Frasier

Frasier

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 6

معلومات الإصدار

Frasier S06E09 Roz a Loan 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 9 Frasier زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-25
تنزيلات: 23
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

یه شمع‌خاموش‌کن با روکش طلا؟

اوه. عجب آدم ولخرجی بوده این شارل دهم!

معلومه که می‌خوام تو به نمایندگی از من تو مزایده شرکت کنی، گرِگ.

خب، حالا شروع کن تابلوی مزایده‌تو تکون دادن.

هی. اوه، راز، پیامم بهت رسید.

آره، گفتی خبر خوب داری.

آره. چه خبره؟

مهم‌تر از اون، چی افت کرده؟

اوه، چه باحال. بازی با کلمات!

نه، نه، آمار شش ماه اول KACL اعلام شده.

از رادیو تمام سالسا.

و افتضاح بودن؟ افتضاح برای اونا یه آرزوئه!

پس دنبال یه فرمت جدید می‌گردن.

یا بهتر بگم، یه فرمت قدیمی. فکر می‌کنی قراره ما رو برگردونن؟

این چیزیه که تو شهر پیچیده. اوه، عالیه! هیجان‌زده نیستی؟

اگه صدامو حفظ نمی‌کردم، از سر بوم داد می‌زدم!

اوه، ممنونم. می‌تونم کمکتون کنم؟

کاپوچینوی بدون چربی.

تا حالا ندیده‌بودمتون.

من رازم. اینم فریژره. کولت.

آها، مادرتون از طرفداران رمان‌نویس بزرگ فرانسوی بوده...

...و قصه‌گوی چیره‌دست، سیدونی گابریل کولت.

باشه. آره.

هی بچه‌ها، باور نمی‌کنید... وای!

بازم از این جور موجودات تو خونه‌تون دارین؟

نه. خوبه، راحتیم پس.

قهوه کوتاه. کولت.

بچه‌ها این آمارها رو دیدین؟ بله!

رادیو سالسا ورشکسته شده. دیدین؟

KACL به دست و پامون میفته که برگردیم سر کار.

اون خانومه رو از آژانس کاریابی موقت می‌شناسی،

همونی که می‌گفت من اخلاق بدی دارم؟

لحظه‌شماری می‌کنم تا به اون کله‌خر خسیس بگم...

...برگه حضور و غیابشو کجا بذاره.

تو راه خونه استعفا میدم. اوه!

چی؟ شما چیزی گفتین؟

نه، نه، هیچی.

بهتره سخنرانی هفته بعدمو لغو کنم. اگه سر کار باشم نمی‌تونم بیرون شهر باشم.

نه، نه... همه چیز خوبه، کولت؟

اوه، از این متنفرم. چی؟

خب، من چیزایی رو می‌شنوم. قصدشو ندارم.

وقتی پیشخدمتی، همین میشه دیگه.

شما چیزی در مورد KACL شنیدین؟

اونا سالسا رو کنار نمی‌ذارن.

چی؟ از کجا می‌دونین؟

خب، صاحب ایستگاه امروز صبح اینجا بود و گفت:

"این ایستگاه منه. من موسیقی سالسا رو دوست دارم و پاش وایمیستم."

اما اون می‌تونه هر معنی‌ای بده.

می‌دونستم نباید دلخوش می‌کردم.

این مزخرفه! این همه چرت و پرته!

از چی انقدر ناراحتی، بولداگ؟ تو که کار داری.

دیگه نه.

به خاطر چیزی که روی آنتن گفتم اخراج شدم.

داشتم با این دختره گلف‌باز حرف می‌زدم...

...که گفت می‌خواد تو مسابقات آزاد زنان شرکت کنه.

انگار که من باید اون رو همینجوری ول می‌کردم.

دارم فکر می‌کنم دیگه هیچ وقت به کار برنمی‌گردیم.

اونا نمی‌تونن برای همیشه با یه فرمت شکست‌خورده بمونن.

اگه سه ماه دیگه آمارها همینقدر بد باشن،

باید یه تغییری ایجاد کنن.

سه ماه یه عمره.

اجاره‌م رفته بالا. وسایل بچه کلی خرج برداشته.

دیگه برای آلیس از اون هدبندای صورتی نمی‌خرم.

که برای دختربچه‌هایی هستن که هنوز مو درنیاوردن.

حالا وقتی میریم بیرون، صداش می‌کنم هوارد.

خب، می‌دونی چی؟ اگه اوضاع انقدر سخت شده،

اجازه بده یه مقداری پول بهت قرض بدم که موقتاً کارتو راه بندازه.

لطف دارید، اما نمی‌تونم. نه، خواهش می‌کنم.

سختی نیست که. من برای سه ماه آینده مشکلی ندارم.

نمی‌دونم. مطمئن نیستم که از شما پول بگیرم راحت باشم.

سعی کن موهاتو گوجه‌ای ببندی. این کار قبلاً به لیلیث هم کمک می‌کرد.

خب، چقدر می‌تونم بهت بدم؟

هزار و پانصد؟

یعنی، من انقدر نمی‌خواستم... نه، نه، اصلا مهم نیست.

هر وقت دوست داشتی می‌تونی پس بدی.

این پول خودته هر جور صلاح می‌دونی خرج کن.

بفرما.

ممنونم.

اوه، خواهش می‌کنم، اصلا حرفشو نزن.

حس خوبی بهم میده که ثروتمو با یکی تقسیم کنم.

همین الان کارشناس عتیقه من زنگ زد.

اون یه شمع‌خاموش‌کن زراندود پیدا کرده که موزه سیاتل...

...برای داشتنش تو کلکسیونش، کلی پول بابتش میده.

کولت: اوه.

ازش متنفرم.

فریژر: ببین، متاسفم نایلز. من هیچ ایده‌ای ندارم کجاست.

حتی مطمئن نیستم که یکی داشته باشم. اوه، مسخره‌بازی نکن.

تابه فریتاتای فریژر رو دیدی؟

سلام. مارتی کرین. فکر نمی‌کنم قبلاً همدیگه رو ملاقات کرده باشیم.

بابا، آخه داری چیکار می‌کنی؟

اوه، ادی گیج و منگه.

یه زاغ کبود بدجنس تو تراس هست که دائم اذیتش می‌کنه.

بعد ادی دنبالش می‌کنه و می‌خوره به اون در شیشه‌ای.

این پرنده هم هر جور دلش می‌خواد با غرور راه میره.

و اون خنده از روی تکبر پرنده‌ای رو سر میده.

خنده از روی تکبر پرنده‌ای؟

آره، مثل همون.

می‌خوام برچسب بچسبونم رو در که ادی یادش بمونه شیشه‌ست.

اوه، بله بابا، حتماً!

بیا به جای بینی‌های روی شیشه، برچسب‌های رنگین‌کمونی هم اضافه کنیم!

و اون پشمایی که همین الانشم روش رو پر کرده

برای کسی که کارش رو پس گرفته، خیلی بداخلاقی.

واسه اینه که کارم رو پس نمی‌گیرم.

چی شد؟ گفتی حتمیه.

خب، نبود.

با بیبی حرف زدم. سالسا رو نگه می‌دارن.

متاسفم. فِرِیزر: بله، خب، ناامید نشو بابا.

کارهای دیگه هم هست. بیبی بهم گفت تو لیست کاندیداهای نهایی هستم.

برای صدای سنجاب "چستر مغز خوشمزه".

باشه، کسی تو این هوا بیرون نره.

اونقدر خیس شدم که لباسم چسبیده به تنم.

خوبه که این پالتو رو تو صندوق عقب داشتم.

آره، خوش‌شانسی بود. بذار من ازت بگیرمش.

نه، اشکالی نداره. فعلاً تنم نگهش می‌دارم. ممنون.

بفرمایید، دکتر کرین.

سر راه رفتم به مرکز آب‌درمانی تریانون و لایه‌بردار پاپایا تون رو گرفتم.

و کرم گردن مردانه. فِرِیزر: ممنون، دافنه.

اگه اضطراری نبود، تو این هوا نمی‌فرستادمت بیرون.

اوه، رز رو پایین تو آب‌درمانی دیدم.

داشت برای خودش یه پکیج زیبایی تمام‌روز می‌گرفت.

عجیبه.

چرا؟

خب، رز این اواخر یه کم بی‌پول شده.

در واقع، من خودم امروز صبح بهش پول قرض دادم.

بعد میره پایین به تریانون.

نصف عقلم می‌گه برم باهاش در موردش حرف بزنم.

فکر بدیه. اگه بهش پول قرض دادی، الان مال اونه.

به تو مربوط نیست باهاش چی کار می‌کنه.

این رو به خودم هم میگم. ولی، به من اعتماد کن.

دوستی‌های زیادی بخاطر همچین چیزی خراب شده.

عاقلانه‌ترین کار اینه که هیچ‌وقت اینو پیش نکشی.

آگاه هستم، بابا.

فقط اینه که اون حتماً مستقیم از کافه رفته به آب‌درمانی.

فکر نمی‌کنی عجیبه؟

خب، نه وقتی اونو با یه مردی مقایسه می‌کنی که کرم گردن استفاده می‌کنه.

قبل از اینکه این محصول رو مسخره کنی، شاید یادت بیاد خودت به اون آب‌درمانی رفتی.

چی؟ یادت نمیاد؟

دو سال پیش، برای تولدت اون کارت هدیه خاص رو بهت دادم.

برای اینکه تو و شری یه روز حسابی خوش بگذرونید.

به من گفتی ازش استفاده کردی.

آه، آره. درسته.

بابا، یادمون بنداز چه درمان‌هایی داشتی؟

اوه، تمام اون کاراشون رو انجام دادیم.

همه‌جامون رو ماساژ دادن.

و بعدش با این روغن مالشی شستشومون دادن.

و بعدش با اون چوبای هیکوری ما رو زدن.

اونقدر شنیدی ما در موردش حرف زدیم که باید بتونی بهتر از این خالی ببندی.

شگفت‌زده می‌شی از چیزایی که بهشون گوش نمی‌دم.

متاسفم. امیدوارم عصبانی نباشی.

عصبانی؟ نه، خوشحال شدم.

اگه اون گواهی رو داری، می‌تونیم با هم بریم.

نه، فکر نمی‌کنم.

اوه، لطفا، به این نیاز دارم.

آب‌درمانی اصلاً به کار من نمیاد.

همش دارم خودم رو تصور می‌کنم که بالای یه چاه فاضلاب ایستادم.

مثل یه حیوون پیر سیرک که دارن با شلنگ می‌شورنش.

ولی بابا، من دیگه نمی‌تونم از عهده این جور چیزا برای خودم بربیام.

بدون تو می‌رفتم ولی گواهی به اسم توئه.

لطفا؟ اوه، باشه.

اوه، عالیه.

قبل از اینکه نظرت عوض بشه یه جا رزرو می‌کنم.

مارتین: به چی پوزخند می‌زنی؟

اوه، فقط دارم در مورد لحظات جاودانه‌ای فکر می‌کنم.

که یک پدر و پسر رو به هم پیوند می‌ده.

یه توپ‌بازی، یه سفر به یه جای ماهیگیری کوچیک.

یه ماسک گل صورت استوایی مشترک.

اوه، نایلز، فکر کردم امروز روز آب‌درمانی تو بود.

همین‌طوره. دارم میرم. الان بیشتر از همیشه بهش نیاز دارم.

دیشب توی شانگری‌لا...

فجیع‌ترین اتفاق ممکن افتاد. الآن بهترین زمان نیست.

اوه، ببخشید، شما رو ندیدم. من...

یه کاپوچینوی بدون چربی؟

حدس خوبی بود.

نه، قبلاً از شما پذیرایی کردم.

اوه، فکر نمی‌کنم. من خیلی ریزبینم.

به هر حال...

من به یه مهمونی خانه‌تکانی برای یه تازه‌وارد به اسم استووی دعوت شده بودم.

دو دقیقه نگذشته بود که صدای "پاپ" شنیدم.

نگاه کردم و دیدم شاتو اُ-بریون ۸۱ رو که من آورده بودم...

داشتن می‌ریختنش توی یه ظرف پانچ سانگریا.

با میوه‌های کنسروی و قالب‌های یخ شهوانی.

از وقتی ماریس شروع کرد با...

اون یارو. شنکمن.

ممنون. آهان.

سلام بچه‌ها.

اوه، رز. سلام، رز.

خرید واقعاً آدم رو خسته می‌کنه.

واقعاً؟ داشتی مایحتاج آلیس کوچولو رو تهیه می‌کردی؟

اوه، نه. امروز نوبت مامانه. یه دقیقه دیگه برمی‌گردم.

بیدوِلز؟ خدای من! اونجا یه کم گرون نیست؟

حتماً. فروشگاه مورد علاقه ماریسه.

اونجا به ازای هر دلاری که خرج می‌کنی امتیاز می‌دن.

یه سال، اونقدر جمع کرد...

که تونی بِنِت اومد خونه‌مون و خوند.

خب، با این سرعت، اون پول قرضی رو در عرض کمترین زمان تموم می‌کنه.

دارم فکر می‌کنم باید باهاش حرف بزنم.

من انگیزت رو می‌فهمم ولی تو این مورد با بابا موافقم.

سوال کردن ازش در مورد اون پول...

فقط به دردسر منجر میشه. مطمئن نیستم موافق باشم.

ممکنه کل این بحث بی‌فایده باشه.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left