Frasier

Frasier

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 10

Información de lanzamiento

Frasier S10E02 Enemy at the Gate 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 2 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-24
Descargas: 28
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 195 líneas.

وقتی شرکت تلفن می‌گه که میان دم درتون

بین ساعت ۹ تا ۱۲، وارد یک قرارداد شفاهی شدن.

وقتی ۱۲:۴۷ دقیقه میان، یعنی قرارداد رو نقض کردن.

بازم، موافقم.

فقط نباید منتظرشون می‌موندم. همین.

حالا کل روزم به هم ریخته.

با این حال، ممنونم که وقت گذاشتین و منو رسوندین.

بله، خب، وقتی شما به من اطلاع دادین...

که باید هرچه سریع‌تر به فروشگاه پرومِنیدز برسین...

من فکر کردم یک وضعیت اضطراری واقعی پیش اومده.

نه اینکه قفس چند تا مرغ عشق مسخره رو برگردونید.

شاید به بزرگی افتادن سرآستین شلوار نباشه...

اما تا وقتی با یه چیز امن‌تر برگردم خونه...

دافنی و نایلز کوچولو زیر یه آبکش زندگی می‌کنن.

خدای من، بهم نگین که واقعاً اسم اونا رو از روی خودتون گذاشتین!

اشتباه بزرگی بود، قبول دارم.

امروز صبح وقتی دافنی فرار کرد، همش فکر می‌کردم اگه زخمی بشه چی؟

یا گم بشه، یا یه گربه بخورتش؟

یا بدتر از اون، اگه با یه پرنده آشنا بشه...

که از نایلز هم پرنده‌تر باشه، ولی باطن نداشته باشه؟

به من اعتماد کن.

هیچ‌کس از نایلز پرنده‌تر نیست.

این همه ترافیک واسه چیه؟

بگین ببینم، این مردم کار ندارن؟ بعضی از ماها برنامه رادیویی داریم که باید اجرا کنیم.

شما تا یه ساعت و نیم دیگه برنامه ندارین.

خب، این که نمی‌شه.

اوه، خدای من، برنامه‌ام ۱۵ دقیقه دیگه شروع می‌شه!

اصلاً نمی‌دونستم انقدر دیر شده. هی، می‌تونین همین جلوی در پیاده‌ام کنین.

با تاکسی می‌رم خونه. متأسفانه مجبورم. لعنتی!

کار باباست.

بهتون می‌گم، می‌خواد ایستگاه رادیویی خودش رو گوش بده...

مثل موش آزمایشگاهی که آمفتامین زده باشه، دکمه‌ها رو فشار می‌ده.

ببخشید، نظرمون عوض شد. پارک نمی‌کنیم.

دو دلار.

ببینید، ما فقط برای یک ثانیه اومدیم تو و تصمیم گرفتیم پارک نکنیم.

فقط ساعت روی بلیط رو چک کنید.

باشه، برای هر بخشی از ۲۰ دقیقه، دو دلار می‌شه.

یک ثانیه، ۱۰ دقیقه، هر چی.

مگه اینکه بیشتر بمونین، اونوقت دو دلار دیگه اضافه می‌شه.

نه، ببخشید.

شاید من منظورم رو واضح نمی‌گم.

ببینید، من اشتباهاً وارد اینجا شدم.

تصمیم گرفتم پارک نکنم و حالا فقط می‌خوام برم بیرون.

دو دلار.

امم، من دو دلار دارم.

بذارش کنار.

متاسفم. اشتباه شماست، شما هم پرداخت می‌کنید. این قانونه.

اوه، واقعاً؟

اتفاقاً منم چند تا قانون واسه خودم دارم.

و یکی از اون‌ها اینه که برای هیچی پول خوب نمی‌دم.

بابت هیچی که نیست، ماشینتون فضای اینجا رو اشغال کرده.

این که پارک کردن نیست. از نظر من که پارک شده.

ولی دائم در حال حرکت بوده. خب، ایستاده.

ولی هنوز روشنه. (این) پارک شده.

هزینه دو دلاره.

هیچ کاری نمی‌تونید بکنید.

واقعاً؟

شنیدی نایلز؟

بله، و از نظر من منطقیه.

باشه.

هر جور شما دوست دارین.

داریم چیکار می‌کنیم فرِیزر؟

اگه قراره پول پارک رو بدم، پس باید ۲۰ دقیقه کاملش رو هم استفاده کنیم.

اون وقت می‌تونه دو دلار منو بگیره.

باشه، الان یه تیکه کناری می‌خوایم.

که یه کم گوش داره و یه تیکه کوچولو آسمون.

گوش با آسمون، گوش با آسمون.

خب، این از این.

ببخشید طول کشید تا آخرین وسایلمو جمع کنم.

اوه، مشکلی نیست.

فرِیزر تا جمعه برای موکت‌کاری وقت نداره.

اوه، واقعاً؟ وقتی اتاق من بود...

می‌گفت موکت تا ۲۰ سال دیگه هم خوبه.

آره، خب، حالا قراره بشه یه پناهگاه مطالعه.

داره اتاق منو تبدیل به کتابخونه می‌کنه؟

نه، خیلی واضح گفت که پناهگاه مطالعه‌اس.

کتابخونه یعنی اشتراک گذاشتن.

فکر کنم چند تا تیکه از این پازل کمه.

تو همیشه اینو می‌گی. ادامه بده به گشتن.

اصلاً چرا من این کار احمقانه رو می‌کنم؟

چه پازلی! عکس چیزی که قراره بشه، درست روی جعبه هست.

تو همیشه اینم می‌گی.

چی شده اِدی؟ بیا، پسر.

باید بدونه که داری می‌ری.

هر وقت چمدونمو میارم بیرون همین‌طوری می‌شه.

می‌دونه دارم می‌رم و شروع می‌کنه به سروصدا کردن.

بیا پسر.

آره، همین‌طوره.

خب، چیزی برای ناراحت شدن نیست.

هر روز برای فیزیوتراپی‌تون میام اینجا.

شنیدی پسر؟ اون هر روز میاد اینجا.

تا صاحب بی‌چاره‌تو اذیت کنه.

چیکار باید بکنم؟

شاید اگه واسه من ناهار درست کنی، حواسش پرت بشه.

صبر کن آقا!

احمق!

بقیه راننده‌ها دارن عصبانی می‌شن. اگه اینقدر کوته‌فکر نبودن...

می‌فهمیدن که من دارم این کارو به خاطر خودشون می‌کنم.

مثل اصلاح کردن گرامر مردم می‌مونه؛ من این کارو نمی‌کنم که محبوب بشم.

از اون حمایت می‌کنم. ولی در این مورد، قویاً احساس می‌کنم باید پول رو بدیم.

و تا دعوا نشده برید کنار.

اوه، نایلز، اگه بخوان می‌تونن دورمون بزنن.

خب که چی اگه دو ثانیه بیشتر طول بکشه.

بهای ناچیزیه در ازای اینکه دنیای بهتری داشته باشیم.

باشه، ولی داریم خودمون هم اذیت می‌کنیم.

نایلز، به زودی برمی‌گردی پیش پرنده‌های کثیف احمقت.

منظورم این بود که برنامه‌ی رادیوییت الان شروع می‌شه.

احمق!

آها، درست می‌گی.

دکتر کدوم گوریه؟

هنوز نرسیده.

برنامه‌مون نزدیکه شروع بشه.

به خدا قسم هیچکس اینجا نظم نداره.

کم‌کم دارم فکر می‌کنم زیادی کوتاه اومدم.

آخه، ای بابا! من سعی می‌کنم همه رو راضی نگه دارم.

و تهش فقط خودم دل‌پیچه می‌گیرم.

خب، دیگه بسه.

این شنبه یه جلسه‌ی کارکنان داریم.

قراره یه سری قانون بذاریم.

من شنبه کار دارم.

خب، اجباری که نیست.

رازم!

فریزیر، کجایی؟

چی؟

تو یه پاساژ گیر کرده.

هنوز ۱۰ دقیقه از وقت پارکش مونده.

می‌دونی، لازم نیست که حتماً ۲۰ دقیقه کامل رو استفاده کنی.

خودش می‌دونه.

چی‌کار داری می‌کنی؟

چی؟ از گاندی به بعد دیگه نفهمیدم چی گفتی.

فقط وقت‌کشی کن. نمی‌دونم.

اگه مجبور شدی، چند تا از نامه‌های طرفدارها رو بخون.

حتماً هست.

صندوق ورودی منو چک کن.

اوه، بی‌خیال.

من هر وقت رسیدم، می‌رسم و وقتی هم رسیدم...

یه سخنرانی کوچیک برای شنونده‌هام درباره قدرت یک نفر خواهم داشت.

مثل اینکه امروز همه برنده‌اند.

داری کنایه می‌زنی؟

چون این کمکی نمی‌کنه.

من می‌رم قفس پرنده‌ام رو پس بدم. نایلز، اون در رو ببند.

تو نمی‌تونی وسط دعوا منو تنها بذاری.

تنهات نمی‌ذارم.

به نظر بقیه میاد که داری موقعیت منو تضعیف می‌کنی.

لطفاً، باید همینجا بمونی.

اینجا چه خبره دیگه؟ خوشحالم که این سوال رو ازم پرسیدید.

دارم در برابر این پارکینگ ایستادگی می‌کنم که من رو...

...مسافر و ماشینم رو به خاطر هزینه‌ی پارکینگی که بدهکار نیستم، به گروگان گرفته.

این نمی‌خواد دو دلار بده.

من که بهت گفتم موضوع پول نیست.

برای اینکه ثابت کنم موضوع پول نیست...

من دو دلار به مؤسسه‌ی خیریه‌ی انتخابی شما اهدا می‌کنم.

فقط پولدارها وقت این جور مسخره‌بازی‌ها رو دارن.

فقط اون دو دلارو بده، آقای ب‌ام‌و سوار.

درآمد من و مدل ماشینی که سوار می‌شم، بی‌ربطه.

اینطور نیست، نایلز؟

بله. من مرسدس سوارم و ۱۰ دقیقه پیش حساب کرده بودم.

به رئیسم گفتم یه مورد عدم پرداخت داریم.

اوه. اینقدر این اتفاق می‌افته که یه اسمی هم برای ما گذاشتن.

شرط می‌بندم که بیشتر از یکیه.

فقط اون قسمتی که نوشته «قادر به پرداخت نیست»، امضا کنید. می‌تونید یه چک برامون بفرستید.

من که مطمئناً براتون چک نمی‌فرستم.

ببین، بیشتر مردم نمی‌فرستن.

فقط فرم رو امضا کن تا بتونم این گیت رو باز کنم.

اوه، فریزیر، این یه راه فراره. باید ازش استفاده کنی.

نایلز، من از امضای هر چیزی که می‌گه «قادر به پرداخت نیستم» امتناع می‌کنم.

دروغه. ببین، واقعاً برام مهم نیست، جک.

من فقط باید این مسیر رو دوباره باز کنم.

حالا یا دو دلاره یا اون فرم، تا بذارمش تو کشوم.

پولتون رو وقتی ۲۰ دقیقه تموم شد، دریافت خواهید کرد.

باشه. پس خودم پولمو می‌ذارم.

نه، تو نمی‌تونی این کارو کنی. خیلی دیره.

مهمون من. بفرمایید، آقای بی.ام.دبلیو.

اینطور منو صدا نکنید. همین الان اون رو بذارید پایین.

ما هیچ جا نمی‌ریم.

من دیگه نمی‌تونم ادامه بدم، فریزیر.

ببخشید.

چی داری می‌گی؟ تو واقعاً عدالت می‌خوای...

...یا این فقط یه دریچه برای حال بدته؟

اوه، باشه، برو.

و آفرین به خاطر اینکه ۱۰ دقیقه کامل موندی.

خداحافظ.

بابت اینکه اون احمقو ول کردی سرزنشت نمی‌کنم.

اون احمق نیست. فقط با شور و حرارته.

من فکر می‌کنم احمقه.

هر جور راحتی، احمق.

اون احمق اتفاقاً برادر منه.

این مردم نمی‌فهمن من طرفشونم؟

فکر نمی‌کنم براشون مهم باشه، تا وقتی تو مسیرشون هستی.

دارم این کارو برای همه‌ی شما می‌کنم. نمی‌فهمید؟

نه، نه، بیا بیرون و برامون توضیح بده.

اصلاً بهش فکر هم نکن، فریزیر. اون مرد می‌خواد بزنتت.

من نمی‌ترسم.

مردم، لطفاً، من دشمن نیستم.

من قهرمان شما هستم.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left