200 dòng đầu tiên.
امیدوارم آماده باشید، بچهها
چون جنگ تازه شروع شده
این مامور ویژه، ویکتور هنریکسن هستم
کارم اینه که شما رو بیارم تو. زنده باشید، یه امتیاز اضافیه
اتهامات رو براشون بخون. سرقت مسلحانه، آدمربایی و قتل
من آخرین نفریم رو این کره خاکی که دلت میخواد باهاش جیک تو جیک بشی
این روبییه، آره؟
تا حالا این افتخار رو نداشتم
من اینجام چون میخوام بهتون کمک کنم
اون یه شیطانه، سم. تمام شد و رفت. باشه؟ اونا مرگ ما رو میخوان، ما هم مرگ اونا رو میخوایم
روبی یه جادوگر بود. البته، اون موقع که هنوز انسان بودی
تو سم وینچستری. پادشاه جوان
قرار بود سم کلهگنده بشه و ارتش رو رهبری کنه
ولی دقیقاً وارد گود نشده
یه رهبر جدید داره ظهور میکنه و ازت زیاد خوشش نمیاد
نمیخواد رقیب داشته باشه
الان صدها شیطون دیگه بیرون هستن
به اندازه کافی شکارچی تو دنیا نیست که از پس همچین چیزی بربیاد
بلا کلت رو دزدید. یه بار دیگه سرمون کلاه گذاشت
چطوری میخوابی؟ لخت تو پول غلت میزنی
خرت و پرتاتو جمع کن. میریم اون عوضی رو شکار کنیم
اثری ازش هست؟ هیچی
مطمئنی این اتاق بلاست؟
فکر میکنم آره
دین؟ عزیزم، اونجایی؟
کجایی؟
تا الان دو ایالت اونورتر. کجا؟
کجاست اون کلکلهای طنازانه همیشگیمون؟ دلم براش تنگ شده
میخوامش، بلا. همین الان
منظورت اون هفتتیر کوچولوئه؟ متاسفم. الان نمیتونم
میفهمی اگه این کار رو بکنی چند نفر قراره بمیرن؟
دقیقاً فکر میکنی باهاش چی کار میخوام بکنم؟
تنها سلاحی که علیه شیطونها داریم رو بردارم و به بالاترین پیشنهاد بدم؟
تو هیچی درباره من نمیدونی
من میدونم قراره جلوتو بگیرم
حرفهای گندهای برای کسی که حتی نمیتونه منو پیدا کنه
آه، پیدات میکنم، عزیزم
میدونی چرا؟ چون من هیچ کار دیگهای برای انجام دادن ندارم
جز اینکه تو رو ردیابی کنم
اینجاست که اشتباه میکنی
تو قراره حسابی درگیر بشی
واقعاً فکر کردی اقدامات احتیاطی رو انجام نمیدم؟
دستها بالا! زانو بزن
عوضی. رو زمین. الان
انجامش بده
برو! آخ!
سم و دین وینچستر، شما حق دارید ساکت بمانید
هر چیزی که بگویید، میتواند و خواهد شد علیه شما در دادگاه استفاده شود
شما حق دارید وکیل داشته باشید
و وکیل شما در هر بازجویی حاضر باشد
اگر قادر به پرداخت هزینه وکیل نیستید، وکیلی به هزینه دولت برای شما تعیین خواهد شد
سلام، بچهها
مدتها بود
خب، گرفتیشون؟
من همه افرادت رو خواستم
و گرفتیشون. اونا تو حمله باهات بودن
چهار نفر. همین
هر کسی رو که تونستم با یه ساعت خبر جور کنم
ما یه شهر کوچیکیم، مامور هنریکسن
این برای چی اینجاست؟ مست و بینظم
کلیدا
همین الان
داری چی کار میکنی؟
شب شانس شماست، آقا. آزادید برید
داری چه غلطی میکنی؟
از این طرف
مامور هنریکسن، نمیتونی همینجوری زندانیهای منو آزاد کنی
مامور هنریکسن؟
ببین، میفهمم. شما کلانتری دهاتید. ببخشید؟
اگه انتخاب با من بود، اینجوری انجامش نمیدادم
ولی یه خبر خبره و ما مجبور بودیم سریع اقدام کنیم
ببین، مامور. این کار اولم نیست
تو تا حالا همچین رودئویی رو ندیدی
تو اصلاً میدونی ما قراره کیو اینجا بیاریم؟
آره، یه جفت فراری
خطرناکترین مجرمایی که تا حالا چشمت بهشون خورده
فکر کن هانیبال لکتر و برادر نیمهعقلش
میدونی اینا برای تفریح چی کار میکنن؟ قبر میکَنن و جسد رو تیکه تیکه میکنن
اونا فقط قاتل نیستن، قاتلهای شیطونپرستان
پس باهام همکاری کن
اونا رو از سرت برمیدارم و میفرستمشون سوپرمکس
و تو هم به موقع میرسی خونه که اخبار کشاورزی رو ببینی
هر طوری که بتونیم کمک میکنیم
اون مرداتون
اونا رو دم خروجیها پست بذار
بله، قربان
رایدی. آره، ویک؟
بیارشون تو
فکر کنم به هر میزان که قرار بود، آمادهایم
فهمیدم. داریم میایم تو
چه عجب همه قیافهها درهمان؟
من شما رو تا سلولها میبرم
هی، هی. مواظب باش به جنس آسیب نزنی
اونی که باید ازش بترسی ما نیستیم، بچهسوسول
آخ! دین، بیا دیگه
باشه، باشه. بشینم؟
آره
چطور قراره هودینیوار از این وضعیت فرار کنیم؟
سوال خوبیه
منم. استیون هست؟
خب، بیاریدش بیرون از جلسه.
گرووز. پیداشون کردم.
به جهنم!
شرط میبستم روی سنگ قبرت مینوشتن "نتونست پسرهای وینچستر رو بگیره."
خب، تا صبح تو سوپرمکس هستن.
چطوری؟ اتوبوس زرهی پر از آدم.
اتوبوس؟ چی، میخوای زخم معده بگیرم؟
ببین، داریم هر احتیاطی رو میکنیم. مثل دفعه پیش؟
و دفعه قبلش؟ ولش کن، یه هلیکوپتر میفرستم.
هرچی خودت صلاح میدونی.
لعنتی، آره، و خودم هم توش میشینم.
دیگه نمیتونم تحمل کنم که دوباره این پسرا رو از دست بدی.
اونا ماههاست که مثل خاری تو چشمم بودن.
خب، ویکتور؟ بله؟
چشم ازشون برندار تا من برسم.
یه هلیکوپتر داره میاد. ولی ما پد هلیکوپتر نداریم.
پس اون پارکینگ لعنتی رو خالی کن.
میدونی دارم چی رو تصمیم میگیرم؟
نمیدونم، آیا سیالیس به اون مشکل کوچولوت کمک میکنه؟
امشب برای شام چی بخورم.
استیک یا لابستر؟
به جهنم. هم غذاهای دریایی هم گوشتی.
کلی چیز برای جشن گرفتن دارم. منظورم اینه، بالاخره، دیدن شما دو نفر تو غل و زنجیر؟
عوضی هیز. ما اون مدلی نیستیم.
حالا، این خندهداره.
هنوز برای جشن گرفتن زوده.
نتونستی ما رو تو بانک بگیری.
نتونستی ما رو تو اون زندان نگه داری.
حق با توئه. گند زدم.
دست کم گرفتمتون. فکر نمیکردم اینقدر باهوش باشید.
ولی حالا آمادهام.
آمادهای که دوباره ما رو از دست بدی؟ آماده، مثل حکم دادگاه.
که شما رو تا زمان محاکمه تو یه زندان فوق امنیتی تو نوادا نگه میداره.
آماده، مثل انزوای توی یه سلول ضد صدا و بیدر و پنجره که انقدر کوچیکه...
که بین من و تو احتمالا غیرقانونیه.
این یعنی آمادگی، خوبه؟
خوب به سم نگاه کن.
شما دو نفر دیگه هیچوقت همدیگه رو نمیبینید.
آه. اون لبخند خودبینانه کجاست، دین؟
میخوام ببینمش.
آدمای اشتباهی رو گرفتید. اوه، آره. یادم رفت.
شما با هیولاها میجنگید.
متاسفم، دین. حقیقت اینه که بابات با اون حرفای شیطانی شستشوی مغزیت داده.
و بیشک تو رو یه جای بد لمس کرده.
همین. این واقعیته. دهنتو نمیبندی؟
ولی حدس بزن چی؟ زندگی مزخرفه، یه کلاه ایمنی سرت کن.
چون هرکی یه داستان غمانگیز داره.
ولی هرکسی قاتل نمیشه.
و حالا دو تا کمتر دارم.
که نگرانشون باشم.
اوم.
وقت غذای دریایی و گوشتیه.
استیون.
آقایان.
اینا همش چیه؟ چی میتونم بگم؟
افبیآی بوروکراسی رو اختراع نکرد، ما کاملش کردیم.
میخوای همهی اینا رو الان انجام بدم؟ متاسفم. حالا، ویکتور.
میرم یه نگاه حسابی به فراریهامون بندازم.
سم و دین وینچستر.
من معاون مدیر استیون گرووز هستم.
باعث خوشحالیه.
خوشحالم که حداقل یکی از ما این حس رو داره.
مدت طولانی منتظر بودم که شما دو نفر از سوراخ موشهاتون بیرون بیاید.
ببخشید، باید کوتاه کنم. شب درازی در پیش داریم، رفقا.
این دیگه چه کوفتی بود؟
اسلحه رو بذار زمین. صبر کن.
اون بهش شلیک کرد. من بهش شلیک نکردم. من به کسی شلیک نکردم.
اون به من شلیک کرد. الان زانو بزن.
باشه، باشه. باشه، شلیک نکن، لطفا. ببین، اینجا. اینجا.
باشه. باشه.
ما بهش شلیک نکردیم. جسد رو چک کن. خونی نیست. ما اونو نکشتیم.
برو جلو. چکش کن.
ویک، زخم گلوله نداره. احتمالا ماههاست مرده.
چیکار کردید؟ ما کاری نکردیم.
حرف بزن وگرنه شلیک میکنم. شما ما رو باور نمیکنید.
اون تسخیر شده بود.
تسخیر شده. آره حتما.
هلیکوپتر رو روشن کن، داریم میبریمشون. آره، همین کارو بکن.
بیل.
بیل، اونجایی؟
اونا مردن. فکر کنم همشون مردن.
این دیگه چه کوفتی بود؟ ریدی؟
ریدی؟
اون بیرون چه خبره؟
ریدی، این دیگه چه کوفتی بود؟ جواب بده.
باهام حرف بزن.
جواب بده.
باهام حرف بزن، ریدی.
الو؟ افراد من. مامور هنریکسن؟
چه اتفاقی داره میفته؟ نمیتونم خط بگیرم. تلفنها قطع شدن.
هنریکسن! چهار تا از افرادم.
اینترنت، من-- موبایلم. همش قطعه. چطور ممکنه همش قطع باشه؟
اوه، این اصلا خوب نیست.
وای خدای من. نه، نه. خوبه. خوبه.
ما میریم. همین الان میریم.
بریم. هیچکس جایی نمیره.
همه آروم باشید. شریکت اون بیرونه. افراد من هم...
میدونم. اگه بریم بیرون، ما هم داریم مرگ رو به جون میخریم.
نمیفهمی؟ چی؟
اونا بیرونن و دارن میان تو. این یه محاصرهست.
No comments yet. Be the first to leave one.