرز وحشتناکی آزاردهنده استخدام کردن.

که سروصدای وحشتناکش برای من غیرممکن کرده...

که از تنها پناهگاهم لذت ببرم.

من داستان زندگیتو نپرسیدم.

آه، استیو، متأسفانه اینا رو می‌بریم. ممنون.

خوشحالم که می‌شنوم. خداحافظ، فرژیه.

خداحافظ، فرژیه اضطراری.

ازش خوشم نمیاد.

دیگه از کافه اونم خوشم نمیاد. بریم.

آه، ممنون، استیو.

متأسفم که باید بهتون بگم، اما متأسفانه من و برادرم...

اون مشتری‌های ثابت روزمره‌ای نخواهیم بود که پیش‌بینی کرده بودم.

لعنتی.

هر بار که دلم رو باز می‌کنم...

می‌دونی، آوری همیشه یه کم عیاش بود.

اما راستش، فکر می‌کردم ازدواج سر به راهش می‌کنه.

باید فقط به جولیا بگم که اون ازدواج کرده.

اما از اون طرف، اون خیلی با من بی‌ادب بوده.

چرا باید یه کار خوب براش انجام بدم؟

اما از طرف دیگه، می‌تونم دست روی دست بذارم و دهنم رو ببندم؟

من می‌تونم به اون جواب بدم.

حلقه دستش نیست؟

نه، اما می‌دونم یکی داره. من توی عروسی بودم.

بابا، می‌بینی که اینجا با یه معمای گیج‌کننده روبرو هستم.

یه راهنمایی خوب میشه.

نه، نمیشه.

تو همیشه نظر من رو می‌پرسی و بعد کاملاً نادیده‌اش می‌گیری.

خب، این بار که نوبتمه حرف بزنم...

من در مورد چیزی که می‌خوام حرف می‌زنم.

داورای ان‌بی‌ای باید قانون گام رو اجرا کنن.

دریبل، یه گام، شوت.

نه دریبل گام، گام، گام، گام، شوت.

ممنون.

خیلی کمک‌کننده بود.

فکر کنم کاری رو که همیشه می‌کنم انجام بدم. خودم این رو حل می‌کنم.

خیلی خب، دارم میرم نروزا.

نه، دارم میرم اون جای دیگه که استیو جوون کار می‌کنه.

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left