The first 200 lines.
اين بيچاره فقط 50 سالش بود
ميگن که دليل مرگش ايست قلبي
در اثر يه نقص مادرزادي بوده
وقتي رسيديم اونجا که قرار نيست اينجوري حرف بزني ؟
چطوري ؟ - "مي دوني، مراسم احياست "بونز -
صحنه ي جرم که نيست "مي دوني، "بابت غمتون متاسفم
"حالتون چطوره" چيزاي اينجوري
مي دونم، من فقط موافق قرارداد اجتماعي
که از ما مي خواد تو يه مراسم يک روزه ي عزاداري شرکت کنيم
فقط به خاطر اينکه متوفي تو "جفرسونيان" کار مي کرده، نيستم
"سعي نکن بگي "متوفي
ما ها هيچ کدوممون اين دکتر "رايلي" و شخصاً نمي شناختيم
من مي شناختمش، اسمش "هنک" بود هنک" يه شاهزاده بود"
من همين هفته ي پيش راجب "ميشل" باهاش صحبت کردم
اينکه چکار کنم که سيگار و ترک کنه
اون دود مي کنه ؟ چي دود مي کنه ؟ - سيگار -
من فقط يه ماهه که قيم قانونيشم و همين الانشم شکست خوردم
اون 16 سالشه ، فقط داره سعي مي کنه تو رو امتحان کنه ، فقط همين
شايد بايد فقط رو "هنک" تمرکز کنيم
.. من فکر مي کنم يادم اومد کي بود موهاي بور فرفري، چشماي آبي، عينکي
نه، موهاي سياه، در حال کچل شدن
تو که تو "جفرسونيان" کار نمي کني تو از کجا مي شناسيش ؟
اون بهترين ليگ فوتبال فانتزي و تو واشنگتن مي گردوند
رفيق، اه من هنوز بيست دلار بهش بدهکارم
اينجوري بهش فکر کن اون بيست دلار به من بدهکار بود
عاليه، حالا من چطوري اين پول و بگيرم ؟
اينجا خيلي ها هستن که من مي شناسمشون
اونا آدماي سرکارن عزيزم
"اون "ايمي والسکاست دستيار "هنک" بود
اون واقعاً ناراحت به نظر مي رسه
پردازش غصه خيلي سخته ... پس اگه کسي خواست که با من حرف بزنه
"برا همين مشروب دارن "سوييتز
مادر "هنک" که اونجاست خيلي پولداره
يه چيزي تو مايه هاي خشکشويي داره
دکتر "تمپرنس برنن"؟
بله، سلام
هنک" گفت که شما تو موزه کار مي کنيد" اما فکر نمي کردم اينجا بياييد
"من "بارني" هستم، برادر "هنک
بابت غمتون متاسفم
آره، من يه نويسندم
يه نويسنده، مثل شما يعني من داستان هاي هيجاني مي نويسم
همه ي کتابهاي شما رو خوندم
خانم ها و آقايان بعد از اينکه يه لحظه با متوفي بوديد
لطفاً در اتاق خانوادگي براي نوشيدني و خاطره پردازي به ما ملحق بشيد
"متاسفم "هنک
اما اون هنوزم داره سيگار مي کشه
برو جلو
احترامت و ادا کن - مي دونم -
خُب، "بونز" تو واقعاً تو اين کار مزخرفي
تو زيادي به اين يارو خيره شدي ، خُب؟
الان مردم فکر مي کنن تو يه احساسي بهش داري
اين مرد به قتل رسيده
حمله ي قلبي
اون سکته ي قلبي کرده - نه، "بوث" اين مرد به قتل رسيده -
هنک رايلي" در اثر ايست قلبي مادرزادي نمرده"
اون به قتل رسيده
استخوان ها فصل چهار قسمت 22 " مرگ دوبل عزيز از دست رفته "
ترجمه و زير نويس: ســـارا شيـــــخي
اين چيه ؟
اين ويسکيه - خُب اينم مراسم احياست "بونز" باشه ؟ -
مشروبم توش هست - ما بايد ذهنمون باز بمونه -
تا بتونيم قتل و حل کنيم
کلمه ي رمز براي "قتل" باشه ؟
"من مي خوام بگي "ترجمه فهميدي ؟
ترجمه، فهميدي ؟ - باشه -
يکي دکتر "رايلي" و ترجمه کرده و ما بايد بفهميم کي
...بونز" اصلاً امکان داره که تو احساس بدي به"
اين که اين آدم و اونجوري که ما مي شناختيم نمي شناختي داشته باشي؟
برا همين داري اين و مربوط به خودت مي کني و مي گي
ترجمه شده بوده، جاي اينکه به دلايل طبيعي بميره ؟
نه، اصلاً امکان نداره
چي باعث مي شه تو فکر کني اون ترجمه شده بوده
رزي که دستيارش گذاشته بود رو سينش افتاده بود کنار
پس منم دستم و دراز کردم که بزارمش سر جاش و لمسش کردم
تو لمسش کردي ؟ - "من همش دارم به آدماي مُرده دست مي زنم "بوث -
من دنده ي شکسته احساس کردم
سمت چپ از دو تا چهار
بخور، ميشه ؟ - چرا ؟ -
براي اينکه اميدوارم غش کني
بوث" ما داريم راجب ترجمه حرف مي زنيم"
بونز" تا حالا فکر کردي که نمي دونم"
اگه مدرکي در مورد ترجمه ي جنايي وجود داشت
پزشکي قانوني متوجهش مي شد ؟
بله - خُب، پس بزار بهت بگم چي-
فردا صبح ميريم کسي و که کالبد شکافي و انجام داده پيدا مي کنيم
و ازش سوال مي پرسيم
نه برنامه اينه که دکتر "رايلي" امروز عصر سوزونده بشه
تمام مدارک نابود مي شن ما بايد يه حکم توقيف بگيريم
تا بتونيم بقايا رو بررسي کنيم
حالا؟ تو مي خواي من الان جسد و بردارم ؟
بله- اين کار تا ابد رو اون خانواده تأثير داره -
بوث" اون مَرد ترجمه شده"
باشه خيله خب خيله خب خيله خب خيله خب
سه دفعه خيله خب من زنگ مي زنم حکم توقيف بگيرم
تو اين زمان تو برو تو اتاق خانوادگي
جايي که اونا دارن به سلامتي مي نوشن باشه خيله خب برو
قيافت و ناراحت کن
نه، ناراحت
اون قيافه رو ناراحت نگه دار همينه، همينه
من عاشق
هنک رايلي" بودم"
هنوزم عاشقشم
و چرا که نه ؟
...اون
يه همسر خوب بود
يه مرد خوب
زندگي راجب چيزاي کوچيکه
روزمرگي
(هنک" گفت که من بايد "ميشل" و خونه نشين کنم(براي تنبيه"
اما من نمي خوام دشمنش باشم اون فقط يه ماهه که با منه
واقعاً، الان ؟
هر روز صبح من براش چاييش و دم مي کردم
درست همون اندازه اي که دوست داشت
حالا الان قرار چيکار کنم ؟ صبحا ؟
بدون "هنک"؟
من "جونا اميو" هستم
من و "هنک" کارمون و در "جفرسونيان" باهم شروع کرديم
اون رييس بخش مصر شناسي بود
من رييس بخش "کارائيب" هستم
جيکار داري مي کني ؟ انقدر با اون جسد بازي نکن
حکم توقيف و گرفتي ؟ - نه، قاضي قبول نکرد -
چرا ؟ - ... چرا برا اينکه -
...هم اورژانس و هم پزشک قانوني گفتن
رايلي" در اثر ايست قلبي مُرده" گواهي مبني بر ترجمه وجود نداره
من دارم ردشون مي کنم ...سوابق و اعتبار من
قاضي گفت نمي خواد با درخواست
... يه نويسنده ي کتاب هاي معمايي آشغالي موافقت کنه فقط به خاطر اينکه
اون مي خواد يه ذره شهرت پيدا کنه بفرما، گفتم
اون مرد احمقه
اونا آشغالي نيستن
...حداقل در مورد ، اون ، مي دوني
اورژانس و پزشکي قانوني درست ميگفت
من به قاضي اون دليلي که مي خواد و نشون مي دم فقط در و بپا
از اون جسد فاصله بگير
در و بپا ؟
از چي ؟
تو لباساي متوفي رو در آوردي ؟ - نه، لازم نبود اين کار و بکنم-
خودش باز شده بود من فقط زدمش کنار
هيچ اشاره اي به اين کوفتگي تو گزارش پزشکي قانوني نشده
معنيش اينه که ؟ - اين کوفتگي بعداً ايجاد شده بوده -
اجساد کبود نمي شن
صبر کن ببينم يعني "هنک" بعد از اينکه مُرده اعلام شده زنده بوده ؟
البته که اينجوري به نظر مي رسه
بعد از پزشکي قانوني جسد کجا رفته ؟
رفته مُرده شور خونه برا تدهين شدن
بايد با رييس مُرده شور خونه صحبت کنيم
الو ؟
اجازه مي دي ؟
چي ؟
چي ؟ - ... بيوه و مسئول کفن و دفن -
چي ؟ داشتن مي رقصيدن ؟ چي ؟
مقاربت جنسي
من چطوري از اين حرکت تو بفهمم منظورت مقاربت جنسيه
خيلي تابلوئه - اُه، واقعاً هست ؟ نه اين تابلوئه-
... اينجا الان خونه ي منه و من مي تونم
هر کسي و که دلم مي خواد توش بکنم - ظاهراً -
خب، بفرما اينم از اين
خُب، تو زياد از اين کارا اونجا مي کني ؟
شغل من اينه که به داغديده ها دلداري بدم - .. خُب، همينطور از وظايف شما اينه که -
هر آسيبي که جسد در طول مراحل
آماده سازي مي بينه رو گزارش بدين
شما کي اين و گرفتين ؟
شما به جسد ور رفتين ؟ - نه -
اف.بي.آي
مي خواي توضيح بدي اون کبودي ها چطوري رو جسد ايجاد شدن ؟
.. تزريق مايعات تدهين
باعث افزايش خاصيت لکه پذيري کبودي هاي روي غشا مياني پوست مي شه
کبودي هايي که بلافاصله پس از فوت ديده نمي شن معمولاً خودشون و بعد از تدهين نشون مي دن
خُب، برات به اندازه ي کافي خوب هست ؟ - شکستگي دنده ها چطور ؟ -
شکستگي دنده ها و ترک هاي استخوان جناغ که من تو پروندشون ذکر کردم
..."نتيجه ي تلاش هاي دستيار دکتر "رايلي
براي احياي ايشون با عمليات احيا بوده که وقتي که ايشون و بيهوش تو دفترشون پيدا کردن صورت گرفته
من مي تونم برم ؟ کارهاي ديگه اي دارم که انجام بدم
درسته، درسته
البته، الان بايد بري مراقب مادرشم باشي ؟
خُب، همچنان فکر مي کني اون ترجمه شده بوده ؟
اون دنده هايي نيست که در طول عمليات احيا سازي ايجاد بشه
شايد اون فقط کارش تو احيا خوب نبوده
نه، "بوث" اين قتله
ما بايد جسد و به طور کامل تو آزمايشگاه بررسي کنيم
اما ما حکم توقيف نداريم
اين يه روز ناراحت کنندست
... براي همه ما
...اما فکر مي کنم اين مهمه که ما به ياد بياوريم که
چه چيزي و در مورد "هنک" دوست داشتيم، ميدونين؟
حس شوخ طبعيش، البته
اون هميشه جک ها رو سريع تعريف مي کرد خوب يا بعد
معمولاً بد
...اما اون
! اُه، خداي من
"اُه خداي من ، "هنک
هنک"، "هنک" داره ، "هنک" داره ما رو ترک مي کنه"
اون از اينجا کجا داره مي ره ؟
کي مي دونه ؟
...اما
"اُه، خدا "هنک
عادلانه نيست، مي دونين ؟
... زندگي مي کني و بعد ما مي ميريم
...و ما نمي تونيم
... به اندازه ي کافي دوست داشته باشيم و
No comments yet. Be the first to leave one.