The first 200 lines.
...گذشت "Bones" آنچه در
.ازت میخوام که شوهرم باشی .دلم میخواد بقیه عمرم رو با تو باشم
با من ازدواج میکنی، بوت؟
.بله
.معلومه که بله
.یه هکر به اسم "کریستوفر پلانت" هست
.اون دیگه هکر نیست .حالا یه قاتله
.هشت نفر کشته شدن
،باید الان جواب این کارش رو بدیم .قبل از اینکه یکی از ما بمیره
وقتی بهم تیراندازی کردی، از .خط قرمز رد شدی مامور بوت
فکر کردی این یه جور بازیه؟ .البته
.حالا قوانین بازی عوض شدن
،شما دو تا نامزد شدین ،"با عملکرد "پلانت
اون نمیتونه قبول کنه کسی جایگزینش .بشه. ممکنه کاراش رو تشدید کنه
تو کجایی؟ .تقریبا هر جایی که بخوام باشم
پلانت" میتونه به همه دوربینهای" امنیتی دسترسی داشته باشه؟
.تو با اون ازدواج نمیکنی مامور بوت
و دکتر برنان نباید بفهمه چرا .تو داری پسش میزنی
.اگه بهش بگی، من میفهمم
اگه حرفم رو نشنیده بگیری، مسئول .مرگ 5 تا آدم بیگناه خواهی بود
.باید با هم حرف بزنیم
.در مورد ازدواج کردنمون
.فکر کنم نباید اینکارو بکنیم
مترجم : پريسا هماهنگ سازي : آريا
منو ببخش، پدر. بخاطر .گناهی که مرتکب شدم
...الان، آه
.وای .این مطمئنا چیز خوبی نیست، پدر
.منو "پدر" صدا نکن، سرگروهبان .من دیگه کشیش نیستم
،منم دیگه ارتشی نیستم .پس مساوی شدیم
از آخرین اعترافم چقدر میگذره؟
.هشت سال .هشت سال
.هشت سال شده مطمئنی هشت سال گذشته؟
.تو آخرین کسی بودی که پیشم اعتراف کرد
این یه جور نقطه عطفه که .یه کشیش به خاطر بیارش
چطوری بهم بگی چی تو سرت میگذره
و پای خدا رو وسط نکشی؟
.من به زنی که عاشقشم دروغ گفتم
.یه دروغ همینجوری الکی نبود .یه گنده از ته قلب بود
.درسته، که باعث میشه گناه باشه
،نه. نصیحت منو میخوای
تن لشت رو بردار ببر خونه و .به تمپرنس حقیقت رو بگو
جایی داری که با هم حرف بزنیم؟
نه، منظورم جاییه که
تلویزیون یا رادیو یا هر چیزی که امواج میفرسته
.یا میگیره یا برق میزنه، نباشه
.پسر، دیوونه زنجیری شدی
این یارو چنر نفرو کشته؟ .هشت
به نظر من، این فقط .یه مشت از خرواره
و اون بهت گفت که اگه با تمپرنس ازدواج کنی
اون 5 تا آدم رو بطور تصادفی انتخاب میکنه و میکشه؟
نه فقط اینکه با استخونی ازدواج کنم، میدونی حتی اگه بهش بگم .چرا باهاش ازدواج نمیکنم
تو باور میکنی اون اینکارو بکنه؟
این یارو از هر کسی که تا حالا .سر راه من و تو سبز شده بدتره
پس تو و تمپرنس برید ،یه سفر و چادر بزنید
و توی یه غار گم بشید و تو حقیقت .رو یواشکی در گوشش بگو
،دوستت دارم، میخوام باهات ازدواج کنم"
"ولی نمیتونم چون "پلنت ."آدمهای بیگناه رو میکشه
پلانت"، خیلیخب؟"
و اونوقت استخونی از غار میاد بیرون .و خیلی خوشحال به نظر میاد
نمیتونه مخفیکاری کنه؟ .نه، هر چی که بشه
،میدونی چیه .فقط مجبورم اونو بکشم
!وای
چیه؟ چرا که نه؟ یا این یا اینکه مجبورم پیداش کنم
و اونوقت به استخونی .بگم چرا اینکارو کردم
خب، چقدر طول میکشه اونو بگیری؟
من سه ماهه دارم دنبال این یارو .میگردم و هیچی پیدا نکردم
.یه بنبست کامله
این همون چیزیه که اون میخواد، درسته؟
که بین شماها فاصله بندازه؟
.آره. همون چیزه که میخواد
.و خیلی خوب هم داره اینکارو میکنه
.خب، پس بهتره پیداش کنی و بکشیش
شماها توی دفترم چکار میکنین؟ چرا تلفنت رو جواب نمیدادی؟
چرا بوی مشروب میدی؟
چون داشتم با یه کشیش حرف میزدم، مامان، بابا، باشه؟
خیلیخب، این دیگه چیه، ها؟
.چون من اینجا سر کار هیچ مشکلی ندارم
.ما بخاطر کار نیومدیم اینجا .پس به شما ربطی نداره
.من فقط میدونم، قبلا ما خوشحال بودیم
اونوقت دکتر برنان بهت ...پیشنهاد ازدواج داد .که تو هم میخواستی
،و تو گفتی آره .بعدش گفتی نه و همه بدبخت شدن
چطور این به ما مربوط نیست؟ .کاملا به ما مربوطه
.این بین من و استخونیه
.اوه، اینو باش
."جسد تو هتل "لایت فوت
.وقت صحنه جرمه
دقت کردی جسدها همیشه
بوت رو از مقابله با شیاطینش نجات میدن؟
!شاید بخاطر همینه که بوی مشروب میده
.اوه، خدایا. این افتضاحه
آره، یه عالمه کار میبره که همه .بقایا رو از اون تو در بیاریم
.منظورم بلاییه که سر این یارو اومده
خب، چی میفهمین، ها؟ خودکشی از روی پشتبوم؟
.سلام، استخونی
.قبلا بهت زنگ زدم
آره، میدونی، یادم رفت .گوشیم رو شارژ کنم
.کریستین میخواست با باباش حرف بزنه
.یه تیکه نسبتا بزرگ اینجاست
به نظر میرسه توسط نیروی گریز .از مرکز پروانههای فن پرتاب شده
،حفره زیر کتف .مفصل بازوی راست
.شونه
.جسد رو کشیدن روی زمین
.مدرکی دال بر دررفتگی وجود داره .عالیه
خیلیخب. اون به قتل رسیده، کشیده .شده و از پشت بوم انداختن پایین
خیلیخب، من معمولا ،دخالت نمیکنم، سیلی
.ولی بینتون سردی افتاده، اینو میفهمم
به هر حال، اگه سریعا ،این سردی رو گرم نکنی
.برای همیشه اونو از دست میدی
."سَرِت به کار خودت باشه "کامیل
مترجم : پريسا هماهنگ سازي : آريا
"Bones" فصل 9 قسمت 1 : رازهای نهفته در خواستگاری
:با شرکت "ديويد بوريانز" "اميلي دِشَنِل "
" ميشلا کانلين "
" تامارا تيلور "
" تي جي تاين "
" جان فرانسيس ديلي "
:کاري از " هارت هانسون "
،مامور ویژه بوت ."ایشون مدیر هتل هستن، آقای "گاف
تهویهکننده هوا امروز ساعت 8 .صبح بطور خودکار روشن شد
...کار نکرد چون
.خب، میدونیم چرا کارو نکرد
درست متوجه شدم که شما میخوایید کل واحد تهویه هوا رو ببرید؟
خب، تمام داخلش با بقایای انسان .پر شده. به درد شما نمیخوره
ضمنا ما به تمام فیلمهای دوربینهای امنیتی شما
.هم احتیاج داریم
هتل "لایت فوت" به دوربین .مجهز نیست، مامور بوت
چی؟ چرا نیست؟
این از اون مدل هتلهاییه که خانومهایی .رو میارید که همسرتون نیستن
اینطور نیست، آقای "گاف"؟ .شهرت ما بخاطر احتیاطمونه
.خب، پس یه بازرسی اتاق به اتاق میکنیم
یا شاید بخوایید کمکمون کنید بفهمیم قربانی از کدوم اتاق پریده؟
ما یه مهمان داشتیم که قرار بود .امروز اتاق رو تخلیه کنه ولی نکرده
.واحد تهویه هوا تو راه آزمایشگاهه
به من احتیاجی داری؟
خیلیخب. اتاق به یه اسم .قلابی ثبت شده، پول نقد دادن
.آره، درست تو مسیر واحد تهویه هوا
به نظر میاد سرویس نظافت .قبلا اتاق رو تمیز کرده
.هنوز نیومدن اینجا
.کس دیگهای تمیزش کرده
DNA خب، تیم پلیس میتونن برای .و اثر انگشت اینجا رو بگردن
.من باید برگردم آزمایشگاه
.اوه
چیه؟ .بوی ودکا حس کردم
.ودکا. درسته
،گوش کن استخونی، آم
...در مورد جواب ندادن تلفنم امروز
.میدونم داشتی دروغ میگفتی .دیشب هم نیومدی خونه
،داشتم کار میکردم. من ساعت کاری عادی دارم. ضمن اینکه دارم .سعی میکنم "پلانت" رو بگیرم
انجلا هم موافقه. اونم .میگه داری دروغ میگی انجلا؟
.خب، میدونی، انجلا همه چیزو نمیدونه
.من بخاطرت جون میدم
.من دوستت دارم
.خون
.خون
این نمونه نشون میده یه .الگوی پاشیدن خون پاک شده
.با ودکا پاکش کردن
.یعنی اینکه قتل با نقشه قبلی نبوده
.جنایت احساسی
.تا ابد وقت میبره
.وزن این فن 550 کیلوئه
پنج تا پروانه داره، 2700 .دور در دقیقه میچرخه
.بزرگترین چرخ گوشت دنیا
من میخوام تمام قرارهایی رو که طی .سه روز آینده داشتم، لغو کنم
.بعلاوه یه قرار ملاقات با یه آتشنشان
.خیلی فداکارانهاس
.تیکههای فلزی بیشتر
این دیگه چیه؟ احساساتش؟
،خب، فکر میکنم تیکههای یه موبایله
.ولی کاملا له شده
حدس میزنم که این تیکهای ،از یه ساعت مچیه
.ولی نمیتونم هیچ تیکه دیگهای پیدا کنم
.این یه استخوان رکابیه
استخون کوچولوی گوش؟ .این مسلما از استخون درست نشده
این یه استخوان رکابی مصنوعیه .که از تیتانیوم ساخته شده
.در درمان اتواسکلروز بکار برده میشه ...باید یه
.شماره سریال
اون خیلی بیشتر بهمون یه هویت .میده تا یه تیکه ساعت مچی
."اوه، حواستو جمع کن "دیزی .آره، حواستو جمع کن
انجلا قربانی رو "جوناس .سایدل" شناسایی کرد
به نظر من جالبه که همیشه در نظر بگیرم که قربانی قتل، خونهاش رو
.با این فکر ترک میکنه، که برمیگرده
.اونوقت برنمیگرده
درسته. خب، چیزی در مورد قربانی باعث این نتیجهگیریت شده استخونی؟
شاید باید سوییتس رو برای الهامات روانشناسانه محیط
.با خودت بیاری اینجا
صبر کن، تو که به الهامات .روانشناسانه اعتقاد نداری
.ولی تو داری
.ما خیلی خیلی تفاوت داریم
نگاه کن، قربانی یه جور حسابدار .تو وزارت امور خارجه بوده
.میروم در موردش تحقیق کنم میخوای با من بیایی؟
.بهتره برگردم به آزمایشگاه .بهترین کارم رو اونجا انجام میدم
.سوییتس رو ببر
.بازم سوییتس
فکر میکنم اینطوری همه به بهترین .نحو از زمانشون استفاده کردن
.خب، قربانی ازدواج نکرده خب؟
مجرد و یه حسابدار وزارت امور خارجه؟
اوه، سوییتس، مردم رازهایی دارن، باشه؟
.مهم نیست شغلت چیه
.آقای "نورمن" الان میتونن شما رو ببینن
.باورم نمیشه اون مرده
No comments yet. Be the first to leave one.