The first 189 lines.
اين هفته گين-سان نقش مهمي در اين انيمه محبوب داره.
فکر کنم همتون بدونين،
ولي ديروز يکي از کشتي هاي دزداي فضايي هاروسامه غرق شد.
حالا چيش عجيبه، حروم زاده ها،
اينکه اون کشتي رو دو تا سامورايي دست تنها غرق کردن.
تعجب کردين؟ اصلا کسي گوش ميکنه؟!
توشي...
فکر کنم همتون بدونين،
ولي ديروز يکي از کشتي هاي دزداي فضايي هاروسامه غرق شد.
حالا چيش عجيبه، حروم زاده ها،
اينکه اون کشتي رو دو تا سامورايي دست تنها غرق کردن.
چي؟! واقعا!
تابلو ها، يکم طبيعي تر رفتار کنين وگرنه من...
توشي، ولش کن! وگرنه قبل از اينکه حرفام تموم بشه سينه قبرستونن.
گزارشي اومده مبني بر اينکه يکي از اون دوتا کاستورا، از اعضاي گروه مخالفان آمانتو، بوده.
اين کارا از کسي به جز اون بر نمياد.
دار و دسته هاروسامه تو کار قاچاق و فروش مقدار زيادي مواد مخدر به ادو بودن.
با وجودي من جز گروه مخالفان آمانتو نيستم،
.ولي ميتونم درک کنم چرا کار اونا قابل بخشش نيست
اما مساله اصلي اينجاست که،
شايعه شده يکي از فرمانده هاي پليس هم تو اين جريان دست داشته.
و در ازاي همکاريش با دزدا،
رشوه ميگرفته.
صحت اين اطلاعات مشخص نيست،
ولي گروه ضد آمانتو اتفاقي از اين موضوع باخبر شدن
و حالا دارن نقشه ترورشو ميکشن.
اينجايه که ما وارد عمل ميشيم!
! وقتي به يه غورباقه دست بزني مرد ميشي
پسرا يه قانون عجيبي دارن که ميگه:
حروم زاده...
.حتي وقتي خوابي هم قيافت رو اعصابمه
هي، بلند شو عوضي! کدوم عقب افتاده اي تو وقت نگهبانيش ميخوابه؟!
!بيخيال، مامان... امروز يه شنبس...
امروز سه شنبس، اسگل!
فکر کردي اگه گروه ضد آمانتو وقتي تو داري گشاد بازي درمياري حمله کنه چي ميشه!؟
کارتو کم ارزش نگير، عوضي.
من کي کم ارزش گرفتمش؟
من تورو کم ارزش گرفتم، هيجيکاتا!
خوبه! بيا بجنگيم! شمشيرتو بکش!
داري وسط انجام وظيفتون چه غلطي ميکنين؟
فکر کردين اينجا کدوم گوريه؟ مهدکودکه؟
ميخواخين با هم جنگ بالش راه بندازين، دختر کوچولوها؟
تو از همشون پر سر و صدا تري!
بدون سر و صداي شما، خودم به اندازه کافي اعصابم خورد هست!
ببخشيد!
لعنتيا! يه مشت ميمون از شما با مصرف ترن...
اين يارو چشه؟ ما داريم جونمونو ميذاريم وسط تا ازش محافظت کنيم!
خواب نبودي مگه تو؟
شايد اون تو دولت آدم کلفتي باشه، ولي به ما چکاره که از اون غورباقه ي اسگل محافظت کنيم؟
سوگو، ما خيلي خوش شانسيم که شوگانت انتخابمون کرده.
اگه شوگانت نبود ما هم اينجا نبوديم.
غرور يه سامورايي ميطلبه که دِينش رو با وفاداري ادا کنه!
شمشير شينسِنگومي براي محافظت از شوگانت بر کشيدس!
ولي ممکنه با دزدا هم دست باشن.
خيلي از اين کار خوشم نمياد. مگه نه، هيجيکاتا-سان؟
من هيچوقت خوشم نيومده.
اينارو ببين. همه علاقشونو از دست دادن.
يامازاکي رو ببين، داره بدمينتون بازي ميکنه، بدمينتون!
يامازاکي!
داري چه غلطي ميکني، اسگل!؟
سوگو، اينقدر دربارش فکر نکن.
اگه ديدي جون يه نفر در خطره،
چه آدم خوبي باشه چه بد، بايد بهش کمک کني.
به اين ميگن انسانيت.
يه لحظه!
لطفا خودسرانه جايي نرين!
صبر کن!
عجب خريه اين يارو.
وايستين، کيرا-ساما! خيلي خطرناکه!
بسه ديگه! خسته شدم از بس اينجا زنداني بودم!
زندگيت تو خطره! ميفهمي چي ميگم؟
بود و نبود چندتا ميمون که فرقي نميکنه!
شايد ما ميمون باشيم، ولي ميمونايي با قلب و روح يه سامورايي ايم!
ما رو دست کم نگير!
چي گفتي؟ شما يه مشت سامورايي اسگلين که از دهات بلند شدين امدين!
ريبيت! لعنت بهت، داراکو! اگه اون گند نزده بود، اين اتفاقا نميفتاد.
ها؟ راکودا؟
اوه، گندش بزننن!
فرمانده!
يامازاکي!
بله!
کوندو-سان! طاقت بيار!
هوم. پس يه ميمون بدرد سپر بودن ميخوره.
ولش کن!
ارزششو نداره!
متهم از يه گروه ضد آمانتو به نام "کايتندو" بوده.
اونا از گروه کاتسورا جدا شدن، ولي همونقدر خطرناکن.
اينطوريه؟
اين بار من مسؤليت همه چي رو قبول ميکنم.
.امروز يکان فرماندهيم خيلي گشاد بازي در اوورد
بايد تلاشمونو دو برابر کنيم.
معاون کاپيتان!
نديدي چي گفت؟ چرا بايد از اون غورباقه اسگل محافظت کنيم؟
اون حروم زاده فکر ميکنه آدما يه مشت آشغالن!
اون حتي به کوندو-سان، کسي که بخاطرش گلوله خورد، اهميت نميده!
معاون کاپيتان، ميدونم دستور ندادين، ولي يه نگاهي اطراف خونه انداختم،
و اينارو تو انبار پشتي پيدا کردم.
بدون شک، خودش مجرمه.
محافظت کردن از همچين آشغالي...
چه بلايي سر شوگانتمون اومده؟
هوم... يکم واسه اين حرفا دير شده.
شوگانت ديگه براي خدمت به انسانيت کاري نميکنه.
خيلي وقت نيست که گذشته، يعني نفهميدين؟
شمشيرتون رو براي کي کشيدين؟
براي محافظت از شوگانت؟
يا براي محافظت از شوگان؟
نه من...
يادتون مياد چجوري بوديم؟
اون روزايي رو يادتون مياد که شمشير بازي جرم بود؟
يه مشت ولگرد بي سواد بوديم که کاري به جز شمشير بازي بلد نبوديم.
کي ما رو تو اون دوجوي محقر راه داد؟
کي بود که حتي وقتي در دوجو رو تخته کردن و شمشير بازي رو ممنوع کردن،
بازم حاضر نشد ما رو ول کنه؟
کي بود که شمشيرامونو بهمون برگردوند؟
نه شوگانت بود نه شوگان...
از اون موقع اون رئيسمون بوده.
وقتي رئيس ميگه ازش محافظت کنين... ديگه حرفي باقي نميمونه.
من ازش محافظت ميکنم، مهم نيست که کي باشه.
اگه اينو نميخواين، برين خونه هاتون. ولي من هيچوقت ترکش نميکنم.
داري چه غلطي ميکني؟!
نترس. نميميره.
منظورم اينه که، بايد ازش محافظت کنيم ديگه، درسته؟
اينجوري ميتونيم دشمنو فريب بديم و بکشونيمشون به محيط باز... و بعدش دهنشونو سرويس کنيم.
به اين ميگن محافظت تهاجمي.
حروم زاده! فکر کردي با اين کارات ميتوني فرار کني!
هيجيکاتا-سان، منم مثلِ تو فکر ميکنم و بخاطر کوندو-سان اينجا موندم.
ولي اون زيادي خوبه.
فقط نيمه پر ليوانو ميبينه و به بقيش توجهي نداره.
با ادماي شروري مثلِ من و تو،
شينسِنگومي توازن پيدا ميکنه.
اه، امشب هوا چقدر سرده.
يه تيکه ديگه چوب بنداز تو آتيش، سوگو.
باشه!
تنچو!
دزداي کثيف!
ميفرستيمتون اون دنيا!
بزنين کنار، سگاي شوگانت!
فکر کردين شما سامورايي آبکي ها، ميتونين يه سامورايي واقعي رو شکست بدين؟!
ديدي؟ نقشم خدايه.
بريم دهنشونو سرويس کنيم!
شما پسرا هميشه عشق جنگ دارين.
نذارين تمام عشق و حالشو توشي و سوگو بکنن!
از اون غورباقه اسگل محافظت کنين!
بزنين بريم!
شينسِنگومي با دستگيري گروهي از افراد ضد آمانتو شجاعت و غيرت خود را به رخ کشيد...
خبرهاي تکان دهنده درباره ي همدستي يکي از شوگانت ها با مجرمان...
گين-سان...
ها؟
همدستي يعني چي؟
هي، خودتو به اون راه نزن، مو وزوزي!
فقط بايد زير بقلتو بشوري!
! آره، زير بقلتو!
قيافت آشنا نميزنه. مال کجايي؟
اين پارک مال امپراطور کابوچيکو، يو-چانه!
اگه ميخواي اينجا بازي کني، بهتره سه تا دونه شگلات دوکيريمن بسلفي، دختر کوچولو!
چي؟ بوکوريمن؟
جديدا مد شده؟
اسمش "دوکيري"ــه، نه "بوکوري"! نه، واستا، شايدم گسوريه....
نه، يو-چان! اون "باتسو و تري"ــه!
نه، اشتباه ميکني.
احتمالا "زاکوري من"ــه.
گازم گرفت!
هـ... هرزه!
اينجا مال کاگورا، ملکه کابيچيکويه!
اگه ميخواين اينجا بازي کنين، بايد يه سال پول لواشکمو بدين!
يه سال!؟ من اصلا نميدونم تو هر روز چقدر ميخوري!
لعنتي! اين يادمون نميره!
يادمون نميره!
هيم... شير برنج.
تو نجاتم دادي، ملکه کابوچيکو.
خيلي ممنونم.
چيزي نيست.
مهمتر از اون، بهتره زياد اين دور و بر نچرخي.
ادو سرزمين خطرناکيه.
لطفا صبر کنين!
اين... چيه که داري ميخوري؟
اين ديگه چيه؟! خيلي ترشه!
از زير بقل بابابزرگمم ترش تره!
همينش باحاله.
تو هم به طعم زيربقل بابابزرگت معتاد ميشي!
عمرا! خيلي بي ادبانس!
پس ادماي اونور ديوار قصر از اينجور چيزا ميخورن.
تا حالا همچين چيزي نديده بودم.
تو مال اين دور و برا نيستي، مگه نه، خانم؟
اصلا شبيه گين-چان و بقيه ادماي فقير اينجا نيستي.
درسته. من از اونجا اومدم.
اوه، عجب خونه ي بزرگي.
گين-چان يه بار بهم گفت، يه زماني قوي ترين سامورايي اين سرزمين اونجا زندگي ميکرده.
اما بعد از اينکه آمانتوها اينجا رو گرفتن،
No comments yet. Be the first to leave one.