Frasier

Frasier

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Frasier S03E06 Sleeping with the Enemy 1 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 6 Frasier زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-25
تعداد دانلود: 13
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

خب، شوهرم همیشه ازم ایراد می‌گیره

چون تو رستوران‌ها دوست دارم به حرف‌های غریبه‌ها گوش بدم

نمی‌دونم چرا اینقدر از یه چیز بی‌اهمیت داستان درست می‌کنه

خب، جون، گمونم بی‌تفاوتی شما...

باعث می‌شه شوهرتون احساس کنه نادیده گرفته شده

تصور کنید چه حسی داره آدم روبروی کسی بشینه که مدام داره اطراف رو نگاه می‌کنه

مدام دنبال چیزیه، گردنشو می‌کشه تا ببینه اون بیرون دقیقاً چه خبره

اوه، ای وای، حق با شماست. من بی‌ملاحظه بودم

این از حداقل ادب و نزاکته که روی طرف مقابل تمرکز کرد

ها؟ چی؟

اوه، خب، آفرین به شما، جین.

جون.

آها، بله، خب، بی‌خیال.

اینجا دکتر فریزر کرین، KACL، هفتصد و هشتاد.

چه خبره اینجا؟

آه، مدیر ایستگاه محبوبمون تصمیم گرفته امسال افزایش حقوق بهمون نده.

چی؟ این یه رسواییه! من قرارداد دارم!

نگران نباش. شامل حال مجری‌های روی آنتن نمی‌شه.

اوه، خدا رو شکر.

متاسفم. خودخواه بودم، نه؟

من، اِه، خیلی خجالت می‌کشم.

با این وجود، این یک رسواییه.

رسوایی شخصی نیست، اما قطعاً رسوایی برای همه بشریته.

فریزر، من اون افزایش حقوقو قبلاً خرج گوشواره‌های الماس جدیدم کردم.

و عاشقشون بودم. اینقدر عاشقشون بودم که باهاشون خوابیدم.

راز، تا وقتی که این کارو به خاطر عشق می‌کنی، یه قدم در مسیر درسته.

واقعاً حامی خوبی هستی، فریزر.

ما هر سال این افزایش حقوقو می‌گرفتیم.

و حالا این نازیِ جوراب‌پوش سر و کله‌اش اینجا پیدا شده.

و با یه سری حرف‌های مبهم و چرت و پرت درباره "ریاضت اقتصادی شرکت" لغوش می‌کنه.

این عادلانه نیست!

اوه، اوه، در واقع حق با شماست.

شاید باید بهش بگید همون چیزی رو که الان به من گفتید.

فقط قسمت "نازیِ جوراب‌پوش" رو حذف کنید.

بهترین راه برای شروع مکالمه نیست.

اوه، کاملاً حق با شماست، ما بهش می‌گیم.

آره!

ما همه‌مون خیلی بیشتر از اون اینجا بودیم.

آره! همینه!

اگه اون به ما فشار بیاره، ما هم مقابله می‌کنیم.

اون درست پشت سرم وایساده، نه؟

بله. مشکلی هست؟

نه؟ خوبه.

کیت؟ بله.

این افراد مایلند با شما صحبت کنند.

نه، متاسفم. الان نمی‌تونم صحبت کنم. جلسه دارم.

خب، متاسفم. ببخشید.

فکر می‌کنم جلسه‌تون می‌تونه پنج دقیقه صبر کنه.

حالا اونا از یادداشت شما کمی ناراحتن.

فکر می‌کنم باید باهاشون صحبت کنید. دکتر کرین، من یادداشت رو نوشتم.

من یادداشت رو امضا کردم. من یادداشت رو منتشر کردم.

اگه حرف بیشتری برای گفتن داشتم، می‌نوشتمش، کسی می‌دونه کجا؟

تو یادداشت؟ آفرین.

باشه، اگه اون می‌خواد سخت بگیره، ما هم سخت می‌گیریم.

ما هنوز اینجا قدرت زیادی داریم. الان می‌تونیم اعتصاب کنیم.

بله! نه، فکر می‌کنم باید به راز گوش بدید.

هر سال در ازای کار سختتون...

پنج درصد افزایش حقوق دریافت می‌کنید.

حالا شما به قسمت خودتون از معامله عمل کردید.

اون با بی‌خیالی معامله رو عوض کرده.

تو محل به این می‌گن ضایع کردن.

بله، دوست خیابون‌شناس من.

شما حق دارید از خودتون دفاع کنید.

باشه، این کارو می‌کنیم؟ ما با هم هستیم؟

چه فایده‌ای داره؟

اگه اعتصاب کنیم، فقط جامونو پر می‌کنن. اونا فقط به مجری‌های روی آنتن اهمیت می‌دن.

پس حمایت اونا رو می‌گیریم. فریزر همین الان گفت که طرف ماست.

من گفتم؟ بله!

خب، بله، گفتم. گفتم.

بله. اما تاییدیه ناچیز من بی‌معنیه...

بدون حمایت سایر مجریان.

شنیدید؟ فریزر قراره همه رو بیاره طرف ما.

خیلی دوست دارم کمک کنم.

اما، می‌دونید، من همین الانشم با اون زن تو دردسرم.

نمی‌تونید از من بخواید که علیهش شورش به پا کنم.

«نیازهای بسیاری بر نیازهای اندک یا یکی برتری دارد.»

جیمز تیبریوس کرک، کاپیتان سفینه اینترپرایز.

برو گمشو، مردک اعصاب‌خوردکن.

خواهش می‌کنم؟

اوه، باشه. باشه. شما مردم خودتونو سازماندهی کنید.

منم با مال خودم صحبت می‌کنم.

هی، گم شو!

هی، اگه نمی‌تونی با بولداگ همراه بشی، همون تو ایوون بمون.

نایلز. عصر بخیر.

شما قلم مون‌بلان‌تون رو تو ماشین من جا گذاشتید، برای همین من...

من کوکتل، پیش غذا، و آدم‌هایی رو می‌بینم که دارن پرسه می‌زنند.

اگه مشکوک بودم، می‌گفتم دارید مهمونی می‌گیرید.

و من دعوت نشده بودم.

میل سوسیس دارید، نایلز؟ واقعاً که دارم.

نایلز، این مهمونی نیست.

و پدر، اون سوسیس آندوی ۱۴ دلاریه.

وای. پس یعنی ادی حدود سی دلارشو خورده.

نایلز، اینا همکاران ایستگاه هستن. ما اینجا جمع شدیم تا در مورد یک اختلاف کاری صحبت کنیم.

اوه، خب، بجنگید، دوستان.

می‌دونید، هیچ دوستی برای طبقه کارگر بهتر از ماریزِ خودم نیست.

یادتونه وقتی آپاندیس خواکیم، اصطبل‌بانمون، ترکید؟

با هزینه شخصی خودش، فرستادش برگردونن به مرز.

آه، عصر بخیر، فریزر.

گیل، شریل، فلوید.

اوه، چه آپارتمان خیره‌کننده‌ای!

ذوق سلیقه ناب و ظریفانه است

جزئیات... خب، الهام‌بخش هستن و مبلمان...

اوه، عزیزم، این یه صندلیه؟

اون صندلی بابامه

اوه، خب، پس این باید پدرتون باشه

سلام، مارتی کرین هستم

نمایش قشنگی رو اجرا کردید. اوه، برنامه کوچیک منو شنیدین؟

نه، منظورم فقط همین وارد شدنتون بود

دکتر، دکتر، می‌تونیم عجله کنیم؟ امشب یه مراسم خیریه دارم

زیاد چنگی به دل نمی‌زنه، اما خب چه اهمیتی داره؟

بسیار خب، حالا که همه‌مون اینجاییم، امم...

حالا در مورد ادعای مدیریت مبنی بر...

مشکلات مالی. من یه سری بررسی کردم

و متوجه شدم که درآمد حاصل از تبلیغات افزایش پیدا کرده

یازده و نیم درصد

گیل چسترتون، منتقد رستوران. بله

اوه، من عاشق اون حرف‌های بامزه‌ای هستم که وقتی غذا بده می‌گید

خب، همین‌ها رو ادامه بدید و ناامید نخواهید شد

توقف افزایش حقوق بی‌مورد است

این فقط یه حیله از طرف یه مدیر ایستگاه بیش از حد جاه‌طلبه

و طبق معمول این زن، ما رو آزار داده

اون برنامه‌هامون رو دستکاری کرده

وقتشه که به این "شاهدخت تاریکی" بگیم "نه"

من یه ایده بهتر دارم

چرا نمی‌ریم پیش مایک تایسون و بهش بگیم خنده‌دار حرف می‌زنه؟

پس کارکنان پشتیبانی‌مون چی؟

اگه از این اعتصاب حمایت نکنیم، ممکنه شغلشون رو از دست بدن

اونا بدون حمایت ما بی‌قدرت هستن

فریژر، رفیق، اونا چرا باید افزایش حقوق بگیرن؟

داری درباره کسایی حرف می‌زنی که هات‌داگ و ناچو می‌خورن

این حرف به طرز وحشتناکی نخبه‌گرایانه‌ست!

خب، ممنونم، آقای "مردم عادی"

هی، مطمئنم همه ما دوست داریم به این آدما کمک کنیم

اما ما به شغلمون نیاز داریم

ما هم کارمندای زحمتکشیم، از حقوق این ماه تا اون ماه زندگی می‌کنیم

درست مثل خودشون

ببخشید. یکی پایین راهمو بسته

چه کسی بی ام و داره؟

یه بی ام و قرمز؟

با تودوزی قرمز؟

اوه، خب، اون مال منه. فقط کلیدت رو بده

من میدم دست دربان. اوه، نه، نه، من خودم داشتم می‌رفتم

اوه، منم دارم می‌رم. اما، اخلاقیاتت کوشن؟

وجدان کو؟ نه، دستشوییت کجاست؟

باید یه ذره "کانو" بزنم

هی، من با شما مردمم. کارگرا به جهنم. شما به هر چی خواستید رسیدید

هی، دقیقاً

و به احتمال زیاد، بعد از اینکه مدیر ایستگاه اون آدم‌های کوچیک رو له کنه،

سراغ شما کله‌گنده‌ها نمیاد

حق با شماست. چرا باید بیاد؟

خب، یعنی، فرض کنید اگه اون بخواد پول پس‌انداز کنه،

شما اقلام گرون‌قیمت هستید

و بعد از همه اینا... خب، دیگه نگران نخواهد بود از اینکه...

کارکنان پشتیبانی از شما حمایت کنن، مگه نه؟

اوه، اما نه، این دیوانگیه

شما که نمی‌گید کیت ممکنه بعدی سراغ پول ما بیاد؟

نه، اون این کارو نمی‌کنه

اون یه فرشته‌ست، نه؟ مثل یه شیرینی خامه‌ای نرم

و همه ما می‌دونیم هیچ‌کس اینجا حقوق اضافه نمی‌گیره

ناگهان حس "نورما ری" بهم دست داد

عالیه. من براتون یه کم شراب دیگه میارم

بابا، اون استفاده از روانشناسی معکوس فوق‌العاده بود

فکر کنم زندگی با من یه کم روت اثر گذاشته

خب، فکر کنم طبیعیه که عوامل محیطی

روی رشد شخصیت تأثیر بگذارن. باشه بابا

اوه، صبر کن، امیدوارم یه رگ اُدیپی سرکوب‌شده طولانی‌مدت رو نزده باشم

خیلی خنده‌داره

چون آخرین چیزی که ما می‌خوایم اینه که شما

عصبانیتت رو به طور منفعلانه-تهاجمی فروخورده باشی

اوه، باشه! بس کن دیگه، زبون‌درازه!

هی، مثل اینکه منم دارم روت اثر می‌ذارم

بسیار خب، مردم، من با استعدادهای روی آنتن صحبت کردم و من...

اخ‌نِی، دکتر کرین

اوه، بله، حالا دیگه واقعا "مخروط سکوت" رو رها کردید

به هر حال، من به قولم عمل کردم

هنرمندا پشت شما هستن. اگه شما اعتصاب کنید، ما هم اعتصاب می‌کنیم

همه برای یکی، یکی برای همه! آره!

باشه، پس سخنگوی ما کیه؟ کی داره رهبری این حرکت رو به عهده می‌گیره؟

منم. مشکلی باهاش داری؟ اوه، لعنتی، دوباره لبخند زدم

روزالیندا، یه لحظه؟

رهبر ما نوئل شمپ‌اسکایه؟

این مرد به اندازه یه پارامسی هم شهامت نداره

چی، فکر می‌کنی این ایده منه؟

نوئل و من تنها دو نفری بودیم که داوطلب شدیم

معلومه که بهم رای ندادن

من از اون باهوش‌ترم، با اعتماد به نفس‌تر، شیواتر

اما اون احمقای بزدل فکر می‌کنن من یه کله‌داغم

اما، نوئل، راُز...

شغل خیلی‌ها روی این بستگی داره، از جمله مال من

پس تو این کارو بکن. من؟

بله. لطفاً. نه، نه، من، نه، نه

من دیگه به اندازه کافی انجام دادم. چی؟ چی؟

دکتر کرین، می‌بینم که شما نگران مهارت‌های مذاکره من هستید

اما نگران نباشید

من یه سلاح مخفی دارم

من می‌تونم به اراده خودم غش کنم. نگاه کنید

باشه مردم، یه کودتا شده. من حالا رهبر شما هستم

هوررا! به لانه گرگ ماده!

خب، اینجا چه خبره؟

ما از توقف افزایش حقوق ناراضی هستیم و می‌خواهیم در این مورد با شما صحبت کنیم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left