Frasier

Frasier

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 8

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Frasier S08E21-E22 Semi Decent Proposal-A Passing Fancy 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 21 Frasier زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-24
تعداد دانلود: 29
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مطمئنی دافنه از این خوشش میاد؟

عالیه، نایلز. نگاه کن، حتی روی جعبه هم نوشته

«برای تجربه بی‌نقص تماشای دی‌وی‌دی»، باشه؟

به نظرت «قابلیت چند زاویه» یعنی چی؟

یعنی اینکه کنترل از هر زاویه‌ای جواب میده

کلر: جسارت نباشه

ولی در واقع یعنی می‌تونید یه صحنه رو از زوایای مختلف دوربین ببینید

اوه، ممنون. داشتم سر به سرش می‌ذاشتم

ببینید، برادرم با تکنولوژی میونه‌ای نداره

اگه تازه دی‌وی‌دی خریدی، شاید بخوای نسخه کارگردان «داس بوت» رو اجاره کنی

محشره. البته، اگه با زیرنویس مشکلی نداشته باشی

مشکل داشته باشم؟ اتفاقاً ترجیحشون میدم

در واقع، یه کم آلمانی هم صحبت می‌کنم

پس در این مورد ممکنه حتی حواس‌پرت‌کن باشن

واقعا؟ امم

منم آلمانی حرف می‌زنم

می‌دونی، اگه کسی توی تکنولوژی مشکل داره، تویی!

یکم حالت دفاعی گرفته

فکر می‌کردی سی‌دی‌رامت جالیوانیه

خیلی ممنون

خب من بهش علاقه داشتم

من از کجا باید می‌دونستم؟

داشتم آلمانی حرف می‌زدم

آه بله، زبان عشق

وای خدای من، لاناست. لاناست. کجاست؟

اوه خدای من. نه، نه، فقط برگرد

نمی‌دونم چرا این زن منو می‌ترسونه

باید هم بترسوندت. اون ملکه جشن فارغ‌التحصیلی بود

سلام. ببخشید، تا جای پارک پیدا کنم یه عمر طول کشید

ممنون

فریژر؟

لانا. نگاه کن، نایلز، لاناست

سلام، لانا

سلام. این دوست من، کلر فرنچه. فریژر کرین، برادرش نایلز

ما از دبیرستان همدیگه رو می‌شناسیم

بله، قبلاً همدیگه رو دیدیم. گوتن تاگ، کلر

می‌دونستم صداتون برام آشناست. شما توی رادیو هستید

بله، بله. خب، خوشحالم که به برنامه‌ام گوش دادید

باید اونو توی دبیرستان می‌دیدی!

یادته وقتی به مدرسه درخواست دادی

که رقص تفسیری به کلاس ورزش اضافه بشه؟

اوه، این یه جا سی‌دی‌ایه؟ الان برمی‌گردم

خودم یکی از اینا لازم دارم. ببخشید

خب، نایلز، اوضاع چطوره؟

اوضاع خوبه

الان ازدواج کردی؟

نه، نه. قبلاً بودم، ولی الان نه

ولی با کسی هستم

نفر بعدی!

اوه بله، باید اینو پس بدم

خش داره

از وقتی خریدم همین‌طور بود

می‌دونی، من زیاد از طرح چوب گردو مصنوعی خوشم نمیاد

اوه، فریژر می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

شنبه شب آزادی؟

فقط با کوپن

چی در نظر داری؟

خب، یه عده از ما داریم برای لانا یه جشن غافلگیری می‌گیریم

داشتم فکر می‌کردم شما می‌تونید اونو بیارید؟

مطمئن نیستم من آدم مناسبی برای این کار باشم

ببینید، سال گذشته من و لانا یه مدت کوتاهی با هم بودیم و، اوه...

خب، اوضاع اونطور که باید پیش نرفت. یعنی، سوءتفاهم نشه

اینطور نیست که اون آدم دوست‌داشتنی‌ای نباشه. (زن): نفر بعدی!

لانا: ذره‌ای هم برای سیاست‌های مزخرفتون اهمیت قائل نیستم!

یه مدیر رو بیارید!

شاید بتونید از شخص دیگه‌ای بخواهید

بیاید دیگه، فقط به عنوان دوست ازش بخواهید

وقتی اونجا رسوندیش، می‌تونی بری

یا بمونی. لانا: داری منو دروغگو خطاب می‌کنی؟

هیچی از اینجا نخرید. خدماتشون مزخرفه

خب، تولدشه دیگه

سیم قرمز، سیم قرمز، تو کجا میری؟

آها، پیدا شد

شاید سیم قرمز اضافیه

نایلز، اون سیم زرده رو بده به من، باشه؟

اوووه

مارتین: چیه؟

آه. دیشب دافنه توی خواب بهم مشت زد

واقعاً، توی عمرم ندیدم کسی اینقدر تهاجمی بخوابه

وای، تو که روانپزشکی، حتماً فکر می‌کنی

داره یه جور دشمنی سرکوب‌شده رو نسبت به تو بروز میده، ها؟

این آخرین چیزی بود که به ذهنم می‌رسید

تا الان. اوه، نگرانش نباش

به نظر من که تو هنوز عادت خوابیدنتو پیدا نکردی

عادت خوابیدن؟ آره

شش ماه اولی که من و مادرت با هم بودیم

مثل دمپسی و تونی بودیم

ببین، دمپسی و تونی...

اوه، بابا، لطفاً، من راجع به هنر نمایش یه چیزایی می‌دونم

فیلممون رو آوردم. اوه

اوه، بیخیال. بهت گفتم متاسفم

اشکالی نداره. «چه کسی برای راجر رَبیت پاپوش دوخت»؟

آره، همه چیز داره. اکشن، عاشقانه و کمدی

یعنی کی از راجر رَبیت بامزه‌تره؟

هیچ‌کس؟ دقیقاً

خب، میرم لانا رو بردارم

خیلی عجیب بشاش به نظر میای. معلومه که آره، نایلز

هرچه زودتر اونو برسونم به جشن غافلگیری

زودتر می‌تونم دام عشقم رو پهن کنم

روی پروانه‌ای به نام کلر

می‌دونی، حس خیلی خوبی نسبت به این یکی دارم.

فریزیر، تو همیشه حس خوبی داری.

فکر می‌کنی قراره بی‌نظیر باشه.

و بعد وقتی معلوم میشه اون زن اهل خوندن کیرکگارد نیست...

سوفله‌پز و ویولنسلیستِ هایکو سرا نیست، تو ناامید میشی.

باید یاد بگیری کنار بیای.

این یعنی چی؟

خوش بگذره، نایلز.

اوه، سلام. راوز، سلام.

کجا میری؟ همینجوری یه مهمونی کوچیک.

خوش بگذره. شب بخیر.

هی، رفقا، خیلی دیر رسیدم؟

نه، عالی رسیدی. همه‌چی ردیفه و آماده‌ایم.

عالیه. منم کَدیشَک رو آوردم.

کی از اون سنجابه بامزه‌تره؟ راجر رَبیت، اون بامزه‌تره.

فیلم من، "طولانی‌ترین روز" چی؟

روزِ دی و دوک رو داره.

وای، این که مشکل از زیادی نعمته.

هر فیلمی جذاب‌تر از قبلی.

شاید یه راه حل میانه خوب پیدا کنیم...

توی فیلم "سبکی تحمل‌ناپذیر هستی".

اون یه مصالحه خوب می‌شد به جز یه چیز.

حوصله‌سربر!

فکر کنم باید از دفترچه راهنما استفاده کنیم. من به دفترچه راهنما نیاز ندارم.

من یه سیم‌لخت‌کن، یه چکش و یه آبجو می‌خوام.

تا اون داره این کارو می‌کنه، من فقط باید این سوال رو بپرسم.

کی از دنیل دی-لوئیس بامزه‌تره؟

امشب خیلی دوست‌داشتنی به نظر می‌رسی.

ممنون. تو هم خوب به نظر می‌رسی.

ببین، من می‌خوام خیلی رک باشم.

ما فقط دو تا دوست خوبیم که برای شام بیرون میریم، باشه؟

البته.

اینو فقط به خاطر این میگم که یکم تو ادکلن زدن زیاده‌روی کردی.

و نمی‌خوام هیچ انتظاری داشته باشی.

ابداً همچین فکری ندارم.

و راستی، این صابون خوشبوئه.

خوبه.

یعنی، من فقط به خاطر این قبول کردم که واقعاً به نظر می‌رسید...

نیاز به یه شب بیرون رفتن داری.

ولی نمی‌خوام یه صحنه معذب‌کننده پیش بیاد که بخوای وارد حریم من بشی.

بهت اطمینان میدم، همچین صحنه‌ای نخواهد بود.

عالیه.

مگه اینکه، البته، من زیادی بنوشم و نظرم عوض بشه.

خب، بچه‌هات چطورن؟

اوه، کوچیکترینم خوبه. کلاس نهمه.

ولی کربی اگه توی تاریخ آمریکا قبول نشه...

فارغ‌التحصیل نمیشه.

خب، به معلم خصوصی گرفتن فکر کردی؟

فکر خوبیه.

تو دبیرستان از این جور کارا می‌کردی، نه؟

خب، بله، بله، می‌کردم.

و برای کربی در یک چشم به هم زدن این کارو می‌کنم.

فقط مسئله اینه که خیلی ازم اینو می‌خوان.

و اگه به اون کمک کنم، باید برای همه این کارو بکنم.

متنفرم از اینکه بخوام اون راه رو برای خواسته‌ها باز کنم.

می‌فهمی. آره.

اونی که باید ازش بخوام، همسر سابقمه ولی اون وقت تلف کردنه.

اون توی کارهای بچه‌ها کمک نمی‌کنه؟

نه، تنها بچه‌ای که براش وقت داره کتیه.

منشی ۲۲ ساله‌اش. حال به هم زنه.

اشکالی نداره سیگار بکشم؟ خب، راستش، من...

من فقط یه پنجره رو باز می‌کنم.

می‌دونی، خوشحالم که امشب منو دعوت کردی.

فردا تولدمه.

واقعاً؟ خب... آره.

تولدت مبارک.

اصلاً هم.

اون روزیه که باب و کتی انتخاب کردن ازدواج کنن.

توی تاهیتی.

چه تولدی!

اشکالی نداره. خوبه. امشب حواسمو ازش پرت می‌کنه.

فقط قول بده که حتی کلمه "تولد" رو هم نشنوم...

تا آخر شب، باشه؟

مطمئنی؟

یعنی، شاید یه جشن بزرگ بهترین انتقام باشه.

چی رو جشن بگیرم؟

این حقیقت رو که دارم تبدیل میشم به یه پیرزن؟

و دیگه هیچ‌کس قرار نیست عاشقم بشه؟

اوه، خدا. خفه شو.

ما نمی‌ریم بِلا لوسیا؟

خب، راستش، من یه رستوران تایلندی کوچیک می‌شناسم که فکر می‌کنم بهتره.

حتی می‌خواستی ازم بپرسی؟ من از غذای تایلندی متنفرم.

مردای معمولی. "من از غذای تایلندی خوشم میاد، پس اونم باید خوشش بیاد."

باشه. بِلا لوسیا میریم.

متاسفم. دارم تندخویی می‌کنم.

فقط من...

حدس می‌زنم همیشه فکر می‌کردم...

که من اونی می‌شم که اول دوباره ازدواج می‌کنه، می‌دونی؟

حالا همه فقط برام دل می‌سوزونن.

اوه، خدا، امیدوارم امشب به کسی که می‌شناسم برنخورم.

و تو یه مرد معمولی نیستی.

خیلی ملاحظه‌کاری. منو می‌بخشی؟

بله، متاسفانه می‌بخشم.

اوه، خدای من.

می‌دونی، یه رستوران ایتالیایی کوچیک دیگه هم می‌شناسم.

که فکر می‌کنم همون‌قدر ازش لذت ببری.

چی میگی؟

عالیه. خوب به نظر میرسه. باشه.

می‌دونی، جالبه که با اینکه از فکر تولدم متنفرم...

یه جورایی ناراحتم که هیچ‌کدوم از دوستام ازم نخواستن کاری بکنم.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left