Frasier

Frasier

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 10

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Frasier S10E17 Kenny on the Couch 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 17 Frasier زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-24
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

خب، فکر کنم برای یه تماس‌گیرنده دیگه وقت داریم

بفرمایید، میندی، گوش می‌کنم

میندی: درباره مادرمه، دکتر کرین

از وقتی ازدواج کردم اون همش...

بله، پیراهن یقه اسکی کشمیر ۳۹ دلاره

ببخشید، چی؟

میندی: ببخشید، من تو فروش کاتالوگی کار می‌کنم

و رئیسم همین الان رد شد. خب، به هر حال، مادرم...

بله، تا آخر ماه تخفیف خورده

میندی، وقت نداریم. فرژیه، صبر کن.

کشمیر زیر چهل دلار؟

یه دونه مشکی می‌خوام

سایز مدیوم

وایسا، مدیومِ مدیومه یا مدیومِ مدلای آنورکسیک غیرواقعی؟

میندی: به نظرم شاید بهتر باشه سایز لارج رو انتخاب کنی

اَه، واقعاً؟ فرژیه: و اینم از برنامه ما

آها. راز چه سایزی سفارش می‌ده؟

آیا اکسسوری هم بهش اضافه می‌کنه؟

برای نتیجه‌گیری هیجان‌انگیز فردا با ما همراه باشید

روز خوش، سیاتل

برنامه‌ عالی بود، دکتر. یکی از بهترینات

روزالیندا، کارت روی پنل کنترل عالی بود

از این به بعد بهت می‌گم "دیوونه کنترل"

راز: آه

خب، احتمالاً دارین تعجب می‌کنین که امروز کی موتورشو روشن کرده؟

آره. همین الان وکیلم زنگ زد

طلاقم؟ قطعی شد!

اوه. برگشتم به دوران مجردی و شیطنت.

دخترا رو قفل و بست کنین، سیاتل. کنی دالی آزاد شد!

شاید بهتر باشه حلقه ازدواجتو دربیاری، آقا خروس

اوه، آره. وقتشه این غل و زنجیرو دربیارم

خب، عجیبه

اوه، حسابی گیر کرده

خنده‌داره، همسرم ازدواجمون رو همین‌طوری توصیف می‌کرد

گیر کرده

خب، دیگه گیر نیستی، هستی؟

اوه، لعنتی!

کنی، کنی، بیا، بیا

بیا بشین. خب، بفرما

حالا، یه نفس عمیق بکش

متأسفم. این قضیه مثل یه پتک افتاد روم

تنها خبر خوب اینه که از این به بعد هر ماه یه چک می‌گیرم

کنی، خب...

طلاق می‌تونه یکی از سخت‌ترین مراحل زندگی باشه

به این فکر کردی که هفته‌ای یکی دو بار با یه متخصص ملاقات کنی؟

بهش فکر کردم ولی فاحشه‌ها گرونن

منظورش روانپزشکه، کنی

همین رو می‌گفتی، نه؟

یه روانشناس؟ اوه، نه بابا

فکر نکنم بتونم با یه روانشناس راحت صحبت کنم

من روانشناسم. تو که با من راحت حرف می‌زنی

داری پیشنهاد می‌دی روانشناسم باشی؟ نه.

نه، این کارو خودم می‌تونستم انجام بدم، ولی قرار بود ارجاعت بدم به یه نفر دیگه

خب، نمی‌تونی کمکش کنی، فرژیه؟ خب، من... نمی‌دونم، راز

به کارفرمای خودم روان‌درمانی بدم؟

یه جورایی... یه منطقه خاکستریه، این‌طور نیست؟

اوه، بیخیال. انگار نه انگار رئیس واقعی باشه

آره، راز حق داره

اوه، بیا دیگه، دکتر. یه کم کمک لازم دارم

خب، من... فکر کنم اگه دوست داری بیای خونه من و...

و غیررسمی در مورد احساست صحبت کنیم، ضرری نداره

ممنون، دکتر. ها ها ها

و من برای وقتتون پول می‌دم. اوه، نه، اصلاً نیازی به این کار نیست

نه، نه، اصرار می‌کنم. حالا چقدر می‌گیرید؟

کنی، نگران نباش. با کمال میل رایگان انجامش می‌دم

چی می‌گی جمعه شب دور هم جمع بشیم؟

ممنون، دکتر

کاش زن سابقم به خوش‌اخلاقی تو بود

و مرده

باشه، شاید امشب بهتر باشه

و تنها باری که داشتم می‌بردم،

بابام "تصادفی" تخته چکر رو انداخت

مجبورم کرد همه مهره‌ها رو هم جمع کنم

خوشبختانه مامانم اونجا بود و یه تکه کیک اضافه آورد

می‌فهمم

یه پدر کنترل‌گر خودشیفته و یه مادر بیش از حد حامی

تمام ویژگی‌های یک عقده ادیپ کلاسیک رو داره

خب، خب

دوست قدیمی، باز هم همدیگر را می‌بینیم

حالا بذارید بهتون بگم، احساسات ریشه‌دار شما در مورد عقده اختگی...

متأسفم، وقتمون تموم شد

صبر کن، چی؟

این جلسه خیلی جذاب بود

فکر می‌کنم بالاخره در آستانه...

کشف مسیری به سوی بینش‌های واقعی هستیم

نمی‌تونم بگم که من هم مثل شما هیجان‌زده‌ام

ها ها ها. آره

بالاخره کی قراره در مورد طلاقم حرف بزنیم؟

شاید ندونی، کنی، اما همین الان هم داریم حرف می‌زنیم

حالا، برای جلسه بعدیمون،

می‌خوام یه نامه بنویسی و به پدرت بگی چه حسی داری

نفرستیش. فقط بنویسش

مشق؟ شما که نگفتین قرار بوده مشق داشته باشیم

همه‌ش بخشی از رونده. شب بخیر، کنی

ولی من...

وای، فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت تموم شه

بابا، چقدره اون تو بودی؟

تمام این مدتِ کوفتی

رفتم یه آبجو بخورم که کنی اومد تو و شروع کرد به گریه کردن

و من گیر افتاده بودم

خب دوز بازی چطور باید کمکش می‌کرد که از طلاقش بگذره؟

(این بلاک شامل متن انگلیسی اصلی است زیرا بر اساس تفسیر من به تنهایی معنای کاملی در این بخش از جمله نمی‌دهد و نیاز به ترکیب با بلاک قبلی دارد، اما چون باید دقیقا به همان فرم پاسخ دهم، متن اصلی را قرار می‌دهم.)

بابا، ناتوانی در حفظ روابط بزرگسالانه

اغلب ریشه در آسیب‌های روانی دوران کودکی و رابطه با والدین داره.

وقتی ما همه‌مون از دنیا رفتیم، نسل شما می‌خواد چیکار کنه

وقتی دیگه کسی نیست که تقصیر رو بندازین گردنش؟

واقعاً نمی‌تونم بهتون بگم چقدر هیجان‌انگیزه که دوباره آستین بالا بزنم

و تو اعماق روان یه نفر کندوکاو کنم.

اصلاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

هرچند به نظرم خیلی بااهمیته

که پدرش هیچ‌وقت به چیزایی که برای پسرش مهمترین بود، علاقه‌ای نشون نداد.

(این بلاک شامل متن انگلیسی اصلی است زیرا بر اساس تفسیر من به تنهایی معنای کاملی در این بخش از جمله نمی‌دهد و نیاز به ترکیب با بلاک قبلی دارد، اما چون باید دقیقا به همان فرم پاسخ دهم، متن اصلی را قرار می‌دهم.)

باشه، فریز. خداحافظ.

اوه، سلام، مارتین.

اوه، سلام کنی. نمی‌دونستم اینجایی.

چطوری؟ فکر کنم خوبم.

من یه پدرِ از نظر احساسی ناکارآمد دارم.

عجب!

کجا می‌ری؟ اوم، می‌رم یه آبجو بزنم توی مک‌گینتی.

جدی؟

خب، مطمئنم بعد از این همه گریه، بدنم آب از دست داده.

عجب!

اگه اشکالی نداره، می‌تونم باهات بیام؟

آره، چرا که نه؟ اوه، ممنون مارتین.

واقعاً ممنونم.

مطمئنم پدر فوق‌العاده‌ای بودی.

اوه خدایا.

اگه می‌خوای یوگا یاد بگیری،

چرا به یه معلم خصوصی پرمدعا نیاز داریم؟

کلاس‌هایی هست که می‌تونیم با هم تو باشگاه بریم.

بله، و بعدش

لوسیون‌های ضد قارچ هم هست که می‌تونیم با هم استفاده کنیم.

فقط یه فرصت به آمریت بده.

اگه به آرامش جسمی و روحی نرسیم،

جلسه دوم رایگانه.

اوه، سلام به هر دوتون.

سلام فریز. سلام.

فروید، بتلهایم. آره.

یونگ؟ هاهاها.

کسی داره با کله‌گنده‌ها کار می‌کنه.

هاها، بله. خب، برای بیمارمه.

دوباره بیمار می‌بینی؟

خب، فقط این یکی رو تو این سه هفته اخیر.

تازه مورد خیلی چالش‌برانگیزی هم هست.

این مرد مشکلات پدری داره،

انواع مشکلات عصبی و یکی دوتا فوبیا.

به نظر من که یه کله‌خراب گیرت اومده.

متاسفم، اینو تو یه کنفرانس شنیدم.

فریز: آره، بله.

خب، چطوری با این بیمار جدید آشنا شدی؟

خب، نمی‌تونم بگم دافنه.

شما که رازداری پزشک و بیمار رو می‌دونین.

هی، رفیق روانشناس. سلام، نایلز، دافنه.

نایلز: سلام. دافنه: سلام.

کنی، اوم، حالت چطوره؟

خب، اگه اجازه بدین ما می‌ریم مت یوگا بخریم.

دافنه: باشه. نایلز: بریم.

کنی، بشین. بشین.

خب، اوم، چه حسی داری؟ مثل یه آدم جدید.

دیشب دقیقاً همونی بود که لازم داشتم.

نمی‌تونم بگم چقدر شنیدن این حرف رضایت‌بخشه.

آره، من و بابات تا تعطیلی مک‌گینتی موندیم.

جدی؟ تو و بابا؟

آره، در واقع برای قهوه باهاش قرار دارم.

وای، چقدر شوخ‌طبعه. کاری کرد کلاً مشکلاتم رو فراموش کنم.

خب، خوشحالم برات.

البته هدف فراموش کردن مشکلات نیست.

هدف درک اونهاست.

البته که این کار زیادی می‌بره.

آره، در مورد اون قسمت کار کردن...

بابات دیشب یه چیزی گفت که خیلی حرف حساب بود.

گفت باید بیشتر برم بیرون و من فکر می‌کردم

اگه هفته‌ای دوبار شما رو ببینم و اون همه تکلیف انجام بدم، این کار سخت خواهد بود.

(این بلاک شامل متن انگلیسی اصلی است زیرا بر اساس تفسیر من به تنهایی معنای کاملی در این بخش از جمله نمی‌دهد و نیاز به ترکیب با بلاک قبلی دارد، اما چون باید دقیقا به همان فرم پاسخ دهم، متن اصلی را قرار می‌دهم.)

فکر کنم منظورم اینه که

می‌خوام ول کنم.

کنی، می‌فهمم که کشف گذشته‌ای بسیار دردناک باید دردناک باشه، اما باید بهت هشدار بدم که اگه الان از این فرار کنی،

(این بلاک شامل متن انگلیسی اصلی است زیرا بر اساس تفسیر من به تنهایی معنای کاملی در این بخش از جمله نمی‌دهد و نیاز به ترکیب با بلاک قبلی دارد، اما چون باید دقیقا به همان فرم پاسخ دهم، متن اصلی را قرار می‌دهم.)

فقط الگویی رو تکرار می‌کنی که بدبختیت رو طولانی‌تر می‌کنه.

مشکلی ندارم باهاش.

تو این چند جلسه اخیر، چیزایی کشف کردیم

که معمولاً ماه‌ها طول می‌کشه تا بهشون برسیم.

نمی‌خوام از خودم تعریف کنم ولی عالی کار کردم.

اوه، سوءتفاهم نشه، دکتر، شما عالی بودین.

فقط، این کار برای من نیست.

هی، بچه‌ها. هی، هی، مارتی خوش‌گذرونه.

آره، هی، اون، اوم،

آقای شات‌خور. درسته، هی.

بابا، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟ آره، حتماً.

اوه، من برامون قهوه می‌آرم. آره.

پسر خوبیه. امم.

اونقدر که فکر می‌کردی جنبه مشروب نداره.

بهش گفتی که باید بیشتر بره بیرون؟

آره، مگه چیه؟ خب،

اون ازش بهونه کرده که درمان رو ول کنه.

بعد از یه شب بیرون رفتن با تو تو یه بار،

این مرد حاضره سه هفته تحلیل فشرده رو بندازه دور.

خب، فریز، این بنده خدا بالاخره داره یه کم خوش می‌گذرونه.

نمی‌خوای خوشحال باشه؟

من سعی نمی‌کنم خوشحالش کنم.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left