The first 192 lines.
پیش از این در سوپرنچرال، سَمی...
داداشتو هر چه سریعتر ببر بیرون. الان، دین. برو!
بابا رفته سفر شکار. آخ!
و چند روزه که خونه نیومده
قسم خورده بودم که دیگه شکار نمیکنم. من نمیتونم این کارو تنها انجام بدم
نه! جِس!
فکر میکنم بابا میخواد ما راهشو ادامه بدیم
میدونی، آدمها رو نجات بدیم، چیزها رو شکار کنیم
نه. من باید قاتل جسیکا رو پیدا کنم
باشه. نظرت چیه؟
اوم... اوه خدای من. زیادی مارتا استوارتگونهست؟
بیا. اینو بپوش
اوم
نمیدونم این واقعاً منم
لوری، یه دختر خوشگل یه جایی اون زیر دفن شده
باشه، باشه
خب؟
لعنتی، دختر، نمیفهمه چی بهش خورده
باشه. فکر کنم اون احتمالاً پایینه
بعداً میبینمت. کاری نکن که من نمیکردم
هیچ کاری نیست که تو نکنی
راست میگی
فکر کردم داریم میریم مهمونی
خب، نمیتونیم سر وقت برسیم
اگه نمیدونستم، فکر میکردم منو عمداً آوردی اینجا
چی؟ ناراحت شدم
آره، مطمئنم
میخوای جواب بدی؟
قطعاً نه
نه
عیبی نداره
هی، جدی میگم
چی بود اون؟ نمیدونم
اون چیه؟
نه. ریچ، نه. نه، همینجا وایسا
این دیگه چه جهنمیه؟ ریچ، بریم
آه!
ریچ؟
ریچ
ریچ، کجایی؟
باشه. باشه
آه!
خیلی خب. ممنون از وقتتون
لته وانیلی دوبل نصفه کافئینت داره سرد میشه، فرانسیس
گمشو
خب، چیزی؟
دادم بانک اطلاعات افراد گمشده افبیآی رو چک کردن
هیچ فرد ناشناسی با مشخصات بابا پیدا نشد
حتی پلاک ماشینشو برای تخلفات رانندگی چک کردم
سَم، بهت میگم فکر نمیکنم بابا بخواد پیدا بشه
اینو ببین
این یه خبر از روزنامه Plains Courier، انکنی، آیوواست
حدود ۱۰۰ مایل از اینجاست
"جسد مثله شده نزدیک ماشین قربانی که در جاده نایینمایل پارک شده بود، پیدا شد."
ادامه بده
"مقامات قادر به ارائه توصیف واقعبینانهای از قاتل نیستند
تنها شاهد عینی که نامش فاش نشده
میگه مهاجم نامرئی بوده."
میتونه چیز جالبی باشه. یا هیچی
یه شاهد که هیچی ندیده، به این معنی نیست که مرد نامرئیه
اما اگه باشه چی؟
بابا حتماً میرفت سراغش
یه بار دیگه، چرا ما اینجاییم؟ قربانی اینجا زندگی میکرد
چه ماشین باحالی
ما برادرهای دانشجوییت هستیم. از اوهایو
ما تو شهر تازهواردیم. انتقالی. دنبال یه جا برای موندن میگردیم
شما کی هستید؟ ما هماتاقیهای جدیدتیم
پس یه لطفی در حقم کن، کمرمو ماساژ بده. امروز بازی بزرگی داریم
اون هنرمنده. کارهایی که با یه قلممو میتونه بکنه...
خب، مورف
راسته؟ چی؟
شنیدیم یکی از بچههای اینجا هفته پیش کشته شده
آره. چی شد؟
میگن یه روانی با چاقو بوده. شاید یه ولگردی که از اینجا رد میشده
ریچ آدم خوبی بود
ریچ با کسی بود؟ فقط یه نفر نه
لوری سورنسون
لوری سورنسون کیه؟
یه جایی رو جا انداختی. همین پایین اون پشت
لوری ترم اولیه. محلیه. خیلی سکسیه
و اینو بشنو... اون دختر یه کشیشه
اتفاقاً نمیدونی کدوم کلیساست، میدونی؟
قلب ما با خانواده است
جوانی که جان باخت
و دعاهای شکرگزاری شخصی من نیز نثار میشود
چون معتقدم او در تلاش برای محافظت از دخترم جان باخت
و حالا که زمان همه زخمهای ما را التیام میبخشد
باید به معنای این فاجعه فکر کنیم
برای ما به عنوان یک کلیسا
به عنوان یک جامعه
و به عنوان یک خانواده
از دست دادن یک جوان به خصوص غمانگیز است
زندگی نزیسته غمانگیزترین مرگهاست
پس لطفاً، بیایید دعا کنیم
برای آرامش
برای راهنمایی
و برای قدرت محافظت از فرزندانمان
نمیتونم. یکشنبه شبه. فقط خودمون دخترها هستیم
میخوایم تکیلا شات بزنیم و Reality Bites رو تماشا کنیم
بابام هر یکشنبه شب شام درست میکنه
لوری، پاشو عزیزم. میدونم این مدت خیلی سخت گذشته
ولی حق داری خوش بگذرونی. باشه، سعیمو میکنم
باشه
بهتره همین کارو کنی
شما لوری هستین؟ آره
من سم هستم. ایشونم برادرم دین
سلام. ما تازه اومدیم این دانشگاه
تو رو داخل دیدم
نمیخواستیم مزاحمت بشیم. فقط شنیدیم چی شده
میخواستیم بگیم چقدر متأسفیم. میدونم چی داری میکشی
منم یه بار دیدم یکی آسیب دید
چیزیه که یادت نمیره
بابا، اینا سم و دین هستن. دانشجوهای جدیدن
از آشناییتون خوشوقتم آقا. باید بگم، موعظه الهامبخشی بود
خیلی ممنونم
چه خوبه جوونهایی رو پیدا کنیم که پذیرای پیام خدا باشن
راستش، ما تازه وارد این شهر شدیم
و دنبال یه گروه کلیسایی میگردیم
بگو ببینم لوری، پلیس چی میگه؟
خب، چیز زیادی برای دنبال کردن ندارن
فکر کنم به خاطر همین منو مقصر میدونن
منظورت چیه؟
داستان من
اونقدر ترسیده بودم که فکر کنم داشتم چیزهایی میدیدم
این دلیل نمیشه که واقعی نبوده باشه
پس تو باور میکنی؟ آره، باور میکنم
آره، منم فکر میکنم سکسیه. نه بابا، یه چیزی تو چشماشه
و اینو گوش کن، اون صدای پنجه کشیدن روی سقف رو شنیده
جسد خونی رو بالای ماشین، سروته آویزون پیدا کردن
جسد خونی سروته آویزون، شبیه اینه که...
میدونم. افسانه مرد قلابدار
معروفه. فکر نمیکنی با مرد قلابدار طرفیم؟
هر افسانه شهری یه منبعی داره. یه جایی که همه چیز از اونجا شروع شده
پس اون خراشهای روحمانند، پنچری لاستیکها و قاتل نامرئی چی میشن؟
شاید مرد قلابدار اصلاً یه مرد نباشه. اگه یه جور روح باشه چی؟
بفرمایید. سوابق دستگیری تا سال ۱۸۵۱
ممنون. باشه
پس اینطوری چهار سال خوب زندگیت رو گذروندی، هان؟
به تحصیلات عالی خوش آمدی
هی، اینو ببین
سال ۱۸۶۲، یه کشیش به اسم جیکوب کارنز به جرم قتل دستگیر شد
اون از محله چراغ قرمز شهر خیلی عصبانی بود
که یه شب ۱۳ تا فاحشه رو کشت
بعضی از مقتولین تو رختخوابشون پیدا شدن
ملحفههاشون غرق خون، بقیه هم سروته از درختا آویزون
به عنوان هشداری علیه گناهان جسمانی
اینم بشنو. اسلحه قتل؟
کشیش تو یه تصادف دستش رو از دست داده بود. به جاش یه قلاب نقرهای گذاشته بود
ببین همه اینا کجا اتفاق افتاده
جاده نایین-مایل. جایی که اون پسر فرات کشته شد
کار خوبی بود، دکتر وِنکمن. بریم سراغش
میدونم این اولین باریه که از وقتی مامان مُرده، واقعاً تنها زندگی میکنی
مسئله این نیست. من نگرانتم
۲۲ تا دختر اونجان. من کاملاً امنم
همین چیزیه که من نگرانشم. فکر میکنی نمیدونم اونجا چه خبره؟
باز باید سر این بحث کنیم؟ من بالای ۱۸ سالم. میتونم زندگی خودمو داشته باشم
یعنی مشروبخوری، مهمونی گرفتن با اون هماتاقیت
من یه بزرگسال هستم. میتونم از خودم مراقبت کنم. شب بخیر
لوری. لوری. بیا
لوری
تیلور، بیداری؟
بفرما
اگه روح باشه، ساچمه هیچ فایدهای نداره
آره. نمک درشت
هوم
نمک یه بازدارنده روحه. آره
نمیکشدش ولی کندش میکنه
این خیلی خوبه
تو و بابا به این فکر کردین؟ بهت گفتم که...
لازم نیست فارغالتحصیل دانشگاه باشی تا یه نابغه باشی
اونجا. اونجا
اسلحه رو بذار زمین! همین الان! همین الان!
دستاتونو بذارین پشت سرتون. باشه، باشه!
زانو بزنین. یالا، انجامش بدین. زانو بزنین
حالا دمر بخوابین. یالا، انجامش بدین!
اون اسلحه رو داشت
اوه، خدای من. آخ!
جونتو نجات دادم. کلانتر رو متقاعد کردم که فقط جریمه کنه. رفیق، من متلاکم
ولی چطوری؟
بهش گفتم تو یه دانشجوی سال اولی بودی و ما داشتیم اذیتت میکردیم
اون تفنگ ساچمهای چی؟ گفتم داری شکار روح میکنی
و اینکه ارواح با نمک درشت دفع میشن
یه شوخی معمولی هفته جهنم
و اون باورت کرد؟ خب، تو هم شبیه یه دانشجوی سال اولی خِنگ به نظر میرسی
من فقط میخوام ببرمش خونه
میفهمم، کشیش محترم
ولی لوری الان به دو قتل مرتبطه، و نمیتونم نادیدش بگیرم
گوش کن. همین الان دستگیرش کن
یا بذار ببرمش خونه
مطمئن بشین برای بازجویی در دسترس باشه. ممنون
عزیزم، آمادهای بریم خونه. باشه؟ بریم
چرا مرد قلابدار باید تا اینجا، انقدر دور از جاده نایین-مایل بیاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.