Frasier

Frasier

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 6

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Frasier S06E14 Three Valentines 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 14 Frasier زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-25
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 161 خط.

نایلز: فرانسوا، نایلز کرین هستم

شما امروز صبح برای ولنتاین یه شامپاین فرستادید

خب، شما ۸۸ فرستادید ولی من ۸۵ خواسته بودم

بله، قرارم فرقش رو می‌فهمه

اون رئیس کلوپ شراب ماست

ممنونم. متشکرم

بله. یادتون باشه، من خونه نیستم

نه، من در شانگری-لا مهمونی نمی‌دم

داداشم لطف کرده آپارتمانش رو داده بهم

خب، چیکار می‌تونستم بکنم؟ یه پتو روش انداختم

خیلی خب، حالا لطفاً عجله کنید، این خانم خیلی سخت‌پسنده

خوش شانس باشید، اون سگ‌ها رو دوست داره

آه

اوه

آه، آره

اوهوم

اوهوم

اوم

اوم‌هوم

حالا شد

باشه، باشه

هی! آخ! اوه

اوم! اوم. من...

آه. آه

هی، هی، هی!

آخ. آخ

اوه

اوه، وای، اوه

اوه. اوه. اوه. اوه

ها؟ ها؟

اوه

نه

آه!

آه!

آخ! آخ!

ها؟

سلام؟ فریزِر: فریزِر هستم

گوش کن، به کمکت احتیاج دارم

خب، زیاد وقت ندارم. دارم می‌رم بیرون

فقط به این سوالم جواب بده. از کجا می‌فهمی قرار گذاشتی یا نه؟

تنهایی؟ بله

پس قرار نذاشتی

خیلی خنده‌داره

گوش کن، تو رستوران منتظر کاساندرا استون هستم

مدیر روابط عمومیمون

اون امشب منو برای شام دعوت کرد، و من خیلی خوشحال شدم

به نظرم زن فوق‌العاده‌ایه

فقط، دارم کم‌کم شک می‌کنم...

که این یه شام کاریه یا بیشتر یه قرار عاشقانه

شما دارید روز ولنتاین می‌رید شام بیرون

به نظر من یه قراره

بله، خب، تا وقتی که من بهش یادآوری نکردم، نمی‌دونست ولنتاینه

و گفت می‌خواد در مورد کمپین تبلیغاتی جدید صحبت کنیم

اوه، بیخیال

هر بار که شما دو تا رو می‌بینم، همش دستاشو دور و بر تو می‌گردونه

اون با همه اینطوریه

اون یه زن خیلی شیطونه. درسته

اون اولین باری که منو دید باهام لاس زد

تا وقتی که کلاه بیسبال و پالتویم رو درآوردم

خب، چرا ازش نمی‌پرسید که قراره یا نه؟

اوه، راز، نمی‌تونم این کارو بکنم. اگه جوابش نه باشه چی؟

به خاطر خدا، تمام شام و سر کار، همه چی گنگ میشه

تصور کن چقدر خجالت‌آور میشه اگه تو کل ایستگاه پخش بشه

حدس می‌زنم باید ببینی چی پیش میاد

از طرز لباس پوشیدنش می‌فهمی تو سرش چیه

رفتارش، چطوری باهات رفتار می‌کنه

آره، آره، فکر کنم حق با شماست

قرار من. شما با کی می‌رید بیرون؟

آه، باب، می‌دونید که، حسابدار مالیاتی

اون همونی نیست که بی‌وقفه و یکنواخت حرف می‌زنه؟

بهش می‌گید "جیرجیرک"؟

نه، من بهش میگم "جیرجیرک"

چون موقع سکس دستاشو خیلی تند بهم می‌ماله

خداحافظ. - خداحافظ

فریزِر: اوه

کاساندرا. ببخشید که منتظرتون گذاشتم

اوه، اشکالی نداره. داشتم فکر می‌کردم شاید نظرتون عوض شده

چی، و شام خوردن با جذاب‌ترین مرد رادیو رو از دست بدم؟

اوه. اوم

اوه، خب...

من، می‌دونید... فقط برنامه‌هامون خیلی دقیقه نودی بود

فکر کردم، می‌دونید، شاید من اشتباه فهمیده بودم

وای، اوضاع که قطعاً مشخص شد، اینطور نیست؟

اجازه میدید یه لحظه؟ البته

ببخشید. ببخشید. ببخشید

اون خانم رو اونجا کنار رختکن می‌بینید؟

بله. بله، ایشون همراهم برای شام هستن

ببینید، و اوضاع به سمت رمانتیک شدن پیش رفته

ببینید، حالا می‌خوام کاری کنم که اون تا جای ممکن احساس خاص بودن بکنه

پس باید بهش پیشنهاد می‌دادید کُتشو تحویل بدید

بله، خیلی ممنون. خیلی خب

فقط وقتی برگشت یه آهنگ رمانتیک پخش کنید

خانم کاساندرا، از دیدن دوباره‌تون خیلی خوشحالم

منم همینطور، ماریو

و جذاب‌ترین سرپیشخدمت سیاتل چطوره؟

اوم. اوم

بازم بابت منتظر گذاشتنتون ببخشید. تو این مهمونی کوکتل گیر افتادم

اوه، شما مهمونی کوکتل بودید

یه جور مراسم خیریه

خیلی شیک. اوهوم

معلومه. واسه چی دیگه اینو پوشیدم اومدم؟

واقعاً واسه چی دیگه؟

اوه، اینجا بهترین لیست شراب رو دارن.

دوست داری یه بطری با هم بخوریم؟

اگه میل داری.

خوب شد با تاکسی اومدم. اصلاً جنبه ندارم.

البته، مطمئنم آقایی مثل شما...

بعد شام منو تا اتاقم همراهی می‌کنه، مگه نه؟

آه، فکر کنم بشه ترتیبشو داد.

من عاشق غذای اینجا هستم. امم. چی پیشنهاد می‌کنی؟

من با آنچو و فلفل قرمز شروع می‌کنم.

و بعد مرغ سیر با پیازچه.

هوس صدف خوراکی داری؟

راستش، مطمئن نیستم.

خب، اینجاییم.

اتاق هتل شما.

آخرین توقف.

اوه، بیا تو.

اوه، خیلی ممنون بابت این پالتو. البته.

وای خدای من، باورم نمیشه تو اون طوفان بارون گیر افتادیم.

دارم یخ می‌زنم. اوه. آره، منم همینطور.

یه کاری بلدم که خیلی زود گرم شیم.

آره، تنها کاری که باید بکنیم اینه که...

یه برندی بخوریم. آره! بیا یه برندی بخوریم.

مینی‌بار همونجاست. اوه، عالیه.

الان میام بیرون. اوهوم.

رُز: الو؟ - رُز، فرازیه‌ام.

کجایی؟ تو اتاق هتل کاساندرا هستم.

بعد شام منو به اینجا دعوت کرد. فقط مطمئن نیستم یعنی چی.

یعنی چی؟

یعنی یه خوک کور هم بالاخره یه بلوط پیدا می‌کنه.

من هنوز سیگنال‌های متناقض زیادی می‌گیرم.

شاید فقط می‌خواد اینجا درباره کار حرف بزنیم.

کاش فقط یه نشونه واضح و بدون ابهام می‌گرفتم.

اوه، مجبور بودم اون لباس رو در بیارم.

اوه. بفرمایید برندی‌تون. اوه.

امم.

من برم موهامو خشک کنم.

رُز، برگشتم.

خب، لباسشو درآورده و داره می‌زنه به الکل.

مگه باید چراغ باند فرودگاه روی تشک بذارن؟

رُز، اونقدر که به نظر میاد واضح نیست.

ببین فرازیر، خودشو خیلی به آب و آتیش زده.

می‌دونی اگه کاری نکنی چقدر حس طردشدگی پیدا می‌کنه؟

برای همیشه خرابش می‌کنی. درسته.

می‌دونی چیه؟ کتم رو در میارم.

آره، برو بترکون، کابوی.

فرازیر؟

داری خودتو راحت می‌کنی؟

بله.

اگه اشکالی نداره هنوز چند تا سوال دارم.

درباره کمپین تبلیغاتی که می‌خواستم ازتون بپرسم.

خب، به خاطر همین اینجام.

یا اگه ترجیح می‌دین، می‌تونیم فردا سر صبحانه دربارش حرف بزنیم.

صبحانه، میگی؟

امیدوارم گستاخی نکرده باشم.

ما با هم صبحانه می‌خوریم، مگه نه؟

حتماً.

عالیه. خب دیگه کی اونجاست؟

کجا؟

تو جلسه صبحانه.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left