Frasier

Frasier

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 6

Información de lanzamiento

Frasier S06E13 The Show Where Woody Shows Up 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-25
Descargas: 26
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

خب، دکتر کرین

دلیلی نمی‌بینم که این لباس مسخره رو درست کنم،

وقتی خواهرم دیگه اندازه‌ش نیست.

آدری، تو لباس رو قرض گرفتی، تو پاره‌ش کردی.

همونطور که یه خرازی‌فروش یونانی قدیمی یه بار گفت:

Euripides, Eumenides.

چی؟

خب، فقط یه شوخی کوچیکه درباره نمایشنامه‌نویس باستانی، اوریپیدس،

و فیوری‌های افسانه‌ای. ها ها.

هان؟

فقط لباس رو درست کن.

بعد از گزارش آب و هوا برمی‌گردیم.

اوه، راز، نوئل اینو داد که بهت بدم.

بیا. اوه خدا، نوئل!

این اواخر خیلی عجیب غریب شده. تازگیا؟

اجازه بدید یادآوری کنم، این همون مردیه که قانوناً موظفه

حداقل ۱۰۰ یارد از ویلیام شاتنر فاصله بگیره.

نه، حدود یه ماه پیش تو نروزا اتفاقی دیدمش.

میز خالی دیگه ای نبود، برای همین کنار هم نشستیم.

و از اون موقع، جوری رفتار می‌کنه که انگار ما یه جور زوجیم.

اوه، راز، مطمئنم می‌دونه بهش علاقه نداری.

"ماهگرد مبارک."

ای بابا. اه!

اوه، رو آنتنیم.

و برگشتیم. بریم سراغ تلفن‌ها.

گوش می‌کنم. مرد: دکتر کرین؟

من وودی هستم. تو سیاتلم و یه کم راهو گم کردم.

خب، وودی، تو جامعه پرسرعت و پرفشار امروز،

این غیرمعمول نیست.

دقیقاً چرا احساس گم شدن می‌کنی؟

خب، حدود یه ساعته دارم رانندگی می‌کنم.

انگار نمی‌تونم از فرودگاه بیام بیرون.

اوه، وودی، وودی.

اوه.

خب، شنوندگان عزیز، ایشون یه دوست قدیمی من از بوستونه.

اوضاع چطوره، رفیق قدیمی؟

من خوبم، ولی این همه حرف درباره دنیای پرسرعت امروز...

و پرفشار، داره کلافه‌ام می‌کنه.

بله، خب، من دقیقاً داروشو دارم. شام چطوره؟

عالیه! من تمام هفته اینجام.

و من هم تمام هفته آزادم. امشب چطوره؟ اوه، عالی میشه.

شنیدم تو رادیو کار می‌کنی. - بله، همینطوره وودی، و تو هم همینطور!

نه، نه، نه. من هنوز تو بار 'چیرز' کار می‌کنم.

اوه، این شایعات از کجا میان؟

باور کنید یا نه، شنوندگان عزیز،

من و وودی داریم درست از جایی که گذاشتیم، ادامه می‌دیم.

در در. نوئل.

اوه، این لباس رو قبلاً ندیده بودم. فیزرهاتون رو روی 'خیره‌کننده' تنظیم کنید.

گوش کن، باید باهات حرف بزنم. من نمی‌تونم کادوهای ماهگرد رو قبول کنم.

اوه، می‌دونم. فقط یه شوخی کوچیک کردم.

می‌دونم ما فقط دوستیم.

این رو دیدم و یاد تو افتادم.

باشه، ممنون. خیلی لطف داری.

اوه، اگه قرار نیست فعلاً بازش کنی،

شاید بخوای روبان رو جابه‌جا کنی.

راه سوراخ‌های هوا رو گرفته.

بیا، برات آبگوشت گوسفندی درست کردم.

دارم بهت می‌گم، یه چیز عجیب غریبی تو ادی هست.

اوه، به خاطر خدا، دوباره نه.

نباید هیچ وقت اونو می‌بردی پیش اون آرایشگرهای سگ.

مجبور بودم ببرمش.

ناخن‌هاش مثل هاوارد هیوز بود و نفسش بوی کالبدشکافی می‌داد.

خب، نگاهش کن. یه بلایی سرش آوردن.

اون درخشش از چشماش رفته.

بله، و اون تکه‌های سبز چسبناک هم همینطور.

اوه، احتمالا وودیه. من باز می‌کنم.

اوه، نایلز. سلام، فریژر.

می‌دونم یهویی شد، ولی دارم میرم یه رسیتال اُبوا...

و فکر کردم شاید بخوای باهام بیای.

خب، متاسفم، نایلز.

یه دوست قدیمی من اومده شهر. امشب دعوتش کردم بیاد اینجا.

خب، بذار اونم به ما بپیونده. مطمئنم می‌تونیم سه تا صندلی کنار هم پیدا کنیم.

مطمئن نیستم رسیتال اُبوا چیزی باشه که من تو ذهنم داشتم.

من به یه چیز کمی پرهیاهو‌تر فکر می‌کردم.

اگه دنبال پرهیاهویی، می‌تونیم بریم یه نوشیدنی آخر شب بخوریم...

تو پیانو بار هتل می فلاور.

امشب شب جروم کِرنه.

دفعه پیش مردم بدون اینکه دستشون رو بالا ببرن، درخواست می‌دادن.

می‌دونی نایلز، متاسفانه باید از این پیشنهاد بگذریم.

ببین، دوست من وودی یه رفیق قدیمی باره،

از روزای 'چیرز'.

من یه شب آبجوخوری تو ذهنم داشتم،

از اون شبای خودمونی و رفیقونه، اگه می‌فهمی چی می‌گم.

اگه دوست داری، می‌تونی به ما ملحق بشی.

جالبه. خب، حالا...

وودی! هی، دکتر کرین!

دیدنت عالیه. خیلی خوب به نظر می‌رسی.

اوه، ممنون، ممنون. تو هم همینطور.

اینجا فوق‌العاده‌ست. ممنون.

تعجب نمی‌کنم که برای پرداخت اجاره اینجا به این همه هم‌خونه احتیاج داری.

خب، اونا واقعاً هم‌خونه نیستن وودی. اونا...

در واقع بیشتر مقیم هستن.

نه، اون پدرمه، مارتین. اوه، سلام.

وودی بوید. یادمه اسمت رو شنیده بودم.

شما پلیس بودید، درسته؟ بله، درسته.

اون برادرمه، نایلز. اونم روانپزشکه.

سلام. اوه، واو.

و ایشون دافنه مون هست، پرستار خانگی پدرم.

از آشناییتون خوشبختم. اوه، سلام. لهجه‌تون رو دوست دارم.

شما اهل انگلستان هستید، درسته؟ منچستر.

ای بابا. من معمولاً تو این کار خیلی خوبم.

اوه، هی، این پسر کوچولو کیه؟ دیگه مطمئن نیستم که می‌شناسمش.

اوه، بابای منم همین‌طور داره میشه.

خب، وودی، برات یه آبجو بیارم؟ خنده‌داره، نه؟

می‌دونی، تمام اون سال‌ها من ازت پذیرایی می‌کردم،

و حالا تو داری برام آبجو میاری.

بله، زندگی بعضی وقتا همین‌طوریه، نه؟

دَفنی، دو تا آبجو بیار، باشه؟

خب، چی شد اومدی سیاتل، هان؟

اوه، یکی از فامیلام داره ازدواج می‌کنه. واقعاً؟

کدومشون فامیلته؟ عروس یا داماد؟

خب، در واقع، هر دوشون.

فکر کنم فامیلای خیلی صمیمی‌ان.

دارن خیلی بیشتر از این کارا می‌کنن.

واسه همینه که مجبورن ازدواج کنن. اوه!

خب کِلی باهاته؟

نه، نه، با بچه‌ها رفته پیش مامانش، ولی سلام رسوند.

و رفقای قدیمی چطورن، هان؟ اوه، خب، اونا زیاد تغییر نکردن.

حالِ سَم عالیه، کارلا فوق‌العاده‌ست.

اوه، می‌دونی نزدیک بود یه عروسی داشته باشیم.

آقای کلاوین یکی از اون

عروسای سفارشی اروپای شرقی رو گرفت. اوه!

ولی چند روز با هم زندگی کردن و تصمیم گرفتن به هم بزنن.

ای وای! خیلی برای کلیف متاسفم.

آره، گفت دلش برای خونه‌اش تنگ شده بود.

اون بوسنی حتماً جای قشنگیه.

دَفنی: بفرمایید. اوه، ممنونم، دفنی.

یکی برای شما، یکی برای شما،

و یکی هم برای من.

خب، وودی، فکر کردم امشب شاید تو خونه بمونیم،

می‌دونی، یه پیتزا سفارش بدیم. از نظر من که خوبه.

باشه، عالیه. من زنگ می‌زنم به پیتزا فروشی سر کوچه.

نایلز، تو هم به ما ملحق میشی؟ خب، چرا که نه؟

خوش میگذره اگه آبجو بخوریم

و با دو تا شیطون، پیتزا بخوریم.

اگه اشکالی نداره، میشه نصفش شیطون‌ها باشه، نصفش پپرونی؟

اون بهترین شوخی نبود که کردیم.

یادت میاد اون دفعه با آقای کلاوین؟

اوه آره، و اون راسو!

داشت می‌رفت سر راهش

و اون راسوی عصبانی رو چپوندیم توی کیف نامه‌اش.

اوه، خدای من! دقیقاً چطور یه راسو رو عصبانی می‌کنید؟

خب، برای شروع، می‌چپونیش توی کیف نامه.

فریزِر: خدایا، چقدر خنده‌دار بود!

یادت میاد قیافه‌اش چه شکلی بود؟

اوه نه، من هیچ‌وقت قیافه‌اش رو ندیدم. زیادی مشغول نگاه کردن به آقای کلاوین بودم.

وودی، بذار یه آبجوی خنک دیگه برات بیارم.

اوه، ممنون. اوه، خدای من، بهت بگم...

این بهترین شب بوده.

خدای من!

مثل این می‌مونه که تمام روزای قدیمی‌ام توی چِیرز رو دوباره زندگی می‌کنم، فقط بدون لیلیث.

وای، چه سعادتیه، بهت بگم.

اینا دارن حسابی آبجو می‌خورن، مگه نه؟

اوه، بله. اگه این‌طوری ادامه پیدا کنه شاید مجبور بشی اونو پیدا کنی،

اون قوطی اضطراری رو که تو مخزن توالت نگه میداری.

بفرمایید، وودز.

اوه، خب، می‌دونی چیه؟

با خودم فکر کردم، بی‌خیال بشم.

کمی جت‌لَگ هستم.

باشه، می‌خوای شب رو تموم کنیم؟ احتمالا باید.

ولی خیلی خوش گذشت. خیلی دوست دارم دوباره انجامش بدیم.

باشه. خب، ناهار فردا چطوره؟

اوه، آره، عالیه. باشه.

هی، خداحافظ همگی. از آشناییتون خوشحال شدم. آره، منم همین‌طور. دوباره بیاید.

می‌دونی، وودی، یه رستوران مکزیکی عالی جدید هست

پایین نزدیک هتل‌ت که خیلی دوست دارم امتحانش کنم.

اسمش دوس بوروسه. خیلی خوشمزه به نظر میاد.

نمی‌دونستم اسپانیایی صحبت می‌کنی. اوه، خب...

من می‌دونم دوس یعنی "دو". بوررو یعنی چی؟

اوه، مثل انگلیسی. کله‌خر.

ببخشید، فقط پرسیدم. چی...

مارتین: هی، بچه‌ها، ناهار چطور بود؟ وودی: اوه، عالی بود.

اگه یه داستان قدیمی گفتیم، صد تا گفتیم.

حالت چطوره، کوچولو؟ اسمش اِدیه.

اوه، اِدی. آفرین به شما، آقای کرین.

بعضی روزا خوبن، بعضی روزا بد.

وودی، اینم اون کتاب راهنمای سیاتل که بهت گفته بودم. بیا اینجاست.

اوه، ممنون. نگاه کن به این، هان؟

وای، به اون منظره نگاه کن.

میتونی تمام شهر رو ببینی. اوهوم.

وقتی برمی‌گردی، حتی بهتره.

اوه آره، حق با توئه. این بهتره.

نه، نه، نه. اونجا رو نگاه کن.

اوه!

هی، آره، اشکالی نداره برم بیرون؟ نه، بفرما.

هی، یادت میاد اون دفعه

رفتیم بیرون روی بالکن ملوایل و پودینگ پرت کردیم؟

فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت تو زندگیم اینقدر خندیده باشم.

کاش یه گلوله تو سرم می‌زدی. چی داره میشه؟

خدایا، من هیچ نقطه اشتراکی با این مرد ندارم

جز چیزایی که ده سال پیش اتفاق افتادن.

فکر کردم دیشب بهت خوش گذشت.

خب، آره. ما دقیقاً همون خوشگذرونی رو امروز بعدازظهر داشتیم،

و اصلاً اونقدر خوشایند نبود.

همون داستان‌ها و انواع مختلفشون.

مجبور شدن به بارها و بارها خندیدن.

قسم می‌خورم، اگه دیگه کسی سر و کله‌م رو اذیت نکنه،

من آدم خوشحالی می‌میرم. اوه، غصه نخور.

تو دوست خوبی بودی، بهش خوش گذروندی،

تنها کاری که مونده اینه که بری اونجا، بهش خداحافظی کنی.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left