The first 200 lines.
تشخيص درست با بيننده است
پس کسي به جسد دست نزده ؟
نه ما احتياج داريم هر چه زودتر مشخصاتشو بدونيم
ممکنه با گروهي سرو کار داشته باشيم که مواد هسته اي دست پيدا کرده باشن
اون واقعاً مي درخشه ؟ اوه ، آره
من يه ارتباط اينترنتي با آزمايشگاهم لازم دارم
ببخشيد سرگرد، راکتور کنسينگتون امنه
تمام وسايلي که مواد راديو اکتيو حمل مي کردند متوقف شدن
دکتر برنن يه ارتباط ويديويي با جفرسونيان نياز دارن
در اسرع وقت، بارون واقعاً روند همه چيزو آهسته کرده
باشه، ممنونم
ببين، آه، اجساد واقعاً نميدرخشن
بله، خوب به همين دليله که ما اين همه احتياط مي کنيم
خيله خوب، اين يديد پتاسيمِ
اينا لباساتونه
قرص؟ آره، اين کمک مي کنه که ...
تيروئيد مانع جذب تشعشعات مي شه
مي دوني...
آنجلا دوباره درخواست هادجينزو رد کرده
چي ؟
هادجينز خواستگاري کرده
و آنجلا جواب رد داده
واقعاً مي خواي الان راجع بهش حرف بزني
چرا که نه، وجود هيچ خطر خاصي تا الان تأييد نشده
ميدوني،فقط،آه يه کم عجيبه،
بحث ازدواج ، اونم وقتي داريم سعي مي کنيم دچار مسموميت تابشي نشيم
اونيکه عجيبه خود ازدواجه
مردم عاشق مي شن و ازدواج ميکنن،اين کاريه که همه مي کنن
تو که نمي خواستي راجع بهش حرف بزني من فقط مي گم
تو به عشق اعتقاد داري، نداري؟
من فکر ميکنم که دوپامين و نورپينِفرين رضايتمندي و شبيه سازي مي کنن
يک سري محرکات زيستي مثل بو، اشکال متقارن...
اشکال متقارن ؟ بله
اين نشونه هاي يه توليدکننده ي خوبه
به نظر مي رسه تو توليد کننده خوبي باشي
شما دوتا چند وقته که با همين ؟
ما... ما....
ما همکاريم فقط همين شريکيم....
من و شريکم راجع به بيس بال صحبت مي کنيم
تو شايد اينو نپذيري بونز، اما يه چيزي به اسم عشق وجود داره که تو
نمي توني تو آزمايشگاهت اندازه گيريش کني
اون ، اون چه معني مي ده ؟
300 ميليگرم
خوب، اين کاملاً طبيعيه
اگه بيشتر از 3000 تا باشه بايد نگران مي شديم
اين مي تونه اسلحه باشه هسته اي ؟
در اين صورت لباسا خيلي به درد نمي خورن
اوه، عاليه، ممنون
جسد داخل اونجاست
کسي افزايش اشعه مي بينه ؟ - هيچي نيست، با عقل جور در نمياد
مونث
اواسط دهه ي بيست، اوايل دهه ي 30
سفيدپوست
به نظر مي رسه يه مدتي اينجا بوده
احتمالاً اونقدر هم طولاني نبوده، موشها و راسوها خيلي سريع عمل کردن
اينجا هيچ تابشي وجود نداره
پس اين برا چي مي درخشه ؟
نمي دونم
اما اين الان مشکل شماست
بچه ها، کار ما اينجا تموم شده
چندين زخم چاقو
اون چرا مي درخشه ؟
هيچ ايده اي ندارم
هيچ ايده اي...
بونز فصل دو اپيزود بيست: "استخوان هاي درخشان در خانه ي سنگي قديمي"
زخم روي دنده ها و خونريزي
تو ماهيچه هاي بين دنده اي مجاور با زخم چاقو مطابقت دارن
چندين ضربه چاقو
يه نفر عصباني بوده
بريدگي هاي زند زيرين چپ زند اسفل با جراحت هاي دفاعي مطابقت دارن
هنوز هيچ جوابي برا درخشان بودن استخوان ها پيدا نکردي؟
ما هر روزکه اينجا لامپ انساني نداريم
من اولين مرحله ي پوست اندازي مگس سبز و رو جسد ديدم
که نشون مي ده اون نزديک 48 ساعت پيش مرده
من بايد تراشه هاي بيشتري از استخون ها براي تحليل ماده درخشان داشته باشم
مي توني اين قسمت و خراش بدي
خوب، تيم دانشمندا
چرا اون مثه اين چوباي درخشان مي مونه ؟
چرا همه فکر مي کنن کار من آسونه ؟
واو،شوخي نمي کردي
اگه بچرخونيمش، مي تونيم تظاهر کنيم تو يه مهموني هستيم
داستانش چيه هادجينز؟
هي، من شعبده باز که نيستم !
حالت خوبه ؟ ؟
استخونا احتمالاً اونو ياد غار وايتامو مي ندازن
اينجوري نيست
من تو اون غار بودم تو نيوزلند توش پر از کرماي شبتابه کوچولوئه
و تو تاريکي مثه اينه که هزار تا ستاره اونجاست
خيلي رمانتيکه
آره، اونجا رو براي ماه عسلش با آنجلا انتخاب کرده بود
اگه اون جواب مثبت مي داد، که نداد
خيله خوب، جماعت، من و آنجلا با هم خوبيم ،
اما اون
پيچيدست، اما من مي فهمم چطوري درکش کنم
درست مثه اين استخوان هاي الکتريکي
پس بهتره همگي برگرديم سرکار، باشه ؟
خيله خوب باشه
دستبند قشنگيه
- دست چپ و لازم داري ؟ - نه
خيلي گوشت داره و جاي زخم هم روش نيست
همون جوري که من دوسشون دارم
آه خداي من ، چيکار ميکني ؟
داري سدي چيزي بند مي آري ؟
دست چپ زير بدنش گير کرده بوده
در معرض ديد نبودن باعث شده که يه سري از غشا ميان پوستي حفظ بشه
- ممکنه بتونيم يه اثر انگشت بگيريم از اون ؟
اونکه چروکيده که
ميشه نرم کننده لباس برام بريزي؟ آره، حتماً
مامانم از اينا استفاده مي کرد من نمي دونستم اينا چيزاي علمي ان
- بگو کي بسه - خوبه
تو فکر مي کني هادجينز حالش خوبه ؟
نه، ابداً
خوب، به نظر ميرسه اونا مثه خرگوش روسرو کله هم ميپريدن
- خوب، اون بيشتر از اين مي خواد - چقدرشيرين
اوه، تو فکر ميکني همه ي اون چيزي که يه مرد مي خواد سکسه ؟
نه، آبجو هم هست
- چيپس، سالسا - بيخيال بابا ، کَم
يعني، وقتي که من و تو با هم بوديم ، تو فکرمي کردي که ما مي تونيم ، مي دوني ...
ازدواج کنيم ؟
- نه - نه، منم فکر نمي کردم
اما يه لحظه هم نبود، فقط يه لحظه که احساس کني، واو ...
اونجارو ببين، دوباره انگشت شده
سيلي، مي دوني من چه احساسي داشتم ؟
من
احساس رضايت مي کردم
رضايت زياد
و خوشحال بودم که خونه خودم و دارم ، و زندگي مجردي خودمو
و تو هم همينطور بودي
اصلاً ما چرا داريم راجع به اين موضوع حرف مي زنيم ؟
اينجارو ببين
يه اثر انگشت عالي
باورنکردنيه، فقط با يه نرم کننده لباس ؟
بافت خشک شده رو آب رساني مي کنه و با چسبندگي بافتي مبارزه مي کنه
اه، خداجون، پافي سافت، ها ؟
نگاش کن
خوب، کارلي ويکتور، 29 ساله
کارلي ويکتور ؟
مي شناختيش ؟ آره اون
آشپز معروفس
ميز کارلي تو کالورت
آشز بودن اون بريدگي ها و سوختگي ها ي روي دست چپش و توجيه مي کنه
خيله خوب، اين صفحه ي ماي اسپيسشه
اين همون جاييه که ماکاروني و پنير معروفي داره ؟
آره، اصلاً غير ممکنه بشه اونجا رفت
کاملاً غير ممکن
تو هم همينطور ؟
ماکاروني و پنير، بهترين آفريده خداست
اون توش تره فرنگي و بيکن ايتاليايي مي ريزه ، خيلي خوشمزه مي شه
تو چطوري رفتي اونجا ؟
من يه فروشنده پرفروشم، بوث، هر جا بخوام مي رم
سالي و بردم با خودم
- اونم ... - اون گفت بهترين ماکاروني بوده که تا الان خورده
چرا اون همه عکس تو صفحش هست
اونا دوستاشن و اجتماعات مختلفي که عضوشون بوده
بلاگها، شوهرش، ويديوهاي آشپزي
يه عالمه چاقو تو آشپزخونست، برا دوستاش کاري نداشته که يکي از اين چاقو ها رو بردارن و باهاش اونو بزنن
چرا اون صفحه ها رو چک نمي کني ببيني کسي باهاش مشکل داشته يا نه ؟
نمي تونم تصور کنم کسي بخواد کالي و بکشه
اون اومد بيرون ببينه ما از غذامون لذت مي بريم يا نه
ما يه کم با هم صحبت کرديم ، من...
قرار بو هفته ديگه برم اونجا و دوباره ببينمش
حالت خوبه، عزيزم ؟
آره
من فقط عادت دارم که قرباني ها غريبه باشن
ما بايد به شوهرش خبر بديم بوث
حتماً
به ميز کارلي خوش آمديد، ميز رزرو داشتين ؟
نه که امکانش هم هست
اوه، دکتر برنن ، ببخشيد، من شما رو نديدم
ما امشب خيلي شلوغيم، ممکنه يه چند لحظه معطل بشيد
تو مي توني بدون رزرو اينجا بياي
- ما بايد با دن صحبت کنيم - شوهر کارلي
اوه، يه لحظه
مي دونه اون شوهر کارليه
بونز، بونز، بونز ماکاروني و پنير، ماکاروني و پنير
بوث
فوق العادست
ما دوست داريم به کارلي بگيم
اون الان سرش شلوغه اما مطمئن باشيد من حتماً تعريفاتون رو بهش مي رسونم ، باشه ؟
باشه، مراقب خودتون باشين
ام، کارلي تو آشپزخونست ؟
بله، اون 24 ساعت هفته اون توئه بايد از اونجا بکشيش بيرون
- دکتر برنن، درسته ؟ - بله، ايشون همکار منه
مأمور ويژه سيلي بوث
سلام
ما مي دونيم اون تو آشپز خونه نيست ، دن
من فقط نمي تونم تصور کنم اون ديگه نيست
من خيلي متأسفم ، دن
آخرين باري که اونو ديدي کي بود ؟
جمعه شب
خيلي از رستورانهاي دور و بر و دزد زده بود
کارلي نمي خواست پولو اينجا بزاره
اون و ابي پولو بردن دستگاه خود پرداز
ابي کيه ؟ ابي سينگر
اون و دوست پسرش بن ، شرکاي کاري ما هستن
اول دوستامونن
اون صحه گزاري هاي کارلي و برنامه ريزي مي کرد
منظورم اينه که ....
ابي که فوت نشده، شده
نه، ما فقط کارلي و پيدا کرديم
No comments yet. Be the first to leave one.