Frasier

Frasier

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 8

Väljalaske info

Frasier S08E06 Legal Tender Love and Care 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 6 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-24
Allalaadimised: 26
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

آه، بابا، باید بری کنار

من و دافنه با وکیلم قرار ملاقات داریم

چرا با اون خانم گرون‌قیمت؟ به جای اون آقایی که من معرفی کردم؟

لطفاً. دانی به خاطر ناراحتی روحی ازم شکایت کرده

وکیل شما می‌خواست با گردن‌بند و لنگان برم دادگاه

و ادعا کنم انگلیسی بلد نیستم

هی، ۱۲ سال که توی مرکز خرید دفتر نگه نمی‌داری...

بدون اینکه چند تا کلک بلد باشی

سلام نایلز. فریژر، متاسفم که دیر کردم

اَبی هنوز نیومده؟ نه، داره میاد

این شکایت‌ها منو حسابی بهم ریخته

تو که منو می‌شناسی، فریژر. معمولاً خونسردم

نایلز، اگه بیشتر از این بال بال بزنی...

باید روز کهنه سربازا تو رو تا نیمه‌دکل پایین بیاریم

کسی شری میل داره؟

بله، لطفاً. اوه، بله، لطفاً

می‌فهمم نایلز چه حسی داره

منم واسه اون شهادت فردا استرس شدیدی دارم

اولین باره که بعد از عروسیمون دانی رو می‌بینم و قراره زیر سوالم ببره

وقتی اَبی آماده‌ت کنه، دیگه هیچ نگرانی نداری

من شماها رو نمی‌فهمم

به جای اینکه هر کدومتون وکیلای گرون‌قیمت استخدام کنین...

چرا فقط توافق نمی‌کنین؟

چون ما کار اشتباهی نکردیم، بابا

دافنه نظرش رو در مورد ازدواج عوض کرد

دانی حق داره درد بکشه، اما حق نداره از همه شکایت کنه

شماها دیوونه‌این. دانی یه پیت‌بولیه

چرا یه مقدار پول رو جمع نمی‌کنین...

بذارین روی یه چوب و بکنین توی قفسش؟

آه، بله. ممنون، بابا

حتی سعی نکنین چوب رو پس بگیرین. فقط فرار کنین

می‌دونین، با وجود ترس‌های بابا...

من به اَبی و مهارت حقوقیش کاملاً اعتماد دارم

بله، همه دیدیم که چطور مهارتش رو تحسین می‌کردی

مطمئنم که نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنین

اوه، سلام، اَبی. بفرمایید داخل. سلام

نایلز و دافنه رو می‌شناسین. بله، سلام دافنه، نایلز

اجازه بدین کتتون رو بگیرم. اوه، ممنون

اوه، خدای من

این کت و شلوار خیلی به شما میاد. جدیده؟

بله، جدیده. و ممنون که توجه کردین، فریژر

اوه، نه. ممنون که اینقدر، امم، قابل توجه هستین

من اینجوری حرف می‌زنم؟ آره، ولی وقتی تو می‌گی بامزه‌ست

لطفاً، راحت باشین

خب، ما مشتاقیم که نقشه نبردتون رو بشنویم

می‌دونیم که قراره سخت باشه ولی ما آماده‌ایم

دانی شکایت‌ها رو پس گرفته

چی؟ کی این اتفاق افتاد؟

همین الان بهم زنگ زد

منم به وکیل شما زنگ زدم تا این خبر خوب رو بهش بدم

ممنون. خب، حالا چی میشه؟

خب، هیچی. تموم شد. تبریک می‌گم

باورم نمیشه

دانی گفت چرا پرونده رو پس گرفته؟

نه نگفت، ولی اگه دوست دارین می‌تونیم زنگ بزنیم و ازش بپرسیم

اوه، نه، نه. اوه، نه، لازم نیست

فکر می‌کنم می‌دونم چرا پرونده رو پس گرفت

چون من بهترین وکیل کل سیاتل رو دارم

احسنت. ممنون برای کار خوبتون

خواهش می‌کنم. تبریک می‌گم

اوه، ممنون، ابی. تبریک می‌گم

خواهش می‌کنم، دافنه

تبریک می‌گم. ممنون، نایلز

ممنون. کاملاً

باشه. اوه! تو باز اومدی؟

راستش من مشتاق بودم یه فرصت پیدا کنم که دانی رو تو دادگاه حسابی جواب بدم

اما به خاطر شما خوشحالم که اینطوری تموم شد

بله، خب، هیچ دلیلی نداره که این یه خداحافظی باشه

فکر می‌کنم یه شام جشن درسته

بهم زنگ بزنین و ببینیم کی همه با هم می‌تونیم دور هم جمع بشیم

بله، بله، همه‌مون

بله، خب، برنامه‌های ما واقعاً یه مقدار پیچیده‌ست

ما به ندرت با هم در دسترسیم

من وقت دارم. هر زمانی برای من خوبه

خب، پس شام حله

عالیه. بدم میاد عجله‌ای برم ولی یه عالمه کار اداری دارم

خب، اجازه بدین تا آسانسور همراهیتون کنم

باشه. خیلی لطف دارین، فریژر

ممنون که منو همراهی می‌کنین

اوه، ممنون که انقدر قابل همراهی هستین

خداحافظ. همگی خداحافظ

دوباره تبریک می‌گم

ابی، فقط می‌خواستم بگم...

که چقدر از آشنایی با شما لذت بردم

این افتخار تماماً نصیب من بوده

می‌دونین، از اینکه رابطه‌ام با شما همین الان تموم بشه متنفرم

فقط داشتم فکر می‌کردم...

اگه می‌خواین ازم قرار ملاقات بخواین، بهتره عجله کنین

با من قرار میذارین؟ بله

اوه، سلام. هی، بچه‌ها

سلام، راز. بیا تو. کمکت می‌کنم جا بیفتی

ممنون که گذاشتین از سی‌دی‌هاتون نوار بگیرم

از کی تا حالا شما دو نفر سلیقه موسیقیایی مشترک دارین؟

واسه آلیسِ. یه مقاله خوندم که می‌گفت گوش دادن به موسیقی کلاسیک...

باعث میشه بچه‌های نوپا باهوش‌تر بشن

یه چیزی در مورد بزرگ‌تر یا پهن‌تر شدن مغزشون. نمی‌دونم

فکر می‌کنم کلمه‌ای که دنبالش می‌گردی "هوشمندسازی‌شده" باشه

اوه، آره؟ خب، حالا حدس بزن من دنبال چه کلمه‌ای می‌گردم

راستش، من یه قطعه عالی دارم که آلیس رو باهاش شروع کنه

سونات بتهوون در دو دیز مینور

خب، من اینجا سی‌دی‌هایی گذاشتم که مناسبن.

ببخشید وقت نکردم یه برنامه براتون بچینم.

ولی راستش، من و بابا امشب با ابی شام جشن داریم.

بابا، می‌دونید، راستش باید آماده شید بریم.

فکر می‌کردم آماده‌ام. به کراواتم هم فکر کردم.

خیلی جلوتر از شما هستم.

هی، شما خیلی وقت دارید که...

با این وکیل "جشن بگیرید".

اوه بله، بله. خب راستش ما چند بار بیرون رفتیم.

من واقعا جذبش شدم. اون خیلی جنبه شوخ‌طبعی داره.

دیشب منو به گلف مینیاتوری برد.

اوه، البته، وقتی اون تو رو می‌بره، شوخی و سرگرمیه.

وقتی من تو رو می‌برم، آخرش میشه یه داستان کوتاه...

توی مجله ادبی دبیرستان.

بابا، لطفا. "از دهان تاریک دلقک"

اون سال تو مسابقه داستان‌نویسی کل شهر دوم شد.

سلام. سلام، نایلز.

اوه، فریژر، اینا برای شماست. دربان تون بهم دادشون.

ظاهراً بعضی از نامه‌های شما به صندوق اشتباهی رفته بود.

و اینا هم برای تو، عزیزم. نایلز. تو داری لوسم می‌کنی.

خودم چیدمشون.

اوه، نایلز. کلوچه!

شیرینی برای شیرینم. بیا بریم اینا رو با شیر بخوریم.

هی، منم همین رو می‌خواستم بگم.

نه، نبودی. قسم می‌خورم من بودم.

باشه، این داره ترسناک میشه.

خب...

چیه؟

همین الان صورتحساب ابی رو باز کردم.

به نظر خیلی بالاست.

فکر کنم این نرخ معمولیه. فقط اینکه...

وای!

منظورم اینه که ابی قطعا ارزش هر پنی رو داره.

خب، باید هم همینطور باشه.

چون وکیل دافنی فقط نصف این مقدار رو گرفت.

خب، این که درست به نظر نمیاد، مگه نه؟

منظورم اینه که اونا همون مقدار کار رو انجام دادن.

بیخیال فرژ. ابی اولین وکیلی نیست که صورتحساب رو زیاد می‌کنه.

خب، شاید نه، ولی ابی اون جور وکیلی نیست.

تو کدوم دنیا زندگی می‌کنی؟ همشون همون جور وکیلن.

قبول دارم ۴۰۰۰ دلار برای مشاوره‌های تلفنی خیلی بالا به نظر میاد.

داره با کی حرف می‌زنه لعنتی؟

با همه دوستاش. داره پز طعمه جدیدی رو میده که گیر انداخته.

این رستوران یه راویولی روکفور فوق‌العاده داره.

من یه جورایی دلم خرچنگ می‌خواست. بیا کمکم کن یکی انتخاب کنم.

من همین الان داشتم بلند می‌شدم که این کارو بکنم.

نه، نبودی. منم بودم.

ترسناک. ترسناک.

خب، ابی، اتفاقاً ایمیلی گرفتی؟

امروز ایمیل‌های جالبی؟ بله، گرفتم.

ولی هیچ‌کدوم رو راحت نیستم جلوی پدرتون بحث کنم.

هی، ابی، از این یکی خوشت میاد. ما تو کلانتری تعریفش می‌کردیم.

چند تا وکیل لازمه تا یه لامپ رو ببندن؟

نمی‌دونم. بستگی داره به اینکه چند تا پلیس اونو اونجا گذاشته باشن.

جواب دندان‌شکن، بابا.

ببخشید.

ابی مایکلز. صبر کنید. موکلم هست. آه.

خب، داره کنتور میندازه، آره؟

من اون لایحه رو قبلاً ثبت کردم. حالا دیگه به اوناست.

نه، نه. فکر نمی‌کنم اونا بخوان اون کارو امتحان کنن.

ولی اگه دوست دارید، می‌تونم باهاشون تماس بگیرم.

یا بهتر از اون، من بهشون یه نامه می‌فرستم که رسمی باشه.

باشه. فعلا خداحافظ.

ببخشید. کجا بودیم؟

چیزی رو فراموش نکردید؟ عجب، حق با شماست.

خیلی دیر شده و من هنوز حتی به منو نگاه هم نکردم.

انتخاب‌های خوبی. شما چی می‌خورید؟

خب، من تقریبا مطمئنم یکی داره حسابی سرش کلاه میره.

خب، خرچنگ‌ها چطور بودن؟

اونقدر بامزه بودن که نمی‌شد خورد. من گوشت گوساله می‌خورم.

خب، من یک جام برمی‌دارم. به سلامتی شکایت‌های بیهوده...

و موکل‌های فوق‌العاده و دوست‌داشتنی که دور هم جمع می‌کنن.

اوه، خب، به به. چه عالی.

ابی، متاسفم که حال رو خراب می‌کنم. فقط اینکه موکل شما...

اوه، درسته. ممنون که یادآوری کردید.

اوه، باورم نمیشه. دانی همین الان وارد شد.

گفتم نگاه نکن. تو که نگاه کردی!

می‌تونی چیزی خجالت‌آورتر از دیدن ما اینجا رو تصور کنی؟

منوتون آتیش گرفته. خب، این خجالت‌آورتره -- اوه!

خاموشش کن! خاموشش کن! نه، نه با Dom Pérignon!

مواظب باش، مواظب باش. حواست باشه.

اوه خدایا. آها، شد.

خب، خدا رو شکر. خیلی خب.

سلام بچه‌ها. سلام.

سلام دانی. اوه، هی.

دافنی. سلام، دانی.

نایلز. سلام، دانی.

می‌دونم شما حتما دارید جشن می‌گیرید.

ولی حتما باید آتیش روشن کنید؟ اوه.

اوه، ما جشن نمی‌گیریم. اون فکر می‌کنه ما جشن می‌گیریم.

می‌دونم این یه کم ناجوره ولی من درک می‌کنم، نگران نباشید.

در واقع، منم خودم دارم چیزی رو جشن می‌گیرم.

یه پرونده بزرگ رو بردی، دانی؟ نه، من...

نامزد کردم.

واقعاً؟ خب، عجب خبر خوبیه!

بله. بله، حتماً همینطوره.

ممنون. در واقع، اون همونجا نشسته.

دست تکون بده، نانسی، دست تکون بده. سنگ رو نشونشون بده، عزیزم.

اوه، خیلی قشنگه. محشره.

خیلی بزرگه.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left