The first 200 lines.
http://www.forums.animworld.net
هیجیکاتا توشیرو به خاطر نفرین شمشیرش تبدیل به یک اوتاکویه به درد نخور شده .
آرزویه ایتو کاموتارو چیست ؟! و مقصود اوکیتا سوگو چه چیزی میتواند باشد ؟!
"نییت" در واقع یک مخفف می باشد به معنایه "مشغول نبودن به کارمندی ، تحصیل و یا تمرین به کار" که به افراد بین 15 تا 30 سال گفته میشود که کلا مثل یه انگل به اجتماع میچسبند و نه کار میکنند ، نه دنبال کار کردن میرند !
معضل نییت ، معضل هیکیکوموری ...
هر دوی این دو معضل به خاطر وجود جوانان بی تفاوت ، در حال گسترش میباشد .
گروهی از مردم که به خودشون میگند " اوتاکو " .
ما امروز 100 نفر از این گروه اجتماعی در این مکان گرد هم آورده ایم .
اونها به چی فکر میکنند و در چه دنیایی زندگی میکنند ؟
ما به زودی به این سؤالات پاسخ میدهیم .
قله ی اوتاکو : یک مناظره ی زنده تا بامداد .
قله ی اوتاکو
قله ی اوتاکو
مثل همیشه ، برنامه تا صبح ادامه خواهد داشت .
ای وای ! شروع شدش ...
ها ؟ چقدر عجیب ...
چیکار داری میکنی ؟
باید حضور پر افتخار شینپاچی رو ضبط بکنم !
شینپاچی ؟
حالا که بحثش شد ، امروز این دورو برا پیداش نشد .
اول از همه ...
من میخوام که این تصویر ذهنی رو که همه ی اوتاکو ها نییت و هیکیکوموری هستند رو عوض بکنم .
: کاپتان شیمورا .
شماره ی 53 ، اوتاکویه ستاره
در بین ما اوتاکوهایی هستند که کار میکنند و فعالیت اجتماعی دارند .
داره چَه کار میکنه ؟!
آه ، بله ، متوجهم ...
امم ...
شماره ی 31 ، نظر شما چیه ؟
خوب ...
این برنامه میخواد که همه ی اوتاکو ها رو نقد و سرزنش بکنه و همه ی مشکلات اخیر ژاپن رو بندازه گردن ماها ...
خیله خوب ، متوجه شدم ...
من فقط میخواستم که نظر بقیه رو هم بشنومم ...
اوی اوی ، الانه که حسابی بره روی اعصاب !
الانه که بینندگان محترم حالشون ازش بهم بخوره !
بعلاوه ، این کاملا اشتباست که همه ی اوتاکو ها رو با هم برابر بدونید !
ای وای ! الانه که حسابی داغ بشه ! زود باش ! کار بکن آشغال !
ما از یک ستاره حمایت میکنیم ، یه چیزی که واقعا وجود داره ،
ولی اون چیزی که دور از فهمه ...
اینه که اونا عاشق دخترایه دو بعدیه انیمه ها و بازی ها هستند .
هی ! الان منظورت از این حرف چی بود ، شماره ی 53 ؟!
یه دختر دو بعدی ، هیچ وقت به دست نمیاد ، حتی اگه عاشقش باشی .
این فقط وقت طلف کردنه .
زر نزن ! شیروی - چان در قلب من زندست !
آه ، ببخشید ، من یه اعتراض داشتم ، میتونم حرف بزنم ؟
بفرمایید.
توشی
اوتاکویه انیمه :
امم ... خلاصه ی حرف شماره ی 53 میشه که ،
اوتاکو های سه بعدی ، با واقعیت طرف هستند ، ولی ما دو بعدی ها ، نه ...
ولی بزارید یه سؤال ازتون بپرسم ...
بنظرتون حمایت کردن از یک ستاره باعث میشه که بتونی باهاش ازدواج کنی ؟
خوب ...
امکان نداره ، مگه نه ؟
در واقع ، هم ما دو بعدی ها و هم شما سه بعدی ها ،
عاشق چیزی هستیم که نمی تونیم بهش برسیم .
ما با هم فرقی نداریم .
نه ، نه ، نه ، دارید اشتباه میکنید !
درسته ، این امکان نداره که بشه با یک ستاره ازدواج کرد . ولی 100 در صد محال نیست !
ولی برای شما ها 100 در صد محاله !
نه ، برای شما ها هم غیر ممکنه .
نه ، اینطور نیست ! چون ستاره های موسیقی وجود دارند !
نه ،همین فکر کردن درباره ی چیزایی که خارج از توانت باشه ،
خودش یه مدرک محکمه که تو واقع گرا نیستی !
شماره ی 7 خیلی رو اعصابه .
شنپاچی ، برو !!
چطور جرأت میکنی که با کاپتان ما اینجوری صحبت بکنی ؟
چی گفتی ؟!
اوه ! دو بعدی ها و سه بعدی ها دارند با هم دیگه دعوا میکنند !
درست شد !
چقدر خوب آب شده !!!
جانم ، داشتی نون تست میکردی ؟!
مگه قرار نبود که اینو ضبط بکنی ؟
ها ؟ اون مرده ...
یه جا قبلا دیدمش ...
اوتاکوها وراجند
مقر فرماندهی شینسنگومی
هی ، شنیدی هیجیکاتا - سان چی شده ؟
شنیدم که تحت تعلیق نامحدود هستند .
از اونجایی که او تعداد زیادی از کیوکُچو هاتتو ها رو زیر پا گذاشته بودند ، ایتو - سان خواستند که ایشون سپپوکو بشند .
ولی ریئس و بقیه ایشون رو متقاعد کردند .
یعنی واقعا انداختنش بیرون؟ فکر نکنم که دیگه بتونه برگرده .
ایتو نمیزاره که اوضاع اینجوری بمونه ، اون دو تا همیشه با هم دیگه رقیب بودند .
بالاخره یه فرصت برای درخشیدن پیدا کرده .
شایعه شده که اوکیتا - سان با ایتو هم پیمان شده .
دیگه هیچکس نمی تونه با ایتو مخالفت بکنه .
چقدر غیر منتظره .
اوکیتا - کون ، من هیچوقت انتظار اینو نداشتم که تو طرف من باشی ...
شنیده بودم که شما دوتا از قبل از تشکیل شینسنگومی همدیگر رو میشناختید .
من فکر میکردم که تو ، تویه گروه هیجیکاتا هستی
گروه هیجیکاتا ؟
من اصلا از وجود یه همچین گروهی اطلاع نداشتم .
آدم تیزی هستی .
چی میخوای ؟
معلومه ...
مقام معاونت .
تا وقتی که با من بمونی ، قول میدم که ...
که اون آرزو رو برآورده بکنم .
اشکالی نداره که ؟
مهم نیستش .
من بهش مقام معاونت رو میدم .
ولی اگه این کارو بکنید ، تمام کار هایی رو که برای از بین بردن هیجیکاتا کردید ، بی فایده ...
شینوهارا - کون ...
تو فکر کردی که من اون مرد رو برای این توی این کشمکش احمقانه شرکت دادم ،
تا بتونم معاون بشم ؟
یوروزویا
امم ... شرمندم .
هیچ وقت فکر نمی کردم که شما ممکنه اونجا باشید .
هی - هیجیکاتا - سان .
نه ، اشکالی نداره .
من فقط خوشحالم که فیگورم ...
توموئه 5000 چیزیش نشده !
خی -خیلی ممنونم .
اممم ... جانم ؟ تو واقعا هیجیکاتا - سان هستی ؟
" شی " پسوندی است که برای افرادی به کار میرود که برای نادی ، غریبه به حساب می آیند و یا شخص ، در یک مکان رسمی حضور دارد . از آنجایی که اوتاکوها کلا از اجتماع خارج شدند و توی لاک خودشون رفتند ، همه براشون غریبه حساب میاند و همه رو اینجوری صدا میزنند !
چی دارید میگید ، ساکاتا - شی ؟
" ساکاتا - شی " ؟!!
همنوجوری که میبینید ...
این هیجیکاتا آخر حرفش یه گوزارو گذاشت که در واقع بین سامورایی ها شهرت داره . ، ولی اوتاکو ها هم اونقدر انیمه سامورایی دیدند که بینشون رواج پیدا کرده . یه جورایی هم میشه ترجمش کرد " باید بگم که "
باید بگم که من خود هیجیکاتا توشیرو هستم .
گوزارو ؟
اوه ، کاگورا - شی...
اون لباس چینی ...
بزار ببینم ... کاس پلی دختر جادوییه چینی پاپایا رو پوشیدی ؟
خیلی خوش ساخته ، میزارید یه چند تا عکس ازتون بگیرم ؟
خوبه ، خیلی خوبه ، یکی دیگه .
چرا اینقدر داری خجالت میکشی ؟
هوی ، آفتاب از کدوم طرف اومده بیرون ؟
شاید خودش باشه ... ولی شخصیتش کن فیکون شده !
خیله خوب ... هیجیکاتا - سان ...
بله ، شیمورا - شی ؟
امم ... کارتون چی شده ؟
اشکالی نداره که وسط روز یه همچین جایی هستید .
کار ؟
آها ، اگه منظورتون شینسنگومیه ، باید بگم که اخراج شدم .
جانم ! از شینسنگومی اخراج شدی ؟ چرا ؟!
خوب ، به خاطر یه سری روابط انسانی ، یواش یواش داشت از کارم بدم میومد .
تازه شغل خطرناکی هم بود .
سوایه اون ، من اصلا واسه اون کار ساخته نشده بودم .
من از اول هم میخواستم که دوبلر انیمه بشم !!
واقعا ؟! داری راست میگی ؟!
خوب ، فکر کنم که الان دارم دنبال یه راهی میگردم که بدون کار کردن پول در بیارم !
به نظر من کار کردن ، کار آدمایه بازندست !!
به مولا نییته ! داره مثل یه نییت فکر میکنه !!
راستی ، حالا که دارم بهش فکر میکنم ، میبینم که شما ها هم نییت هستید !
گفتی کی نیتته ؟ ها ؟!ما رو با اونا یکی نکن !
میگم !! نمی خواید با من هم گروه بشید ؟!!
الان دارم یه دوجین برای تو لاو - رو مینویسم .
ساکاتا - شی ، شما خیلی در باره ی جامپ میدونید ، مگه نه ؟
دوست دارید تابستون امسال با هم بدرخشیم ؟!!
عمرنات پتاسیم !! این بیشتر شبیه نقاشی هایه مهد کودکیه !!
ای بابا ، ولی من بیشتر پولام رو خرج فیگور کردم .
فکر کنم که باید این شمشیرِ رو بفروشم .
این بابا آخر فلاکته ! میخواد روح یه سامورایی رو بفروشه تا بتونه فیگور بخره !!
تا حالا خیلی سعی کردم که اینو بفروشم ، ولی انگار که بهم چسبیده .
اون مغازه داره گفت که این یه شمشیر جن داره ، ولی امکان نداره ...
اوه ! شاید اگه شب باهاش بخوابم ،
بعد صبحش که پاشم ، ببینم که شمشیره تبدیل شده باشه به یه دختر خوشگل ...
اوه ! چقدر باحال داره میشه !!
آهنگری
تیغ این شمشیر ... و طرح رویه دستش ...
شکی درش نیست ، این موراماشاست .
درواقع داره یه شمشیر شیطانی رو به نام " موراماسا " رو مسخره میکنه .
موراماشا ؟
داره با یه شمشیر سازی به اسم موراماسا سنکو شوخی میکنه .
این یه شمشیر معروفه که توسط یه شمشیر ساز معروف تویه دوره ی موروماچی ، به نام سِنکو موراماشا ساخته شده .
درسته که این شمشیر به طرز حیرت آوری تیزه ،
ولی این شمشیر جنی میتونه روح یه آدم رو ببلعه !
شمشیر جنی؟ واقعا یه شمشیر جنیه ؟
میگم میتونید سونوگرافیش کنید ببینم جنه توش برادر تشریف داره یا خواهر ؟
خوب ... امم ...
یه شمشیر جنی ؟
حالا چه جور شمشیر جنی هست ؟
به نظر میرسه که این شمشیر ، نفرین پسر هیکیکوموری رو ...
که مادرش اونو با موراماشا کشته رو داره .
د بگو چه جور شمشیریه دیگه !
بر طبق یک افسانه ، اون پسر هیچ وقت به مدرسه نمیرفت ...
و صبح تا شب انیمه نگاه میکرد . ولی یه روز گفتش که میخواد با مدرسه بره اردو .
اونجا بود که مادرش دیگه نتونست تحمل بکنه و اونو کشتش .
و موراماشا هم شمشیری بود که جون اون پسر رو گرفت .
این دیگه چجور افسانه ایه ؟! میگم این افسانه واسه چند ساعت پیشه ؟
توی صفحه ی حوادث امروز میتونم برم بخونمش ، مگه نه ؟!
هر کسی که موراماشا رو دستش بگیره ،
توسط کینه ی اون پسر ، کنترل میشه .
علاقه ی اونا به انیمه و رسانه هایه دو بعدی به شدت افزایش پیدا میکنه ،
و علاقشون هم به کار و جنگیدن به شدت کاهش پیدا نیکنه .
در واقع ، اونا تبدیل به یک اوتاکویه بدردنخور میشند .
ولی ، شمشیر هایه تقلبی زیادی به این اسم وجود دارند .
و به همین خاطر ،
احتمال اینکه این شمشیر ، همون موراماشایی باشه که تویه افسانه وجود داشته باشه خیلی کم میشه ، ولی ...
ولی اگه این ، همون شمشیر نفرین شده باشه ،
احتمالا تا الان هیچ چیزی از روح واقعیه اون مرد باقی نمونده .
به نظر میرسه که شمشیر ، روح اون مرد رو بلیعد و برای همین ، به یک آدم کاملا متفاوت تبدیل شده .
احتمال اون مرد .... دیگه مثل قبلش نمیشه .
احتمال اون مرد .... دیگه مثل قبلش نمیشه .
میتونی منو درک بکنی ، شینوهارو - کون ؟
به نظر تو بزرگترین مصیبت ، برایه یک ساموراییه چیه ؟
جواب ، درک نشدن هستش .
مهم نیست که چقدر مهارت داشته باشی ...
یا اینکه چقدر تلاش کنی ، هیچ کس تو رو به درستی قضاوت نمیکنه .
No comments yet. Be the first to leave one.