Supernatural

Supernatural

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

Supernatural S02E17 Heart 1080p AMZN WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 17 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-15
Lượt tải xuống: 29
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

هی، مدی

ببین، من... اه... دلم نمی‌خواد از کارت بندازمت

ولی باید باهام برگردی دفتر

واقعاً؟ آره، معلومه که باید تحویل بدم

اون مدارکو تا نیمه‌شب و نیمه‌شب؟

آره، باید... اه...

این اصلاً کارساز نیست، نه؟ نه، نیست، نیت

ببین، من چندتا خوردم. واقعاً نباید رانندگی کنم

میشه منو برسونی--؟ من برات تاکسی گرفتم

صبح می‌بینمت

هوم، زیاد پیش میاد؟ همیشه همین بساطه

حالت خوبه؟

آره

باید برم

اینم از این، کارآگاه

این یه گاز خیلی ناجوریه. اوم‌هوم

می‌دونید چی گازش گرفته؟

هنوز نتونستم دقیقاً مشخصش کنم

بیاید، دکتر، غیر رسمی بگید

باشه، خیلی، خیلی غیر رسمی. حتماً

اگه بهتر نمی‌دونستم، می‌گفتم یه گرگ بهش حمله کرده

اما تا وقتی باغ‌وحش یکی از گرگاشو گم نکرده باشه، من می‌گم پیت‌بول بوده

من کارمو دوست دارم. آره، می‌فهمم چی میگی

یه چیز دیگه. این یارو...

قلبش نبود؟

آره، تو از کجا می‌دونستی؟ من هنوز گزارشمو تموم نکردم

شانسی گفتی

این آقا وکیل اولین جسد بی‌قلب تو شهره؟

اولین مرد

تو این یک سال گذشته، چندتا زن ناپدید شدن

جسد همه‌شون بعداً تو خلیج پیدا شد

اون‌قدر متلاشی بودن که نمیشد نتیجه‌گیری قطعی کرد

اما قلب نداشتن؟ نه، قلب نداشتن

همه‌شون فاحشه‌هایی بودن که تو هانترز پوینت کار می‌کردن

پلیسا دارن سعی می‌کنن قضیه رو مخفی نگه دارن. دنبال یه قاتل زنجیره‌ای هستن

و چرخه‌ی ماه؟ اوم‌هوم

آره، همه‌ی قتل‌ها تو هفته‌ی منتهی به ماه کامل اتفاق افتادن

که همین هفته‌ست، نه؟ پس واسه همین وکیله

عالیه!

دین، میشه یه کم کمتر درموردش ذوق‌مرگ باشی؟

ببخشید، رفیق، ولی یه آدم تو روز

و یه هیولای حیوانیِ آدم‌کش تو شب رو نمی‌فهمی؟

یعنی چی، گرگینه‌ها خفن‌ان

از بچگی‌مون یه دونه ازشون ندیدیم

باشه، آتیش‌پاره، و می‌دونی چی؟

بعد اینکه کشتیمش، می‌تونیم بریم دیزنی‌لند. می‌دونی بهترین قسمتش چیه؟

ما از قبل می‌دونیم چطور دخل اینا رو بیاریم

یکی از اینا مستقیم تو قلبشون

حرکت بعدی‌مون چیه؟ با دختری که جسد رو پیدا کرده حرف بزنیم

نمی‌فهمم. من قبلاً اظهاراتمو دادم

درسته. آره، خب، ما فقط باید چندتا چیزو تأیید کنیم

این همسایه‌ی منه، گلن. گلن، این کارآگاه...

لندیس. و کارآگاه دانته

خب، فکر کنم من دیگه شما رو تنها بذارم

باشه. ممنون بابت کاسرول. اوم‌هوم

اوه، چه بافکر

فقط اگه چیزی لازم داشتی زنگ بزن

اون مهربونه. اومد یه سر به من بزنه

بشینید

حتماً خیلی شوکه شدی

تو دستیار نیت مولیگان بودی، درسته؟ برای دو سال، آره

پس تو همه‌چیزو درموردش می‌دونستی؟

احتمالاً بیشتر از خودش در موردش می‌دونستی

نیت... اون آدم خوبی بود

اما؟ راستش هیچی، من...

چندتا اسکاچ می‌زد و شروع می‌کرد مخ‌زنی با هرکی

تو شعاع پنج مایلی. نوعشو می‌شناسی

آره. اتفاقاً می‌شناسم

دشمنی داشت؟

منظورت چیه؟ کاملاً مثل حمله‌ی حیوونی به نظر می‌رسید

نه. آره، ما فقط داریم همه‌ی جوانب رو بررسی می‌کنیم. کسی که ممکنه باهاش دشمنی داشته باشه؟

مشتری سابق، یه دوست‌دختر سابق؟ چی؟

این خجالت‌آوره ولی دوست‌پسر سابقم، کورت

کورت اسم فامیل هم داره؟

مولر. بعد از اینکه بهم زدیم، یه جورایی دیوونه شد

اون...

خب، یه جورایی داره دنبالم میاد

تو کله‌ش فرو رفته بود که من و نیت با هم رابطه داریم

اون تو دفترم پیداش شد. چی شد؟

کورت با نیت درگیر شد. یه مشت زد قبل اینکه حراست بگیردش

شانس آوردم کارمو از دست ندادم. آخرین بار کورت رو کی دیدی؟

چند شب پیش. درواقع، همون شبی که نیت مرد

داشتیم تو یه بار مشروب می‌خوردیم و کورت پیداش شد

خب؟ هیچی

انگار داشت منو می‌پایید

بعدش رفت

راستشو بخوای

اون منو می‌ترسونه

خب، نظرت چیه؟

دوست‌پسر سابق مزاحم؟ از رئیس متنفره

و اون شب اونجا بود. فکر می‌کنی اون پسره‌ی سگ‌صورتمونه؟

خب، یه فرضیه‌ست

بدتر از اینم داشتیم. آره

نظرت چیه یه سر به کورت بزنیم؟

چیزی هست؟ هیچی جز ته مونده و یه بسته‌ی شیش‌تایی

فریزر رو چک کن

شاید چندتا قلب انسان پشت هاگن داز یا یه همچین چیزی پیدا کنیم

سم، بیا اینجا

بیا ببین

کسی اونجاست؟

به ۹۱۱ زنگ می‌زنم.

فکر کنم کورت داره روز به روز بیشتر شبیه کوجو* ما میشه.

دین، اگه اون این اطرافه بهتره به مدیسون سر بزنیم.

چی شده؟ کار پلیسیه، گلن.

چیه؟

خب، شاید بهتره خصوصی صحبت کنیم؟

کورت اینجا بوده؟

دقیقا نه.

"دقیقا نه" یعنی چی دقیقا؟ خب، دیشب بیرون بود.

فقط نگاه می‌کرد.

فقط منو نگاه می‌کرد.

کاری کرده؟

واقعا مطمئن نیستیم. احتمالا چیزی نیست.

ولی خب، نمی‌خوایم ریسک کنیم.

راستش، احتمالا یکی از ما باید همینجا پیش شما بمونه، محض احتیاط که اگه سر و کله‌ش پیدا شد.

کجا کار می‌کنه؟ یه صافکاری داره.

زحمت می‌کشین آدرسشو برامون بگیرین؟

ممنون.

باشه. تو برو، من می‌مونم. نه بابا، ولش کن. تو برو دنبال اون اگزِ ترسناک.

منم با اون دختره خوشگله اینجا می‌مونم. تو چرا همیشه با دخترا قاطی میشی؟

چون من بزرگترم.

نه. برو بابا. اینو به روش قدیمی حل می‌کنیم.

دین، همیشه با قیچی!

خفه شو. خفه شو. دو از سه.

خدا! اونجا حسابی خودتو بپوشون، باشه؟

امم، می‌خواین روی مبل بشینین؟ نه. نه، نه، من خوبم.

راحت‌تره. آخ، من خوبم.

می‌دونین چیه؟ فکر کنم روی اون مبل می‌شینم.

حدس بزنم. اونجا خشک و بی‌حرکت رو مبلش نشستی...

داری سعی می‌کنی یه چیزی بگی. کورت رو پیدا کردی؟

سر کارش نبوده. ولی چون من خوبم...

و منظورم اینه که واقعا، واقعا خوبم... سرنخی از اینکه کجا ممکنه باشه پیدا کردم.

چی پوشیده؟ خداحافظ، دین.

اوه، سَمی!

تو دوسش نداری. تمام کاری که می‌خوای بکنی اینه که از من انتقام بگیری...

و همه چیزو ازم بگیری.

هیچ‌وقت به اون مغز کله‌خرابت خطور کرده...

که همه چیز درباره تو نیست؟

دیدم. چی؟

چی رو دیدی؟

باشه، جریان اینه:

خونه منه، تلویزیون منه.

من هیچ‌وقت نمی‌تونم برنامه‌مو ببینم.

پس تحمل کن.

صبر کن، پس کندال با پدر ایتن ازدواج کرد فقط برای اینکه ازش انتقام بگیره؟

آره. و حالا قراره تمام کازینوهایی رو به ارث ببره...

که قرار بود به ایتن برسه. چه زنیکه عوضی‌ای!

قبول کن، معتادش شدی.

نه، نه، نه. من... من نمی‌گم معتادش شدم.

می‌دونی...

می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

یه ذره... یه ذره شخصیه.

تو که کل مجموعه لباس زیر منو دیدی.

بپرس.

باشه، امم...

خب، شما...

شما قطعا باهوشین. یعنی، خونتون پر از کتاب‌های عالیه، می‌دونین.

و مستقلین. آره.

با کورت چیکار می‌کردین؟

نمی‌دونم.

یعنی، اینطور نبود که خودش رو معرفی کنه، بگه:

"سلام، من حسود و کنترل‌گر هستم و دوست دارم مردم رو بزنم."

می‌خوای دوست‌دختر من باشی؟"

آره، خب، فکر کنم همه ما اشتباه می‌کنیم.

آره، خب، اشتباه منو پلیس دنبالشه.

می‌خواین بدونین چرا باهاش موندم؟ واقعا؟

زیادی ناامن بودم که ولش کنم.

باور این برام سخته.

یعنی، اصلا شبیه این تیپ آدما به نظر نمی‌رسین. آره، خب، یه اتفاقاتی افتاد.

زندگیم تغییر کرد. فکر می‌کنم به سمت بهتر شدن تغییر کردم.

چی شد؟ خب، برای شروع، ازم زورگیری شد.

و این قراره یه چیز خوب باشه؟ می‌دونم. عجیب به نظر میاد.

و اشتباه نکنین، حسابی بهم ریختم.

ولی بعدش بهم الهام شد/متوجه شدم.

می‌تونستم به ترحم به خودم ادامه بدم یا می‌تونستم کنترل زندگیم رو به دست بگیرم.

من دومی رو انتخاب کردم.

اولین کاری که کردم این بود که به کورت گفتم باید بره. حرکت هوشمندانه.

ظاهراً.

همه چیزای دیگه باز شد، شکوفا شد.

واقعا همه‌چی عالی بوده.

چی؟

مگه همه فکر نمی‌کنن که قربانی خشونت تصادفی بودن...

بهترین اتفاقیه که براشون افتاده؟

ها ها. آره، زیاد هم نه.

شما...

غیرعادی هستین.

غیرعادی مثلِ...

غیرعادی؟ نه. نه. نه، نه، نه.

غیرعادی مثلِ...

تاثیرگذار.

اینطور فکر می‌کنین؟

ببخشید.

هی. پیداش کردم.

خوبه. چشم ازش برندار.

اوه، آره. چشام چسبیده بهش.

ببین، سمی، باید قطع کنم. من، امم...

نمی‌خوام چیزی رو از دست بدم.

خب، امم...

من دیگه می‌رم بخوابم.

باشه. آره. خب، من اینجا می‌مونم. باشه.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left