Frasier

Frasier

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Frasier S03E13 Moon Dance 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-25
تعداد دانلود: 12
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 195 خط.

خب، حدوداً ۳۰ ثانیه وقت داریم. فکر کنم برای یه تماس سریع وقت داشته باشیم.

سلام مارلین، می‌شنوم.

اوه خدای من، من واقعاً روی آنتن هستم؟

بله، مشکلتون رو بفرمایید.

لاکی، لاکی، بیا پایین جرج، سگ رو بگیر.

اوه خدای من، چقدر هیجان‌انگیزه.

عزیزم، عزیزم، بچه رو بگیر. جرج، پسرت رو بگیر!

خب، بفرمایید، دکتر کرین.

اگه من و شوهرم به زودی رابطه نداشته باشیم، فکر کنم از شدت فشار بترکم.

حتی ممکنه مجبور بشم برم یه فروشگاه بزرگ و یه غریبه رو تور کنم.

اوه بچه‌ها، ببینید کی بدون اینکه اول زنگ بزنه اومده، ننه و پدربزرگ.

بعداً بهتون زنگ می‌زنم.

به همه مارلین‌هایی که اونجا هستید، ممکنه پیشنهاد کنم

که رابطه با یه غریبه راه حل نیست.

چرا بچه‌ها رو نمی‌فرستید با ننه و پدربزرگ؟

لاکی رو تو زیرزمین حبس کنید، شوهرتون رو بگیرید

ببریدش سر محکم‌ترین میز آشپزخونه‌ای که دارید و بذارید پستچی دوبار زنگ بزنه.

و به بقیه شنونده‌هام، من هفته آینده برای تعطیلات مرخصی هستم.

پس لطفاً برنامه جایگزین من، دکتر گرت ووتن، متخصص مشهور پا، رو تماشا کنید.

ایشون درباره فضایل کتاب جدیدشون صحبت می‌کردند.

پینه، وول و میخچه.

اوه خدای من.

از این بدم میاد وقتی اون دیوونه پاها جای تو رو می‌گیره.

نمی‌تونستی فردریک رو بیاری همین‌جا پیشت بمونه؟

متاسفم، راز، تاکسی بیرون منتظره تا منو ببره فرودگاه.

اوه، خب، بهت خوش بگذره. ممنون.

و یادت نره برام کادو بیاری.

برات یه تی‌شرت قشنگ از ویلیامزبرگ استعماری می‌گیرم.

فردریک رو می‌بری ویلیامزبرگ؟

اه. اوه، جای فوق‌العاده‌ای برای تعطیلاته.

می‌خوایم شمع درست کنیم، چرم دباغی کنیم، کره بزنیم.

"هی، فردریک کرین، تو تازه کلاس اول رو تموم کردی،

حالا می‌خوای چیکار کنی؟" "من می‌رم دنیای کره."

هی، دافنه، لطفاً اون لباس‌ها رو بیار اینجا؟

برای چی؟ داشتم همین الان می‌خوندم

درباره یه تست هوش که می‌تونی رو سگت انجام بدی.

یه حوله بنداز رو سرش و ببین چقدر طول می‌کشه تا تکونش بده و بندازش.

ادی؟ و هرچی حوله رو سریع‌تر برداره،

باهوش‌تره؟

نه، هرچی سریع‌تر تا کنه.

باشه.

خب، اونا همه سگ‌ها رو رتبه‌بندی کردن و باهوش‌ترینشون یه بوردر کالی بود.

اون هفت ثانیه طول کشید.

باشه، بیا پسرم، برش دار.

شش، هفت.

خب، نفر بعدی که سریع‌تر بود، یه پودل بود.

می‌دونم اون به اندازه یه پودل باهوشه.

خب، پس اون پودل نیست.

بیگل هم نیست.

یا ژرمن شپرد.

یا لابرادور.

اوه، به خاطر خدا، ادی.

خب، اگه از من می‌پرسی، اون داره از انجام اون کلک سر باز می‌زنه

چون می‌دونه اگه درست انجامش بده،

هر دفعه مهمون داشته باشیم مجبورش می‌کنی انجامش بده.

هی! شرط می‌بندم راست می‌گی.

کارت عالی بود، ادی.

اوه، سلام دکتر کرین.

از این شور و شوق تصنعی‌تون ممنونم ولی مطمئنم اینو دیدین.

صفحه اخبار جامعه امروز. بهم نگو، بهم نگو.

گذاشتمش برای بعد از شام.

مِریس داره می‌ره یه سفر دریایی سه هفته‌ای.

دوستاش براش یه مهمونی خداحافظی گرفتن. عکس رو نگاه کن.

مِریس در کنار پیرسون برادواتر.

اوه، دکتر کرین، ببینید، اون فقط اونجا وایساده و به زور بهش دست زده

فقط با یه لبخند خیلی کوچیک روی صورتش.

عملاً می‌تونید صدای جینگ جینگ جینگ زهی‌های قلبش رو بشنوید.

اوه، دکتر کرین... ببخشید، نایلز.

اوه، بدتر هم میشه.

امروز صبح با مارتا حرف زدم، مستخدم سابق و خبرچین فعلیم.

اون میگه برادواتر فقط آخرین نفر تو یه رژه از همراهان خوشگذرانه.

جیگولوها مثل مورچه‌هایی که دور یه اسنیکرز جمع میشن، دور مِریس ریختن.

صبر کن، این خبر خوبیه.

اون داره با یه عالمه آدم میگرده، این یعنی با هیچکس جدی نیست.

تو اینطور فکر می‌کنی؟ آره، حتماً.

اونا احتمالاً فقط همراه‌هاشن.

می‌دونی که چقدر عاشق مهمونی رفتنه. بله.

و هیچ‌وقت دوست نداشت تنها جایی بره، به جز رختخواب.

یه خبر خوب دیگه.

بد نیست تو هم هر از گاهی یکم بیرون بری.

اگه داری پیشنهاد می‌کنی من قرار بذارم، می‌تونی حرفت رو قطع کنی.

زن‌ها دقیقاً منو مقاومت‌ناپذیر نمی‌دونن.

اوه، بیخیال نایلز. تو کلی دوست‌دختر داشتی.

اوه، بیا بشماریم. مِریس هست،

اوه، نه، دورا، دوست مکاتبه‌ای دوران بچگیم از کاستاریکا.

یادم میاد یه دختر کوچولو تو کلاس چهارم

که منو به راهرو کشوند تا لباس زیرش رو نشونم بده.

فکر کنم مشکلت اینه که هنوز خودت رو تصور می‌کنی

همون بچه عجیب و غریبی که تو دبیرستان بودی.

ولی از اون موقع خیلی پیشرفت کردی.

و با هر شب خونه نشستن به خودت لطفی نمی‌کنی.

حالا فقط بهش فکر کن.

شراب، دکتر کرین؟

خب، شما نمی‌کردین؟

اوه، بیخیال شو.

اون مرد حق داشت به سگش افتخار کنه.

خب، من از خودنماها خوشم نمیاد، باشه؟

"جینجر، فریزبی رو بگیر." "جینجر، بچرخ." "جینجر، مالیاتامو حساب کن."

فقط چون ادی تو شعبده‌بازی خوب نیست...

به هیچ وجه اینطور نیست. اون فقط از اونایی خوشش میاد که بهش فرصت میده از مغزش استفاده کنه.

اِدی متفکره

ببین، اینو نگاه کن

در رو براش باز کن

حالا من اسم همه اسباب‌بازی‌های جویدنی‌شو یادش دادم

اِدی، موزتو بردار

حالا داره فکر می‌کنه

"کدوم موز بود؟"

حالا داره فکر می‌کنه

"آخه موزمو کجا گذاشتم؟"

حالا داره فکر می‌کنه "دکمه اضطراری کدومه؟"

بیا دیگه

اوه، دکتر کرین!

سلام. خودم اومدم تو. امیدوارم ایرادی نداشته باشه

خوبه. چی شده؟

اومدم یه سوال ازت بپرسم

شنبه شب آزادی؟

البته. یعنی، نه. من قرار دارم

اوه!

براوو، دکتر کرین. آفرین به شما. کیه؟

مارجری نش، وارث ماست میوه‌ای ته ظرفی

تو موزه فرای بهش برخوردم

قبل از اینکه بفهمم، نصیحت‌های تو تو گوشم صدا می‌کرد

و دیدم که ازش دعوت کردم

ما قراره تو رقص زمستانی سالانه کلوپمون، جشن گوی برفی، شرکت کنیم

خب، آفرین به تو. چطور آدمیه؟

اون به طرز وحشتناکی متکبره و شایعاتی درباره مرگ شوهرش ادامه داره

ولی خب، یه قرار، قراره دیگه

جشن گوی برفی. خیلی باشکوه به نظر میاد

آره، نمی‌دونستم می‌تونی برقصی. خب، من که نمی‌تونم

اوه، ای وای

فکر نمی‌کنی اون بخواد من برقصم؟

من ماریس رو به ده‌ها تا از این مراسم‌ها بردم

حتی یک بار هم ازم نخواست برقصه

البته، ماریس از نمایش عمومی ریتم خوشش نمیاد

اوه، این وحشتناکه

اولین قرار من قبل از اینکه شروع بشه یه شکست مفتضحه

باید کنسلش کنم

فقط چند تا درس رقص لازم داری

با کمال میل بهت یاد می‌دم

شما؟ آره

من همیشه با برادرم بیلی تمرین می‌کردم

همون رقصنده سالن رقص

خب، من نمی‌تونم اینجوری مزاحم شما بشم. خیلی زحمت می‌شه

باید اینو جابجا کنیم

صندلی رو می‌کشیم عقب

یا نه

باشه

با حرکت جعبه‌ای شروع می‌کنیم

حرکت جعبه‌ای. خیلی ساده‌ست

دست منو اینجوری می‌گیری و دست دیگه رو دور کمرم می‌ذاری

حالا، با پای چپت شروع کن

باشه. کدوم؟ اوه، ساکت!

سمت من قدم برمی‌داری، بعد پای راستت رو میاری جلو و رد می‌کنی

و پای چپ رو می‌کشی کنارش تا به هم برسن

بعد پای راست می‌ره عقب، پای چپ عقب و رد می‌کنه

و پای راست می‌کشه کنارش

و همینه!

خیلی خب، یک بار دیگه

و، یک، دو، اوه سه، دو

دو، سه، سه، دو، سه، چهار، دو، سه

این کسل‌کننده‌ست، با این حال سخته

اوه، رقص هیچ قلق خاصی نداره. فقط هماهنگی می‌خواد

بابا، اگه می‌تونی دوچرخه سواری کنی یا طناب بزنی یا توپ شوت کنی، حتماً می‌تونی

خیلی خب، یک بار دیگه

و یک، دو، اوه، سه، دو

واقعاً خیلی خوب داری پیش می‌ری، دکتر کرین

اوایل یه کمی خشک بودی

ولی الان واقعاً راحت شدی، مگه نه؟

هی، شما دو تا حسابی خوش‌تیپ شدین

خب، فکر می‌کنم آماده‌ایم که بریم سراغ سامبا

اِدی، یه نوار سامبا برام بیار

خاویر کوگات

حالا داره فکر می‌کنه "آثار متاخر هالیوودی یا ضبط‌های اولیه نیویورک؟"

حدس بزن من چی دارم فکر می‌کنم. خودم میارمش

خب، من می‌خوام بخوابم

شب بخیر، بچرخ و برگرد

صبح می‌بینمتون، بچرخ و خم شو

اونم تلفنمه، برگردون و فشار بده

نایلز کرین

اوه، مارجری

چطوری؟

اوه، چه حیف شد

خب، نه، نه، اشکالی نداره. رقص‌های دیگه هم هست

نه، نه، من... من کاملاً می‌فهمم. مراقب خودت باش

خب، حدس می‌زنم دیگه نیازی به اون درسای رقص ندارم

فکر نمی‌کنم

متاسفم پسرم

کوگی پیدا نکردم ولی اینم بد نیست

خیلی خب، تو سامبا باید یه کم منو نزدیک‌تر بگیری

آماده‌ای؟ آره؟ یه چیزی بود که می‌خواستم بگم

من یه رقصنده‌ام. یه رقصنده می‌رقصه!

خب، ببین کی اینجاست. رفیق رقص من. سلام، فرد

سلام، جینجر

این یه شوخی کوچیکه که بینمونه

ببین، دافنه، امروز دو تا سی‌دی جدید گرفتم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left