The first 200 lines.
قبلاً در سوپرنچرال
سمی
برادرتو هر چقدر سریعتر میتونی ببر بیرون. برو!
بابا رفته سفر شکار. چند روزه هم خونه نیست.
این دفتر باباست.
فکر کنم میخواد کاری که اون نصفه گذاشته رو ما ادامه بدیم.
نجات دادن مردم، شکار موجودات. کار خونوادگی.
فکر میکنی مامان اینو میخواست؟ من نمیتونم این کارو تنهایی انجام بدم.
من رانندگی میکنم.
وای، اینا چه خونههای خفنیان، ها؟ دلم میخواست اینجا زندگی کنم.
آره. حیف که نمیتونی پولشو بدی.
آره، حق با توئه.
این محله وقتی کامل بشه حسابی گرون میشه.
اینجا عالیه.
آخ
فقط پشههاش زیاده.
داستین؟
کمکم کن. گیر افتادم!
قوزک پام شکست!
باشه، میرم طناب بیارم.
اوه، لعنتی.
اوه خدای من.
تراویس! کمک! صبر کن!
تراویس، کمک!
اشکالی نداره، داستین، اشکالی نداره.
داستین؟
داستین، من اینجام.
اوه خدای من.
میدونی، میتونیم یه وقتایی بریم سر کارای معمولی.
شکار کار روزمرهی ماست. پولشم که هیچی نیست.
آره، ولی سر پول بیلیارد کلاه گذاشتن؟
کلاهبرداری با کارت اعتباری؟ اینا صادقانهترین کارای دنیا نیستن، دین.
خب، بذار ببینیم. صادقانه...
باحال و راحت.
اصلاً قابل مقایسه نیست. تازه، ما توش خوبیم. این کاریه که برای انجامش بزرگ شدیم.
خب، نحوهی بزرگ شدنمون داغون بود. / آره، تو که میگی.
کار جدیدی پیدا کردیم یا نه؟ / شاید.
اواسیز پلینز، اوکلاهاما. زیاد دور نیست.
یه کارمند شرکت گاز.
داستین بورواش ظاهراً به خاطر بیماری کروتسفلد-جاکوب مرده.
ها؟
بیماری جنون گاوی انسانی. جنون گاوی.
این تو اپرا نبود؟ تو اپرا میبینی؟
پس این یارو یه همبرگر خراب خورده. چرا این باید کار ما باشه؟
بیماری جنون گاوی باعث تخریب شدید مغز میشه.
ماهها، حتی سالها طول میکشه تا آسیبها ظاهر بشن.
ولی این یارو داستین، انگار مغزش تو حدود یک ساعت از بین رفته.
شاید کمتر. باشه. این عجیبه.
آره. خب، ممکنه یه بیماری باشه.
یا ممکنه یه چیز خیلی بدتر باشه.
باشه. اوکلاهاما.
مرد. کار، کار، کار.
وقت ندارم پولامو خرج کنم.
تراویس ویور؟
آره، درسته.
شمایی همون تراویس که با عمو داستی کار میکردین؟
داستین هیچوقت از خواهرزاده یا برادرزاده حرفی نزد.
واقعاً؟ خب، ولی اون مطمئناً از شما زیاد میگفت.
میگفت شما بهترین بودین. آره.
اوه، واقعاً؟
گوش کنین، میخواستیم بپرسیم اونجا دقیقاً چی شد؟
مطمئن نیستم.
اون افتاد تو یه گودال. من رفتم کنار وانت که طناب بیارم.
و تا وقتی که برگشتم...
چی دیدی؟
هیچی. فقط داستین. / هیچ زخمی یا چیزی نداشت؟
خب، از چشما و گوشا و دماغش خون میاومد. همین.
پس فکر میکنید میتونه همون قضیهی جنون گاوی باشه؟
نمیدونم. دکترا اینو میگن.
ولی اگه این بود، باید قبلش رفتارهای عجیب غریب ازش سر میزد.
مثل زوال عقل، از دست دادن کنترل حرکتی.
شما تا حالا همچین چیزی ازش دیدین؟ / نه.
امکان نداره.
ولی پس اگه بیماری نبود، پس لعنتی چی بود؟
سوال خوبیه. میتونید بهمون بگید این اتفاق کجا افتاد؟
آره.
هوم.
تو چی فکر میکنی؟
نمیدونم. ولی اگه تراویس راست گفته باشه، خیلی لعنتی سریع اتفاق افتاده.
پس چی؟ یه موجودی مغزشو خورده؟
نه، باید یه جای زخم ورود میداشت.
به نظر میرسه این چیز از داخل کارشو کرده.
به نظر میآد فقط برای یه نفر جا هست.
میخوای شیر یا خط بندازیم؟
دین، ما هیچ ایدهای نداریم که اون پایین چیه.
باشه. اگه تو میترسی من میرم.
ترسیدم؟ اون سکهی لعنتی رو بنداز.
باشه، بندازش بالا، جوجه.
من میرم. گفتم که من میرم.
من میرم. باشه.
منو نندازی پایین.
پس یه سری سوسک پیدا کردی. توی یه سوراخ توی زمین.
عجب، چه شوک بزرگی، سم.
هیچ تونلی نبود، هیچ ردی نبود.
هیچ مدرکی از هیچ موجود دیگهای اون پایین نبود.
میدونی، بعضی سوسکها گوشتخوارن. معمولاً گوشت مرده، ولی...
چند تا پیدا کردی اون پایین؟ / ده تا.
بیشتر از این لازم بود تا مغز یه آدمو بخوره.
خب، شاید بیشتر بودن.
نمیدونم. به نظرم خیلی بعیده.
به اطلاعات بیشتری از این منطقه، این محله نیاز داریم
اینکه قبلاً هم همچین چیزی اتفاق افتاده یا نه
چی؟ من یه جای خوب برای شروع میشناسم
من یه جورایی هوس کباب کردم، تو چی؟
نمیتونیم با محلیها حرف بزنیم؟
غذای مجانی هیچ ربطی بهش نداره؟
البته که نه. من یه حرفهایام. خب.
بزرگ شدن توی همچین جایی کلافهام میکرد
چرا؟
چمنهای مرتب، "روزت چطور بود عزیزم؟"
مغزمو میپاشیدم بیرون
هیچ مشکلی با عادی بودن نیست
من خانوادهی خودمونو به هرچیزی به اسم "عادی" ترجیح میدم
خوش آمدید. این همون کبابه؟
آره. هوا بهترین نیست، ولی... من لری پایک هستم، سازندهی اینجا
و شما؟ دین. ایشونم سم هستن
سم. سم، دین. از آشناییتون خوشبختم
پس به "اُوِیزیس پلینز" علاقهمندید؟ بله آقا
بذارید اینو بگم که ما هر ساکنی رو با هر نژاد، مذهب، رنگ پوست
یا گرایش جنسی میپذیریم
ما برادریم
پدرمون داره پیر میشه. دنبال یه جایی برای اون میگردیم
عالیه. عالیه. خب، سالمندان هم خوش آمدن. بفرمایید تو
این فوقالعادهست
گفتید شما سازندهی اینجا هستید؟
هجده ماه پیش، داشتم با تیم نقشهبرداریم توی این دره راه میرفتم
هیچی اینجا نبود جز بوته و سنجاب
میدونید چیه، ما چنان جای قشنگی برای زندگی ساختیم
که خودم هم اینجا خونه خریدم. این خونهی ماست
ما اولین خانواده در "اُوِیزیس پلینز" هستیم. ایشون همسرم، جوانی هستن
سلام. سلام
سم و دین
سم. خوشبختم
بهشون بگو چقدر اینجا رو دوست داری عزیزم. و اگه لازم شد، دروغ بگو
چون من باید چندتا خونه بفروشم. درسته
بچهها، با اجازتون
نذارید این ادا و اطوار فروشندگیش شما رو بترسونه. اینجا واقعاً جای خوبی برای زندگیه
سلام، من لیندا بلوم، مسئول فروش هستم. لیندا نفر دوم بود که اومد اینجا
البته اون یه همسایهی خیلی پرسروصداست
اون شوخی میکنه، البته
پس شما دو تا به خرید خونه علاقهمندید؟
خب... آره، خب
بذارید اینو بگم که ما هر ساکنی رو میپذیریم
با هر نژاد، مذهب، رنگ پوست
یا گرایش جنسی
خب
میرم با لری حرف بزنم. باشه عزیزم؟
شما سه تا انتخاب دارید
موکت، کفپوش چوبی و کاشی
اوه
یکی از حشرات خوشش میاد. پسرم. اون به حشرات علاقهمنده
اون خیلی کنجکاوه
هوم
کی میتونه به یه دوش بخار نه بگه؟ من هر روز از مال خودم استفاده میکنم
عالی به نظر میرسه
شما سه نوع وان جکوزی مختلف هم برای انتخاب دارید
اتصالات وانها شامل نیکل یا برنج میشه
توی آشپزخونه میتونید انتخاب کنید... ببخشید
باشه
این مال توئه؟
به بابام میگی؟ نمیدونم. بابات کیه؟
آره. لری معمولاً تو معرفیهای خانوادگی منو جا میندازه
اوه. به اسم کوچیک صدا کردن پدر آدم خیلی بد به نظر میاد
خب، من دقیقاً آدم مناسب بروشور نیستم
خب، تحمل کن. بهتر میشه، قول میدم
کی؟ متیو!
بابت پسرم و حیوون خونگیش واقعاً متاسفم
مشکلی نیست. با اجازتون
یاد کسی رو نمیندازه؟
بابا؟
بابا هیچوقت با ما اینجوری رفتار نکرد. خب، بابا هیچوقت با "تو" اینجوری رفتار نکرد
تو عالی بودی. اون همیشه گیر من بود
یادت نمیاد؟
شاید مجبور بود صداشو بالا ببره ولی بعضی وقتا تو از خط خارج میشدی
آره. مثلاً وقتی گفتم ترجیح میدم فوتبال بازی کنم تا اینکه تیراندازی با کمان یاد بگیرم
تیراندازی با کمان یه مهارت مهمه
هرچی
گشت و گذارتون چطور بود؟ اوه، عالی بود. آمادهی خرید هستم
پس شاید یه چیزی پیدا کردیم
انگار "داستین برواش" اولین مرگ عجیب اینجا نبوده
چی شده؟ یک سال پیش، قبل از اینکه شروع کنن به ساخت و ساز
یکی از نقشهبرداران لری سر کار افتاد و مرد
اینو بشنو: یه واکنش آلرژیک شدید به نیش زنبور
بازم حشرات. بازم حشرات
اسم زنبورهای قاتل رو شنیده بودم ولی سوسکهای قاتل؟
چه چیزی میتونه باعث بشه حشرات مختلف حمله کنن؟
خب، گاهی اوقات ارواح سرگردان شامل ظهور حشرات هم میشن
ولی من هیچ مدرکی از فعالیت روح ندیدم
آره، منم همینطور
شاید به نوعی دارن کنترل میشن
میدونی، توسط یه چیزی یا یه نفر
منظورت "ویلارد"ئه؟ آره. حشره به جای موش
مواردی از ارتباطات روانی بین انسان و حیوانات وجود داره
موجودات عنصری، تلهپاتها. آره، همون قضیهی "تیمی-لسی"
بچه لری. حشرات به عنوان حیوون خونگی
مت؟ آره
اون سعی کرد با یه رتیل مشاور املاک رو بترسونه
فکر میکنی "ویلارد" ماست؟ نمیدونم
فکر کنم هرچیزی ممکنه
هی، اینجا بزن بغل
No comments yet. Be the first to leave one.