Frasier

Frasier

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 9

معلومات الإصدار

Frasier S09E20 The Love You Fake 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 20 Frasier زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-24
تنزيلات: 29
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 184 سطر.

خب، عجب، همین الان چی تو جیبم پیدا کردم؟

این «تری-تیپ» با کره بادام‌زمینیه؟

آره

اوم. فایده‌ای نداشت؟

مطمئناً داره مریض میشه

آره. خب، فکر کنم باید اینا رو خودم بخورم

فکر خوبیه. روانشناسی معکوس

منظورت چیه؟

خب، جو منبع نشتی سقفم رو پیدا کرده

اون ماشین لباسشویی کاملاً نوِ کم وینستونه

ای وای از دستش! این بار دیگه شورش رو درآورده

انگار که سروصدا و حضور ناخوشایندش تو جلسات هیئت مدیره ساختمون

کم بود؟

تا حالا چیزی خشم‌برانگیزتر از این شنیدی؟

قطعاً نه

تصور کن این مرد چقدر پرروئه که یه ماشین لباسشویی-خشک‌کن غیرقانونی نصب کرده

اوه، غیرقانونی نیستن. خیلی از واحدها دارن

شما که تو کمد راهرو امکاناتش رو دارین، همون جایی که اون همه کلاه رو نگه می‌دارین

اولاً، من کلاً اون امکانات رو فراموش کرده بودم

ثانیاً، به نظر من کلاه هومبورگ پتانسیل برگشتن به مد رو داره

و ثالثاً ما یه مشکل فوری‌تر داریم

به شکل آب‌های شیطانی کم وینستون

آره، راجع به اون. شاید بتونی از آقای وینستون بخوای از دستگاه استفاده نکنه

تا وقتی اون نشتی رو بگیریم

اشتباهه! ما باید به کم یه درس حسابی بدیم

و همین الان آبش رو قطع کنیم

این، اِ، روال کاری عادی ما نیست

خب، می‌تونم برای زحماتت جبران کنم

باید تا زیرزمین برم

شاید این کمکت کنه متقاعد بشی

شاید تا ۶ قدم منو ببره

سلام به همگی

اسمش سگ‌ویه

دوستم رائول تو دانشگاه داره یه آزمایشی انجام میده

در مورد تأثیرات روانشناختی تکنولوژی

و ازم خواست باهاش این‌ور اون‌ور برم. خب، چطوره؟

راه رفتن دیگه فقط یه خاطره دوره

از اینم بهتر، می‌تونم انرژی ذخیره‌شده رو به کارهای دیگه هدایت کنم

مثل بازی اسکواش یا عشقبازی

اوه، نایلز!

متأسفم، دوست داشتم بمونم و خیره بشم، اما من در جنگم. بیا، جو

اون دیگه چی بود؟ اوه، کم وینستون

هِی، میشه منم یه دور با اون بزنم؟

هیچ چیز بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه. اما نه

یکی از شرایط آزمایش

اینه که نمی‌تونم سگ‌وی رو با کسی قسمت کنم

حتی تو هم نه، دافنه. متأسفم

باورم نمیشه که قبول کردی

خب، خیلی سخت بود، بذار بهت بگم

اما ناامیدی‌ات رو تو گزارش روزانه‌ام یادداشت می‌کنم

خب، می‌دونم ما نمی‌تونیم سوارش بشیم، اما اینجا یه سگ کوچولوی مریض بیچاره داریم

بابا، بازم که، گفتن نه

یکی از هزینه‌هاییه که همه‌مون برای علم داریم می‌پردازیم

خب، کی فادجسیکل می‌خواد؟

عصر بخیر

سلام، آقای وینستون. هِی، کَم، بفرما تو

فریژر خونه‌ست؟

یکی آب منو قطع کرده و مشکوکم که دستش تو کاره

اوه، ای بابا، این اصلاً شبیه فریژر نیست

پس تو نمی‌دونی از دستش چی برمیاد

سگت چشه؟ چشماش یه کم ماته

یه ویروسی گرفته. باید ببرمش پیش دامپزشک

اوه، خب، مادرم دامپزشکه

و اتفاقاً الان پیش منه

مطمئنم بدش نمیاد یه نگاهی بهش بندازه، حتی اگه سگ فریژر هم باشه

اوه، نه، اون مال منه. فریژر ازش متنفره

آره، وقتی سالمه می‌پره رو تخت دکتر کرین،

آب دهنش می‌ریزه رو بالشش، دمپایی‌هاش رو می‌جوه

واقعاً؟

باید این شیطون کوچولو رو دوباره سر پا کنیم

من یه سری محاسبات انجام دادم و تو نُه سال گذشته

تقریباً ۲.۸ تن لباس رو ۱۰۶.۴ مایل حمل کردم

رفت و برگشت به زیرزمین

این مثل این می‌مونه که یه شاسی بلند رو کولم کنم و تا کانادا ببرم

شاید ازش بخوایم یه لباسشویی-خشک‌کن بخره

اوه، این یه فکریه!

من می‌خواستم پیشنهاد بدم آپارتمان رو منتقل کنیم

نزدیک‌تر به رختشوی‌خونه

اوه، سلام، خانم دکتر وینستون

سلام، دافنه، مارتین

سلام. من فقط اومدم وضعیت مریضمو چک کنم

اوه، خیلی بهتره. من دارم میرم لباس بشورم

شما اینجا مال خودتون رو ندارین؟

نه، ما موزه کلاه داریم

پسرمون چطوره؟ اوه، عالیه

اون آنتی‌بیوتیک‌ها معجزه کردن

یه فنجون قهوه چطور؟ ممنون. خامه، بدون شکر

باشه. خوب به نظر میرسه

خب، ادی سرسخته. به علاوه، باهوش‌ترین سگی که تا حالا دیدم

من همیشه فکر می‌کردم بوردر کالی‌ها باهوش‌ترین سگا هستن

خب، واضحه که تو خیلی با سگ‌ها آشنایی نداری

اِم، تو دامپزشک باغ وحش بودی؟

نه، من فقط حیوانات خونگی رو درمان می‌کنم و ایگوی صاحبانشون رو

هوهو، آره، بگو برام. اهل گربه

خب، واقعاً خوبه که یه دامپزشک همینجا تو ساختمون داشته باشیم

این فقط موقتیه

دارن خونه‌ام رو بازسازی می‌کنن

قرار بود فقط چند هفته طول بکشه. بعد کم فهمید

یهو دارم پنجره‌های جدید و بزرگ نصب می‌کنم

و یه آشپزخونه بر اساس چیزی که اون دیده بود

در مجله "English Home"

تو هیچ ایده‌ای نداری. نه، متاسفانه، دارم.

سلام، بابا. اوه، دکتر وینستون.

سلام، فریزر. مارتین، من باید برم.

اوه، باشه. خب، ممنون که برای دیدن ادی اومدی.

اوه، مشکلی نبود.

اوه، فریزر، نزدیک بود یادم بره. این از طرف کَم برای توئه.

اوه، خب، ممنون، دکتر وینستون.

خوشحال شدم دوباره دیدمتون.

خداحافظ.

اون دیگه چی بود؟

اوه، فقط اومده بود ادی رو ببینه. یه جورایی هم ویزیت پزشکی بود هم دیدار اجتماعی.

اجتماعی؟

خدای من، نگو که تو و مادر اون آدم پست...

هی، فریزر، آروم باش. ما فقط یه فنجون قهوه خوردیم.

بله، ناگهان همه قطعات جور شد.

چیه؟ یه قبض از کَمِه.

بستن آبش لباس‌هایی رو خراب کرده...

...که تو ماشین لباسشوییش بودن.

اون لباس‌ها همین که تنِ کَم وینستون بودن، خودشون خراب شده بودن.

خب، پس پرداختش نکن. یه دعوای دیگه راه بندازین.

نبرد آغاز شد. من اجازه نمیدم اون ماتا هاری تو رو وارد این ماجرا کنه.

از امروز به بعد، دیگه هیچ وینستونی وارد این، خونه من نمیشه.

هی، مارتی. اوه، سلام، کورا.

اوه، مراقب باش. اگه فریزر تو رو در حال ناز کردن ادی ببینه، میفرستتش پناهگاه حیوانات.

کَم واقعاً من رو از اومدن به آپارتمان شما منع کرده.

و اون‌ها انقدر شبیه همن که فکر می‌کنی باید با هم کنار بیان.

سلام، کَم.

عصر بخیر، آقای کرین.

بیا بریم، مادر. من قبلاً پست رو چک کردم.

یه دقیقه دیگه میام بالا. نگران نباش.

بسیار خب.

باشه، ادامه بدید.

باورم نمیشه این پسر منه. چی به سرش اومده؟

اوه، چرا می‌خوان ما رو وارد دعوای خودشون کنن؟

فکر می‌کنم چون اگه ما دوست باشیم...

...اون‌وقت اونا مجبورن حداقل سعی کنن خوب باشن.

ها ها. هی، میدونی چیه؟ ما باید ازدواج کنیم.

حسابی عذابشون بدیم. اوه، خدای من!

فقط برای دیدن قیافه‌هاشون هم که شده، ارزشش رو داره.

بابا؟ مارتین: اوه.

دکتر وینستون. می‌بینم که شما قبلاً پست رو چک کردین.

اوه، آره، بفرمایید.

کورا: صبح بخیر. صبح بخیر. اون هنوز خوابه؟

تازه صدای زنگ ساعتشو شنیدم پس باید عجله کنیم.

باشه. باورم نمیشه داریم این کار رو می‌کنیم. خیلی نامردیه.

میدونم. عالی نیست؟

صبح بخیر، عزیزم. اوه، سلام، کَم.

سلام.

اوه، یه شیر یا خط بندازیم برای صفحه ورزشی.

اوه، یه سکه ۲۵ سنتی ندارم. میرم شلوارم رو بیارم.

اوه، ممنون، رفیق.

عزیزم، میتونم برات صبحانه آماده کنم؟

اِم، فقط نون تست و قهوه.

من با کَم حرف می‌زدم.

اوپس.

میدونی، راستش اونقدر گرسنه نیستم.

سر راه محل کار یه چیزی میخورم.

پسسست.

عالی بود. آره.

فکر نمیکنی زیاده‌روی کردیم؟

هنوز نه.

فریزر: دافنه!

دافنه!

دافنه! دا...

دکتر وینستون.

صبح بخیر. صبح بخیر.

بله. صبح بخیر.

این چطور--؟

چطور خوابیدی؟ مارتین: اوه.

مثل خرس (خوابیدیم).

بیشتر مثل دو تا بچه گربه که تو یه توپ پشمالوی تنگ مچاله شدن.

خدایا، چقدر نازی. مگه نه، فریزر؟

اوه، عزیزم، من باید برم احتمالاً. اوه.

خداحافظ، عزیزم. خداحافظ، دلبرم.

خداحافظ، فریزر.

خداحافظ.

از دیدنتون خوشحال شدم.

اینجا چه خبره؟

معلوم نیست چیه؟

بابا، دیوونه شدی؟

اون یه وینستونه. احتمالاً فقط داره گولت می‌زنه...

...تا بتونه قلبت رو بشکنه.

این دقیقاً کاریه که کَم برای آزار دادن من انجام میده.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left