Frasier

Frasier

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 5

Väljalaske info

Frasier S05E13 The Maris Counselor 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-25
Allalaadimised: 28
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 176 rida.

صبح بخیر. فریژر، برادرت زنگ زد

گفت حدود ساعت ۷ میاد اینجا

آه، ممنون

امروز زیادی آروم به نظر میای. آره، خب چرا نباشم؟

توی هفته‌ی نظرسنجی معمولاً خیلی مضطرب بودی

وای خدایا، امروز شروع میشه؟ اوه، اصلاً نباید اینو می‌گفتم

ده ثانیه. رز، تو هر سال همین کارو می‌کنی

خودتو قانع می‌کنی که یه هفته‌ی گند با تماس‌گیرنده‌های بی‌کیفیت خواهیم داشت

ولی شنونده‌هامون همیشه هوامونو دارن، مگه نه؟

روی آنتنی. خیله خب.

سلام، سیاتل. من دکتر فریژر کرین هستم

می‌دونید، امروز صبح یاد یک جمله‌ی قصار بانمک افتادم که منسوب هست

به متفکر بزرگ، اسپینوزا

اوه، خدایا

شو فریژر کرین، مشکلتون چیه؟ - سلام

خب، یه کم دودلم

خب، من که نیستم. شو فریژر کرین، مشکلتون چیه؟

آره، دارم به تغییر شغل فکر می‌کنم. یه جورایی احساس می‌کنم گیر افتادم

مشکل خیلی هیجان‌انگیزی نیست، ولی ببینم می‌تونم وصلتون کنم. پشت خط بمونید

شو فریژر کرین، مشکلتون چیه؟ - یه جورایی خجالت‌آوره

آمین

بچه که بودم شب‌ادرار داشتم و فکر کنم این مشکل دوباره برگشته

عالیه. لطفاً پشت خط بمونید

هی، تغییر شغل؟ یه شب‌ادرار داریم پشت خط

وقتی میگی گیر افتادم، ممکنه

این به خاطر این باشه که شما یک زنی هستین که تو بدن یک مرد گیر افتاده؟

فکر نمی‌کنم. - فکر نمی‌کنم امروز بتونم وصلتون کنم

اوه، واقعاً می‌خواستم باهاش حرف بزنم

حدس می‌زنم اون هم می‌تونه بخشی ازش باشه

جواب خوبیه. لطفاً پشت خط بمونید

هی، شب‌ادرار. یه تراجنسیتی بحران‌زده داریم

تا حالا وقتی کس دیگه‌ای هم توش بوده، جاتو خیس کردی؟

یک فاحشه؟ یک رقاص برهنه؟ شاید زن بهترین دوستت؟

نه. - می‌خوای با دکتر حرف بزنی یا نه؟

باشه. حدس می‌زنم سومی

لطفاً پشت خط بمونید. هی، تراجنسیتی

منم؟ - آره!

تا حالا برای یک مقام سیاسی نامزد شدی یا بهش فکر کردی؟

مثل نماینده کنگره یا همچین چیزی؟

عالیه

بذارید بحث همه‌خدایی‌گرایی عقل‌گرا رو باز نکنیم

وگرنه هر سه ساعت برنامه از دست می‌ره

بگذریم، فکر می‌کنم وقتشه بریم سراغ تلفن‌ها

رز، کی‌ها رو داریم؟

روی خط یک یک شب‌ادرارِ خیانتکار داریم

مگه اینکه ترجیح بدید با راجر روی خط دو حرف بزنید

که یک تراجنسیتی نامزد کنگره هست

بفرمایید، راجر، گوش میدم

میشه توضیح بدی چرا اینجوری جا زدی؟

خب، اون از من جوون‌تره

احتمالاً با دکترها و وکلا قرار می‌ذاره

به من علاقه‌ای نخواهد داشت

کی علاقه‌مند نخواهد بود؟ اوه، خدایا

یک نفر خاص فرصت داشت یک نفر خاص دیگه رو

از ساختمون برای قرار بیرون ببره. آه.

اون خانم کرولی هست. اوه، خدایا

و دوباره جا زد

حالا دافنه، زیادی سرزنشش نکن

مردهای کرین در زمینه‌ی روابط عاطفی موفقیت زیادی نداشتند

همه‌ی ما یه کم محتاطیم

اوه، آره، محتاط، حساس، سخت‌گیر

همه‌تون پر از بهونه‌اید

بعضی وقتا تعجب می‌کنم که اصلاً می‌تونم یکی از شماها رو سر و سامون بدم و از این خونه بندازم بیرون

الو؟ اوه، خانم کرولی! داشتیم همین الان درباره‌ی شما حرف می‌زدیم

بله، ایشون اینجان. صبر کنید

سلام. واقعاً؟

نه، سرم شلوغ نیست. شام خوردن خوب به نظر میاد

یک نفر خاص داره یک نفر خاص دیگه رو به شام دعوت می‌کنه

بله، و دنیا کجا بود

بدون شما بریتانیایی‌ها و استعدادتون در کدشکنی؟

آه، آره، آره، حتماً، دوست دارم. ممنون.

و ممنون که دعوتم کردی. آره، خداحافظ

اون منو فردا شب خونه‌اش دعوت کرده

حدس بزن، نقشه‌ی ناز کردن من واقعاً جواب داد

بله، واقعاً باید یه کتاب بنویسی: "چگونه در دو سال آسان قرار بگذاریم"

اوه، سلام، نایلز

فریژر. هی، نایلز

بابا. هی، دافنه. چی دستته؟

اوه، فقط چند تا پرونده‌ی بیمار

فریژر داره فردا توی گروه درمانی زوج‌ها کمکم می‌کنه

پدرت فردا شب داره گروه خودش رو شروع می‌کنه

اوه، خانم کرولی؟

اوه، خدایا

اوه، کنایه‌آمیزه، مگه نه؟

بابا داره تو اون بخش بهتر عمل می‌کنه

واقعیت نداره. راستش می‌خواستم اینو بهت بگم

ماریس و من دوباره افتادیم تو بزرگراه عشق

خب، اگه بزرگراه نباشه، حداقل تو رمپ ورودیشیم

و همه‌ش رو مدیون بهترین روانپزشکی هستم که تا حالا شناختم

خیلی لطف داری

دکتر برنارد شنکمن، مشاور ازدواج جدیدمون

و اون هیچی کمتر از یک جادوگر نیست. و ماریس هم به اندازه‌ی من ازش راضیه

انگار یک اکسیر جادویی کشف کرده

تا تکه‌های شکسته‌ی روانش رو ترمیم کنه

نمی‌دونم دقیقاً چی اسمشو بذارم. کلمه‌ی "چسب قطره‌ای" به ذهنم میرسه

دکتر شنکمن به من هم خیلی کمک کرده

اون فوری ایراد اصلی منو پیدا کرد

چی هست؟ خب، من... من زیادی قابل پیش‌بینی‌ام

نمی‌دونم اونو یک ایراد حساب کنم

خب، من که حساب می‌کنم، و مهم‌تر از اون ماریس هم همینطور

ولی من می‌خوام یه کاریش بکنم.

تا نیم ساعت دیگه می‌خوام به ماریس یه خودانگیختگی نشون بدم که حتی خوابشم ندیده باشه.

فکر کردم قراره برای کارگاهت آماده بشیم.

باید خودت پرونده‌ها رو بررسی کنی. هر جمعه عصر...

ماریس یک ساعت توی باغ‌های معنویش مدیتیشن می‌کنه.

و همیشه هم مثل یه موش خرما شهوتی میاد تو.

خب، امشب قراره منو توی تختش منتظر ببینه، شهوتی مثل یه...

موش خرمای دیگه.

عجب، نایلز. نمی‌دونم این فکر خوبیه؟

فریژر، می‌دونم منظورت خیره و من هم دوستت دارم و بهت احترام می‌ذارم...

پس وقتی اشاره می‌کنم که... ناراحت نشو.

با سابقه تو توی روابط...

تو آخرین نفری هستی که باید نصیحت بده.

عادلانه است. اوه، و پرونده‌ها رو هم حتماً نگاه کن.

اون زوج‌ها واقعاً به کمک ما نیاز دارن.

سلام، ماریس!

ماریس؟

دکتر شنکمن. نایلز!

چه خبره لعنتی؟ خب، اون چیزی نیست که به نظر میاد.

چی دارم می‌گم؟

با من باش. متاسفم.

یه کمی استرس دارم.

تو استرس داری؟

خودت رو بذار جای من.

تقریباً همین کار رو کردم.

من حیرت‌زده‌ام. این قضیه چقدره که ادامه داره؟

دو هفته.

من و ماریس منتظر بودیم تا وقتی حس کنم تو آماده‌ای بهت بگیم.

این نفرت‌انگیزه.

غیر اخلاقیه.

این... اینا پیژامه منه؟

شاید. یه کمی توی فاق تنگه.

گوش کن، هر خشمی که داری حس می‌کنی حتی به پای عذاب وجدان من هم نمی‌رسه.

اوه، شرط نبند. خوبه، این خوبه.

اون خشم رو تخلیه کن.

کاملاً حق داری.

با زن من خوابیدی و بهم اجازه عصبانیت می‌دی؟

خشمگین. آتیشی. آره. آ...

بله، اتفاقاً داری خیلی خوب باهاش کنار میای. اوه.

فکر نمی‌کنم برات اهمیتی داشته باشه؟ نه!

می‌دونی که ممکنه بخاطر رابطه با یه بیمار، مجوزت رو از دست بدی؟

بله، و حقمه، ولی ریسکی بود که به خاطر عشق ارزشش رو داشت.

اوه

اوه

من عاشقشم، نایلز.

هیچوقت زنی به این گرمی، به این مهربانی، به این از خودگذشتگی ندیده بودم.

ممکنه اینا همه یه مورد اشتباه در شناسایی باشه؟

به لطف جلسات ما...

ماریس نترسیده که زن واقعی درونش رو به من نشون بده.

لعنت بهت. بهت اعتماد کرده بودم.

چون قرار بود به ما کمک کنی.

و ازت خوشم میومد، حرومزاده!

به اعتماد و دوستی من خیانت کردی، و همسرم رو اغوا کردی.

وای، کلی مسائل جدید اینجا داریم، نه؟

فکر می‌کنی شاید باید جلسات رو به سه تا در هفته برسونیم؟

نه، نه، هی، نایلز!

۲۰ دقیقه دیر کردی.

متاسفم. متاسفم؟

این گروه توئه.

من ۲۰ دقیقه است که دارم با این آدما گپ‌های سطحی می‌زنم.

می‌دونی این برای آدمایی که مشکل ارتباطی دارن چه حسی داره؟

حرفای ریزه.

من الان خیلی فکرم درگیره که نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

پس بیا شروع کنیم و می‌دونی چیه؟ شاید تو باید پیشقدم بشی. باشه؟

بسیار خب.

عصر همگی بخیر.

ببخشید دیر کردم. تقصیر من بود.

اگه این آدما رو بشناسم، کینه به دل نمی‌گیرن.

حس می‌کنم اطلاعات زیادی در مورد این گروه دارم.

وقت زیادی رو صرف بررسی پرونده‌های شما کردم.

پس شروع کنیم.

خانم بادینجر.

می‌بینم که تنها هستین. بله.

دلیلی داره که دن نتونست بیاد؟

نه، فقط بعضی وقتا لجبازه.

می‌گه به روانپزشکا اعتماد نداره.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left