The first 176 lines.
ه . ع . ب ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين مائيم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيبه
. اوه آره ، عجيبه
ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه . ع . ب
! گربه ي بزرگ شونده
اينجا دنبال چي مي گرديم ؟
. سر نخي نداريم ، ولي با اين همه آژير حتماً بايد چيز بزرگي باشه
! پسرا ، کار سختي در پيش داريم - ! ليزر فوق العادم آماده ي شليکه -
. ترکيب نجات دهنده ي دنيا در دست ساخته
! هيولاها ، از زمين محافظت کنيد
. ديگه نبايد بذاريم باب سر پست نگهباني بايسته
! بچه گربه رو نجات بديد ! تو خطر افتاده
! به کمک نياز داره ! اوه خداي من
! همين حالا نجاتش بديد
آهاي دکي ، بنظرت مشکل ساز ميشه ؟
. اصلاً لينک رعد و برق معمولاً
. به بلند ترين چيزاي منطقه برخورد مي کنه
. که تو اين مورد ، سوزان بلندترينه
. همانطور که مي بيني ، هيچ آسيبي وارد نشد
. بچه گربه بهم علاقمند شده
. با خوشکليش منطقمون رو به مبارزه مي طلبه
. به بيني کوچولوش نگاه کن
رفقا ، هيچ فکري تو سر نداريد ؟
. مي دونيد که ژنرال مانگر نمي ذاره حيووناي اهلي اينجا بيان
! بيخيال . هيچوقت نمي فهمه
. نه . امکان نداره
. اوه خداي من خيلي خوشکله
بايد نگهش داريم و ازش عکس بگيريم
. و واسه هميشه توي فنجون چاي بخوابونيمش
! آره
. بايد يه جايي واسه قايم کردنش پيدا کنيم
. آروم باش ، اين گربه خيلي کوچولو و ريزس . خيلي کوچولوئه
. افراد ، حساسيت هاي من هيچوقت دروغ نمي گن
... و حالا دارن مي گن که يه نفر
! يه گربه تو پايگاه من آورده ...
! حالا مي خوام که فوراً اين تهديد پشمالو پيدا بشه
شما حق استفاده از نيروهاي لازم
. براي گرفتن اون گربه کوچولو ي تهديد آميز داريد
! حرکت کنيد ! حرکت کنيد ! حرکت کنيد
. شکار کردن وظيفه ي استاآبيه
! من بايد اون گربه رو شکست بدم و با افتخار جشن بگيرم
! استاآبي
. من معتقدم که مي تونم حساسيتت رو درمان کنم
جدي ؟ - . بله -
. با استفاده از آزمايشات بنيادي
. اينم از يه خونه ي اوليه و عالي براي گربمون
. حالا بايد گربه رو بهش اضافه کنيم ... که
. اينجايي
هي رفقا ، انگار اين بچه گربه بزرگ تر شده ؟
! قايمش کن
استاآبي ، اينجا چيکار مي کني ؟
. مي خوام بچه گربه رو شکار کنم
جايي ديديدش ؟ - . نه ، نه -
. نديدمش . نه
اين صداي چيه ؟
. صداي لينکه . شکل مسخره بازي آروغ زدنشه
. چقدر احمقه - جدي ؟ -
! اوه ، عافيت باشه رفيق
. آره ، بچه گربه اينجا نيست . فقط ما هيولاهاي احمقيم
. تو شکارت موفق باشي
. خداحافظ - . استاآبي به شانس احمقانه نياز نداره -
! استاآبي درنده ترين شکارچي زن در بين تمام کهکشان هاست
! استاآبي
استاآبي از کجا درباره ي بچه گربه مي دونه ؟
. نمي دونم
. ولي حداقل پيش ما جاش امنه
. اوه برادرا ، بچه گربه خيلي کوچيکتر از اون چيزي شده که يادم مياد
اينجا رو ترک کرد ؟ - . آه ، آره -
. بيخيال اون همستر بشو
. من ، با مسئوليت ترين صاحب حيووناي اهليم
پس اين چيز حساسيت منو درمان مي کنه ؟
. اين يه آزمايشه . نميشه مطمئن بود
... قسمت باحال آزمايش
. خطره - چطور کار مي کنه ؟ -
يه جور دي ان اي پيشرفته ي ملکولي
که در مورد مزخرفات فضايي مي نويسه ؟
... خوب
رفيق ، مگه تو بزرگ نيستي . بسيار خوب
. او هنري تظاهر مي کنه که اصلاً تو رو نديده
! بچه گربه
. خيلي خوشحالم که پيدات کردم و حالا امني
. قيافت عوض شده زبان اسپانيايي ياد گرفتي ؟
! من دارم خودموني رفتار مي کنم
! اوه ، حمله
. اولين تلاش با شکست همراه بود
... شايد بايد سطح انرژي رو بالا ببرم
. فراموشش کن
. اصلاً نمي دونم چرا فکر کردم که مي توني منو درمان کني
! چون بلند داد زدي ، تو حتي بيني هم نداري
. اوه ... فوراً بر مي گردم
. بايد واسه اين بي ثباتي يه توضيحي بدم
ورنيکارن ، بچه گربه رو پيدا کردي ؟
با استفاده از مغز وراکاناکو
. بچه گربه ، نبايد استاآبي رو گول بزنه
اين منو درمان مي کنه ؟
نه ، ولي به من يه بيني ميده
. اون موقع بهتر مي تونم حساسيت ها رو بفهمم
. نگاه کن
! موفق شدم
! قاتل بزرگ بچه گربه ها دارن حمله مي کنند
! جون خودتونو نجات بديد
! صبر کنيد اين صداي غرغر گربس ؟
. رفقا ، دوباره داره بارون استاآبي مياد . هواشناس دروغگوئه
. بايد يه روزي بهش ياد بديم که چطور از در استفاده کنه
. در واسه افراد ضعيفه . و شما نبايد غرور منو بدزديد
. اون بچه گربه طعمه ي استاآبيه
! استاآبي صبر کن . حقيقت اينه که ما بچه گربه رو به اينجا آورديم
. بخاطر همين کار ما پيدا کردن اونه
شما ها اون گربه ي پشمالو و عطسه آور به اينجا آورديد ؟
مي دونيد چيه ؟ . نمي تونم مخفي بشم
. تو بايد حموم بري - . بيا اين کارو بکنيم -
شما ها عمداً از قانون " نياوردن حيوانات اهلي " سرپيچي کرديد ؟
. آره ، ما قوانين رو نقض کرديم ، ولي بيخيال
! فقط يه گربه ي کوچولوئه - ! شرم بر تو -
. به يه جعبه ي بزرگتر نياز داريم
چطور اون گربه ي خطرناک بزرگ شد ؟
. گيج کنندس شايد نتيجه پاياني
و پيچيده ي دگرگوني بوده که
... اونو بزرگ کرده
. بخاطر اون رعد و برق بود
. رعد و برق به سوزان و بچه گربه برخورد کرد
. کتاب مصور رياضي ... مي خرمش
بنظر مياد که جريان الکتريکي ، بخش کوچکي
. از کوانتونيوم سوزان رو به گربه منتقل کرده
. ولي من هنوزم مي تونم بزرگ بشم
. جهت اطلاعت ، مقدار خيلي کمي به گربه انتقال يافته
هرچند ، بنظر مي رسه که کوانتونيوم در بدن گربه
. بطور متفاوتي واکنش نشون مي ده مطالعات نشون ميده که اين بزرگ شوندگي همينجور ادامه داره
. تا اينکه از کره ي زمين هم بزرگ تر ميشه
. آه ، آره ، منم به همين چيزا دست يافتم
... هيولاها ، تا حالا اينقدر توي شغلم
! عصباني نبودم
شماها بايد تمام قطرات آب بينيم که تو
پايگاه ريختم ، پاک کنيد . شنيديد چي گفتم ؟
! پيام اضطراري
! هيولاها ، جلوي اون گربه ي بزرگ رو بگيريد
. خيلي بد شد که يه افسار بزرگ نداريم
. باب ، چه فکر خوبي کردي
... ! نه ، نه ، نه ، نه
. آفرين گربه ي بزرگ
... حالا تا ژنرال به جاي امن بره همينجا بمون
کاورتون ؟ - ... فکر مي کردم که ديگه -
چه بلايي به سرت اومده ؟
... خطاي محاسباتي کوچولو با يه بيني ... يه بيني
. اوه خدايا
. مثل ژنرال مانگر انگار منم به موي گربه حساسيت دارم
. رفقا ، او خيلي قويه . بايد کوچيکش کنيم
. بايد يه راهي باشه اگه رعد و برق به تو اصابت کرد
و کوانتونيومش به بچه گربه انتقال يافت
. پس اگه رعد و برق به بچه گربه اصابت کنه کوانتونيوم به تو بر مي گرده
حالا وسط بيابون برق از کجا گير بياريم ؟
... شايد بشه با محاسبات ترکيبي رسوب و ين
! الکتريسيته ساکن . باب ، وقتشه بالون بشي
. بچه گربه
همينه ؟
. به منبع الکتريسيته ي قوي تر نياز داريم
. استاآبي
! اوه ، نه
! آخ
. به حالت طبيعي برگشتم
! اينم يه پيروزي ديگه براي استاآبي
سرجوخه تامپسون ، آيا مي پذيري که
اين پشمالوي دردسر ساز رو به عنوان فرزندت قبول کني ؟
. برو سرباز ، از دستش راحت شديم
. دلم واسه هيولاي کوچولو تنگ ميشه
. بله - . رفقا شاد باشيد -
. بعلاوه ، فکر کنم هيولاهاي کوچولوي زيادي براي مراقبت داريم
. مي خوام تنها باشم
No comments yet. Be the first to leave one.