Frasier

Frasier

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

Frasier S03E15 A Word to the Wiseguy 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 15 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-25
Descargas: 9
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 195 líneas.

صبح بخیر، دافنه. بابا.

هیس. تمرکزشو به هم می‌زنی.

اون کمین کرده تا هر کسی که روزنامه‌مونو می‌دزده رو بگیره.

بیشتر از یک ساعته که داره این کار رو می‌کنه.

باید بگم، می‌فهمم چرا پلیس خوبی بوده.

بابا خیلی باابهته، مگه نه؟

وقتی بیدار شد، باید وادارش کنی درباره دورانش تعریف کنه...

...به عنوان هماهنگ‌کننده امنیتی جیمی هوفا.

بابا، پاشو دیگه. ها؟

خوابت برد. اوه.

اوه، صبح بخیر، نایلز. سلام.

آه، بله، می‌بینم دزد روزنامه‌مون دوباره کارشو کرده.

ماشالله، خوب بلده. بیا تو.

امروز صبح، برای اولین بار از وقتی جدا شدیم...

...مریس واقعاً گوشی رو برداشت و بهم زنگ زد. به یک لطفی احتیاج داره.

نایلز، فکر نمی‌کنم این اصلاً دلیلی برای جشن گرفتن باشه.

بهت زنگ زده چون چیزی می‌خواد؟

نه، "می‌خواد" نیست، فریژر. "احتیاج داره".

این فرصت منه تا بهش نشون بدم واقعاً چقدر براش ضروری‌ام.

و تمام کاری که باید بکنم، حل کردن یک مشکل کوچیکه.

مشکل چیه؟

اوه، پلیس دنبالشه.

ظاهراً هفته پیش از کنار یک کفش‌فروشی رد می‌شده...

...که یک جفت کفش فرگامو محشر توی ویترین دیده.

خب، نیازی نیست بهت یادآوری کنم دیدن یک فرگامو چه اثری می‌تونه داشته باشه...

...روی هماهنگی دست و چشم مریس.

با ماشین رفت رو پیاده‌رو.

و وقتی پلیس اسمشو تو کامپیوتر وارد کرده...

...یک عالمه جریمه پارک پرداخت نشده پیدا کرده.

دیگه چی از زنی انتظار داری...

...که فکر می‌کنه حساسیتش به شکلات بهش حق می‌ده تو جای پارک معلولین پارک کنه؟

اوه، و از همه بدتر، برای احضاریه‌ش حاضر نشده.

واسه همین بلافاصله حکم بازداشتش رو صادر کردن و اینجاست که ما به تو نیاز داریم، بابا.

چرا؟

تو پلیس بودی.

مطمئنم هنوز رفقایی داری، خودت که می‌دونی.

که می‌تونن کمکت کنن.

آره، ببین، می‌دونی هر کاری برات می‌کنم، ولی این نه.

تمام سال‌هام تو اداره، حتی یک جریمه رو هم درست نکردم.

چه برسه به حکم بازداشت.

نتونستی یه پارتی کوچولو بازی کنی؟ امیدوارم کارات ردیف بشه.

ولی فکر می‌کنم قانون باید برای همه یکسان باشه.

خب، نیست.

دوست نداریم باور کنیم عدالت کوره.

ولی حقیقت تلخ اینه که زن‌های سفیدپوست ثروتمند اصلاً نمی‌تونن برخورد منصفانه‌ای داشته باشن.

دادگاه‌ها عاشق اینن که اونا رو درس عبرت کنن. آره واقعاً.

فقط به زازا گابور یا لیونا هلمزلی فکر کن.

اوه، بله، دو زن کاملاً دوست‌داشتنی که قربانی یک سیستم ناعادلانه شدن.

باشه، بسیار خب. تو کمکم نمی‌کنی، خودم به خودم کمک می‌کنم.

میرم اون کلانتری و تا وقتی عدالت رو به دست نیارم، از اونجا نمیرم.

دقیقاً عدالت نه، گمونم. بیشتر شبیه پارتی‌بازی.

ولی تا وقتی که بهش نرسم، نمیرم.

چه اتفاق وحشتناکی.

تصور می‌کنی خانم کرین بیچاره تو یه سلول زندان زندانی بشه؟

فقط اگه میله‌ها رو به هم نزدیک‌تر کنن.

خب، برای امروز کافیه، رفقا.

این دکتر فریژر کرینه که براتون سلامتی روحی آرزو می‌کنه.

فریژر، حس می‌کنم دارم تو گرداب خشم و ناامیدی فرو میرم.

خب، خودت هم همینطور.

برداشت من اینه که اوضاع تو کلانتری خوب پیش نرفت؟

پلیس به هیچ وجه به حرف منطقی گوش نمی‌داد.

پلیس؟

اونا دارن مریس من رو به خاطر چند تا جریمه پارک مسخره آزار میدن.

مطمئن بودم اگه مریس رو بهتر می‌فهمیدن، کوتاه می‌اومدن.

واسه همین سعی کردم اونو براشون توضیح بدم. اوه، خدای من.

یه بار با یه پسری قرار می‌ذاشتم که با پلیس به مشکل خورده بود.

متوجه فقدان کاملِ صدای نفس نفس زدن بعد از این جمله باشین.

باشه. باشه، باشه، ای موذی کوچولو. اصلاً ولش کن.

می‌خواستم کمکت کنم. مریس می‌تونه تو زندان بگنده.

اوه. رُز، داشتم شوخی می‌کردم.

می‌دونم چقدر از شوخی‌های کوچیکمون لذت می‌بری.

اون جمله موذی، آخ. توشه.

می‌دونی چیه؟ وقتی التماس می‌کنی حتی آزاردهنده‌تری.

آفرین! دوباره منو گیر انداختی!

رُز، اگه به خاطر اون هم نه، به خاطر من، لطفاً.

باشه، به خاطر تو.

دوستم فیل یه سری تخلفات رانندگی جدی داشت.

و اونقدر ترسیده بود که زنگ زد به این آقاهه که، خب، کارا رو درست می‌کنه.

اوه... یه کم مشکوک به نظر میاد، رُز. یعنی رفته پیش یه لات؟

خب، من واژه لات رو جلوی خودش به کار نمی‌بردم.

فقط اونو به عنوان کسی در نظر بگیر که آرزوها رو برآورده می‌کنه.

مثل یه پدرخوانده پری‌گون.

یه کلمه دیگه که جلوی خودش به کار نمی‌بردم.

بفرمایید. جروم بلاسکو.

اوه، رُز، تو فرشته رحمتی. چطور می‌تونم جبران کنم؟

دفعه دیگه که خواستی یه چیز بامزه کوچولو بگی...

...درباره زندگی عشقی‌ام یا لباسی که پوشیدم، فقط تو دلت نگه دار.

حله.

اونو بده به من. نه، اونو بده به من.

فریژر. دیوونه شدی؟

نمی‌ذارم یه وضعیت کوچیک، هرچند آزاردهنده رو...

...تبدیل به فیلم مارتین اسکورسیزی کنی.

تو نمی‌فهمی این برام چقدر معنی داره.

وقتی مریس این لطف رو ازم خواست، می‌دونی چی گفت؟

گفت "نایلز، آیا تو کمودور من می‌شی؟"

"کمودور"ش؟

این چیزی بود که قبلاً پدرشو صدا می‌کرد. آه.

فریژر، هیچ مشکلی اونقدر بزرگ نبود که اون مرد نتونه حلش کنه.

مطمئنم.

اون صلیب جواهرنشان قشنگ رو یادت میاد؟

ماریز تو سفر اولین عشای ربانی‌ش به رم، دزدیده بود؟

فکر می‌کنی کی اوضاع رو با واتیکان فیصله داد؟

آه، بله، یادش بخیر اون روزا

که پدر و مادر دست بچه خطاکار رو می‌گرفتن

و دوباره می‌بردنش سر صحنه جرم و وادارش می‌کردن بگه

"متاسفم، عالی‌جناب پاپ، دیگه تکرار نمیشه"؟

شما متوجه نمیشید.

اگه به ماریز نشون بدم که می‌تونم جای کامودور رو پر کنم،

اون یه جور احترام کاملاً جدیدی بهم پیدا می‌کنه.

می‌تونیم زندگیمون رو روی پایه‌های سالم‌تری دوباره بسازیم.

فریزر!

خواهش می‌کنم.

اوه، ممنونم.

من فقط می‌دونم این مرد جواب مشکلات منه.

بله، کی بهتر از یه مرد که آدرس کاری‌ش اسکله‌ست،

می‌تونه بافت ظریف یه ازدواج مشکل‌دار رو ترمیم کنه؟

نایلز! نگاه کن، این مسخره‌ست.

از نیمه‌شب گذشته. من دارم میرم.

نه، نه، نه، تو نمی‌تونی بری. تو پشت و پناه منی.

یعنی چی معطلش کرده؟

فکر می‌کنی اونه؟

بعید می‌دونم. اون پالتو آرمانیه.

نکته خوبیه. یه خلافکار پول همچین چیزی رو از کجا میاره؟

شما دکتر کرین هستید، درست می‌گم؟ اوه، بله، من نایلز کرین هستم.

ایشون برادرم، دکتر فریزر کرین هستن.

اوه، جروم بلاسکو هستم. خوشبختم.

دیرکردم رو ببخشید. من و دوست دخترم داشتیم یکی از اون بحث‌هایی رو می‌کردیم

که جدا شدن ازش سخته.

ما که حتماً از اینا داریم، نه؟

بله. زن‌ها!

خب پس مشکلی دارید که فکر می‌کنید من می‌تونم کمکتون کنم؟

اوه، خب، بله، دارم. خواهش می‌کنم، جروم.

اوه، ببینید، هفته پیش خانم من پاش به قانون رسید،

و از اون موقع، بگم خدمتتون که یه سری پیچیدگی‌ها پیش اومده.

و خلاصه اینکه، اوضاع داغه، داغه، داغ!

و ما معتقدیم شما مردی هستید که می‌تونید آب رو آتیش باشید.

حس می‌کنم شما فیلم‌باز هستید، دکتر کرین.

نایلز، فقط اتهامات رو بهش نشون بده. بله، بفرمایید.

کم هم نیستن.

"بی‌توجهی به احضاریه"، "سرعت غیر مجاز"، "به خطر انداختن جان دیگران".

همسرتون خیلی خانم بی‌خیالی به نظر میاد.

اوه، بله، اون یک عالمه هیجانه!

اوه، فکر می‌کنید می‌تونید پلیس رو راضی کنید یه کم ملایمت نشون بدن؟

تلفن زدن هیچ ضرری نداره.

ببخشید. ممنونم.

بله، برین مستقیم به عقب.

داره زنگ می‌زنه. داره زنگ می‌زنه!

فریزر، می‌دونم فکر می‌کنی دیوونه شدم که اینو می‌گم، ولی خیلی کیف داد.

خب، باید اعتراف کنم، نایلز، هم‌نشین شدن با دنیای خلافکارا

کاملاً هم ناخوشایند نیست.

من واقعاً یه افزایش تستوسترون واقعی حس کردم، می‌دونی.

منم همینطور. منم همینطور. یه جور سوزش واقعی توی سینه‌م حس می‌کنم.

هوم، و حالا رفت.

بازم اومد.

و حالا رفت.

اوه، نایلز، حتماً موبایلت داره ویبره می‌ره.

اوه، بله. اوه، حق با شماست.

سلام. اوه، سلام، ماریز.

اوه، بله، من الان دارم دقیقاً به همون موضوع رسیدگی می‌کنم.

صبر کن، فقط یه ثانیه. یه ثانیه.

خب؟ می‌تونید این موضوع رو حل شده بدونید.

اوه. اوه.

ماریز؟ همه چی حل شد.

چی گفتی؟

نه، فقط تا حالا نشنیده بودم این کلمات رو به کار ببری.

اوم...

خواهش می‌کنم.

اوه، جروم، ممنونم.

خب اگه اجازه بدید آقایون، من یه قرار کاری دیگه دارم.

اوه. این وقت شب؟ خدای من، از نیمه‌شب گذشته!

چه جور کاری... میتونه به من ربط داشته باشه که شما کجا میرید؟

بگید ببینم، چقدر بهتون بدهکارم؟ اوه، هیچی.

خوشحال شدم که تونستم کمک کنم. اوه، این حرفا چیه. من اصرار دارم.

یه لطف حسابش کن.

من در موقعیتی بودم که می‌تونستم کمکتون کنم.

شاید یه روزی شما در موقعیتی باشید که بتونید به من کمک کنید.

من حتماً خوشحال میشم.

اگه هر کاری از دستم برمیاد براتون انجام بدم، فقط کافیه بگید.

خیلی مهربونید. از آشنایی با هر دوی شما خوشحال شدم.

همچنین. و شما.

و جدی گفتم. هر کاری، فقط بهم بگید.

نباید اون حرفو می‌زدم، نه؟

اوه، دکتر کرین.

جروم! نگاه کن، نایلز، جرومه!

تو خونه من!

ما داشتیم یه گفتگوی خیلی دلپذیر انجام می‌دادیم.

دکتر کرین، شما مرد خوش‌شانسی هستید.

که همچین خانم جوان جذابی رو استخدام کردید.

اوه. بفرمایید.

می‌دونستید برادرش سیمان همین ساختمون رو تأمین کرده؟

اوه.

خب، دنیا چقدر کوچیکه. اوه، ساعت رو نگاه کن!

اوه، خب، جروم، نگفتید شغلتون چیه.

اوه، صبر کن. بذار حدس بزنم. من یه کم پیشگو هستم.

خب ببینیم... هوم...

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left