No Man's Land

No Man's Land

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

No Mans Land S02E06 WEB-DL Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-14
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏هر کدوم از این پالایشگاه‌ها ‏ماهی یه میلیون درآمد دارن.

‏خب، نظرت دربارهٔ اینجا چیه؟

‏بگو ببینم، واقعاً چه نقشه‌ای تو سرته؟

‏اون مرد ریشو... اسمش ناصره؟

‏- باهام از بالا حرف نزن. ‏- هیچ‌وقت.

‏و باهام مثل اون زن‌های دیگه رفتار نکن.

‏من ازت محافظت می‌کنم.

‏صدها زن رو داعش دزدیده.

‏داعش زن‌ها رو به اردوگاهِ ‏درهٔ الدیجان می‌بره.

‏ولی اونجا شدیداً محافظت می‌شه.

‏دلیلی مهم‌تر از نجات اون ‏زن‌ها برای جنگیدن هست؟

‏ی‌پ‌ژ ازت محافظت می‌کنه.

‏مادرم و بقیهٔ زن‌ها رو آزاد می‌کنن؟

‏همه رو آماده کن؛ امشب حمله می‌کنیم.

‏روین، برو جلو.

‏روین!

‏می‌دونستن داریم میایم!

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏یالا!

‏لعنتی!

‏آره!

‏ساریا، تأییدش کردن.

‏آمریکایی‌ها می‌خوان داعش رو بمبارون کنن.

‏کی؟

‏ممکنه... چند روز دیگه. حتی چند هفته.

‏چند هفته؟

‏قرار نیست اردوگاه زن‌ها رو بمبارون کنن.

‏توی فهرست اولویت‌هاشون نیست.

‏اولویت اولشون زیرساخت نظامی داعشه.

‏منم از این قضیه ناراحتم.

‏متأسفم، رفیق.

‏فکر می‌کردم از پسش برمیایم.

‏شهیدها هیچ‌وقت نمی‌میرن.

‏شهیدها هیچ‌وقت نمی‌میرن.

‏بریم.

‏- بعداً می‌بینمت. ‏- برو.

‏چند روز دیگه می‌رم دمشق،

‏تا برای گزارشم یه‌سری مطالب بیشتر جمع کنم.

‏مگر این‌که چیزی بخوای بهم بگی.

‏فرمانده؟

‏اون دختر پیش شما می‌مونه؟

‏اون جزو گزارش تو نیست. بی‌خیالش شو.

‏وقتی رفتیم تو، فاصله‌ت رو حفظ کن.

‏روین همیشه داوطلب می‌شد

‏که قبل از همه بره جلو.

‏دلداری‌م نده.

‏می‌خوام بدونم

‏چه بلایی سرش اومد.

‏افتادیم توی کمین.

‏توی راهتون کمین کردن...

‏کجا؟ حق دارم بدونم.

‏خواهش می‌کنم.

‏بهم بگو.

‏تروریست‌ها نزدیک رقه یه ‏اردوگاه زندان زن‌ها دارن.

‏سعی کردیم خودمونو بهشون برسونیم.

‏تصمیم من بود.

‏همه...

‏همه‌ش تقصیر منه.

‏داستان زن‌های سابین.

‏می‌شناسیش؟

‏بعد از این‌که رومی‌ها ‏زن‌های سابین رو دزدیدن،

‏پادشاهشون تصمیم گرفت برای پس گرفتنشون بجنگه.

‏ولی وقتی التماس زن‌ها رو شنید،

‏که هیئتی فرستاده بودن و ‏می‌خواستن توی روم بمونن،

‏تصمیم گرفت جنگ رو لغو کنه،

‏و زن‌ها هم همون‌جا موندن. توی روم.

‏می‌دونی چرا زن‌ها انتخاب کردن توی روم بمونن؟

‏انتخاب نکردن.

‏این شکلیه که داستان توی ‏اسطوره‌های رومی ثبت شده.

‏سابین‌ها، اگه کسی ازشون زنده مونده بود،

‏احتمالاً داستان رو یه ‏جور دیگه تعریف می‌کردن.

‏همه‌شون مثل همن، لازم نیست دست بزنی.

‏عربی بلد نیستم، ببخشید.

‏این همسر شیخ عبدالرحمانه!

‏با احترام باهاش رفتار کن، خدا لعنتت کنه!

‏ببخشید آقا. نمی‌دونستم. واقعاً عذر می‌خوام.

‏ببخشید.

‏- چی شده؟ ‏- چیزی نیست، چیزی نیست.

‏لطفاً اشتباهم رو ببخشید.

‏باشه. ممنون، بفرمایید.

‏پول نمی‌خوام. افتخاره برام.

‏مطمئنی؟

‏ممنون.

‏سلام.

‏تازه از بازار برگشتم؛ ‏سبزیجاتش محشر تازه بود،

‏گفتم یه سالاد درست کنم. تو هم می‌خوری؟

‏بیا، یه دستی بهم بده.

‏- اینجاست؟ ‏- جیک؟

‏نه.

‏حالت خوبه؟

‏به نظرت حالم خوبه؟

‏من اینجا زندانی‌ام.

‏می‌دونم شرایط پیچیده‌ست.

‏من نمی‌تونم عوضش کنم.

‏ولی اینجا بودن از گزینه‌های ‏دیگه بهتره. مگه نه؟

‏مگه نه؟

‏پس بیا، ناهار درست کنیم.

‏چطور شده تو بهش می‌گی جیک؟

‏اسمش یعقوبه، ولی توی آمریکا ‏همه جیک صداش می‌کردن.

‏خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم،

‏خیلی قبل‌تر از این‌که...

‏قبل از این‌که بیاد اینجا.

‏پس... تو به خاطر اون اومدی اینجا،

‏همون موقع که توی پرواز دیدمت؟

‏چند سال بود همدیگه رو ندیده بودیم.

‏حتی یه روز نبود که من بهش ‏فکر نکنم، یا اون به من.

‏هیچ‌وقت حس نمی‌کردم بقیه زبان منو می‌فهمن،

‏فقط اون می‌فهمید.

‏پس... اصلاً چرا از هم جدا شدین؟

‏خودت چی؟ کسی هست که منتظرت باشه؟

‏الی، باید کمکم کنی.

‏فقط می‌خوام برگردم خونه. خواهش می‌کنم.

‏التماست می‌کنم.

‏بگو... نمی‌دونم، بگو فرار کردم.

‏خواهش می‌کنم.

‏واقعاً نمی‌فهمم چرا این‌قدر ناسپاسی.

‏بعد از همهٔ کارهایی که من و جیک برات کردیم.

‏الی، خواهش می‌کنم.

‏فقط کمکم کن.

‏چرا این‌قدر ساکت شدین؟

‏داشتین دربارهٔ من حرف می‌زدین؟

‏مایکه، بیا.

‏الی...

‏- خواهش می‌کنم کمکم کن. ‏- متأسفم.

‏حالت چطوره؟

‏افتضاح.

‏حالا نقشه‌مون چیه؟ دوباره حمله می‌کنیم؟

‏نسرین، تموم شد. دیگه برنمی‌گردیم.

‏یعنی چی؟ همهٔ اون زن‌ها هنوز اونجان.

‏تلاش کردیم. شکست خوردیم.

‏- نمی‌تونی دست بکشی. ‏- نه، گوش کن...

‏نمی‌تونی تسلیم بشی، ساریا.

‏- ساریا، خواهش می‌کنم، بسه. ‏- خواهش می‌کنم، بس کن...

‏همین الان بس کن!

‏لعنتی!

‏نمی‌فهمی حتی امتحان کردنش ‏چقدر بی‌پروا و احمقانه بود؟

‏روین مُرد، می‌فهمی؟

‏شش تا از خواهرهام مُردن!

‏صدای منو می‌شنوی؟

‏می‌فهمی؟

‏همه‌شون مُردن، به خاطر...

‏به خاطر من؟

‏نه.

‏به خاطر من.

‏بحث تمومه.

‏اینجا ارتشه. یادت هست؟

‏هرچی بهت گفتن انجام می‌دی.

‏من نمی‌خواستم عضو ارتش بشم.

‏فقط می‌خواستم مادرم رو پیدا کنم.

‏باشه.

‏مشکلی نیست، برو مادرت رو پیدا ‏کن؛ فقط یونیفرمت رو دربیار و برو.

‏هر کاری می‌خوای بکن. ولم کن.

‏ - هی. ‏- سلام. سلام، ربکا.

‏الان وقت خوبیه حرف بزنیم؟

‏آره. اینجا یه‌کم شلوغه، می‌دونی؟

‏آره، آره، حتماً. فقط...

‏هی، کی دوباره می‌تونم ببینمت؟

‏ راستش همه‌مون تا یه کم ‏ دیگه می‌ریم بار. میای؟

‏ - خوش می‌گذره. ‏- دقیقاً منظورم این نبود.

‏ بیا دیگه. نمی‌دونم چند روز ‏ آینده چقدر وقت داشته باشم، پس...

‏آره، حتماً. بعداً اونجا می‌بینمت.

‏ باشه، عالیه. اونجا می‌بینمت.

‏دنبالت می‌گشتم. همه‌چی روبه‌راهه؟

‏آره.

‏می‌تونم یه چیزی نشونت بدم؟

‏این کیه؟

‏آنا هابر.

‏که با اسم شاماران هم شناخته می‌شه.

‏و...

‏یه نامه ازش داری.

‏آخرین نامه‌ش.

‏پیداش کردم. خودشه.

‏- خودش تأیید کرد؟ ‏- نه.

‏از توی چشماش فهمیدم.

‏پیداش کردم.

‏خوش اومدی، شیخ.

‏- زود باشین، زود! ‏- چشم، شیخ.

‏- یالا بچه‌ها، عجله کنین! ‏- ناصر.

‏رفیق، اینجا چی کار می‌کنی؟

‏گاهی دوست دارم خودم بیام پایین ‏و انتقال‌ها رو زیر نظر بگیرم.

‏راستش می‌خواستم دربارهٔ ‏تولید نفتمون باهات حرف بزنم.

‏- آره؟ ‏- آره.

‏فکر می‌کنی دربارهٔ حفاری نفت ‏چیزی هست که به یه تگزاسی یاد بدی؟

‏- خفنه، نه؟ ‏- لعنتی، محشره.

‏خدا رو شکر.

‏ببین، می‌شه حواست به اینجا باشه؟ ‏یه جفت چشمِ قابل‌اعتماد می‌خوام.

‏- آره، حتماً. ‏- یه کم دیگه می‌بینمت.

FILAMINGO-MID

‏ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو ‏مترجم: ⁦ZIMO⁩

‏وایسا!

‏همون‌جا وایسا! تکون نخور!

‏من مالِ شیخ ناصر یاسین، از شورای نظامی‌ام.

‏اینجا چی کار می‌کنی؟

‏من مالِ شیخ ناصر یاسین، از شورای نظامی‌ام.

‏وایسا!

‏وایسا وگرنه شلیک می‌کنم!

‏من مالِ شیخ ناصر یاسین، از شورای نظامی‌ام.

‏چطور سر از جایی درآوردی که پیدات کردن؟

‏حرف بزن! یالا!

More Farsi/persian subtitles for No Man's Land

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left