Frasier

Frasier

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Frasier S02E07 The Candidate 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 Frasier زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-25
تنزيلات: 12
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

ساکت. الان شروع میشه.

آگهی سیاسی پولی زیر مربوط به هولدن تورپ است.

ما رو کشوندی اینجا که تبلیغ تورپو ببینیم؟

هیس. این مرد یه فاشیسته.

اون مثل هیملره، بدون اون شوخ‌طبعی‌هاش. هیس.

و حالا یک آمریکایی دیگر برای هولدن تورپ.

سلام، من مارتی کرین هستم.

وای، خدای من.

من ۳۰ سال توی سیاتل پلیس بودم، هر روز گشت می‌زدم.

بعد، یه گلوله آدمکش لگنمو خرد کرد.

آدمکشی که نباید اصلاً توی خیابون می‌بود،

اگه اون آدمای احساساتی که فرستادیم کنگره نبودن.

قبلاً اسلحه داشتم.

حالا عصا دارم.

من به هولدن تورپ رای می‌دم.

اون کاندید شده چون من نمی‌تونم.

خب؟

اوه، آقای کرین، نمی‌دونم چی بگم.

من در شوکم.

مگه همه همین‌طور نیستیم؟

یعنی، شما فوق‌العاده بودید.

این یه جشن می‌خواد. چی می‌خوری؟

اوه، یه آبجو بده.

بابا، آخه چطوری این اتفاق افتاد؟

هفته پیش رفتم پارک قدم بزنم، دیدم یه تجمع برای تورپ برگزار کرده بودن.

منم شروع کردم با یکی از آدماش حرف زدن و گفتم که پلیس بازنشسته هستم.

و قبل از اینکه بفهمم چی شد، یه دوربین کردن جلوی صورتم.

اوه، این وحشتناکه. این آدما دارن ازت سوءاستفاده می‌کنن.

نه، نیستن. من تورپ رو دوست دارم.

اوه، چطور می‌تونی از اون کله‌پوکِ نفرت‌انگیز حمایت کنی؟

یه بار ازش شنیدم که می‌گفت: "سرطان به کنار، تنباکو برای اقتصاد خوبه."

اون پلیس بیشتری میاره تو خیابونا.

ضرری نداره، حالا که هر کی از راه می‌رسه یه اسلحه دستشه.

خوشحالم که تو انگلیس اینقدر اسلحه نداریم.

شما اسلحه نمی‌خواید. شما پای کلیه دارید.

الو؟

دوک. اوه.

شری؟ نمی‌تونم، نایلز. من خیلی ناراحتم.

آره. خوشحالم خوشت اومد، دوک.

خوش گذشت.

هی، کلی راز و رمز دنیای بازیگری دارم که بهت بگم.

می‌دونی، با کندن یه تار مو از دماغت می‌تونن مجبور کنن که گریه کنی؟

آره.

چی؟ واقعاً؟ بچه‌ها، زود، بیاین اینجا، کانال ۱۴.

دارن آگهی دیگه‌مو پخش می‌کنن.

هی، دوک، این یکی ایده من بود.

یادته لیندون جانسون لباسشو بالا زد که جای زخمشو نشون بده؟

سلام، من مارتی کرین هستم.

جرم و جنایت قشنگ نیست.

و اگه باور نمی‌کنید، به این نگاه کنید.

قربان، می‌تونم کمکتون کنم؟ نوشیدنی‌های مخصوصتون چیه؟

ترکیب کنیا.

نه، نه، نه. اونا هنوز دارن اونجا فیل شکار می‌کنن.

چیز دیگه؟ برزیلی رست تیره.

نه، تا وقتی که یه کاری در مورد از بین رفتن جنگل‌های بارونیشون بکنن، نه.

سالوادوری؟

نه، من هیچ‌وقت به خاطر نقض حقوق بشرشون نبخشیدمشون.

خب، پس فقط ترکیب کونا هاوایی مونده.

یا اینکه اونام زیادی آجیل ماکادمیا کشتن؟

همون خوبه، ممنون.

نایلز.

نمی‌تونم تحمل کنم. همین الان از کنار یه مغازه لوازم الکترونیکی رد شدم.

و اونجا تو ویترین ۲۲ تا تلویزیون بود.

و روی هر صفحه، باسن بابا... بود.

من دیدمش.

نمی‌دونم کدوم بدتره؛ دیدن باسنش یا اون چیزی که نمادشه.

من فقط نمی‌تونم باور کنم که پدر ما داره واقعاً حمایت می‌کنه...

...از اون ترس‌آفرینِ خودخواه.

من خیلی به این موضوع فکر کردم و فهمیدم بابا مشکل نیست.

اون فقط داره از کاندیدای مورد علاقه‌اش حمایت می‌کنه.

مشکل از ماست.

ما؟ ما که کاری نکردیم.

دقیقاً. اوه.

"تنها چیزی که برای پیروزی شر لازمه...

...این است که انسان‌های خوب هیچ کاری نکنند."

ادموند برک. من این نقل قولو توی یه قاب دارم.

همیشه می‌خوام بذارمش تو دفترم ولی هیچ‌وقت وقت نمی‌کنم.

ممنون.

به هر حال، فریزر، فکر می‌کنم وقتشه که من و تو وارد عمل بشیم.

چی پیشنهاد می‌کنی؟

ما از رقیب تورپ، فیل پترسون، حمایت کنیم.

معلومه که قصد دارم به پترسون رای بدم.

من یه چیز جاه‌طلبانه‌تر تو ذهنم داشتم.

من با چند نفر تو ستاد پترسون صحبت کردم.

و اسم شما مطرح شد.

اونا می‌خوان شما یه آگهی تلویزیونی فیلم‌برداری کنید و از کاندیداشون حمایت کنید.

نایلز، گوش کن، من واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم...

...اما حتماً می‌دونی که من به عنوان یه روانپزشک رادیویی...

...نمی‌تونم ریسک کنم که شنونده‌هامو از دست بدم.

مردمی که به کمک من نیاز دارن، ممکنه برای تماس گرفتن مردد بشن...

...اگه از دیدگاه‌های سیاسی من باخبر بشن.

خب، کاش حداقل بهش فکر می‌کردی.

کاندیدایی مثل این زیاد پیدا نمیشه.

اون سخت‌کوشه. آخر هفته‌ها توی آشپزخونه خیریه داوطلبانه کار می‌کنه.

اون به مردم اهمیت می‌ده.

بالاخره، یه سیاستمدار که به چیزایی باور داره که ما باور داریم.

یه جعبه شکلات بخریم یه بچه رو بفرستیم اردو؟

ببخشید. نمی‌بینید داریم صحبت می‌کنیم اینجا؟

ممنون از تماستون، سوزان.

بعد از این پیام برمی‌گردیم.

جنایت. وبایی شده.

سریع حمله می‌کنه و ممکنه سراغ تو هم بیاد.

من هولدن تورپ هستم. شما باید منو به واشنگتن بفرستید چون--

از اینکه اینجا باشی بهتره.

عجب موجودیه، نه؟

طوری حرف می‌زنه که انگار یا باید بهش رای بدی

یا تو تختخوابت کشته شده پیدا بشی.

اگه جای تو بودم نگران نمی‌شدم، راز.

چقدر احتمال داره که تو رو اونجا تنها پیدا کنن؟

هی، ورزش دوست، اوضاع احوال چطوره؟ باشه، بولداگ.

من داشتم با راز حرف می‌زدم.

آه، آه، آه.

ده ثانیه.

پس به من رای بدید.

برنامه مبارزه با جرم من، خیابون‌ها رو به مردم برمی‌گردونه.

این خوبه.

چون با برنامه مالیاتی تو، مردم همونجا می‌خوابن.

خوش برگشتید، سیاتل.

بعد از این بخش خبری، فقط برای یک تماس تلفنی دیگه برمی‌گردیم.

و بعدش، باب "بولداگ" بریسکُو.

و نمایش ورزشی گونزو.

ازت خواستم این کارو نکنی.

آفرین به این بی‌طرفی، دکتر.

من اتفاقاً فکر می‌کنم تورپ آدم خوبیه.

تو به اون خوشگله، فیل پترسون، رای می‌دی؟

پترسون عالیه. طرح بازتخصیص اون خیلی منطقیه.

بیخیال شو، راز. اون متاهله.

آره، تورپ هم همینطوره. عجب! زنش عین گاوه و هنوزم دوستش داره.

این می‌تونه یه برچسب ماشین باشه.

یه دقیقه دیگه برمی‌گردیم.

هی، از اون تیکه کوچیکی که به تورپ انداختی خوشم اومد.

البته تماس‌گیرنده بعدی ما به نظر نمی‌رسه با نظر تو موافق باشه.

واقعاً؟ خب، وصلش کن. من از دیدگاه‌های متضاد استقبال می‌کنم.

سلام، سیاتل، برگشتیم. راز، کی رو خط داریم؟

روی خط یک، هولدن تورپ رو داریم.

بفرمایید، تماس‌گیرنده.

کرِین، تورپ.

بذار یه چیزی ازت بپرسم. متاهلی؟

طلاق گرفتم. تا حالا تو ارتش خدمت کردی؟

من مچ پاهام مادرزادی ضعیفه. مشکل خانوادگیه.

می‌فهمم، می‌فهمم.

پس یه آدم مثل تو، مجرد، که به کشورش خدمت نکرده

به خودش اجازه میده از یه مرد خانواده‌دار و میهن‌پرست انتقاد کنه

که تو نبرد گرانادا جنگیده؟

راستی، من جزو موج اول بودم.

با تخته موج‌سواری، فکر کنم.

روزی که امثال شما رو از رادیو بندازیم بیرون

اون روز آمریکا دوباره جای قشنگ و دوستانه‌ای برای زندگی کردن میشه.

خیله خب. تو حرفاتو زدی. حالا نوبت توئه که به حرفای من گوش بدی.

روم قطع می‌کنی، آره؟

باشه، حتی اگه گوش ندی هم

مردم حرفای منو می‌شنون.

نه، نمی‌شنون. برنامه پنج ثانیه پیش تموم شد.

باید می‌فرستادمش به ترافیک.

اوه، سلام.

من دکتر فریژر کرِین هستم.

بسیاری از شما منو از برنامه رادیویی‌ام می‌شناسید.

اما امروز به عنوان یک شهروند نگران باهاتون صحبت می‌کنم.

به عنوان یک کارشناس بهداشت روانی

من به حرفای دوست خوبم فیل پترسون گوش کردم.

من از طرز فکرش خوشم میاد.

او یک انسان آینده‌نگره و به مردم عادی اهمیت می‌ده.

به همین خاطر با افتخار می‌گم که از فیل پترسون برای کنگره حمایت می‌کنم.

ممنون، فریژر.

با هم می‌تونیم رؤیاهامون رو زندگی کنیم.

فیل پترسون، انتخاب منطقی.

باشه، پنج دقیقه به ما فرصت بدید نورها رو تنظیم کنیم و بعد فیلم می‌گیریم.

عالیه. بله، اون نورها رو تنظیم کنید.

باید، امم، روشن‌تر و، می‌دونید، درخشان‌تر باشن.

بازم ممنون، فریژر.

اوه... باعث افتخاره ماست، فیل.

خانواده کرِین سابقه طولانی در فعالیت‌های سیاسی داره.

همسرم، ماریس، همه خدمتکارای ما رو فرستاده

به ستاد انتخاباتی شما برای لیس زدن پاکت‌ها.

بفرمایید. ممنون.

خودش این کارو می‌کرد ولی طفلک نمی‌تونه بزاق تولید کنه.

سلام. اوه، دافنه.

قرارمون بود که تو دو ساعت اونو از اینجا دور نگه داری.

تو پارک راه بردمش ولی می‌دونی که چطور میشه.

شروع می‌کنه به غرغر کردن و ناله کردن تا وقتی که دیگه نمی‌تونی تحمل کنی.

اوه، نذار اینجوری در موردت حرف بزنن، پسر کوچولو.

اون در مورد من حرف می‌زد.

سلام. مارتی کرِین. فیل پترسون.

شما آشنا به نظر می‌رسید، آقای کرِین ولی نمی‌تونم شما رو به جا بیارم.

اوه، بذار یه سرنخ بهت بدم. بابا!

فقط می‌خواستم به این بنده خدا کمک کنم.

پدرم برای رقیب شما یه تبلیغ انجام داد.

آره، یادم اومد.

سلام. دافنه مون. سلام.

داییم یه نویسنده سیاسی تو یکی از اون روزنامه‌های زرد لندن بود.

من هنوز بزرگترین افشاگریشو یادمه.

تیترش این بود:

یک سیاستمدار رده بالا در لباس زنانه دیده شد.

البته، صفحه دو رو که ورق می‌زدی می‌فهمیدی که مارگارت تاچر بوده.

ولی تا اون موقع تو روزنامه رو خریده بودی.

ممنون، خانم مون.

اینجا داره یه کم گرم میشه.

می‌خوای بیایم بالکن یه کم هوای تازه بخوریم؟

عالیه.

اوه، چه منظره زیبایی.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left