Frasier

Frasier

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 10

Información d'a versión

Frasier S10E01 The Ring Cycle 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 1 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-24
Descargas: 26
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

من، دافنی مون، تو را به همسری برمی‌گزینم

نایلز کرین، به عنوان همسر خود

به تو وفاداری و حمایتم را وعده می‌دهم

خنده‌هایم و اشک‌هایم را

دوستی پایدارم و عشقم بی‌پایانم را

تا زمانی که هر دو زنده باشیم

من، نایلز کرین، تو را، دافنی مون، به عنوان همسر خود برمی‌گزینم

به تو وفاداری و حمایتم را عهد می‌بندم

شرف و احترامم را

صداقت و محافظتم را

تو آرامش، شادی و تنها عشق واقعی من هستی

تا پایان عمرم تو را گرامی خواهم داشت

و مسیری که ما را به اینجا رسانده، ارزشمند می‌شمارم

به این جایگاه فوق‌العاده و بی‌نقص

اکثر مردم به خاطر چند تا کوکتل مجانی اضافی اینجوری می‌شن

درست می‌گم؟

جدی، حلقه‌ها رو دارید؟

اوه

نه. تو عجله‌ای که برای رسیدن به اینجا داشتیم، کلا فراموششون کردم

یعنی نمی‌تونیم ازدواج کنیم؟

اگه ما هفت پکیج مختلف حلقه ازدواج نداشتیم، بله

که از بینشون انتخاب کنید

خب، بسته به بودجه‌تون

از پکیج «قلب فولادین من» می‌تونیم بهتون پیشنهاد بدیم

که فولاد ضد زنگ اصله

تا پکیج «عشق بی‌پایان»

که تا ۹۰ روز بدون هیچ سؤالی قابل برگشته

اونا از همه بهتر به نظر می‌رسن

لعنتی، کی این وقت شب زنگ می‌زنه؟

وای، آدم هر روز طلای شش و نیم عیار نمی‌بینه

الو؟ - دافنی، رُز هستم

تلویزیونتو روشن کن. ساختمون من تو اخبار نشون میده

چی؟ یه مورد قتل و خودکشی

من از بالکن برات دست تکون می‌دم

ای بابا، من خونه نیستم

کجایی؟ - باورت نمی‌شه

ولی من و نایلز پرواز کردیم رنو و همین الان داریم ازدواج می‌کنیم

این امکان نداره! - آره!

ظاهراً یه وضعیت اضطراری برای دلفین‌ها پیش اومده

باید برم. وقتی برگشتیم همه چیزو برات تعریف می‌کنم

باشه، خداحافظ

اوه

ببخشید

می‌تونید حلقه‌ها رو رد و بدل کنید

به عنوان نمادی از قول‌هایی که امروز اینجا به هم دادید

بر اساس اختیاراتی که ایالت نوادا به من داده است،

شهرستان واشو،

و هتل و کازینو کاملاً جدید «لاکی سِوِن»

من حالا شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

موفق باشید

هی، یادتون نره بوفه تاپ‌لِس ما رو امتحان کنید

اون هیچ‌وقت نگفت «می‌تونید عروس رو ببوسید».

می‌تونی عروس رو ببوسی

بابا، بجنب، بجنب. بریم دیگه

دفعه قبل که دیر به بازار کشاورزان رسیدم، بدترین گل‌های کدو رو گرفتم

حالا به دوشس چی سرو کنیم؟

چی؟ گفتم دارم میام

و تقصیر من نیست که دیر کردم. تقصیر دافنیه

نمی‌دونم کجاست. ناهارمو خودم درست کردم

اوه، خدای من. بده اینجا

دو بسته چیپس، سه تا پودینگ آماده،

و یه روت‌بیر. چشه؟

اولاً، این ناهار نیست، و دوماً، نمی‌فهمم چطور انقدر طول کشید

چون تو هیچی درست نکردی

فقط ظرف‌های کوچیک‌تر رو ریختی تو یه ظرف بزرگ‌تر. بریم!

سلام به همگی. اوه، سلام

کجا بودی؟ مجبور شدم ناهارمو خودم درست کنم

ما یه خبر بزرگ داریم. بله. امم...

شاید باید بشینن. چی شده؟

خب، دیشب به نایلز گفتم می‌خوام همون لحظه و همونجا باهاش ازدواج کنم

و وقتی فهمیدم جدی می‌گه،

با نیت کامل، عجله کردیم و زدیم بیرون

ولی خب، تو واشنگتن گرفتن مجوز ازدواج سه روز طول می‌کشه

خدا رو شکر!

چرا؟ چرا؟

اگه عروسی شما رو از دست می‌دادیم، منو می‌کشت

واقعاً؟

خب، معلومه که می‌کشت

نایلز، ما ده سال تمامِ دورانِ آشنایی تو باهاتون بودیم

اگه عروسی رو از دست می‌دادیم چطور ناراحت نمی‌شدیم؟

ولی حتماً می‌تونید درک کنید

اگه کسی از شدت احساسات از خود بی‌خود بشه

خوشحالم که اینطوری شد

چون قلبم می‌شکست

خب، ما اینجا نیومدیم که دل کسی رو بشکنیم

ما اومدیم اینجا که بگیم یه عروسی در پیشه، تو سه روز آینده!

این خبر بزرگی نیست؟ بله!

قراره یه، امم، مراسم ساده تو دفتر ثبت ازدواج داشته باشیم

این فوق‌العاده‌ست! و می‌دونید چیه؟

به عنوان یه جشن،

لطفاً اجازه بدید همه رو برای شام مهمون رستوران «کوئر دو سَنژ» کنم

چطور به نظر می‌رسه؟ - فوق‌العاده به نظر می‌رسه!

اوه، مارتین. چطوری؟

می‌خوای بریم پارک سگ‌ها؟ اوه، خدای من! شما اینجایید!

آه!

خب، منم اینجام

داشتیم درباره عروسیمون حرف می‌زدیم

اوه، خوبه. می‌خوام بشنوم

یه مراسم مدنی کوچیک روز جمعه خواهیم داشت

آه! ها؟

بله، با اجازه. عجله دارم برم بازار میوه.

این ساعت؟ امیدوارم کاهوی پلاسیده دوست داشته باشی!

خب، چی؟ فکر کردم تو رینو ازدواج کردید.

همین‌طور بود.

اما همونطور که داشتیم به آقای کرین و دکتر کرین می‌گفتیم...

اونا بهمون گفتن چقدر ناراحت میشن اگه بدون اونا ازدواج کنیم.

که خب، به فکر ما نرسیده بود.

واسه همین، برای اینکه دلشون نشکنه، جمعه یه عروسی سوری می‌گیریم.

خب، از نظر من خوبه، چون آلیس هنوز روی ساقدوش شدن حساب می‌کنه.

البته. آره.

خب اگه شما دو تا عروسی می‌گیرید، سالگرد ازدواجتون کی میشه؟

حدس می‌زنم برای حفظ ظاهر...

...دومی باشه، مگه نه؟ خب...

می‌تونیم دو تا سالگرد بگیریم، یه سالگرد عمومی و بعد یه...

...دومی مخفی که فقط مال خودمون باشه.

از این خوشم اومد، هه.

یه جورایی جذابه که یه سالگرد داشته باشیم که فقط ما دو تا ازش خبر داریم.

سه نفرمون.

هنوز باورم نمیشه که ازدواج کردیم.

سالگرد یک‌روزه‌مونه!

و فقط ما می‌دونیم.

می‌دونی، باید جشن بگیریم.

نظرت چیه بریم پارک سگ‌ها؟

اصلاً رمانتیک به نظر نمیاد. با تو نیستم.

استرس داری؟ کمتر از دفعه پیش.

فکر کنم یه تمرین داشتن کمک می‌کنه.

اون تمرین نبود، واقعی بود.

این فقط یه اجرای گروه سیاره.

درسته.

یه معجزه واقعیه که ما سالم اینجا هستیم.

با اون رانندگی‌ات.

وقتی یکی تو گوشم داد نمی‌زنه، بهتر رانندگی می‌کنم.

خب، زمان ما مردم انقدر بی‌پروا رانندگی نمی‌کردن.

می‌دونی چرا؟

به خاطر اینه که سوار دایناسور می‌شدین؟

باید با دخترت حرف بزنی.

وقتی رسیدیم خونه تو بستنی می‌خوری.

رسیدیم، جناب عالی.

چرا همه ما باید اینجا باشیم فقط برای یه گواهینامه؟

مگه نمی‌شد تو کلیسا همدیگه رو ببینیم؟

ما به کلیسا نمی‌ریم. همینجا ازدواج می‌کنیم.

چی گفتی؟

ما قراره یه عقد مدنی داشته باشیم.

بدون کشیش؟ محاله!

مامان! بسه دیگه.

من مادرت هستم. شاهد یه پیوند بی‌خدا نخواهم بود.

گرترود، منم مراسم کلیسا رو ترجیح می‌دم ولی این روز مال اوناست، نه ما.

شاید بهتره بذاریم خودشون تصمیم بگیرن چجوری باشه.

اگه آدما خودشون تصمیم می‌گرفتن، هیچ‌کس نمی‌رفت کلیسا.

اگه اجازه بدید... نه، من خودم حلش می‌کنم، عالیجناب.

خانم مون، من شخصاً به شما تضمین می‌دم که این پیوند بی‌خدا نخواهد بود.

چون اگه واقعاً ایمان داشته باشید

به علم مطلق و حضور همه‌جانبه‌ی خداوند

پس آیا ما همیشه در حضور او نیستیم؟

نه، ایشون توی کلیسا زندگی می‌کنه.

تمام چیزی که ازتون می‌خوام اینه که به خواسته یه زن پیر احترام بذارید.

که هر بچه‌اش رو یه کشیش عقد کرده.

یا حداقل یه کشیش زندان.

شاید با توجه به شدت احساسات اینجا، بهتر باشه صبر کنیم.

فکر کنم بتونیم خیلی سریع یه کلیسا پیدا کنیم.

باورم نمی‌شه!

اگه قرار نیست الان ازدواج کنید

همه‌تون می‌تونید اینا رو ببرید تو سالن. من برنامه دارم.

راز، منو برسون خونه. اه.

وقتی این قضیه رو حل کردیم زنگ می‌زنیم. باشه؟

بریم، آلیس. تبریک می‌گم.

وقتی آماده شدید یه عروسی درست و حسابی بگیرید

می‌دونید کجا پیدام کنید.

بله، همین‌طوره.

بر تخت آتشینت، بر نفرین‌شدگان حکم‌رانی کنی!

خیله خب، بریم.

با این وقت کم، کشیش از کجا پیدا کنیم؟

آها، شاید قاضی کسی رو بشناسه. یه لحظه!

جناب قاضی.

متاسفم، دافنه.

فقط چند روز طول می‌کشه، بعد می‌تونیم عروسی کنیم.

ما که همین الانشم هستیم.

این قرار بود شادترین دوران زندگیم باشه.

من می‌خوام حلقه عروسیم رو دستم کنم.

من خانم نایلز کرین هستم و نمی‌خوام اینو پنهان کنم.

می‌خوای راستشو بهشون بگی؟ خیلی پیچیده می‌شه.

بیاین دوباره ازدواج کنیم.

عروسی سر جاشه. پس خانم مون چی؟

متاسفم که از دستش می‌ده، ولی این انتخاب خودشه.

قربان، ما نظرمون عوض شد. ما می‌خوایم ازدواج کنیم.

باشه، ولی باید سریع باشیم. آماده‌اید شروع کنیم؟

بله. بله.

خب، شروع کنیم.

دافنه، لطفاً بعد از من تکرار کن. در واقع، ما خودمون متنمونو نوشتیم.

معلومه که نوشتین.

من، دافنه مون، نایلز کرین را به عنوان همسرم برمی‌گزینم.

به تو وفاداری، حمایت، خنده‌ها و اشک‌هایم را قول می‌دهم.

گفتی این کارو نمی‌کنی.

من خیلی چیزا میگم.

اوه، فریژر، ممنون بابت شام.

بله، عالی بود. باعث افتخارم بود.

بابا، تو چیزی نداری اضافه کنی؟

خب، من که قبلاً بابت شام تشکر کردم.

چی کار باید بکنم، رو زانوهام بشینم؟

و جلو کارت اَمریکن اکسپرسِ شیک و پَزت کمر خم کنم؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left